رهايي از نگراني افراطي درباره سلامت

۱۳۹۲/۱۰/۲۷ - ۰۸:۴۷ - کد خبر: 103902
رهايي از نگراني افراطي درباره سلامت

سلامت نیوز: اگر جواب شما مثبت است و نگراني زيادي از مواردي مانند كلسترول بد، فشارخون، وزن زياد، رژيم غذايي، استرس، افسردگي، عدم ورزش و تناسب اندام داريد، در يك پاسخ كوتاه مي‌توان گفت: شما به خاطر نگراني زياد و به دنبال آن تلاش افراطي براي كسب سلامت، خود به خود بيماري‌ها را به خودتان نزديك‌تر مي‌كني.

امروزه مردم به علت گوناگوني و حتي تغييرپذيري توصيه‌هاي بهداشتي در مورد سلامت، ممكن است دچار بي‌تفاوتي، سردرگمي، ترس و نگراني درباره سلامت (جسماني و رواني) خود شوند. به نظر مي‌رسد خود اين موضوع، مي‌تواند زيانبار باشد. اميدوارم مطلب زير شما را از خطرها و نگراني‌هاي مربوط به سلامت، كه پيوسته خود را در معرض آن مي‌بينيد و شادي و لذت‌ داشتن يك زندگي متعادل را از شما سلب كرده است، رها سازد.


آيا شما ترس بيش از اندازه از سطح سلامت خود داريد؟
اگر جواب شما مثبت است و نگراني زيادي از مواردي مانند كلسترول بد، فشارخون، وزن زياد، رژيم غذايي، استرس، افسردگي، عدم ورزش و تناسب اندام داريد، در يك پاسخ كوتاه مي‌توان گفت: شما به خاطر نگراني زياد و به دنبال آن تلاش افراطي براي كسب سلامت، خود به خود بيماري‌ها را به خودتان نزديك‌تر مي‌كنيد و با اين كار داشتن يك زندگي متعادل، يعني لذت از زندگي را برخود حرام مي‌كنيد. در واقع چاه نگراني كه براي خود مي‌سازيم ما را از درك اين واقعيت غافل مي‌سازد كه بيماري‌ها از سه بعد زيستي، رواني و اجتماعي (biopsychosocial model) به هم وابسته‌اند.
تندرستي و شفا فرآيندي است كه علاوه بر جسم، ذهن، عواطف، معنويت و رابطه با ديگران را نيز شامل مي‌شود. بسياري از هزينه‌‌هايي كه صرف كسب تندرستي مي‌كنيم، صرفا نمي‌تواند زندگي سالم‌تري را براي ما نصيب كند؛ بلكه رويكردي پيوندگرا، مبتني بر عشق، توجه به خود و ديگران و دنياي اطراف و كلا داشتن يك زندگي متعادل هم مي‌تواند ما را نجات دهد. شواهد نشان داده است كه رويدادهاي مثبت اجتماعي و ارتباطي مي‌توانند تاثير مثبت و قوي بر كاركرد نظام ايمني بدن داشته باشند. فعاليت‌هاي ساده لذت‌بخش نظير شام خوردن با چند تن از دوستان و اطرافيان يا قدم زدن با آنان در مكاني زيبا، مي‌تواند تاثير فوري بر تقويت سيستم ايمني بدن، پايين آوردن فشار خون و... داشته باشد. با مطالعه عنوان‌هاي بعدي اين موضوع براي شما روشن‌تر مي‌شود.


آيا شما نگران شاد نبودن خود هستيد؟
مي‌دانيم كه خنده باعث افزايش برخي انتقال‌دهنده‌هاي عصبي در مغز (مانند آندروفين) و در نتيجه، بازدهي سيستم تنفسي (اكسيژن‌رساني به سلول‌ها) و نيز كاهش درد مي‌شود. پژوهش‌ها نشان داده‌اند كه بين هيجان‌هاي مثبت و احساس خوشبختي با سطح سلامت عمومي، مي‌تواند ارتباط وجود داشته باشد. به عنوان مثال، فردي به نام «نورمن كازينز» (Norman Cousins) در كتاب «آناتومي يك بيماري»، بهبودي خود از يك بيماري مهلك را به نگرش و هيجان‌هاي مثبتي نظير خنده، اميد، اعتماد به نفس و ميل به زنده ماندن نسبت مي‌دهد. وي با توجه به اين نكته كه هيجان‌هاي منفي مي‌توانند به صورت منفي بر شيمي بدن اثر بگذارند، متقاعد شد كه نگرش مثبت و خنده نيز مي‌تواند به بهبودي او كمك كند. وي با همكاري پزشك خود يك برنامه بهبودي را به وجود آورد كه ضرب‌المثل «خنده بهترين داروست»، را به نوعي ثابت مي‌كند. «كازينز» معتقد است كه رويكرد جدي و نگران‌آميز وي به زندگي باعث تسريع بيماري‌اش شده بود و نتيجه گرفت از طريق خنده و كنار گذاشتن نگراني‌ها مي‌تواند وضعيت معكوسي را در سلامت خود به وجود آورد. وي آنقدر اين روند را ادامه داد تا درد و ساير علائم بيماري بتدريج ناپديد گرديد.
با اين‌حال، اين نكته را نيز در نظر داشته باشيد كه «شاد نبودن صرفا به معني بيماري نيست». اگرچه افسردگي مزمن و حاد نياز به درمان فوري دارد، برخي از حالت‌هاي افسردگي مي‌توانند به نوعي سلامت‌آفرين نيز باشند. كمي افسردگي واقعيت مورد نياز را وارد زندگي فرد كرده و «توازني» در افكار و فيزيولوژي بدن پديد مي‌آورد. اساس و پايه زندگي صرفا داشتن طرز تفكر مثبت نيست؛ بلكه آميزه متوازني از خوش‌بيني و واقع‌بيني است. شادي غيرمنطقي مي‌تواند زيانبار باشد. افرادي كه هميشه بشاش هستند، اغلب افرادي هستند كه فوري و بدون فكر، واكنش نشان مي‌دهند و اغلب عادت‌هاي سلامت آفرين را ناديده مي‌گيرند. اما افرادي كه اينطور نيستند، توانايي ديدن واقعيت‌ها را هم دارند و آن‌ها را انكار نمي‌كنند. از طرفي افراد را به لحاظ تيپ شخصيتي مي‌توان در دو بعد درونگرا و برونگرا قرار داد. گفته مي‌شود كه درونگرايان، خويشتندار، متفكر، كنترل شده و جدي‌تر هستند و همچنين مردم‌آميز و معاشرتي نمي‌باشند. اما اين دو بعد شخصيتي، تا حد زيادي تفاوت‌هاي فردي و رفتاري را مشخص مي‌كنند و نمي‌توان به تمام افراد درونگرا برچسب افسردگي زد.


آيا شما نگران استرس‌هاي روزانه زندگي هستيد؟
حتما شما هم شنيده‌ايد كه استرس (فشار رواني) در به وجود آوردن بسياري از بيماري‌ها نقش مهم و پايه‌اي دارد (از قبيل بيماري‌هاي گوارشي، قلبي، اضطراب و...). بنابراين ممكن است به نظر برسد، فشار رواني هميشه بد و نامطلوب است. اما ممكن است اين مطلب برايتان تازگي داشته باشد كه روان‌شناسان ميان فشار رواني خوب (eustress) و فشار رواني بد (distress) تفاوت قايل مي‌شوند. فشار رواني هنگامي خوب است كه با استفاده از برانگيختگي، رفتارهايي را براي كنار آمدن با محرك تنش‌زا به وجود آورد. به عبارت ساده‌تر، به رفتارهاي سودمند فرد انرژي و جهت مي‌دهد. مثل زماني كه دانشجويي، به خاطر اضطراب ناشي از شروع امتحانات، بيشتر از قبل مطالعه مي‌كند و در نتيجه ترم تحصيلي را با موفقيت به پايان مي‌رساند. در اين حالت فرد تمام توانايي خود را براي كاهش و حذف محرك تنش‌زا به كار مي‌برد و اين رفتار مي‌تواند موجب سازگاري شود. اما فشار رواني بد زماني شكل مي‌گيرد كه ما نتوانيم به گونه‌اي سازنده و مثبت، از محرك‌هاي تنش‌زا براي كنار آمدن استفاده كنيم. استرس مي‌تواند يك فرد را در هم بشكند، اما همان استرس فرد ديگري را به مبارزه و چالش براي برخورد مفيد و سازنده وادارد. به عبارت ديگر مي‌توان گفت كه خوب يا بد بودن استرس فقط به سطح شدت محرك تنش‌زا و تداوم آن بستگي ندارد، بلكه نوع نگرش ما (رفتاري، شناختي، عاطفي) نيز در برخورد مفيد يا مخرب با آن، نقش مهمي دارد.
بنابراين نگران تنش‌هاي زندگي نباشيد. زندگي خود به خود ما را در مواجهه با محرك‌هاي تنش‌زا و نگران‌كننده قرار مي‌دهد. اگر ما بيش از اندازه نگران استرس‌هاي روزانه زندگي باشيم، حتي استرس خفيف و خوب هم مي‌تواند براي ما نامطلوب و بيماري‌زا باشد. شما براي زندگي كردن به تنش نياز داريد. تنش آنقدرها كه شنيده‌ايد بد نيست. تنش در واقع، لازمه سلامت و سازگاري با محيط است. افرادي كه تنش‌هاي شديد را تجربه مي‌كنند مقاومتشان افزايش مي‌يابد و همين، به آن‌ها كمك مي‌كند تا بتوانند در مقابل بيماري‌ها مقاومت بيشتري نشان دهند. اگرچه، واكنش شديد، يعني نگراني و مراقبت بيش از اندازه در برابر تنش براي شما خوب نيست، خونسردي زياد از خود نشان دادن هم مي‌تواند به سلامت لطمه وارد سازد.
«زندگي بدون تنش اصلا زندگي نيست. در واقع گاهي ما آن‌قدر براي دوري جستن از تنش، خود را تحت فشار قرار مي‌دهيم كه از لذت حاصل از تنش چالش برانگيز و مثبت، غافل مي‌مانيم».


بنابراين در بعد جسماني نيز نگراني را كنار گذاشته و به موارد زير توجه داشته باشيد:
- اگر شما ورزش مي‌كنيد چون «بايد» ورزش كنيد، خودتان را از لذتي كه ورزش را سلامت‌آفرين مي‌كند، محروم كرده‌ايد. ورزش زياد براي سلامتي لازم نيست. نيم ساعت ورزش، چند بار در هفته مي‌تواند براي شما كافي باشد و جسم و ذهن شما را پرانرژي نگه دارد.
- اگر بيماري خاصي نداريد، مقداري چربي، قند و كلسترول براي بدنتان ضروري است. رژيم سبزي زياد هميشه لازم نيست، بدن شما به پروتيين نيز نياز دارد. از طرفي به همان اندازه يا بيشتر از آنچه شما مي‌خوريد، صرف غذا در محيطي كه قرار داريد و با كساني كه به آن‌ها اهميت مي‌دهيد، فوايد غذايي زيادي نصيب شما مي‌كند.
- اكثر بيماري‌ها ظرف چند روز از بين مي‌روند (ولي به هر حال براي بهبودي نياز به زمان است) و برخي از آن‌ها براي تقويت سيستم ايمني بدن لازم هستند. آنچه سبب بروز نشانه‌هاي بيماري‌ مي‌شود، در واقع نتيجه فرآيندهايي است كه در بدن به طور خودكار انجام مي‌شود و براي شفابخشي شما لازم است. كمي آب‌ريزش بيني، تب مختصر، مقداري سرفه در خدمت حفظ سلامتي هستند. بنابراين مراقب نشانه‌ها باشيد ولي نگران آن‌ها نباشيد.
- مطلب زيادي درباره شخصيت نوع A(type A personality)، نوشته شده است. اين افراد به طور مزمن عصبي هستند، تند صحبت مي‌كنند و براي كارهايشان بسيار عجله دارند. نظريه‌اي وجود دارد كه شخصيت A ممكن است عامل موثري در بيماري قلبي و فشار خون باشد. پژوهش‌هاي اوليه اين نظريه را تاييد نمودند ولي در پژوهش‌هاي جديدتر اين موضوع حمايت نشد، بلكه خصومت و بدبيني را به عنوان عوامل موثر در بيماري قلبي مطرح كردند. يعني افراد تيپ A كه نگرش منفي، بدبينانه و خصمانه‌اي به زندگي دارند، بيشتر در معرض بيماري قلبي قرار دارند؛ در حالي كه افراد تيپ A با نگرش مثبت به زندگي، كمتر در معرض اين خطر هستند. قلب، قوي‌ترين عضله بدن است و چنانچه ما، آن را هر روز از قرص شادي و لذت سالم و متعادل محروم نسازيم، با بالا رفتن سن ضعيف نخواهد شد. پيوسته نگران خطرهاي تهديدكننده قلب بودن مي‌تواند ما را به فردي عصبي مبدل سازد.
براساس پژوهشي جديد در ژورنال APA بيان شده است: اگرچه پيرشدن اغلب با مشكلات خاص خود مرتبط است، اما افراد با افزايش سن شادتر مي‌شوند. پاره‌اي از شواهد نشان مي‌دهند كه افراد سالمند در بعضي جنبه‌هاي حل مسئله، يا مهارت‌هاي شناختي برترند و كارايي خوبي نشان مي‌دهند. شايد به همين دليل، اصطلاح «پير خردمند» در زبان بسياري از مردم دنيا رايج شده است. حتي در طول تاريخ افراد زيادي در سنين پيري، نبوغ خود را ظاهر ساخته‌اند، مثلا گوته «Goethe» اثر جاودانه خود را در 82 سالگي تحت عنوان «فاوست» (Faust) به اتمام رساند. از لحاظ جسماني نيز پاره‌اي از سالمندان در سنين بالا عملكردهاي برجسته‌اي داشته‌اند. اگر بتوانيم در كنار پذيرش جنبه‌هاي منفي اين مرحله، به جنبه‌هاي مثبت آن نيز توجه و تاكيد داشته باشيم، پيري به دوره‌اي مطلوب تبديل خواهد شد. پس از تلاش بيهوده و افراطي براي سيراب كردن «كودك درون» دست برداريد و شروع به راضي كردن «بزرگسال دروني» كنيد. يك هنرپيشه كمدي در يك‌صدمين سالگرد تولدش رمز طول عمر خود را چنين بيان كرد: «نگران پير شدن نباشيد، انگيزه‌اي براي از رختخواب بيرون آمدن داشته باشيد».
تذكر: البته موارد بالا، نبايد ذهنيت و احساس امنيت كاذبي در ما به وجود آورد. ناديده گرفتن توصيه‌هاي علمي بهداشتي و پزشكي، نشانه بي‌دقتي بوده و گاه بسيار خطرناك است. يعني دور از خرد است كه شما با بي‌احتياطي در تغذيه، سيگار كشيدن، ورزش نكردن، ... و استفاده نكردن از كمك‌هاي تخصصي، سلامت خود را به خطر اندازيد. از طرفي، اينكه اجازه دهيم برخي توصيه‌هاي تاييد نشده (و خبرهاي بهداشتي كه گاه يكديگر را نفي مي‌كنند) بر زندگي ما حاكم شوند، غيرعقلاني و نگران‌كننده بوده و مي‌تواند داشتن يك زندگي متعادل را محدود سازد.
ديدگاه چند بعدي به سلامت از نگراني شما مي‌كاهد
از آنجايي كه امروزه پيشرفت علوم (زيستي – رواني)، درمان‌هاي موثرتري را براي اغلب بيماري‌هاي جسماني و اختلال‌هاي رواني به وجود آورده است، بهتر است اين نگراني كه «مشكل من حل نمي‌شود» را كنار بگذاريم. متخصصان معتقدند ديدگاه چند بعدي درمان، بهترين روش مي‌باشد. براي مثال، براي درمان اختلال‌هاي افسردگي و اضطراب علاوه بر درمان‌هاي دارويي، درمان‌هاي غيردارويي نيز رايج هستند؛ از قبيل: روش‌هاي درماني شناختي – رفتاري، آموزش ريلكسيشن، بازآموزي تنفسي و... كه توسط روان‌شناسان با تجربه انجام مي‌گيرد، و اين در حالتي است كه گاهي نگراني‌ها و استرس‌هاي روزانه زندگي، به درمان دارويي نياز ضروري ندارد.
امروزه با رشد اين آگاهي كه متغيرهاي رواني در بيماري و تندرستي داراي اهميت مي‌باشند، پيوستگي نيرومندي بين روان‌شناسي و پزشكي شكل گرفته است. روان‌شناسان علاوه بر اينكه در تشخيص، پيشگيري و درمان اختلال‌هاي رواني نقش موثري دارند، مي‌توانند در مراكز درماني و بيمارستاني پرازدحام براي پزشكان پرمشغله، همكار مفيدي بوده و مسير درمان بيماران را هموارتر سازند.
منبع: دنیای سلامت

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
نظرات
الیاس
عاششششقتونم
کلی دنبال یه چنین مطلبی گشتم
خیلی امیدوار شدم
واقعا بهم انرژی دادین
اجرتون با خدا
0.13244s, 20q