وضعیت هشدار دهنده روسپیگری در محلات جنوب شهر تهران/ در جنوب‌ پایتخت اتفاقاتی می‌افتد و خبر نداریم

۱۳۹۲/۱۰/۱۱ - ۱۶:۴۳ - کد خبر: 103144
وضعیت هشدار دهنده روسپیگری در محلات جنوب شهر تهران/ در جنوب‌ پایتخت اتفاقاتی می‌افتد و خبر نداریم

سلامت نیوز: چهار نفر از فعالان و پژوهشگران حوزه آسیب‌های اجتماعی و جامعه زنان در دفتر پژوهشهای تاریخی شهر تهران گرد هم آمدند تا درباره آسیبهای اجتماعی در زنان تهران نظرات خود را مطرح کنند.

سخنان معصومه آباد، عضو شورای شهر درباره کم شدن سن زنان خیابانی به 16 سال و همچنین ارائه آمار 100 هزار نفری از زنان خیابانی بهانه ای شد تا "دفتر پژوهش‌های تاریخی شهر تهران" میزگردی با حضور برخی از فعالان و مسئولان شهری تهران در حوزه اجتماعی و مسایل زنان ترتیب دهد. در این نشست مهدیه طائفه رستمی، کارشناس ارشد برنامه ریزی شهری از مرکز مطالعات شهری شهرداری تهران حضور داشت، توران ولی‌مراد، فعال حوزه زنان به بیان دیدگاه های خود پرداخت، فاطمه دانشور، عضو شورای شهر تهران و رئیس کمیته اجتماعی این شورا به برنامه های شورای شهر اشاره کرد و کاظم عابدینی‌مطلق، نویسنده و محقق حوزه زناشویی و نویسنده کتاب "عالیجناب حجاب" از دیدگاه مذهبی به بررسی آسیبهای حوزه زنان وارد شد.


همچنین حمید ناصری، مورخ و تهران شناس، درباره پیشینه حضور شهرداری در موضوع آسیب‌های اجتماعی، مقدمه ای را بیان کرد. به گفته ناصری سابقه حضور شهرداری تهران در موضوع مقابله با آسیبهای اجتماعی، به زمان رضاشاه برمی گردد. به صورت مدرن، در سال 1338 و در زمان شهرداری موسی مهام، اداره اسکان بی خانمانها در شهرداری تهران راه می افتد.


ناصری درباره پیشینه بررسیهای شهری در حوزه مسایل و آسیبهای مرتبط با زنان تهران توضیح داد: "در سالهای دهه 40 نیز، خانم فرمانفرمایان گزارش مفصلی در آموزشگاه علوم اجتماعی در تهران از ارزیابیهای خود ارائه کرده است. حتی در آن زمان عبدالرضا انصاری، وزیر کشور، اکبر مروستی از معاونان شهرداری و خانم فرمانفرمایان از فضای فیزیکی محلات آسیب زا و آسیب دیده مانند میدان گمرک دیدن می کنند. در آن زمان نیز این توصیه ها و هشدارها به مدیران شهری وجود داشت که وضعیت اجتماعی شهر تهران به دلیل کودکان کار و زنان خیابانی به مخاطره افتاده و انجمن شهر و شهرداری نسبت به مسایل باید توجه کنند." وی درباره پیشیشنه مطالعات آسیبها در تهران گفت: "در سال 41، سمیناری در دانشگاه تهران تشکیل شد تا آسیبهای شهری و اجتماعی تهران را بررسی کند. برای تدوین طرح فرمانفرمایان در سال 46، از این سمینار استفاده کردند. خانم فرمانفرمایان در سال 49، تحقیقاتی میدانی انحام می دهد و نتایج را به شهرداری تهران می دهد که برای ساماندهی کمپ منطقه گمرک استفاده می شود."

در این نشست، حضار به بیان دیدگاه های خود در این زمینه پرداختند که در ادامه می خوانید:


*چرا اینقدر در مسایل مربوط به آسیبهای اجتماعی به خصوص در حوزه زنان آسیب دیده تهران، با ابهام روبروییم؟

فاطمه دانشور: مسایل آسیبهای اجتماعی در تهران، مانند برده ای شده است که چند ارباب دارد و برای همین تقریبا آزاد است. این مشکلات را بهزیستی به گردن شهرداری می اندازد و شهرداری به گردن پلیس می اندازد و این مشکلات بر زمین مانده است

مهدیه طائفه رستمی: البته از زمانی که شهرداری وارد بحث آسیب های اجتماعی شد بهزیستی خود را کنار کشید.



*به نظر شما الان راهکار چیست؟

فاطمه دانشور: یک راهکار ساده ای دارد و نمی دانم چرا سراغش نرفته اند، باید یک کارگروه مشترکی با نماینده های شهرداری، شورای شهر، وزارت بهداشت، سازمان بهزیستی، قوه قضاییه، پلیس، آموزش و پرورش و سایر ارگانهایی که در این باره وظیفه ای بر دوش دارند تشکیل شود ولی مشکلی که در این زمینه می بینیم این است که بودجه ها ناچیز است، مثلا رقم ناچیز بودجه بهزیستی است. برای همین شهرداری ظرفیت و پتانسیلی چندین برابر بهزیستی دارد و می تواند در کنار بهزیستی باشد. همیشه سر مسایل سیاسی، میان شهردار با دولت سابق گفتمانی وجود نداشت.

امیدواریم در این دولت گفتمان بین دولت و شهرداری وجود داشته باشد. آقای مسجدجامعی حرکت خوبی کرده و از وزرا برای حضور در صحن علنی شورا دعوت کرده. امیدواریم ماهی یک بار از وزرا در صحن علنی شورا دعوت کنیم و تعامل دو طرفه ای را ایجاد کنیم بین شهرداری و دولت. واقعیت این است که شورای شهر باید شورای شهر باشد نه شورای شهرداری. از آن طریق خیلی بهتر می تواند با دولت وارد گفتگو شود.



*شهرداری درباره آسیبهای اجتماعی چه کرده؟ ظاهرا هنوز دوره طرحهای ضربتی برای مقابله با آسیبها سر نیامده؟


مهدیه طائفه رستمی: سال 88، طرحی در شهرداری ریخته شد به نام طرح انضباط اجتماعی در محله هرندی (دروازه غار). شهرداری قرار بود املاک خالی از سکنه را شناسایی کند. نیروی انتظامی، افرادی که مجرم بودند را شناسایی و ساماندهی کند. بهزیستی نیز کودکان و خانواده های بی سرپرست را عهده دار شود و کمیته امداد هم کمک مالی کند و سرپرستی برخی از اینها را بر عهده بگیرد. شهرداری نزدیک به 297 ملک را در محله هرندی تخریب کرد، املاکی که مخروبه و خالی از سکنه بودند. این املاک از لحاظ اجتماعی، آسیب به وجود آورده بودند. معتادان و کارتن خوابها، شبها، آنجا می خوابیدند.

چرا این کارها به ثمر نرسید؟

مهدیه طائفه رستمی: در اجرا، تنها کسی که پای کار بود، شهرداری تهران بود، املاک را شناسایی می کرد، ساماندهی می کرد. اداره آسیبهای شهرداری، خانمها و کودکان را جمع آوری می کردند. معضلات که در خانه ها بود، وارد فضای شهری شد و شهر را آلوده کرد. افراد از این محلات حارج شدند و آمدند در پارکها و آسیب در سطح شهر پخش شد. خانه ها آن زمان اصطلاحا به عنوان خانه های لانه کبوتری بود و یک نفر در هر اتاق نبود، بلکه در هر اتاق، 5 نفر زندگی می کردند و هر خانه دست کم 30 اتاق داشت که کلونی مفاسد اجتماعی و آسیب شده بود.عملا تنها شهرداری تهران بود و حتی به نیروی انتظامی امتیازاتی می داد تا همکاری کند. این کار سال 88 انجام شد ولی چون سایر ارگانها با شهرداری همکاری نکردند کار قطع شد.



از نظر شما دلیل این آسیبها چیست؟

فاطمه دانشور: مشکل اصلی این است که ارزش های اخلاقی به شدت دارد فرو می پاشد. دختران و عروسان را با صبر و فداکاری و ... ارزشگذاری می کردند ولی الان اینها ضد ارزش شده است و هر کسی صبور باشد و فداکاری کند، بی عرضه و عقب افتاده خطاب می شود و به همین دلیل بنیان خانواده ها در معرض تهدید و آسیب است. علتش آن است که ما خوراکهای روحی و عاطفی و روانی را نتوانسته ایم به خانواده ها از جمله زنان بدهیم. زمانی برنامه "اخلاق در خانواده" را آقای حسینی را اجرا می کرد. همه از جمله خانمها پای صحبت می نشستند. الان وقتی دنیا به سمت دیجیتالی شدن و بی روح شدن می رود، خانواده ها نیز بی روح و بی اخلاق می شوند. رسانه ملی اگر درست نقش آفرینی می کرد، این خوراک را باید برای خانواده ها تهیه می کرد که نکرده است و این ایجاد مشکل کرده است.



آیا به نظر شما هم این مسایل در افزایش آسیبهای اجتماعی دخلیند؟

توران ولی مراد: به نظر می رسد باید وسیع تر به قضیه نگاه کرد. زمانی وضع موجود را می خواهیم بررسی کنیم و دستگاه های اجرایی می خواهند، به میان بیایند، ولی دیدن آینده و آسیبهایی که الان کسی از آن ها صحبت نمی کند، ولی به راحتی 20 و 30 سال آینده مسئله روز می شود. بسیار لازم است.



الان گرفتار آسیب هستیم، منطقی است وضعیت کنونی را رها کنیم و به آینده برسیم؟

توران ولی‌مراد: آینده را دیدن به معنی رها کردن امروز نیست. مدیریت صحیح و برنامه ریزی معنی ش این است که ما مشکلات حال را شناسایی کنیم و اشکالات را برطرف کنیم، ولی برنامه ریزی صحیح این است که آینده را بررسی علمی کنید و از مشکلات پیشگیری کنید تا به وضع بدتر نرسید.

توران ولی مراد

آمارها دارد چیزهای دیگری نشان می دهد. فرض کنید آمار سقط جنین در فلان شهر، طلاق در شهر دیگر، خودسوزی زنان در منطقه ای از کشور، نشان دهنده مشکل و آسیب در میان جامعه زنان وجود دارد، این که ما زنان آسیب دیده را به زنانی بگوییم که شغل به خصوصی دارند، دست را می بندد که بقیه ابعاد را نبینید.

یکی از مسائلی که شیوع دارد عدم رضایت جنسی زنان در خانواده است. آمار طلاق می گوید بیش از 60 درصد طلاقها، به دلیل عدم رضایت جنسی خانمهاست. فقط کافی است مرکزی برای گرفتن آمار و تحقیق این موارد را بررسی کند که تعداد زنان همسردار که روابط خارج از خانواده دارند، چقدر است.

این که کسی کنار خیابان می ایستد، بحث دیگری است. همین حالا هم مسئولان آمار دارند از زنانی که در خانواده هستند و رابطه خارج از چهارچوب دارند حداقل اگر نگوییم همه آمار را دارند آمار بخشی را که دارند. همین آمار آن ها را موظف می کند به رفع مشکل. برای کاستن از آسیبها و برای رفع مشکلات فعلی باید کار شود، ولی نباید غافل ش از برنامه ریزی آینده .مخاطب اصلی، مسئولان هستند که توجه نمی کنند، یا توجه می کنند ولی سرشان شلوغ است و موضوع را جدی نمی گیرند با جدی هم می گیرند ولی برنامه ریزیشان علمی و همه جانبه نگر نیست، به همین دلیل راه به جایی نمی برد. از یک طرف می آیند تا جلوی بعضی چیزها را بگیرند از طرف دیگر مشکل در حال وسعت یافتن است.

فعالان مدنی اگر آمار و اطلاعاتی را بگیرند برای برنامه ریزی کار خودشان است.



اصلا آمار دقیقی درباره میزان آسیبها وجود دارد؟

توران ولی‌مراد: تحقیقات دانشگاهی و کارشناسی و مراکز مشاوره داخل دانشگاه ها و همچنین مراکز مشاوره خانواده خصوصی که بیمار می پذیرند، نشان می دهد آمار این آسیبها بالاست. در این تحقیقات، فرد مراجعه کننده را مشخص نمی کنند، ولی با این آمار تا حدودی میزان ارتباطهای خانمها خارج از چهارچوب خانواده، را در می آورند. این مسایل که امروز در مراکز مشاوره مخفی است، 40 سال آینده می خواهد به کجا برسد؟ این موضوعات در کنار دیدن زن خیابانی به عنوان آسیب، ارتباطات یک دختر به طور موازی با پسران متعدد یا بالعکس، باید دیده شود. رابطه جنسی یک رابطه عاطفی است، حالا موقت یا دائم آن را نمی گویم. ولی آنهایی که روابط موازی دارند کم نیستند. بیشتر از دو دهه صدا و سیما رابطه موازی مردان زن دار را با زن دیگر خارج از چارچوب خانواده عادی سازی کرد و امروز این درسی است که جامعه پس می دهد.



پس باید چطور اینها را شناخت؟

توران ولی‌مراد: اینها را مسئولان باید به مراکز مطالعاتی سفارش دهند برای آینده تا میزان آن مشخص شود. فرم دیگری از آسیبهای امروز، روابط مجازی است. ارتباطات مجازی است ولی خیلی با ارتباطات واقعی فرقی ندارد و فرمهای دیگری از آسیب را وارد خانواده می کند. باید تفکیک شود بین چیزی که موضوعی را معرفی می کند و در واقع شاخص است با آن چه آسیب است تا بدانیم کدام اینها آسیب است و کدام می تواند آسیب نباشد. چیزی به نام همزیستی که به نوعی زندگی دو نفر با هم و ارتباط خارج از فرم سنتی خانواده است می تواند به درستی تعریف و قانونمند شود و آسیب هم دیده نشود. آسیب دیده شدن آن به دلیل عدم تطابق نگرش و عملکرد مسئولان، با آن چیزی است که در جامعه اتفاق می افتد. همین عدم تطابق خودش یکی از دلایل مهم آسیب زایی است. برخی از افراد به این ارتباطات می گویند جرم و فساد است و برخی با واقع نگری می گویند می توانیم تعریف جدیدی داشته باشیم که این نوع زندگی نه مخالف اخلاق قلمداد شود و نه مخالف شرع و نه مخالف قانون چرا که این نوع زندگی همان ازدواج موقت است که حق فسخ آن با هر دو طرف است.



انگار تعریف مشترکی از آسیب اجتماعی نداریم. آسیب به نظر شما چیست؟

فاطمه دانشور: معتقدم به خاطر اینکه خانواده، کوچکترین نهاد جامعه است، هر چیزی که به این نهاد صدمه بزند، آسیب است. در ایران، یک افتخاری که داشتیم و سرافراز بودیم، اصالت داشتن بنیان خانواده ها بود، متاسفانه در سالهای اخیر، بنیان خانواده در حال سست شدن است. آمارهای رو به افزایش طلاق و وضعیتی که زنان در جامعه دارند، می شود اسمش را آسیب گذاشت. با همین رویکرد در شورا تلاش کردیم در کمیته اجتماعی، کارگروهی را تشکیل دهیم. شخصا به مرکز مطالعات شهرداری تهران سرزدم و دیدم آماری درباره آسیبهای تهران ندارند. درخواست جدی کردم وضعیت آسیبها در چند شاخص مشخص شود، یکی از این شاخصها، تعداد زنان خیابانی است. مد نظرم فقط زنان نبود، بلکه کودکان هم هست. خشونتهای خانوادگی، قتلهای خانوادگی و چندین شاخص از جمله اعتیاد در خانواده ها را تعریف کردم. پروپوزال این تحقیقات را داریم تنظیم می کنیم و به تفکیک مناطق با در نظر گرفتن حاشیه ها اجرا خواهد شد. متاسفانه در بسیاری از مطالعات شهرداری، حاشیه ها دیده نشده. آسیبها بیشتر در بیرون از حریم مناطق شهری و در حاشیه هاست و تاکید کردم این را در برنامه شان قرار دهند.



و چه چیزی باعث این آسیبها می شود؟

فاطمه دانشور: تحقیقات نشان می دهد 80 درصد خانمهایی که کار سالم داشتند، عنوان کردند به عنوان تامین هزینه های زندگی و فاصله زیاد درآمد و هزینه، کار می کنند و مجبورند بسیاری چیزها را از سبد هزینه های زندگی خود حذف کنند. چیزهایی مانند تفریحات دیگر جایی در هزینه خانواده ها ندارد. تفریح از نیازهای انسان است. مسافرتها و رفت و آمدهای خانوادگی را از سبد خانواده ها کم می کنند، علتش تورم مزمن است که آسیب زا شده.



*اطلاعات و آماری درباره این مسایل دارید؟

فاطمه دانشور: اطلاعاتی که وجود دارد خیلی ناقص است، برخی از آمار را از وزارت کشور درآوردیم که به تفکیک استانها بود که باز هم شاخص آسیبهای مربوط به زنان خیلی مشخص نبود، در وزارت کشور اعتیاد شاخص را نسبتا دقیق داشتند، فسادهای مربوط به دزدی و قتل را داشتند ولی آمار آسیبهای مربوط به زنان را نداشتند.



آیا شما هم با نظر خانم ولی مراد موافقید که باید مسایل آینده را دید؟

فاطمه دانشور: دیدن آینده را بدون در نظر گرفتن وضعیت فعلی امکان پذیر نمی دانم. باید گزارش جامعی درباره وضعیت فعلی تهران داشته باشیم و ببینیم کجا ایستاده ایم.



موضع شهرداری چه این باره چیست؟

فاطمه دانشور: حاشیه های تهران شکل گرفته و به علت مهاجرت، هر روز گسترده تر می شود. نگاه شهرداری، جمع کردن حاشیه هاست، چون جایی برای آینده حاشیه نشینها در نظر نگرفته اند، ناچار رهایشان می کنند و این واقعیت تلخ سر جایش می ماند که حاشیه ها همچنان هستند و این مسئله ای بسیار نازیباست، شخصا دیده ام در اتاقهای بسیار کوچک، فردی معلول کنار نوزادی بیمار خوابیده بود. همان نوزاد چند روز بعد از همان بیماری معمولی، فوت کرد. دیدن حاشیه ها باید جزء مطالبات ما از شهرداری و دیگر مسئولان و نهادها باشند که موضوع حاشیه ها را به صورت جدی ببینند.



خانم رستمی، نظر شما که در مرکز مطالعات شهرداری هستید، در این باره چیست؟

مهدیه طائفه رستمی: جامعه یک سیستم است و نهادها با همدیگر در ارتباط هستند، خانواده، آموزش وپرورش، نظام اقتصادی و ... همه با همدیگر مربوط هستند. چه زمانی آسیبهای اجتماعی به وجود می آید؟ زمانی که کارکرد هر یک از این نهادها از بین برود یا اشتبلاه شود. حالا می بینیم روسپی گری تنها به زنان اختصاص ندارد، بلکه مردها هم روسپی می شوند، چون کارکرد نظام اقتصادی دچار مشکل شده.

توران ولی‌مراد: تکنولوژی هم که به میدان آمده. در این ارتباطات، طرفین با موبایل هماهنگ می شوند. وی چت و وایبر و سایر ابزاری که کارایی ارتباطات را دارند آمده و کار را راحت تر کرده.



چرا این آسیبها فراگیر می شود؟

مهدیه طائفه رستمی: الان بحث روسپی گری در میان مردها نیز هست. چرا یک زن روسپی گری می کند؟ این یک مسئله اجتماعی شده است. نهادهای آموزشی، مهارتهای زندگی را به زنان یاد نداده اند.



تجربه شما در مواجهه با آسیبهای اجتماعی تهران چه بوده؟

مهدیه طائفه رستمی: تجربه شخصی ام در شهرداری می گوید دختر 13 ساله داشته ایم که دست به روسپی گری می زد. دوستی های بین دختر و پسر از دوره راهنمایی شروع شده و روابط خاص بین دختر و پسرها از همان سنین شروع می شود. قبلا تنها دوستی در حد مثلا مکالمه بود ولی الان وارد روابط خاص می شوند. چت رومهایی که در اینترنت می بینیم نیز آسیب زا هستند.



آیا به شرایط هشدار رسیده ایم؟

مهدیه طائفه رستمی: صد درصد وضعیت هشدار دهنده است. در برخی محلات جنوب شهر، نوع روسپی گری، کاملا آشکار است. در بوستانهای اصلی این محله شاهد دختران نوجوان، زنان و مردانی هستید که دارند این کار را انجام می دهند.

فاطمه دانشور: جوانان گرایشی به تشکیل خانواده ندارند، زندگی های هم خانه ای در حال به وجود آمدن است.



*آقای عابدینی مطلق، از نظر شما که درباره حجاب کار کرده اید، ریشه آسیبها در کجاست؟

عابدینی مطلق: از موضع روانشناختی و جامعه‌شناختی وقتی به مسئله آسیب های اجتماعی نگاه می‌کردم به این نتیجه رسیدم که از سوی جوان‌ها باید ریشه را در جای دیگری جست. مراجعاتی که به ما می‌کنند و تلفنهایی که درباره این موضوع داریم خیلی زیاد است. یکی از مشکلات عمده ما این است که نهادهای مردمی در این زمینه فعال نیستند، مشاوران خوب، اندک داریم یا آنهایی که هستند، کارا نیستند. از خلال ارتباطاتم مشاهده کردم همه چیز را با پوششی که روی آن کشیده‌ایم، رها می‌کنیم. آن پایین خیلی اتفاقها دارد می‌افتد و ما خبر نداریم.

توران ولی مراد: این نمونه ها کم نیستند.



*آقای عابدینی شما در کتابتان به حضور پیشگیرانه حجاب درباره آسیبها اشاره کرده اید. منظورتان از حجاب چیست؟ چادر منظور است؟

کاظم عابدینی مطلق: ما چیزی به نام حجاب داریم و بعد هم بحث دیگری داریم به نام حجاب برتر، من می‌گویم در این دنیا، دو مدل جامعه داریم، مدل برون‌گرا که به برون اصالت می‌دهد و مدلی که به خانواده اصالت می‌دهد. باید تکلیف نهادهای اجتماعی که براساس الگوهای غربی ساخته شده‌اند تا خانم‌ها را از درون خانه به بیرون پمپاژ کنند روشن کنیم. وقتی اتمسفر حضور زن عوض می‌شود، روسریها، توسری تلقی می‌شوند و شروع به عقب‌نشینی می‌کنند. ما می‌توانیم از مسجد به عنوان نهاد مشروعیت‌ساز و قداست‌بخش برای حضور در بیرون از خانه استفاده کنیم. بسیاری از نهادهای اجتماعی خود را بخصوص کلاس‌های آموزشی یا فعالیت‌های هنری یا ورزشی و غیره را به جای اماکنی با نام غربی یا حتّا فرهنگسراها در مسجد مستقر سازیم. کاری که در زمان پیامبر(ص) به آن عمل می‌شد. ضمنا توجه شود موضوع زیبایی‌شناختی اندام زن از موضوع تحریک‌کنندگی جنسی جدا شود و بسیاری از سخت‌گیریها در مورد حجاب یا طرح وجوب رعایت بالاترین شکل حجاب امثال پوشیه و چادر و نقاب به دلیل عدم درک ماهیت حجاب و تمایز قایل نشدن میان وجه زیباشناختی اندام زنانه و وجه تحریک‌انگیزی جنسی صورت می‌گیرد.


*خانم ولی مراد، شما با این حرف موافقید؟

توران ولی مراد: این حجاب، پوشش و کرامت انسانی است. موضوع "درون و برون" مطرح نیست. چون یک خانم جذابیت جنسی دارد و برای اینکه ارزش خانمها به این جهت نرود، برای حفظ کرامت انسانی زن است که اسلام تکلیف به حجاب کرده است. اسلام با موضوع حجاب، می خواهد حضور خانمها درجامعه انسانی باشد نه این که جذابیت های جنسی او او را خواستنی کند. حجاب این است که یک خانم جذابیتهای جنسی اش را بپوشاند به همین دلیل است که به تن صدا هم کار دارد. اصل موضوع حجاب برای شناخته شدن زن به عنوان یک انسان است تا به تعبیر قرآن این طور معرفی شود تا مورد اذیت و آزار قرار نگیرد. نگرش جنسی داشتن به زن خود عامل بسیاری از آسیب ها و آزارها و بر هم زدن آرامش و امنیت زنان است. ولی مسئله این است که اگر همه چادری شوند، قضیه حل شود؟



بحث بدحجابی و بد پوششی چقدر در آسیبها موثر است؟

عابدینی مطلق: بحث حجاب از بس نخ نما شده، با مشکل برخورد کرده است. خیلی از این بحث‌ها اصلاً به حجاب ربطی ندارد. باید مسایلی که به اشتباه مطرح شده را از ذهن ها خارج کنیم. بررسی یک پدیده ای به نام حجاب، ساده نیست. هزار چیز پشت این قضیه است، اگر حجاب برداشته شود، هزار چیز تغییر می‌کند و حتی شیوه و نگاه اجتماعی ما عوض می‌شود. کنترل بدن زن و شیوه ظهور اجتماعی زن، خیلی بحث مهمی شده است. زن همه چیز است، در جامعه بشری، شیوه بروز اجتماعی زن، همه رویدادهای اجتماعی را عوض می‌کند. در یک نظم اجتماعی خاص که مد نظر ماست، حجاب اگر رعایت نشود، آسیب بزرگ اجتماعی وارد می‌شود. خانواده، باز تولید قدرت در سطح اجتماعی می‌کند و می‌تواند کمک کند به حاکمیت ملی، بسیاری از مسایل ملی را می‌توان با حجاب حل کرد و بخشی هم تا به حال حل شده. همه این نهادهای اجتماعی فعلی در جامعه مانند: پارک، سینما، تئاتر، الگوی غربی دارند و تلاش می‌کنند زن را از خانه بیرون بکشند، و جذابیت اجتماعی در بیرون برای زن ایجاد می‌کنند، نه در خانه.

توران ولی مراد: این حرف یعنی چه؟ آدم ابعاد مختلف دارد که به هم مربوط است و هویت فردی و خانوادگی و اجتماعی انسان که زن را هم شامل می شود بر یک اساس است. نظام اجتماعی را مبتنی بر اصالت خانه یا اصالت بیرون منطقی نیست.

عابدینی مطلق: می خواهم بگویم حجاب ادامه خانه است و امنیت به دنبال می‌آورد.



*آقای عابدینی، می خواهم نظر صریح شما را درباره علل بروز آسیب در برخی خانمها بدانم؟

عابدینی مطلق: حرفم این است که بد حجابی باعث بروز آسیب در خانمها شده.



*و از نظر شما، خانم ولی مراد، ریشه آسیبها کجاست؟

توران ولی مراد: از لحاظ ریشه ای، نگرش غلط نسبت به زن که همان نگاه ابزاری به زن است، باعث بروز بسیاری از مشکلات و مصایب شده، مسایل آسیب اجتماعی نیز یکی از سرشاخه های جزئی این مشکلات است. این ریشه در سیاستگذاری، قانونگذاری، فرهنگسازی و عرف رایج کنونی جامعه تاثیر خود را دارد که خود باعث و زمینه ساز ایجاد مشکلات است. این نگرش غلط به زن، در ارتباطات اعم از داخل خانواده یا اجتماع تاثیر دارد، و بر هویت انسانها تاثیر دارد چرا که در ترسیم خود جامعه و آینده ای که برایش برنامه ریزی می کنند تاثیر دارد. داشتن و ترویج نگاه جنسی و ابزاری به زن و دیدن زن به عنوان یک موجود محتاج قیم خود مشکل آفرین است. اگر قرار است جامعه را اسلامی کنیم، باید بدانیم نگاه اسلام به زن، نگاه انسان باکرامت است و بین زن و مرد به لحاظ هویت انسانی تفاوتی نیست. به تعبیر قرآنی زن و مرد "نفس واحده" هستند و زن و مرد هردو به عنوان انسان استقلال دارند و در مقابل خدا هم مکلف هستند و کسی قیم آن ها نیست. این نگاه در قانونگذاران و برنامه ریزان و سیاستگذاران وجود ندارد و همین باعث می شود آن چه درباره زنان می خواهند و طرح می ریزند و قانون می نویسند در تعارض و تناقض است با باوری که زنان از خود دارند. همین هم بسیاری از مشکلات را به وجود آورده است.



*یعنی چه این نگاه باعث آسیب می شود؟

توران ولی مراد: جامعه ما هم مثل همه جوامع در حال تغییر است ولی قوانین مدنی ما را نگاه کنید می بینید با این تغییرات همخوانی ندارد. این ناهمخوانی خودش آسیب زاست. مدیران و مسئولان عمدتا بر اساس دانش فردی و گروهی و جناحی برای حل مشکل سلیقه و باور و نظر شخصی را می خواهند به صحنه عمل آورده و مشکل را حل کنند. مثالش همان موضوع طرح مسئله ندادن گذرنامه به دختران زیر 40 سال بود جالب است که این طور نشد که فقط یک نفر بگوید و بقیه اجازه ندهند که ادامه پیدا کند بلکه ادامه پیدا کرد و موافقین خودش را داشت. این نگاه ما را دور کرده از برنامه ریزی همه جانبه نگر علمی که واقعیت جامعه را به مسولان نشان دهد و قانون و برنامه برای همین جامعه باشد. چرا به این نقطه رسیده ایم، چون سال ها و سال ها برنامه ریزی برای آینده نداشته ایم همین طور که همین الآن 20 سال بعد نداریم. در هر موضوع باید شناسایی کنیم که درباره فلان موضوع کجا هستیم و اگر رها باشد به کجا می رسد و ما می خواهیم به کجا برسیم بعد برایش در همه ابعاد برنامه ریزی کنیم. این جامعه به حال خود رهاست چون کلا روال بر این اساس نیست که مسولان پاسخگو باشند. باید بر اساس مطالعات علمی، برنامه ریزی کنیم که پیشگیری کنیم از آسیبهای آینده.

مسئولان باید به مشکلات حال برسند، ولی یک از وظایف مهمشان پیشگیری از مشکلات آینده است.



*خانم دانشور شما با پیشگیری موافقید؟

فاطمه دانشور: نه، باید مسئله امروز را حل کنند تا به آینده می رسیم.

توران ولی مراد: این مشکل الان زیر پوستی است و بعد می خواهد 10 سال بعد تبدیل به مشکل اصلی شود. منطقی است از همین الان پیشگیری کنیم.


*چرا از مسئولان اینقدر طلبکاریم؟ پس مردم در این میانه چه کاره اند؟

توران ولی‌مراد: وارد کردن آن موضوع متفاوت است از چیزی که می گویم مسئولان پاسخگو نیستند. نگاهشان هم که نسبت به زنان، غلط است. اینها آسیب زاست. با وزیر کشور ملاقات کردیم و در بخشی از صحبت بحث درباره خانمهای آسیب دیده بود. خواست ما در آن نشست فرصت دادن بیشتر به خانم ها برای حضور پررنگ تر در مراکز تصمیم گیری و تصمیم سازی بود. این که خانمها بیایند در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی و مدیریتی و تعداد مدیران زن زیاد شود. چون الان الگو نداریم و باید الگو ساخته شود. گفتم دختران قرار است شکل کی شوند؟ وزیر کشور گفت خب پسران قرار است شبیه کی شوند؟ گفتم شبیه آقای روحانی، احمدی نژاد، ائمه جمعه، پیشنمار محل، رئیس دانشگاه، فلان سفیر، فلان وزیر، خواننده، سرداران و این همه مسئول، ولی دختران شبیه کی قرار است شوند غیر از خواهر و مادر و خاله شان؟ دختران ما roll model، ندارند در این جامعه. الگوی حاضر در همین جامعه ندارند در حالی که جامعه ما پر است از زنان توانمند کارآمد. عین اشکال را در فرهنگسازی و قانون داریم. مشکلات در قانون مدنی بسیار زیاد است، مشکلاتی که خودش باعث دامن زدن تنش و کشمکش در خانواده هاست، بسسیار زیاد است، ساده و بی تعارف بگویم قوانین یا خلاء خای قانونی داریم که باعث شده زن انسان صاحب حق دیده نشود، ولی زن خودش را یک انسان صاحب حق می داند. این اشکالات در قانون و در فرهنگ باعث شده یا خانم در خانه تحقیر شود و تحقیر را بپذیرد، یا باید مقاومت کند یا بر مبنای حیله و دزدی و تقلب کارش را به پیش ببرد. زنی که در مقابل شوهرش مقاومت می کند، آن خانه چه می شودبه جز میدان دعوا؟ سکوتی که تحقیر زن را دامن می زند، کشمکش بین زن و مرد را به وجود می آورد که هر دو قربانی غلط کاری و کم کاری مسئولان هستند. مسئولان راحتند برای خودشان، چون خودشان را از مورد سوال قرار دادن و پاسخگو کردن رها کرده اند. به خصوص خانم ها چرا که در قدرت جایی ندارند پس مسئولان خودشان را به خانمها، پاسخگو نمی بینند. ما بارها گفته ایم حاضریم با هر رده و درجه ای از نظام، درباره مسایل زنان مباحثه کنیم. خانمها در این کشور مسئله دارند، برخی می شکنند و فرو می ریزند و نتیجه اش همین آسیب های پیش روست. به عنوان مثال از این سو می گویند موضوع سرپرست خانوار، از آن سو، بر زنان سرپرست خانوار است که افزوده می شود و وارد جامعه می شوند. به دلیل همین تعارضات بین واقعیت موجود و باورها و عملکردهای ناصحیح مسولان زنان و دختران ما با مشکل هویتی روبرو هستند.



*چطور الگو نداریم؟ آیا فراخوانی الگوهای برتر از تاریخ صدر اسلام کارساز نیست؟

توران ولی مراد: الگوها قله اند. حضرت زهرا، خدیجه، زینب و ائمه معصومین علیهم السلام چراغ هدایت و قله و الگو هستند. آدمها یاد می گیرند به لحاظ اخلاقی، انسانی، و عملکردها برای زندگی خود از این قله ها درس بگیرند. هر جامعه ای برای خودش آدمهایی دارد که از همین الگوها درس گرفته و به آن ها اقتدا کرده و موجود است، حاضر در همین جامعه و از جنس همین مردم که می تواند برای دیگران به عنوان نمونه معرفی کند. اینها برای کسانی که در مسیر راه تا قله پایین تر هستند، نمونه هستند و بلد راه، مشکل این است که دنیای خانمها از معرفی این roll model ها، یعنی مدلهای واقعی موجود در جامعه، خالی است. اینها حلقه های به هم پیوسته است، قانون مدنی، نوع معرفی زن در جامعه، خشونتهایی که به زنان اعمال می شود در ابعاد سیاسی، اقتصادی، دولتی و خانگی حلقه های یک زنجیرند.

الان ابعاد مختلف خشونتهای جسمی، جنسی، روانی و روحی، دولتی و حقوقی را درباره زنان داریم که فقط خشونت جسمی را در جامعه بلدند نشان بدهند. آماری درباره موارد دیگر خشونت نسبت به زنان نداریم. اینها همه آسیب زاست. وقتی بحران هویت و بحران ارتباطات داخل خانواده دارید، پدر وقتی غایب است، آسیب به زن وارد می شود. شاید وقتی دست بگذارید روی زن آسیب دیده خیابانی و عوامل و فرمهای به وجود آمدن وضعیت فعلی او را که نگاه کنید می بینید چقدر اینها ضعیف و آسیب دیده اند



*آیا شما هم با فراخوانی الگوهای تاریخی در جامعه برای پاکسازی جامعه از آسیب موافقید؟

فاطمه دانشور: درباره الگو بد نیست به پدیده کودک آزاری توجه کنیم. در زمان قبل از اسلام، عرب جاهلی دختران را زنده به گور می کردند، چه شد این رسم زشت از بین رفت؟ پیامبر الگوی رفتار با دخترش را نشان داد و او را تکریم کرد. ما در ایران از قومیتهای مختلف هستیم و فرهنگ و آداب مختلف داریم. در همین زمانه، می بینیم در برخی از شهرهای جنوب کشور، دختران را می فروشند یا ختنه می کنند.


*در شهر تهران، کارهایی که برای مقابله با آسیبهای زنان شده، چطور بوده؟

فاطمه دانشور: در حوزه شهری و در مباحث اجتماعی و فرهنگی، ما آمده ایم در سطح کار کردیم. خیلی بودجه صرف این کانونها می شود، ولی همه کارها در سطح بوده نه در عمق. فکری که برای این راهکارها بودجه اختصاص داده، خیلی سلیقه ای برخورده کرده است و تخصصی و علمی با موضوع برخورد نکرده و نیازهای واقعی زنان را ندیده. در این همه محلات، سرای محله ایجاد کرده ایم، ولی جای مددکاری اجتماعی خالی است. شبکه مددکاری در سراهای محلات خیلی ارزان تمام می شود و پروژه مهمی است. برخورد بدون دلیل دلیل دیگری است. می گوییم 400 مسجد در تهران بسازیم ولیکن سایر اماکن فرهنگی را کاری نداریم، با این وجود مساجدمان فقط موقع نماز باز است و ساعتهای دیگر درش بسته است. مسجدی برای مردم خوب است که درش باز باشد و اتفاقات آموزشی و فرهنگی در آن اتفاق بیفتد. شعار و رویکردی که شهرداری برای توسعه اجتماعی اتخاذ کرده، باید کار علمی و تخصصی مبتنی بر نظر اندیشمندان آن حوزه و نظر شهروندان انجام شود. برنامه بدون نظر فعالان اجتماعی، شهروندان و خبرگان متخصص رشته های اجتماعی در شهر نداریم. این می شود حاکمیت سلیقه که جز اتلاف منابع نتیجه ای ندارد.


*شورای شهر قرار است چه کند؟

فاطمه دانشور: الان لایحه برنامه 5 ساله شهرداری تحویل شورای شهر شده، کمیته های تخصصی که نماینده مردم هستند، روی آن کار می کنند. در کمیته اجتماعی شورای شهر، لایحه فعلی در حال بررسی است، برنامه 5 ساله شهرداری نشان می دهد تنها 11 درصد برنامه های شهرداری به سیاستهای اجتماعی مرتبط است و از این 11 درصد نیز 90 درصد کارهای در سطح خواهد بود و عمق ندارد و کاری دارم انجام می دهم این لایحه را دادم گروه های مختلف خبره روی آن نظر بدهند. استادان دانشگاهی مرتبط با موضوع مطالعه کنند. یکی فعالان اجتماعی است که داده ایم این برنامه را مطالعه کنند، با توجه به زمان محدودی که داریم، داریم این فعالان را شناسایی می کنیم. یکی هم نظر شهروندان است که پیشنهاد کرده ایم این برنامه گذاشته شود روی سایت شورا و شهروندان نیز نظر دهند.



*مدل شما در شورای شهر برای کاستن از آسیبهای اجتماعی در تهران چیست؟

فاطمه دانشور: نظر افراد مختلف را می گیریم. مدل، یک شبه درست نمی شود. خیلی ها در کشور به مدل رسیده اند. خیلی از فعالان اجتماعی طرح دارند، مدل دارند، باید در داخل لایحه پیش بینی شود و بعد بشود قانون. چند موضوع را می توانم در این لایحه اضافه کنم. یکی همین شبکه مددکاری است. تمام ساختمانهای مرتبط با حوزه اجتماعی دارای میز مددکاری شود. کسانی که متخصص هستند و دارای تخصص باشند، باید به کار گرفته نه کسانی که بیکارند و دخترخانه مسئولان هستند.

استفاده از ظرفیت و پتانسیل سمن ها، در حوزه آسیبهای اجتماعی نیز برنامه بعدی است. تعداد این سمن ها کم است و به لحاظ کاری ضعیف هستند، ایده و فکر کم دارند، ولی به لحاظ توان، سعی داریم از لحاظ امکانات از این سمنها حمایت کنیم و در کنار طرح شبکه اجتماعی مددکاری قرار بگیرند. خیلی ها در خانواده های سنتی که دعوا می شد، تا زنگ خانواده به صدا می آمد، دعوا تمام می شد، یک مهمان باعث امنیت و آرامش در خانواده می شد، مدد کار نیز می تواند همین نقش را داشته باشد یعنی جزء خویشاوندان شود، درباره زنان مطالبه دیگری در شورای شهر مطرح کردیم و از سایر دستگاه ها می خواهیم، بحث همگانی کردن بیمه اجتماعی است، باید برای زنانی که آسیب پذیرتر هستند و زنانی که خانه دار هستند، بیمه در نظر گرفته شود. همه این اقدامات باعث می شود از افتادن در پهنه آسیب در امان باشند.



*آیا به نظر شما، شهرداری باید همه این کارها را بکند تا آسیبها کم شود؟

مهدیه طائفه رستمی: یکی از بحث آسیبهای اجتماعی، ضعف نهاد آموزش است، ضعف نظام آموزش باعث بسیاری از مشکلات شده است، وقتی کارکردها دچار اختلال می شود، آسیب اجتماعی به وجود می آید. نوع حجاب و پوشش را باید تفکیک کنیم. نوع پوشش باعث آسیب می شود؟ یا در واقع بحثمان، حجاب نیست، اگر نگاه یک آقا، عفاف حجاب گونه نداشته باشد، یعنی از لحاظ تفکری، مرزی برای خود قائل نشود، من خانم با پوشیه هم به خیابان بیایم، آن مرد نوع دیگری نگاه می کند. آقای عابدینی مطلق گفتند در اروپا آن پوشش آسیب نیست، در اینجا نه تنها آسیب است، بلکه تبدیل به مسئله اجتماعی شده.



*خب در بررسی این مسئله فراگیر اجتماعی، به نظر شما آسیب‌هایی از این دست چطور به وجود می آید؟

مهدیه طائفه رستمی: نوع نگرش‌ها و تفکر آدم‌هاست است که آسیب را به وجود می آورد. ما در محله هرندی، رفتیم در یکی از این خانه ها که قرار بود تخریب شود. دیدیدم یک خانم با 3 آقا در یک اتاق سه متری زندگی می کرد. آن اتاق بسیار کوچک بود و سه نفر با همدیگر شبانه روز زندگی می کردند. آن خانم رابطه های زیادی داشت و به خاطر اعتیادی که داشت، حتی توسط این مردها، اجیر هم شده بود. از این روابط است که کودکان بی شناسنامه به وجود می آیند، قوانین نیز آنها را به رسمیت نمی شناسد، چون پدر و مادرش معلوم نیست، اینجاست که نظام کاستی به وجود می آید. روسپی گری مادران، باعث می شود کودکان در فقر متولد شوند، آنها شناسنامه و هویت ندارند، آموزش نمی بینند و در نتیجه توانمند نمی شون و این چرخه ادامه پیدا می کند و هیچ مسئولی نمی آید این چرخه را درست کند.



*بعد از این تجربه ناموفق در شهرداری چه کاری انجام شد؟

مهدیه طائفه رستمی: شهرداری، اداره امور بانوان را اضافه کرد، 9 کانون تشکیل شده در شهرداری، کانونهایی مانند زنان عاشورایی، قرآن پژوه، هیئتهای مذهبی و نظایر اینها. بعد شهرداری می گوید باید ساماندهی سرپرستان زن خانوار را داشته باشیم، این کار انجام شد ولی جواب نداد. در این حوزه زنان و آسیبهای اجتماعی، عملکرد شهرداری پاسخگوی این همه مشکل و آسیب نیست.



*تجربه شخصی شما در مواجهه با این آسیبها در شهرداری چه می گوید؟

مهدیه طائفه رستمی: در بحث محله هرندی، من مسئول آسیبهای اجتماعی شدم. در بحث انضباط اجتماعی، آقای قالیباف به عنوان شهردار تهران، با رئیس بهزیستی، رئیس کمیته و رئیس پلیس تهران، نشستی درباره در این طرح داشت. ولی عملا فقط شهرداری پای کار بود، فقط شهرداری خانه هایی را که گفتم کلونی آسیب شده بود تخریب کرد، ولی باید ساماندهی می شد. وضعیت شهر را و با خالی کردن ناگهانی این همه آسیبهای اجتماعی در محلات دیگر، دامن زدیم و باعث افزایش آسیبهای اجتماعی شدیم. وقتی می خواستیم محله ای را درست کنیم، همه این افراد آسیب دیده و آسیب زا را از خانه ها بیرون کردیم و همه را در سایر محلات تهران، پخش کردیم. در خاک سفید همینطور شد، یواش یواش آسیبهای اجتماعی اینطور منتشر می شود. حتما قصد این بوده که می خواستند آسیبها را کاهش دهند، ولی در واقع برعکس شد. واقعیت این است که وظیفه شهرداری رسیدگی به آسیبهای اجتماعی نیست. شهرداری می تواند حلقه مرتبط سازمانهایی مانند بهزیستی و سمن ها باشد.



*و شورای شهر چه وظیفه ای دارد؟

فاطمه دانشور: شورای شهر باید به عنوان جایگاه مطالبه گر قرار بگیرد، وقتی پدیده ای اتفاق می افتد، به عنوان جایگاه مطالبه گر، نهادها و دستگاه را بخواهد و یک سری وظایف هم برای شهرداری تعریف کنند.



*خانم ولی مراد تجربه شما در این باره چه چیزی را نشان می دهد؟

توران ولی‌مراد: شما می گویید یک محله اینطور بوده، ما یک خانواده را در آنجا تقبل کردیم و 37 سال پیش آنها را آوردیم بیرون، اینها سامان دادیم، 37 سال گذشت ولی بچه های این خانواده ها در خانواده خودشان هم ناموفق بودند، کار ما تجربه موفق شد برای نسل دوم این ها. حتی دختری که فداکاری کرد و با یکی از بچه های این خانواده، ازدواج کرد، باز هم آنها سر و سامان نگرفتند، خانواده ها دچار طلاق شدند ولی فرزندان آن ها الآن در جامعه مثل بقیه هستند.



*مدل پیشنهادی شما برای رفع آسیبها چیست؟

توران ولی‌مراد: بهترین مدل، مدل خانواده است که از لحاظ مختلف مادی و فرهنگی و تربیتی و به خصوص عاطفی تغذیه شوند و همین گونه شد که نسل جدید آن ها نسلی شد با، بچه های رشید و رعنا و سالم. تنها راهی که جواب می دهد این است که اینها به خانواده های واقعی، سپرده شوند یا خانواده مدل سازی شود برای این ها. نهادهای مدنی خشک در این مسایل به درد نمی خورند. خانواده ها با پوست و گوشت و خونشان، باید بچه های آسیب دیده را مدیریت کنند و نسل بعدی که آمد، جواب دادند.



*پس چطور می شود آسیب دیدگان را به وضعیت زندگی در جامعه سالم بازگرداند؟

فاطمه دانشور: آسیب دیدگان در طول زمان، به روحشان آسیب فراوانی وارد شده که اصلا نباید روی کار آنها حساب کرد. هر کارآفرینی می داند که باید نیروی سالم به کار بگیرد. اینها باید یک پروسه زمانی، بحث حمایتی را پشت سر می گذارند. حمایت باید اول باشد و بعد توانمند سازی انجام شود. توانمندسازی به تنهایی جواب نمی دهد. یک مادری که چند بچه پشت سر هم آورده و شوهرش هم فشار می آورد که برو سر کار، سلامتی و توان ندارد کار کند. باید آن زن را حمایت کنیم. حداقل معیشت را باید برای او تامین کنیم و حداقل سرپناه، بهداشت و اینها را به او بدهیم تا یک مقدار احساس آرامش کند. تجویز من برای این دوره پس از حمایت، این است که اینها را بین مردم بفرستیم تا جای دیگری کار کنند. باید کاریابی کنیم و اینها بروند نحوه زندگی را از مردم یاد بگیرند و اگر همه این آسیب دیدگان را کنار هم بگذاریم، خیلی چیزی برای آموزش دادن به همدیگر ندارند.



*آقای عابدینی، شما از نگاه شرعی با بحث مددکاری موافقید یا حضور برخی از نهادهای سنتی تر؟

عابدینی مطلق: مددکاری اجتماعی واقعا باید حل شود، متولیان فرهنگی مختلف داریم ولی هیچ کس متولی واقعی فرهنگ نیست. هیچکدام از این متولیان فراوان و نهادهای فرهنگی کشور، با همدیگر رابطه ندارند و اصلا رقیب همدیگر هستند، شهرداری هم در این بین، از کار کردن بیشتر مایوس شده و هیچ کس هم نمی‌فهمد بقیه دارند چه می‌کنند. این آسیب بزرگی در سطح کلان است. این اگر این مشکل ناهماهنگی بین متولیان فرهنگی حل شود، خیلی مشکلات حل می‌شود. در گذشته سنت ما این بوده که هر آخوند و حاج آقایی می‌رفت در خانه‌ای، برای روضه بسیاری از مسایل پرسیده می‌شد و حل می‌شد و در خانواده‌های سنتی آن موقع، اختلافات حل می‌گشت. به برخی از روحانیون امروز گاه نمی‌دانند چه‌گونه با آسیبهای جدید در خانواده‌ها برخورد کنند و اغلب فقط به نصیحت اکتفا می‌شود و نمی‌توانند خانواده‌ها را کنترل کنند. اینجاست که بحث مددکاری اجتماعی خیلی موثر است. نمونه‌اش را در کشورهای دیگر می‌بینیم. مددکاران اجتماعی در استرالیا بسیار فعالند. یک نفر خودکشی کند، آنها ماهها بررسی می‌کنند چرا این اتفاق افتاده آنها پزشک خانواده دارند و او زیر سؤال می‌رود.پیشنهاد من این است که پزشک خانواده شامل یک پزشک، یک روان‌شناس و یک دین‌شناس تشکیل شود.

شخصا تجربه‌ای داشتم، خانمی ‌که شوهرش خیلی مذهبی است به من مراجعه کرد، دختر این خانواده زیر بار حجاب نمی‌رفت. ما با او صحبت کردیم و دختر مجاب شد. همسر یک حاج آقای مذهبی نمی‌داند دخترش را باید برای مشاوره کجا ببرد. سازمان تبلیغات و مانند اینها داریم، بیشتر در سطح حرکت می‌شود و کارکردی در جامعه ندارد، اینکه چرا اعتیاد داریم، بدحجابی مفرط و تحریک‌کننده داریم، تن فروشی داریم، بحثهای پایه‌ای درباره آنها نشده است و کسی جرات نمی‌کند به این حوزه ها نزدیک شود. اصلا از وادی دیگری باید وارد این بحث شد و اگر بشود روی این بحث حجاب کار شود در این کشور، خیلی از مشکلات حل می‌شود. نیاز به بحث‌های ریشه‌ای و هم استراتژیک هست.

در صدر اسلام هیچ نهاد اسلامی غیر از خانواده نداریم که تقدس داشته باشد. فقط مسجد بود که تقدس داشت. مسجد جایی نبود که فقط نماز بخوانند، از مجلس تعلیم نظامی گرفته تا مجلس عروسی در آن برگزار می‌شد. نهادهای تقدس دار اگر می‌خواهید داشته باشید که خانم و آقا اگر می‌خواهند بیرون از خانه بروند، کجا تقدس دارد؟ تنها مسجد است. این همه فرهنگسرا ساخته شد، کمی مؤثر بود، ولی عدّه‌یی ناخودآگاه به آن می‌تازند، زیرا درک کرده‌اند که به فرهنگ ما این اسم نمی‌سازد. چه لزومی دارد که اسمش را بگذاریم فرهنگسرا. اسمش را بگذارید مسجد.مسجد بزرگی درستشود. بخشی نیز برای کارهای عبادی تعریف گردد. خانمی‌که در یک کارخانه ای کار می‌کند، دو سه سانت این روسری می‌رود عقب و طبیعت کار این است که این روسری باید در کارهای خارج از خانه، عقب نشینی کند. نمی‌گویم این آسیب اجتماعی است. چون این وضعیت را ما ایجاد کرده‌ایم. این اعتقاد را ندارم که زن باید برود جایی بیرون از خانه.



*آیا از نظر شما بحث بدحجابی اینقدر آسیب زاست؟

توران ولی‌مراد: اگر مسئله حجاب معضل است، مشکل این جاست که آنهایی که سیاستگذاری و قانونگذاری و برنامه ریزی می کنند و در این باره سخن می گویند، آقایان هستند. آقایان خودشان را بکشند کنار تا خانمها خودشان بدانند چه کنند. مردها باورشان بر این است که قیم زنان هستند. بگذارید این مسایل را خانمها مدیریت کند. حجاب زیرمجموعه ای از عفاف است که عفاف هم به معنی این است که کنترل فکر و ذهن و عمل به دست عقل باشد و نه شهوت که این هم زن و مرد ندارد. هر نفس گرفتار شهوت است و باید برود به این سمت که کنترل عقل را تقویت کند. چه گونه است که مردان متوجه نیستند که وقتی باورشان بر این است که عقل زنان کم است نمی توانند این جامعه را به سمت عفاف هدایت کنند. بهترین کاری که آقایان می توانند در مورد حجاب بکنند این است که نگرششان را نسبت به خانم ها اصلاح کنند.


*خانم رستمی، پیش نهاد شما برای کاستن از آسیبهای وارد شده به افراد آسیب دیده چیست؟

مهدیه طائفه رستمی: برای پیشگیری باید افراد را آموزش داد و توانمندی کرد. متاسفانه الان پرداختن به مسایل مربوط به روسپی گری در جامعه، یک تابو شده، یک تابویی است که نمی توانید صحبت کنید. از کودکی در سطح مدرسه و اجتماع، آموزش داده نشده که چطور با این موضوع مقابله کنند. مسئله جلوگیری از آسیبها و رفع آسیبهای اجتماعی باید وارد نظام آموزشی شود.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.99711s, 20q