ازدواج معلولان و سدهايي که بايد شکسته شود

۱۳۹۲/۱۱/۱۳ - ۱۳:۲۶ - کد خبر: 104863

سلامت نیوز : يک روز صدايم کردند تا به دفتر مددکاري آسايشگاه مراجعه کنم. دختر خانم جواني مي خواست با من صحبت کند. او من را براي ازدواج انتخاب کرده بود ولي جوابم منفي بود وقتي به من گفت: «من نذر کردم با شما ازدواج کنم»، دليلم را که پرسيد، گفتم اصل نگاه شما به ازدواج درست نيست با هر کسي که بخواهيد ازدواج کنيد.

اطلاعات ناکافي: منشاء مشکلات

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه خراسان ؛ متولد ۶۳ است، ديپلم گرافيک دارد. ظاهراً تنها مشکلش اين است که به خاطر وضعيت پاهايش، راه رفتن متفاوتي دارد، يک جوان شاداب و هنرمند. وقتي از او مي خواهم درباره مسائل ازدواج معلولان کمي برايم صحبت کند، همين خاطره را تعريف مي کند و مي گويد به آن خانم پاسخ منفي دادم و از دفتر آمدم بيرون ولي دوستان معلولي در آسايشگاه معلولان دارم که با هم آشنا شديم، زوج هايي هستند که ۷ سال است در دوران عقد به سر مي برند ولي با همه وعده هايي که مسئولان داده اند مثل مناسب سازي منازل و وام ازدواج، هنوز نتوانسته اند زندگي مشترک و مستقل خود را شروع کنند. ديدگاه خانواده اش را درباره ازدواج خودش مي پرسم،

با تأسف سري تکان مي دهد و مي گويد: خانواده ام مي گويند، فردي که براي ازدواج انتخاب مي کني، ويلچري نباشد، آن ها هم مثل بسياري از مردم اطلاعات کافي ندارند و عمده مشکلات ما معلولان هم کافي نبودن اطلاعات مردم است. من زوجي را مي شناسم که هر دو ويلچري هستند و فرزند هم دارند و زندگي بسيار خوبي در کنار هم دارند. «طوسي» ادامه مي دهد: من فکر مي کنم اگر عشق و دوست داشتن در ميان باشد، ديگر معلوليت کانون توجه نيست چون طرفين با درد هم آشنا هستند.طاهره و امير هم يک زوج معلول هستند. طاهره ۳۶ ساله و امير ۲۷ ساله است. امير در نوجواني به خاطر يک حادثه در فوتبال دچار معلوليت شد و سال هاست روي ويلچر مي نشيند. اين زوج دل پر دردي از ماجراي ازدواج شان دارند، مي گويند خيلي دردسر کشيديم. طاهره رشته صحبت را به دست مي گيرد. براي دريافت وام ازدواج گفته بودند نيازي به ضامن نيست ولي وقتي امير را ديدند گفتند حتماً بايد ضامن داشته باشيد و گفتند: تو که معلولي چه طور مي تواني اقساط وام را پرداخت کني و تأکيد مي کردند که شما نمي توانيد اقساط وام را بدهيد.

با پيرمرد ازدواج کن، با معلول نه!

مشکلات ازدواج معلولان تنها منحصر به وام و خانه نيست، آن ها دردهاي بزرگ تري هم دارند که ريشه در نگرش عموم مردم دارد. طاهره مي گويد: با وجود اين که خود ما مشکلي نداريم که با معلول ازدواج کنيم يعني ازدواج معلول با معلول مي تواند انجام شود اما خانواده ام مي گفتند اگر تو با يک پيرمرد ازدواج کني بهتر است تا با يک معلول.او در پاسخ سوالم که درباره ازدواج معلول با افراد سالم و غيرمعلول است، تصريح مي کند: درباره ازدواج با فرد سالم هم خانواده طرف مقابل راضي نمي شود و هم نگاه مردم نسبت به اين موضوع خوب نيست و بيشتر موجب رنج و زجر ما مي شود.امير هم از تلخ زباني اطرافيان ناگفته هايي دارد و مي گويد: وقتي خواستم ازدواج کنم يکي از اقوام نزديکم گفت: تو چرا مي خواهي ازدواج کني و يک نفر ديگر را هم بدبخت کني!اين زوج جوان که حالا يک فرزند چند ماهه هم دارند، از مشکل مسکن به ستوه آمده اند و مي گويند: براي ثبت نام در مسکن مهر خواستيم اقدام کنيم که گفتند ۱۸ ميليون تومان بايد بدهيد و بعد قرعه کشي مي کنيم، در واقع هيچ شرايط خاص و تسهيلاتي براي معلولان در نظر گرفته نشده بود و شرايط ما هم مثل بقيه لحاظ مي شد.ظاهراً ناديده گرفتن توانمندي ها، صلاحيت ها و شايستگي معلولان همچنان در صف اول مشکلات اين قشر از جامعه قرار دارد و نگرش هاي غيرواقع بينانه اي که در جامعه رواج دارد زندگي و کار را براي آن ها سخت مي کند، آن قدر که حتي کوچک ترين و سطحي ترين نوع معلوليت هم در نظر برخي افراد بسيار بزرگ و به عنوان يک نقص جسماني غيرقابل پذيرش جلوه مي کند.

نه؛ به همه توانمندي ها

در خانواده اي که ازدواج فاميلي پدر و مادر موجب بروز معلوليت در ۵ فرزند از مجموع ۶ فرزندشان شده است دختر کم شنوا با فردي ازدواج کرد که توانايي شنوايي و صحبت کردن ندارد و دختران ديگر نيز با افراد معلول ديگري ازدواج کردند. يکي از پسران باهوش خانواده که سطح تحصيلات عالي دارد تنها به خاطر استفاده از عصا با پاسخ منفي دختران جوان براي ازدواج روبه رو مي شود و يا گاهي اطرافيان دختر، او را از ازدواج با يک فرد معلول که هم از تحصيلات بالا و هم از موقعيت شغلي برخوردار است و هم پشتوانه مالي پدرش از او حمايت مي کند، بازمي دارند. دختر خانمي حتي حاضر نشد با اين جوان گفت وگو کند و دليلش اين بود که او با عصا راه مي رود. البته بايد واقع نگر بود، زيرا هنوز هستند کساني که در امر مهم ازدواج تنها به ملاک ها و معيارهاي ظاهري توجه نمي کنند و مسائل عميق تري توجه آن ها را به خود جلب مي کند. يکي از اين موارد دختر خانم جواني بود که پس از آشنايي اوليه با اين جوان نه تنها تمام شرايط او را پذيرفت بلکه با احساس علاقه به او از طريق خانواده اش با خانواده پسر جوان تماس گرفت و آمادگي کامل خود را براي اين ازدواج اعلام کرد.

مشکل کجاست؟

شهناز عباس نيا؛ کارشناس علوم اجتماعي و کارشناس ارشد مطالعات زنان درباره اين مسئله که آيا مشکلاتي که در جامعه براي افراد داراي معلوليت به وجود مي آيد ناشي از نقص وکم تواني آنان است يا شرايط اجتماعي به خراسان مي گويد: معلوليت شرايطي است که در توانايي فرد براي انجام کار هاي روزانه وانطباق وي براي داشتن يک زندگي عادي و مستقل در بعد شخصي ويا اجتماعي اختلال ايجاد مي کند؛ به عبارت ديگر معلوليت مرتبط با محروميت هايي است که فرد به عنوان نتيجه اختلالات و کم تواني هاي خود تجربه مي کند واين امر باعث مي شود فرد داراي کم تواني نتواند نقش هاي خود را بسته به سن ويا جنس که در شرايط اجتماعي وفرهنگي طبيعي در نظر گرفته مي شود، انجام دهد. اما درک، توضيح و تبيين اين امر ارتباط تنگاتنگي با الگو هاي مفهومي دارد که آن را به اشکال گوناگون توجيه مي کنند، به عنوان مثال ديدگاه هاي پزشکي، اجتماعي، حقوقي و… هر يک توجيهات متفاوتي از معلوليت ارائه مي کنند. بر اساس حقوق بين الملل و قانون اساسي کشوربايد تمام افراد کم توان باديده احترام نگريسته شوند و به آنان فرصت برابر براي داشتن يک زندگي عادي داده شود. لذا کم تواني نبايد به عنوان عامل عقب ماندگي فرد از جريان عادي زندگي تلقي شود.اين کارشناس در ارزيابي مشکلاتي که بر سر راه ازدواج معلولان قرار دارد، تصريح مي کند: افراد داراي کم تواني به دليل ناديده گرفته شدن در اجتماع، در وضعيت عدم نقش پذيري قرار مي گيرند کم تواني به عدم تاييد و حمايت هاي اجتماعي لازم در راستاي ايفاي نقش طبيعي آنان منجر مي شود.

اين امر موجب انزواي بيشتر و نداشتن مشارکت اجتماعي آنان مي شود. خانواده هاي اين افراد کم توان تمايل دارند که از آنها مراقبت کامل به عمل آورند و از ترس اين که مبادا آنها به دليل کم تواني شان مورد سوء استفاده قرار بگيرند مانع خارج شدن آنها از منزل مي شوند، هر چند اين اضطراب ها از روي خيرخواهي است، اما مي تواند مشارکت و حضور اين افراد را در جامعه کاهش دهد. بسياري از زنان داراي کم تواني گرايش بيشتري نسبت به ديگر زنان بر ماندن در کنار والدين و زندگي در خانواده دارند، اين شيوه برخورد هرچند مي تواند در مواقعي آنها را از تجربه هاي تلخ دنياي بيروني محافظت کند اما از سوي ديگر اين نوع ارتباطات و وابستگي هاي شديد آنان را در چرخه اي مي اندازد که اغلب به عنوان افرادي ضعيف که محتاج به راهنمايي و مساعدت از سوي والدين، خويشاوندان و يا دوستان هستند، نگريسته مي شوند و اين امر موجب مي شود که فرصت هاي آنان براي داشتن يک زندگي مستقل و توام با شادابي در جامعه محدود شود.

تسليم در برابر حضور اجتماعي

عباس نيا نگرش عمومي جامعه نسبت به ازدواج افراد داراي معلوليت را اين گونه ارزيابي مي کند: در واقع ساختار هاي محيطي و اجتماعي سازمان يافته، افراد داراي کم تواني را در کليه جنبه هاي زندگي اعم از: پذيرش اجتماعي، رابطه دوستانه، آموزش، اشتغال، ثبات اقتصادي، روابط عاطفي، مشارکت و نقش هاي همسري و مادري ناتوان نشان مي دهند. اين موضوع باعث مي شود که اغلب آنها حتي در زندگي عادي خودشان هم نتوانند جايگاهي داشته باشند. درحالي که زندگي خانوادگي، داشتن همسر و فرزند براي افراد کم توان نيز مانند ساير افراد جامعه بخشي از موجوديت آنها به شمار مي رود و براي حفظ سلامتي جسمي و رواني شان اهميت دارد. زماني که آنان اين نياز خود را مطرح مي کنند برخي از اينکه آنان چنين حقي را براي خود قائل هستند شگفت زده مي شوند متاسفانه در بيشتر مواقع مردان کم توان تمايل بيشتري نسبت به زنان کم توان براي ازدواج دارند زني که به خاطر کم تواني مجرد باقي مي ماند، از نقش سنتي و جايگاه اجتماعي خود به عنوان يک همسر و مادر محروم مي شود.

وي در پاسخ به اين سوال که افراد داراي معلوليت معمولا با اين موضوع چطور برخورد مي کنند، تأکيد مي کند: در اغلب موارد نگاه افراد نسبت به خودشان برگرفته از نگاهي است که جامعه نسبت به آنان و جايگاه اجتماعي شان دارد لذا به نظر مي رسد افراد کم توان نيز از اين قاعده مستثنا نباشند وقتي نگرش عمومي دلالت بر ناتواني اين افراد در جنبه هاي گوناگون زندگي دارد آنان نيز به اين امر تن مي دهند . معلوليت در اثر تعامل دوسويه عوامل حاصل مي شود، ويژگي هاي فردي که داراي کم تواني است و ويژگي هاي محيطي که ايجاد کننده محروميت اجتماعي است. احساساتي نظير بي ارزش بودن، سردرگمي، مشکلات برقراري ارتباط اجتماعي، نداشتن آموزش، شغل و درآمد، زندگي منزوي و ديگر تبعيض‌هاي اجتماعي، محروميت هايي است که فرد معلول آن ها را تجربه مي کند.اين پيامد ها بستگي مستقيم با شرايط محيطي، امکانات و منابع اجتماعي و مقررات تبعيضي در جوامع دارد. هر چند اين تبعيض‌ها بر اساس شرايط اجتماعي و کليشه هاي منفي نسبت به افراد معلول وجود دارد اما بايد تلاش شود تا اين افراد از حقوق و فرصت هاي اجتماعي برابر برخوردار شوند زيرا بحث ازدواج به عنوان يک امر اجتماعي براي آنان بدون در نظر گرفتن ديگر حقوق و فرصت ها نمي تواند ارزيابي شود. تا اين‌که اين گزارش ها و انعکاس درد معلولان از رسانه ها چه تأثيري به عملکرد مسئولان و تغيير نگرش مردم نسبت به مسائل آن ها خواهد داشت، بايد بنشينيم و صبر پيش گيريم.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.25855s, 19q