باور های غیرمنطقی درباره ازدواج

۱۳۹۲/۱۱/۱۵ - ۱۶:۰۹ - کد خبر: 105065
باور های غیرمنطقی درباره ازدواج

سلامت نیوز: آمار بالای طلاق در اکثر کشورهای جهان و توجه به ازدواج با شخص مناسب، فرایند انتخاب همسر برای افراد مجرد را به موضوعی مهم تبدیل کرده است .افراد بسیار درگیر یافتن شخص مناسب برای ازدواجند که علتش اهمیت تصمیم گیری است .متاسفانه بسیاری از افراد انتظارات بسیار بالایی از ازدواج دارند (برای مثال ،این انتظار که همسر من باید عاشق من ،بهترین دوستم ، مشاورم و پدر یا مادر م باشد ) و از این می ترسند که اگر با احتیاط انتخاب نکنند، ازدواج آنها به شکست منجر شود. یک علت مهم اینکه بیشتر افراد درگیر تصمیم گیری برای ازدواجند ،انتظارات بالا و غیر واقع بینانه است .

باورهای غیر واقع بینانه همان افکار یا انتظارات غیر منطقی هستند. غیر منطقی غیر منطقی بودن باور ها به این معناست که افراد را از دستیابی به اهداف اساسی شان باز میدارند و نا معقولند و با واقعیت ناساز گار .اگر افراد باورها یا انتظارت غیر واقع بینانه ای در مورد انتخاب همسر داشته باشند ، بیشتر احتمال دارد که دچار تردید ، ناکامی و دلسردی شوند .هدف این مطلب شناساندن رایج ترین باور های غیر منطقی در مورد انتخاب همسر است .باید توجه داشت که اگر افراد بتوانند این باورها را تغییر دهند ،به کاهش اضطراب ،نا کامی و دلسردی خودشان کمک می کنند و رابطه ای رضایت بخش با همسرشان خواهند داشت.

1-شاهزاده رویاها
این باور غیر منطقی به این صورت است: تنها یک شخص مناسب در دنیا برای ازدواج با هر شخصی وجود دارد .سوالاتی که اینجا مطرح می شود اینهاست: یک فرد چگونه تعیین می کند که چه موقعی ا ین فرد مناسب را خواهد یافت ؟آیا ممکن است در مواجهه با آن شخص مناسب احساس خاص و جادویی را تجربه می کند؟آیا در انتظار آمدن آن شخص مناسب ،شانس های دیگر فرد برای ازدواج از دست نخواهد رفت؟ بی تردید ،چنین باوری باعث انفعال در فرایند انتخاب همسر میشود .برای مثال ،برخی از افراد باور دارند که شاهزاد رویاهایشان سر انجام می رسد و بنابراین ،هیچ دلیلی وجود ندارد که فعالانه به شناخت دیگران برای ازدواج بپردازند.
شاهدی این باور را تایید نمی کند زیرا اگر این چنین باشد، چه دلیلی دارد که بسیاری از افراد طلاق بگیرند و دوباره ازدواج کنند.


2-همسر کامل و بی نقص
برخی از افراد باور دارند تا زمانی که شخص کاملی برای ازدواج نیافته اند نباید ازدواج کنند.البرت الیس روانشناس مشهور امریکایی ،این باور را انتظاری غیر منطقی می داند .چنین تمایلی برای کمال، توانایی فرد را برای یافتن راه حل ها کاهش می دهد و می تواند منجر به عکس نتیجه دلخواه شود.همه ما در دنیای احتمالات زندگی می کنیم .میل به حقیقت کامل تنها منجر به بزرگ شدن بیش از حد انتظاراتی می شود که نمی تواند رضایت بخش باشد و در نتیجه باعث تردید و اضطراب می شود . افرادی که این باور را دارند اغلب در گیر روابط کوتاه مدت می شوند. یعنی ،به جای شناخت درست فرد مقابل شان آنها را با معیارهای نادرست خود ارزیابی می کنند .این افراد سپس الگویی از چند رابطه کوتاه مدت در زندگی شان ایجاد می کنند که منجر به ناکامی و دلسردی می شود.بیهودگی این باور با این نظر تقویت می شود که بدانیم افراد طی زمان تغییر می کنند .شخصی که در شروع ازدواج به نظر می رسد که فرد کاملی است ناگزیر بعدا چنین به نظر نخواهد رسید.


3-کامل بودن خود
برخی افراد باوردارند که هر فرد قبل از اینکه تصمیم به ازدواج بگیرد باید کاملا احساس کفایت و قابلیت را برای همسر بودن داشته باشد. این افراد به دلیل این باور به مدت طولانی مجرد می مانند، زیرا افراد معدودی هستند که کاملا احساس کفایت در این مورد دارند.به علاوه ،ازدواج موفق به همکاری و تلاش دونفر نیاز دارد و کامل بودن یک نفر برای موفقیت ازدواج کافی نیست .البته برخی افراد از این باور به عنوان توجیهی برای ترس اساسی شان از ازدواج استفاده می کنند . یک باور جایگزین معقول تر در اینجا می تواند این باشد که فرد باید نسبتا احساس قابلیت همسر بودن را داشته باشد، اما اکثر افراد به دلیل اضطراب نمی توانند قضاوت درستی از میزان قابلیت و کفایت خود در این مورد داشته باشند.اضطراب نباید فرد را از ازدواج کردن دور کند .این موضوع را هم نباید از نظر دور داشت که هیچکس کامل نیست.


4-رابطه کامل
برخی افراد باور دارند که هر زوج باید قبل ازازدواج ثابت کنند که رابطه شان خوب است .این افراد به مدت طولانی ازدواج خود را به تعویق می اندازند تا برایشان ثابت شود رابطه شان خوب خواهد بود . آنها حتی موقعیت هایی ایجاد می کنند تا قدرت رابطه شان را امتحان کنند و بارها وبارها نامزدشان را ازمایش می کنند . احتمالا پس از مدتی ، نامزد این فرد از این ازمون ها خسته می شود و رابطه را قطع می کند .باید توجه داشته باشیم که متاسفانه ، ما در دنیایی ناکامل با آدم ها و روابط نا کامل زندگی می کنیم . به علاوه ، استرس ها و بحران ها و چالش های آتی رابطه را نمی توان به درستی پیش بینی کرد.


5-تلاش سخت
این باور غیر واقعی به این صورت است که شخص می تواند با هر کسی که برای ازدواج انتخاب می کند شاد باشد ،اگر سخت تلاش کند.این باور متضاد با باور همسرکامل است ، چون شامل داشتن دیدی علت و معمولی به فرایند انتخاب همسر است .بسیاری از افرادی که ازدواج کرده اند این باور را ماه ها یا سال ها داشته اند بدون آنکه برای شان موفقیتی به همراه داشته باشد، زیرا ازدواج رابطه ای دو جانبه است که به همکاری دو طرف برای حل مشکلات زناشویی نیاز دارد .به نظر می رسد برخی از افراد وجود دارند که حاضر نیستند دو جانبه برای زندگی موفق تلاش کنند .ازدواج با این افراد تلاش برای زندگی موفق را بی اثر می کند. برخی از این افراد به طور مشخص عبارتنداز :
الف- افراد معتادی که به دنبال بهبودی نیستند؛
ب- افراد خشن یا از لحاظ عاطفی سوءاستفاده گر؛
ج- افرادی که دیدگاه های دینی و فرهنگی کاملا متفاوتی دارند.


6-زندگی مشترک بدون ازدواج
برخی از افراد مجرد باور دارند که همخا نگی قبل از ازدواج شانس زوج را برای داشتن ازدواج شاد بیشتر می کند .اما شواهد روز افزونی وجود دارد که نشان می دهند هم خانگی به طرز چشمگیری با ازدواج متفاوت است و معمولا نمی تواند شانس زوج را برای موفقیت در زندگی زناشویی بیشتر کند . پیامدهای منفی این باور شامل نقض معیارهای اخلاقی ،پشیمانی از آن وایجاد تنش با والدین است.


7-متضاد های مکمل
یک باور اشتباه این است که شخص باید کسی را برای ازدواج انتخاب کند که ویژگی های شخصیتی اش متضاد با او باشد .پیامد منفی این باور این است که ؛افراد را تشویق می کند تا به جای افراد مشابه در جست وجوی افراد متفاوت از خودشان باشند.



8-مانع تعییر شخص می شود .
(برای مثال ،شخص فکر می کند که به جای تغییر خود به دنبال کسی باشد که متضاد با او باشد و ضعف های اورا بپوشاند.)اگر چه در برخی موارد متضادها جذابند، ازدواج با کسی که صفاتش به نحو چشمگیری متفاوت است معمولا منجر به تعارض و نارضایتی می شود .
9-آنچه نیاز دارید عشق است
استیون همیشه عاشق نیک بوده، اما معتقد است که موفقیت شان در ازدواج مربوط به پایبندیشان در تعهد و همراهی همیشگی آنهاست. نیک هم می گوید :«من خودمان را به چشم یک گروه نگاه می کنم .ما هردو به سمت یک نقطه حرکت می کنیم وآرزوی چیزهای مشابهی داریم.من روابطی را که تا امروز داشتیم مقدس می شمارم او را به خاطر این همراهی بیشتر از همیشه دوست دارم ».امروزه ما میاندیشیم که عشق رمانتیک جزء سازنده هر ازدواجی است،در حالی که اینگونه نیست ،چرا که ازدواج قرن ها پیش از آنکه عشق به جزء اصلی و سا زنده آن بدل شود، وجود داشته است .ازدواج از گذشته تا امروز تنها راه موفق همراهی دونفر بر اساس ارزش های برابر و احترام متقابل بوده است . دکتر شیمون مور،روانشناس دانشگاه متروپولیتن لندن ،می گوید: «ممکن است انسان ها به خاطر عشق به هم برسند ،اما فقط زمانی که روابط موفقیت آمیزی دارند ،می توانند تا انتها باهم باقی بمانند.


10-ما باید باهم یکی و شبیه به هم باشیم
ماری 42 ساله می گوید «ماهرگز مدت زیادی از هم جدا نیستم .»اندرو 45 ساله هم اضافه می کند:«اصلا ازدواج چه فایده ای دارد،اگرهم نباشید؟»ماری واندرو طی دوازده سال زندگی مشترکشان واقعا به هویتی واحد تبدیل شده اند.آنها همه جا باهم میروند.وقتی یکی حرف بزن می زند ،دیگری جملات او را تکمیل می کند . حتی اخیرا لباس هایی هم که می خرند جفت است.سوزانا ایبس،رفتار درمانگر می گوید:«بهتر است به همسرمان اجازه دهیم تا احساس کند فردی متفاوت با دیگری است.»

پرل هم می گوید:«همه ما تلاش می کنیم به تساوی برسیم، اما مهم این است که با «تشابه»اشتباه نشود.هیچ وقت سعی نکنید تفاوت های میان خود را از میان برداید،چراکه این مسئله می تواند آغازی بر مرگ روابط میان همسران باشد.»
اگر زن و مرد تفاوت های خود را با یکدیگرحفظ کنند،روابط آنها می تواند همچنان لذت بخش باقی بماند.اما اگر زن و شوهرسعی در تشابه سازی رفتار یکدیگرداشته باشند،خواهند گفت که ما با همخانه یا دوستمان زندگی می کنیم ؛وچون که این مسئله باعث نزدیک شدن خلق و خوی انها به هم می شود،باعث کاهش روابط جنسی می شود.در واقع ،با زیاد شدن عشق ،همان اتفاقی که با زیاد شدن سوخت اتفاق می افتد رخ نمی دهد .این یعنی فاصله مناسب میان خود را حفظ کنید.پرل می گوید:«لازمه اینکه همدیگر را موجوداتی مستقل بدانید این است که فاصله مناسب میان خود را حفظ کنید. همانطور که فاصله میان من و شما سبب تمایل جنسی ما به همدیگر می شود .شیفتگی تنها در صورتی به وجود خواهد آمد که یکی از دو طرف کاری انجام دهد که دیگری آن را دوست داشته باشد.در این لحظه شما به دیگری تعلق دارید،چرا که به جای آنکه باهم خودمانی شوید لحظه به لحظه برای دیگری تا حدودی اغفال کننده و اسرار آمیز می شوید.»


11-فرزند،رابطه شماوهمسرتان را تقویت می کند
ایبس می گوید:«زمانی در رضایت از ازدواج غوطه ورمی شوی که کودکی متولد شود و تا زمانی هم که انها خانه را ترک نکنند، این رضایت افزایش نمی یابد .»شما با به دنیا آوردن کودک نه تنها فرد سومی وارد ساختمان نیمه کاره اتحاد دونفره تان می کنید ،بلکه اوهمان کسی است که فشار زیادی بر تخریب روابطتتان وارد خواهم آورد.تعجبی نیست که مردم می گویند که نتیجه اصرارشان برای ورود فرزندی جدید به خانواده حتی به خیانت همسرشان منتهی شده است .مور می گوید:«اگر شما نمی توانید خوب زندگی را پیش ببرید ،بچه اوردن به نیت بهبود روابط ممکن است کوبیدن آخرین میخ بر تابوت زندگیتان باشد وبا بر انگیختن حسادت همسرتان احساسات او را بکشید.حسادت به بچه ممکن است زخم عمیقی بر پیکره عشق شما بزند.شما تمام روزسرکارهستند و وقتی به منزل بر می گردید،اولین کاری که انجام می دهید بوسیدن فرزندتان است.»
وی ادامه می دهد:«میتوانید یک هفته کودکی رابه خانه بیاورید.من هیچ راه دیگری را که نشان دهد فرزندچه فشاری به زندگی وارد می کند،نمی شناسم.تا زمانی که این اتفاق نیفتد، بسیاری از زوج ها اندازه این فشاررا درک نمی کنند .به همین دلیل است که پیش از تولد کودک اول باید رابطه زن و شوهر مستحکم شود.»


12-چیزی از خانواده خود نیاموخته اید
یاکوب می گوید :«مردم فکر می کنند پس از ازدواج و آغازه زندگی ،هر کاری که انجام می دهند درست است و در عین حال ،به هیچ وجه از ترتیب پدر و مادر خود در دوران کودکی سودی نمی برند. بعدآ می فهمند که زیر سایه گسترده خانواده هایشان ،در حال تمرین الگوهای رفتاری مختلفی بوده اند.» نخستین چیزهایی که هر پدر و مادری به فرزندان می آموزند داشتن تحصیلات خوب، یافتن شغل مناسب و یا داشتن رفتار درست ومهربانانه با سایر مردم است .سطح دیگر آموزه های پدر و مادر به فرزندان،راه هایی است تا بتوانند مشکلاتشان راخودشان حل کنند.البته این سطح از آموزه ها قابل دیکته کردن نیست و آنها را باید ضمن زندگی آموخت ،چرا که ما اغلب بدون اینکه خودمان متوجه بشویم ،از زندگی دیگران الگو برداری می کنیم .


13-انتخاب کردن ساده است
برخی افراد باور دارندکه؛انتخاب همسر ساده است .این باور بر اساس این تصور رایج قرار دارد که ازدواج و انتخاب همسر شانسی است.این افسانه که انتخاب همسر شانسی است،باعث می شود که افراد از پذیرش مسئولیت شکست در روابط و همچنین ،در کمک به رشد رابطه شانه خالی کنند.این باور موجب امتناع افراد از حضور در جلسات مشاوره پیش از ازدواج می شود.
افزایش کتاب های خودیار و مقالات مجله ها در مورد انتخاب همسر و همچنین ،رشد دوره های آمادگی برای ازدواج نشان می دهند که انتخاب همسر مسئله ای ساده و شانسی نیست.متخصصان بارها هشدار داده اند که چنین باورهایی می تواند به رابطه زوج آسیب بزند.جامعه امروز تغییرات وسیعی در تمامی حوزه ها کرده است. تغییر نقش های جنسیتی ،میزان بالای طلاق، تآثیر مسا ئل مالی بر خانواده ها و افزایش سطح توقعا ت برای ازدواج موجب شده است که انتخاب همسر نسبت به گذشته پیچیده تر شود.بنابراین ،نیاز به آموزش و آگاه سازی افراد ضروری به نظر می رسد.
منبع: مجله سپیده دانایی

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
نظرات
علی علاقبند
لطفا ارسال فرمایید
1.1504s, 20q