ریشه تنبلی اجتماعی کجاست؟

۱۳۹۲/۱۱/۰۵ - ۱۶:۴۶ - کد خبر: 104375
ریشه تنبلی اجتماعی کجاست؟

سلامت نیوز : ﺟﺎﻣﻌﻪ اﻳﺮاﻧﻲ در ﻳﻜﻲ دو دﻫﻪ اﺧﻴﺮ، از ﺳﻮي ﺻﺎﺣﺒﻨﻈﺮان و ﻣﺴﺌﻮﻻن ﻣﻮرد ﻧﻘﺪ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ و اﻧﺘﻘﺎدات زﻳﺎدي ﺑﻪ رﻓﺘﺎر اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻣﺮدم وارد ﺷﺪه اﺳﺖ. ﻳﻜﻲ از اﻧﺘﻘﺎداﺗﻲ ﻛﻪ از ﺳﻮي آﻧﺎن وارد ﺷﺪه، «ﺗﻨﺒﻠﻲ» اﺳﺖ. ﺷﻮاﻫﺪ اراﺋﻪ ﺷﺪه ﺑﺮاي وﺟﻮد ﺗﻨﺒﻠﻲ در اﻳﺮان و رواج زﻳﺎد آن، ﻗﺎﺑﻞ ﺗﺎﻣﻞ اﺳﺖ.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از شفقنا ؛ ﺑﺮﺧﻲ از اﻳﻦ ﺷﻮاﻫﺪ ﻋﺒﺎرت اﺳﺖ از: ﻋﺪم ﺗﻤﺎﻳﻞ ﺑﻪ درس ﺧﻮاﻧﺪن در ﻣﺪارس و داﻧﺸﮕﺎه ﻫﺎ، ﻣﻴﺰان ﻛﺎر اداري و ﺑﻬﺮه وري ﻛﺎرﻣﻨﺪان، ﻣﻴﺰان ﺑﺎﻻي ﺗﻤﺎﺷﺎي ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮن در اﻳﺮان ﺑﻪ ﺟﺎي ﻛﺘﺎﺑﺨﻮاﻧﻲ، ﺗﻤﺎﻳﻞ زﻳﺎد ﺑﻪ اﺳﺘﺨﺪام در دﺳﺘﮕﺎه دوﻟﺘﻲ و ﻋﺪم ﺗﻤﺎﻳﻞ ﺑﺮاي ﻛﺴﺐ ﺗﺨﺼﺺ و ﻣﻬﺎرت و ﻛﺎرآﻓﺮﻳﻨﻲ، وﺟﻮد ﺗﻌﻄﻴﻠﻲ ﻓﺮاوان ﺳﺎﻻﻧﻪ، ﺷﻴﻮع ﭘﺪﻳﺪه اي ﺑﻪ ﻧﺎم «ﺑﻴﻦاﻟﺘﻌﻄﻴﻠﻴﻦ». اﻣﺎ اﻳﻦ ﺷﻮاﻫﺪ و آن ﻧﻈﺮات، ﺗﺎﻛﻨﻮن ﻛﻤﺘﺮ ﻣﻮرد آزﻣﻮن ﻋﻠﻤﻲ واﻗﻊ ﺷﺪه اﺳﺖ و درﺳﺖ ﺗﺮ اﻳﻨﻜﻪ ﺗﺎﻛﻨﻮن ﭘﮋوﻫﺶ ﺧﺎﺻﻲ درﺑﺎره ﺗﻨﺒﻠﻲ در اﻳﺮان اﻧﺠﺎم ﻧﺸﺪه اﺳﺖ. ﻟﺬا آﻧﭽﻪ در ﺑﺎره «ﺧﻠﻘﻴﺎت ﻓﺎﺳﺪ اﻳﺮاﻧﻴﺎن» و ﺑﻮﻳﮋه ﺗﻨﺒﻠﻲ اراﺋﻪ ﺷﺪه، ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﺮ ﭘﺎﻳﻪ ﻧﻈﺮات و ﺷﻮاﻫﺪ و ﻣﺸﺎﻫﺪات ﻓﺮدي اﺳﺘﻮار اﺳﺖ.

دکتر ابراهیم میثاق روانشناس در مورد علل ایجاد تنبلی اجتماعی اظهار داشته: فردی به نام رینگلمن در مورد تنبلی اجتماعی کار می کند. او در آزمایشات خود می بیند که وقتی نیرویی به تعداد افراد که در حال تولید هستند اضافه می شود مثلا وقتی تعدا افراد از 10 نفر به 15 نفر اضافه شد به جای اینکه تولید بیشتر شود؛ کم تر شده است. به این مساله تنبل اجتماعی گفته شد که حضور دیگران باعث کاهش قدرت جمع شود.در مثال دیگر در طناب کشی دو دسته در حال کشیدن طناب هستند اگر تعدادی به این افراد اضافه شود،افراد قبلی کم تر تلاش می کنند. در اینجا بی تفاوتی در افراد شکل می گیرد چون هر کسی فکر می کند که دیگری هست و این برای یک جامعه ویروس است و به صورت پنهان رشد می کند و نهایتا جامعه را به زمین می کوبد.

او تنبلی را دارای علل گوناگون می داند و می گوید:عوامل جسمی و یا شناختی موجب تنبلی در افراد می شود. عوامل جسمی مانند بیماری ها و اختلال غدد، گرایشات عاطفی، هیجانی مانند افسردگی که فرد انگیزه کار کردن را از دست می دهد، رنج گریزی و وابستگی، ترس از شکست یا موفقیت و یا عوامل شناختی که پوچی، بلا تکلیفی، ابهام در آینده، تردید در اولویت ها، سطح کمینه بالا یعنی فرد حقوق بالایی را انتظار دارد، عدم اعتماد به نفس و حقارت را شامل می شود.

سن هویت یابی 24 سالگی است

این روانشناس افزود: بعضی افراد ضعف در شروع کار دارند و بعضی ضعف در ادامه کار؛ علت ضعف در شروع، ضعف در اعتماد به نفس یا کامل گرایی است، یعنی فرد می گوید که من نمی توانم و یا می خواهد همه شرایط فراهم شود و چون این اتفاق فراهم نمی شود هیچ گاه کاری را شروع نمی کنند. افرادی که ضعف در ادامه کار دارند افرادی هستند که تنوع طلب هستند یا اختلال شخصیت خود یاب دارند؛ این افراد کسانی هستند که هویت های گوناگون را آزمایش می کنند. اریکسون سن 20 سالگی را سن یافتن هویت می داند اما محققین بعد از اریکسون معتقدند فرد باید تا 24 سالگی هویت خود را پیدا کرده باشد مثلا باید نظام اعتقادی، دوستی، رشته تحصیلی خود را انتخاب کرده باشد اما اگر بگذرد و این هویت را پیدا نکرده باشد اختلال خودیاب پیدا می کند و هر لحظه از این شاخه به شاخه دیگر است این افراد هر کاری را که شروع می کنند چند وقت بعد چون هویت واقعیشان را نمی شناسند مدام کارهایشان را عوض می کنند و به این کار عادت می کنند.

تنبلی که ناشی از عدم اعتماد به نفس و یا حقارت است

میثاق خاطر نشان کرد: تنبلی که ناشی از عدم اعتماد به نفس و یا حقارت است دو نوع روحیه را ایجاد می کند و در هر روحیه ای یک اثری دارد یعنی افرادی که احساس حقارت دارند و برون گرا هستند و افرادی که احساس حقارت و خود کم بینی دارند و درون گرا هستند دو اثر متفاوت دارد. در مساله حقارت در افراد درون گرا، منزوی و گوشه گیر باعث کم کاری و تنبلی خواهد شد و در برون گراها این حقارت باعث پر کاری اجتماعی می شود به معنی تلاشگری اجتماعی می شود. تلاشگری اجتماعی و فردی با هم متفاوت است، تلاشگری فردی در شرایطی است که فرد در خانه هم برای خود کارها و برنامه های مختلفی دارد ولی تلاشگری اجتماعی فرد در حضور جمع پر کار می شود. افرادی که حقارت دارند و از طرفی برون گرا هستند این ها تلاشگری اجتماعیشان افزایش پیدا می کند.

هر گردویی گرد است اما هر گردی گردو نیست

او در پاسخ به این سوال که یعنی همه افرادی که تلاشگر هستند احساس حقارت می کنند گفت: هر گردویی گرد است ولی هر گردی گردو نیست. هر تلاشگری احساس حقارت نمی کند بلکه افرادی که احساس حقارت می کنند و برون گرا هستند تلاش اجتماعی زیادی دارند. مثلا فردی در تنهایی حتی مسواک نمی زند ولی در جمع تلاش می کند این ها برون گراهایی هستند که احساس حقارت دارند. چطور این افراد تا این اندازه در جمع تغییر می کنند؟ به این دلیل است که این افراد برای جلب توجه اجتماعی خیلی کارها می کنند تا مقداری توجه جلب کنند به همین دلیل انگیزه کارشان مسئولیت پذری نیست توجه طلبی است. اما چون پیش خانواده انگیزه ای برای جلب توجه ندارند تلاش هم نمی کنند. در نوجوانان این حالت زیاد پیش می آید مثلا وقتی اردو می روند تلاش زیادی می کنند در حالی که در خانه هیچ کاری نمی کند.

بی هویتی، ریشه تنبلی در افراد است

این روانشناس عوامل بیرونی تنبلی که بحث تنبلی اجتماعی مطرح است را ریشه در نظریه اریکسون قابل یافتن دانست و افزود: گاهی ممکن است افرادی که دچار بی هویتی هستند؛ از هر کاری مقداری بدانند اما هیچ کدام عمق نداشته باشد و یا تنبلی کامل که هیچ کاری انجام نمی دهند وجود داشته باشد. یکی از عوامل بیرونی تنبلی انسان یا جامعه، بی عدالتی اجتماعی است که لیندن در سال 2004 تحقیق کرد و مشاهده کرد که هر جایی که بی عدالتی وجود دارد و یا اینکه مردم احساس بی عدالتی و ظلم کنند؛ ریشه تنبلی اجتماعی شروع می شود. مثلا فردی در اداره ای کار می کند وقتی می بیند که هر چه تلاش کند به حساب فرد دیگری است و به نوعی تلاش های فردی او به هدر می رود و لیاقت فرد دیده نمی شود باعث این مشکل تنبلی در فرد می شود. چون ناسپاسی انگیزه را می کشد گاهی اوقات یک خسته نباشید به فرد انگیزه زیادی می دهد وقتی بی عدالتی در جامعه رشد پیدا کند تنبلی اجتماعی جوانه می زند که در مقابل آن تلاشگری اجتماعی وجود دارد.

میثاق در ادامه تصریح کرد: لاتانه در ادامه تحقیقات رینگلمن مشاهده کرد که وقتی افراد اضافه می شوند تلاش و انگیزه ها کاهش پیدا می کند اما در گذشته ما ایرانیان این مساله دیده نمی شد به طور مثال در جبهه ها ما شاهد این بودیم که وقتی نوید نیروی جدید به افراد داده می شد افراد با قوت بیشتری کار می کردند و در نگاه سنتی و قدیمی ما به این شکل بود که وقتی فردی اضافه می شد انتظار بر افزایش قدرت جمعی بوده اما این رفتار با نظریه های مطرح شده در مورد تنبلی اجتماعی متضاد است علت در این است که زمانی که پیروزی و شکست معنا پیدا می کند با اضافه شدن نیروها امید ها افزایش پیدا می کند بنابراین تلاششان بیشتر می شود اما در کارهای روزمره و دولتی چون پیروزی و شکست معنا ندارد این تنبلی اجتماعی ایجاد می شود.

جوامع فردگرا، تنبل تر از جوامع جمع گرا هستند

این روانشناس در پاسخ به این سوال که ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم که با وضعیت بسیار بدی رو به رو شد، اما یک همت ملی شکل گرفت و این کشور در مدت زمانی کوتاه در حوزه های مختلف به بهترین جایگاه می رسد و کماکان هم انسان های تلاشگری باقی می ماندند و تلاشگری به جزیی از فرهنگ آنها تبدیل می شود،علت در چیست اظهار کرد: این مساله مربوط به جمع گرایی و یا فرد گرایی یک جامعه می شود. کارو و ویلیامز تحقیقی را در جوامع انجام دادند و دیدند که در جوامع فردگرا تنبلی اجتماعی بسیار بیشتر است و جوامع جمع گرا این طور نیست؛ این جمع گرایی و فرد گرایی مربوط به تربیت از دوران کودکی افراد است .در جوامع جمع گرا احساس پیروزی فرد به شرطی است که بقیه افراد را پیروز ببیند و نه اینکه پا بر روی دیگران بگذارد برای بالا رفتن خود، در صورتی که در جوامع فرد گرا این طور نیست و جنگ بین برد و باخت است جوامع جمع گرا به پیروزی اجتماعی و موفقیت اجتماعی فکر می کنند به همین دلیل تنبلی اجتماعی در این جوامع کم تر است.

میثاق افزود: در جوامع فردگرا فردی که دارای اعتماد به نفس بالاست باعث تنبلی اجتماعی در او می شود چون فرد اعتماد به نفس بالا دارد و در کار تیمی چون احساس برتر بینی دارد، از طرفی چون در جامعه فردگرا،شخص احساس می کند که تلاشش گم خواهد شد، خود را بی انگیزه می بیند. به طور کلی این مدل تلاش اجتماعی از لحاظ علمی متکی بر عدالت است.

این روانشناس راه حل این مشکل را در دیده شدن افراد دانست و افزود: به طور مثال وقتی در خانواده ای فردی توانمند تر است و مهارت های بیشتری دارد باید این فرد را تشویق کرد که دچار تنبلی اجتماعی نشود و به او نشان دهیم که او را می بینیم و نشان دهیم که فرد نقش بیشتری دارد. اگر افرادی که اعتماد به نفس بالاتری دارند و در گروه اجتماعی قرار گرفته اند فقط احساس کنند که دیده می شوند گرفتار تنبلی اجتماعی نخواهند شد در غیر این صورت چون احساس بی عدالتی می کنند دیگر همکاری نمی کنند در نتیجه انگیزه این افراد کاهش پیدا می کند. مثلا در جامعه گفته می شود که صرفه جویی کنید ریشه این همکاری اجتماعی در عدالت است اگر افراد عدالت را نبینند به صرفه جویی بی توجه می شوند که البته رفتار غلطی است ما باید به عنوان وظیفه کار خود را بکنیم ولی عوام تحت تاثیر الگوهای اجتماعی قرار می گیرند.

برای اصلاح جامعه تنبل باید از خانواده ها شروع کرد

او افزود: برای درمان این تنبلی اجتماعی اولا باید روح افراد جامعه جمع گرا شود و این روحیه باید از درون خانواده ها شروع شود یعنی لذت مشترک و درد مشترک را در افراد تقویت کنیم مثلا از بچه های کوچک خانواده دلسوزی و خدمت بگیریم فقط محبت کردن و دلسوزی کردن وظیفه مقرر را برای بزرگترها ایجاد می کند و نهایتا این فرد در جامعه از همه طلبکار هستند. بچه هایی که فقط محبت دریافت کرده اند سربار جامعه و افراد خود خواه و طلبکار تبدیل خواهند شد؛ پس ما از کودکی خدمت بگیریم تا فرزند بفهمد که رنج همه رنج من است و لذت همه لذت من است.

آپارتمان نشینی فرهنگ به من چه؟ به تو چه است؟

میثاق گفت: در فرهنگ ایرانی روح مشترک زیاد بود ولی متاسفانه در حال حاضر کم شده است یکی از علل ایجاد این فرهنگ در جامعه ما تبدیل شدن خانه ها به آپارتمان است. آپارتمان نشینی فرهنگ به من چه؟ به تو چه است؟ همسایه خوب همسایه ای است که هر اتفاقی در خانه دیگری رخ دهد هیچ کاری انجام ندهد. فرهنگ قدیمی فرهنگ ایل نشینی بوده و خاندان ها وجود داشته به همین دلیل جمع گرایی تقویت شده بنابراین این روح را سنتهای قدیم پرورش می دهند و بترسیم که به سمت فردگرایی پیش می رویم به طوری که خانواده ها هم فردگرا شده اند به این معنی که در خانواده هر کسی کارخود را می کند وقتی افراد فرد گرا شدند جامعه مهیای تنبلی اجتماعی است.

این روانشناس اظهار کرد: تحقیقاتی که "کویی گی هارا" انجام داد تا ببیند که تنبلی اجتماعی در مردان بیشتر است یا در زنان؟ شکل آزمایش هم بازی طناب کشی بود و در حین بازی یاران اضافه شدند در این حالت دیده شد که در مردان تنبلی اجتماعی بیش تر است. زنان 60 درصد با وجود کمک تلاش خود را ادامه دادند ولی در مردان این مقدار20 درصد بود. این اتفاق به این دلیل است که زنان جمع گرا تر از مردان هستند و مردان فردگراتر؛ در جوامع هم جوامع شرقی چون جمع گرا هستند بنابراین تنبلی اجتماعی کم تری دارند و در جوامع غربی تلاش اجتماعی کم تر و تنبلی اجتماعی بیش تر خواهد بود. جالب است که با اینکه زنان با اینکه سود کمتری از تلاش اجتماعی می برند باز هم تلاش بیشتری می کنند. بنابراین جمع زمانی بر تلاش ما اثر منفی می گذارد که تلاش ما دیده نشود ولی در جایی که زحمت ما دیده می شود باعث اثر مثبت جمع بر فرد خواهد شد که این را تسهیل اجتماعی می گویند که حتی در ماهی ها، میمون ها و مورچه ها هم این تحقیقات انجام شده و به همین نتیجه رسیده اند.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
3.41173s, 20q