سبد سبد امید سیاسی به ناکامی سبد کالایی

۱۳۹۲/۱۱/۱۶ - ۱۶:۳۶ - کد خبر: 105171

سلامت نیوز : در این که راه های بهتری برای دست رسی به سبد رایگان کالا باید جُست تردیدی نیست اما این که منتقدان دولت روحانی - که در برابر کاهش ارزش پول ملی و کوچک شدن سبد مصرفی خانوار سکوت کرده و آن را هزینه گریز ناپذیر دست یابی به اورانیوم غنی شده می دانستند - حالا از رییس جمهور می خواهند عذر خواهی کند جای تامل و شگفتی دارد. پوزش بابت چه؟!

به گزارش سلامت نیوز به نقل از عصرایران ؛ به این خاطر که طی 6 ماه بخشی از اموال بلوکه شده ایران را آزاد کرده و به جای آن که خرج عطینا و استمرار بی تدبیری های گذشته کند به سبد رایگان کالا تبدیل کرده و در موعد مقرر در اختیار مردم قرار داده است؟!

وقتی توزیع چای و شربت رایگان در یک خیابان، ترافیک را مختل می کند و در روز سینمای رایگان به سالن های سینما هجوم برده شد بدیهی است که برای سبد کالاهای اقلام مهم تر صف های طویل تشکیل می شود. پس موضوع پیچیده نیست و هنوز یارانه نقدی حذف نشده تا این دو را با هم مقایسه کنند.

خنده دار تر از همه و شاید گریه آور این که روزنامه ای که دربرابر اقدامات خلاف قانون قاضی تعلیقی که بر کرسی ریاست سازمان تامین اجتماعی نشسته بود سکوت مطلق اختیار کرد تا آن همه ستایش های قبلی از کارنامه او زیر سوال نرود حالا مدافع کارگران مشمول تامین اجتماعی شده است.

ده ها شرکت متعلق به سازمان تامین اجتماعی را می خواستند به یک فرد بفروشند و صدای شان درنیامد که سازمان متعلق به کارگران را نفروشید. اما حالا مدعی کارگران مشمول تامین اجتماعی شده اند.

روشن است که سوژه توافق نامه ژنو -که آن را «نامتوازن» می خوانند - مانند قبل قابل پی گیری نیست و از این رو سبد سبد، امید به ناکامی سبد کالایی بسته اند.

نویسنده این سطور خود با پیامک پاسخ گرفته مشمول دریافت سبد کالا نمی شود با این که اهل رسانه در ردیف سبد بگیران احصا شده اند و مشخص است اصلاح خواهد شد اما این دربرنگرفتن مجوز تخریب این پروژه نیست.

انتظار گزافی نیست : آقایانی که هشت سال با مدیریت مشعشع خود اقتصاد ملی را به این روز انداختند، اجازه دهند با تدبیر و مُسکن راه حل هایی به کار گرفته شود. تا کاستی ها را حین اجرا دریابیم و مرتفع کنند.

مثلا می گویند چرا برنج هندی؟ برای این که با تدابیر دولت مورد حمایت شما نفت خام فروختیم و دولت هند نمی توانست به خاطر تحریم های بانکی وجه آن را با یکی از ارزهای معتبر ( دلار، یورو، ین و حتی یوان) بپردازد و روپیه هم به کار ایران نمی آمد . پس به جای آن 2 میلیارد دلار برنج هندی تحویل گرفته ایم. البته اگر آن روند ادامه می یافت بعید نبود به جای پول نفت فلفل هندی بدهند و حالا در سفره همه ما فلفل بود!این برنج که تمام شود باید برنج ایرانی توزیع کنند اما عجالتا شاید چاره ای نباشد.

معلوم است که مردم پول نقد را بیشتر می پسندند. وجه نقد اما تورم زاست و دود آن به چشم خود مردم می رود. منتها مگر یارانه نقدی قطع شده و مگر این سبد اضافه بر سازمان نیست؟ مادام که فاز دوم اجرا نشده می توان از این طرح دفاع کرد و پس از آن بر اساس نقشی که در جبران میزان کاهش قدرت خرید ایفا می کند یا نمی کند باید قضاوت شود.

خوب است آقایان مشخص کنند با اصل توزیع رایگان کالا مشکل دارند یا با شیوه آن؟ مثلا یک پیشنهاد این است که بر اساس شماره آخر کارت ملی روزهای هفته را تقسیم کنند. در این که هر کاری که از درازای صف ها بکاهد و سبد را با رنج و وقت کمتر در اختیار مردم قرار دهد اقدام شایسته ای است تردیدی نیست اما اصل کار را نباید قربانی غرض ورزی های سیاسی کرد.

قبول کنیم که "هجوم برای به دست آوردن یک امکان" به بخشی از فرهنگ ما بدل شده است. در مهد کودک های ما بازی یی اجرا می شود که به آن بازی صندلی می گویند. در آن به کودکان ما یاد می دهند برای نشستن برروی صندلی ها بشتابند و آنان نیز هجوم می برند تا روی صندلی هایی بنشینند که از تعداد بچه ها کمتر است وطبعا در نهایت آن که جایی برای نشستن پیدا نمی کند بازنده اعلام می شود.

دوستی اما می گفت در مهد کودک یکی از کشورهای اسکاندیناوی دیده نیمکت هایی تعبیه کرده بودند و بچه ها به چند گروه تقسیم شده بودند و اعضای گروه باید همدیگر را جا می دادند و امتیاز به گروه و نه به فرد تعلق می گرفت. وقتی جامعه را به فرد گرایی انداختیم و هر که برای دیگران دل سوزاند محکوم به پرداخت هزینه بسیار گزافی شد همین وضع پیش می آید. این هجوم ها و هل دادن ها و خود را ترجیح دادن ها ریشه در فرهنگی دارد که در این سال ها ایجاد شده است و گرنه یک نسل قبل تر برای دفاع از آب و خاک و روی مین رفتن از هم سبقت می گرفتند.

چرا باید یک نظامی بیگانه با فوتبال را در راس یک باشگاه پرهوادار بنشانید تا 45 میلیارد تومان بدهی بالا بیاورد؟ با 45 میلیارد تومان می توان به 450 هزار سرپرست خانوار سبد کالا اختصاص داد که اگر متوسط خانوارهای ایرانی را 4 نفر در نظر بگیریم سر به 2 میلیون نفر می زند. بنا بر این تنها همین یک قلم سبد 2 میلیون نفر را بلعیده است. کسانی که نگران هستند پیشنهاد دهند یا در مجلس تصویب کنند بودجه های غیر ضرور نهادهایی با پوشش فرهنگی حذف شود و پول آن به سبد کالا اختصاص یابد.

مادام که مایحتاج اولیه تامین نباشد اشخاص سراغ اقلام دیگر نمی روند. بنا برا ین اختصاص مرغ و تخم مرغ و روغن و برنج مثل این است که به کتاب و تئاتر و روزنامه هم یارانه داده اند چون وقتی خانواده ای گل و کتاب و مجله می خرد و به گالری و سینما می رود که یخچال او پر باشد و سبد کالا چنین نقشی نیز ایفا می کند.

پس به جای غر زدن های سیاسی باید جلوی نشتی ها را گرفت. انتقاد به دولت روحانی اتفاقا باید از این رو باشد که چرا هنوز به خیلی از سازمان های غیر ضرور بودجه می دهد؟ هر چه این پول های بی حساب و کتاب کمتر خرج شود دولت هم امکان سرویس دهی بیشتری پیدا می کند.

اگر 5 میلیون هواداراز خیل دوستداران این باشگاه پرسپولیس سالانه تنها 10 هزار تومان کمک کنند یا 100 سهم 100 تومانی بخرند 50 میلیارد تومان به دست می آید. دیگر لازم نیست برادر سردار با ارز دولتی پورشه بیاورد و با ارز آزاد بفروشد.
همین پرسپولیس و استقلال اگر رها شوند 100 میلیارد تومان پول بی زبان هم آزاد می شود.

بسیاری از سایت های منتقد خود در واقع بودجه های آشکار و پنهان می گیرند تا کالای گرانی به نام «خبر» را به رایگان در فضای مجازی منتشر کنند.از آن خانم نماینده مجلس که فریاد بر می آورد در زمان جنگ هم این چنین نبود می توان پرسید در زمان جنگ مگر سبد کالای رایگان می دادند؟ تازه با آنان که با ابتکار ستاد بسیج اقتصادی ارزاق مردم را تامین می کردند در سال های اخیر چه رفتاری صورت پذیرفت؟

سبد کالا باید متنوع و دامنه شمول آن گسترده شود. اما این اتفاق چگونه رخ می دهد؟ درست است که برنامه ریزی و مدیریت نقش اساسی دارد اما واقعیت این است که پول هست اما درست و به تناسب تقسیم نمی شود. بخشی از پول را هم باید تولید کرد. چگونه؟ با سرمایه گذاریTبا جذب مشارکت.

آقایان اما می گویند اموال بلوکه شده را آزاد نکنید، به ما و دوستان ما بودجه بیشتر بدهید، پای شرکت های خارجی را هم باز نکنید، هر که را ما دوست نداریم منصوب نکنید دوستان ما را الی ما شاء الله استخدام کنید و ... . شاید لازم باشد تکلیف خود را روشن کنند: یا دغدغه توافق نامتوازن داشته باشند یا معیشت مردم.

هجوم برای دریافت کالا با همه مرارت ها نشان می دهد فرجام بزگ ترین جراحی اقتصادی تاریخ که با آن همه تبلیغات و پر طمطراق آغاز شد به کجا انجامید و این انتقادات اتفاقا می تواند به منزله هشداری برای دولت حسن روحانی باشد که مبادا اصرار بر اجرای فاز دوم، پوست خربزه ای زیر پای این دولت باشد تا در غیاب احتمالی حمایت های دیگر با مشکل مواجه شود.

یادمان باشد فازاول بدون تبلیغات صدا و سیما و پشتگرمی به پلیس برای مواجهه با تحرکات احتمالی قابل اجرا نبود. دولت ،حملات اخیر را از این حیث باید به فال نیک بگیرد و پاشنه آشیل (نقطه آسیب پذیر) را بشناسد.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.50976s, 20q