جای خالی دستورالعمل های خودمراقبتی در کشور

راهبرد خودمراقبتی،يک ضرورت در برنامه های آينده وزارت بهداشت/چرا بیشتر بودجه ها صرف درمان می شود؟/ دیدگاه درمان محور علت تبعیض ها در اختصاص منابع است

۱۳۹۲/۱۱/۲۷ - ۱۴:۵۲ - کد خبر: 105827
راهبرد خودمراقبتی،يک ضرورت در برنامه های آينده وزارت بهداشت/چرا بیشتر بودجه ها صرف درمان می شود؟/ دیدگاه درمان محور علت تبعیض ها در اختصاص منابع است

سلامت نیوز: یک متخصص آموزش سلامت با انتقاد از کم توجهی عمومی در جامعه و مسئولان به موضوع آموزش و پیشگیری از بيماری ها، بر لزوم توجه سياستگزاران به اختصاص منابع به برنامه های اموزش و ارتقای سلامت تاکید کرد و نسبت به تحمیل هزینه های سرسام آور بیماری های غیرواگیر به نظام سلامت کشور هشدار داد و خواستار توجه اساسی سطوح مختلف به برنامه های اصلاح رفتارهای مغاير با سلامت شد.

دکتر شمس در گفت و گو با خبرنگار سلامت نیوز گفت:« مردم را از نظر سلامت و بیماری می توان در سه گروه اصلی و شش دسته فرعی جای داد: گروه اول افراد سالمی هستند که می توانند در دو دسته کوچک تر قرار بگيرند. طبقه ای که استعداد بیمار شدن را ندارند و دسته ای که مستعد ابتلا به بیماری هستند. گروه دوم بیماران هستند که در دو دسته قرار می گيرند: آنان که بیماری پنهان دارند و دسته ای که بیماری در آنها آشکار شده است. گروه سوم افرادی هستند که عوارض بیماری در آنها باعث ناتوانی شده است. در اين گروه نيز دو دسته قابل تعريف است: افراد با عوارض قابل برگشت و کسانی که عوارض غيرقابل برگشت بیماری دارند..»

وی ادامه داد: « به عنوان مثال در زمينه بیماری های عروق کرونر، گروهی هستند که استعداد ابتلا به اين بیماری ها را ندارند و از نظر ويژگی های ژنتيکی و رفتاری در معرض خطر بیماری های قلبی نیستند. گروه دوم کسانی هستند که استعداد مبتلا شدن به این بیماری ها را دارند. مثلا افرادی که زمينه خانوادگی مثبت دارند، يا ويژگی های بدنی يا رفتاری دارند که آنها را در معرض خطر ابتلا به این بیماری ها قرار می دهد. افراد چاق یا دارای اضافه وزن یا افرادی که عادت به مصرف نمک اضافی سر سفره دارند يا فعاليت بدنی منظم و کافی ندارند. نمک زیادی استفاده می کنند، در اين دسته دوم قرار می گیرند.»


اين کارشناس سلامت گفت:« دسته سوم کسانی هستند که بیمارهستند ولی علایم واضح بیماری در آنها بروز نکرده است. مثلا کسی که به علت خستگی زودرس به پزشک مراجعه می کند و پس از گرفتن نوار قلب، تشخیص داده می شود که مبتلا به بیماری عروق کرونر قلب است. دسته چهارم، افرادی هستند علایم آشکار بیماری عروق کرونر مانند درد شدید قفسه سینه دارند و باید تحت درمان قرار بگيرند. دسته پنجم گروهی هستند که به علت بیماری عروق کرونر قلب عوارضی پیدا کرده اند ولی این عوارض قابل برگشت است و با اقدامات توانبخشی می توانند به زندگی طبیعی خود بازگردند. دسته آخر افرادی هستند که بیماری عروق کرونر باعث نارسايي شديد قلب در آنها شده است و انها نمی توانند تا آخر عمر فعالیت شدید بدنی انجام دهند.»


نقش آموزش سلامت در نظام سلامت کشور
این عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی یاسوج با بیان اینکه حوزه آموزش سلامت برای تمام گروه های ششگانه فوق برنامه دارد، درباره نقش آموزش سلامت در نظام سلامت گفت:« برنامه های آموزش سلامت به گروه افراد سالم آموزش می دهد که چگونه خود را از ابتلا به بیماری محافظت کنند، به گروه بیماران آموزش می دهد که چه کارهایی انجام دهند تا بیماری در آنها زودتر تشخیص داده شود و يا پيشرفت بیماری کند شود و یا بهبود پیدا کنند و به گروه ناتوان ها کمک می کند تا عوارض بیماری را رفع نمايند و در صورت برگشت ناپذیر بودن این عوارض، آنان را برای سازگاری با وضعیت خود توانمند سازند.»


دکتر شمس تاکید کرد:« بنابراین آموزش سلامت رشته يا حرفه ای است که می تواند هم برای افراد سالم، هم برای بیماران و هم برای افرادی که دچار عارضه بیماری شده اند، برنامه داشته باشد. »


چرا بیشتر بودجه ها صرف درمان می شود؟
این متخصص آموزش سلامت در پاسخ به اینکه چرا با وجود تقدم پیشگیری بر درمان، تنها 25 درصد منابع سلامت به امر پیشگیری اختصاص داده شده است و بقیه منابع صرف هزینه های درمانی شده است؛ گفت:«متاسفانه با وجود باور ظاهری همه افراد جامعه به شعار پيشگيری بهتر از درمان است، در عمل اتفاق ديگری می افتد. تصميم گيرندگان نظام سلامت در سطوح ملی، استانی و شهرستانی، ناخواسته ترجیح می دهند انرژی و منابع خود را برای بیماران صرف کنند. با اين موضوع که در مراکز درمانی لازم است برای بیماران کاری کنیم تا از درد و رنج رهايي يابند، ترديدی نیست. چون وضعيت او به گونه ای است که سخن گفتن از پیشگیری از شدت بیماری او کم نمی کند ولی ارزش قائل نشدن برای پيشگیری در مقايسه با درمان هيچ توجيه علمی و منطقی ندارد.»


دیدگاه درمان محور علت تبعیض ها در اختصاص منابع است
وی خاطرنشان کرد:«علت اين تبعيض در اختصاص منابع را می توان در وجود دیدگاه درمان محور در جامعه ايرانی خلاصه کرد. این نگاه هم در بین مردم وجود دارد که تا بیمار نشوند برای سلامت خود خرج نمی کنند، و هم در بین افراد کلیدی جامعه که داشتن سی تی اسکن و ام آر آی و آزمايشگاه های فوق تخصصی را باارزش تر از وجود يک مرکز آموزشی و توانمندسازی خانواده ها برای مراقبت از سلامت خود می دانند. به باور من بايد نگاه ها را تغيير دهيم و سلامت را آن گونه که کشورهای موفق در حوزه سلامت تعريف کرده اند، بازتعريف کنیم.»


دکتر شمس افزود:« جالب تر اینکه همه می دانند که درمان پرخرج است و پیشگیری کم هزينه، ولی باز هم همه به دنبال تامين منابع برای تربیت و به کارگيری پزشکان فوق تخصص و خريد و نصب دستگاه های فوق مدرن تشخيصی و توليد و توزيع داروهای فوق تخصصی هستند ولی کسی برای توانمندسازی و ترويج خودمراقبتی و گسترش رفتارهای سالم در جامعه حساسيتی ندارد.»


مردم تا بیمار نشوند سراغ رفتار پیشگیرانه نمی روند
وی ادامه داد:« متاسفانه مردم جامعه ما از برنامه های اصلاح رفتاری استقبال چندانی نمی کنند و وقتی برنامه هایی برای پیشگیری از بیماری ها طراحی می شود، تلاش زیادی لازم است تا آنان برای عمل به توصيه ها ترغیب شوند. این واقعیتی تلخ است که البته علل مختلفی دارد. مردم کشور ما تمايل دارند نتايج کاری را که انجام می دهند، در کمترین زمان ممکن ببينند و برنامه های پیشگیرانه نتایج زودرس ندارد. از طرف دیگر نگاه سنتی به سلامت، باعث شده تا مردم سلامت را تنها در تجويز دارو و بستری شدن در بیمارستان بدانند و حاضر به صرف وقت و انرژی برای اصلاح رفتارهای مرتبط با بیماری ها و پيشگیری از بروز ناخوشی ها نباشند. به اين مساله تمايل واضح تصميم گيرندگان جامعه برای پرداختن به درمان را هم اضافه کنيم. نتيجه مشخص است: مردم تا بیمار نشوند به سراغ رفتار پیشگیرانه نمی روند.»


دکتر شمس در مثالی چنین توضیح داد: « اگر به مردم بگویيم که استفاده از دهانشويه و نخ دندان در پیشگیری از پوسیدگی دندان ها موثر است و آنها بايد به این دو رفتار عمل کنند، ممکن است بسیاری از آنها چون نتايج کوتاه مدت آن را نمی بینند از انجام آن شانه خالی کنند. همين افراد وقتی دچار درد دندان ناشی از پوسيدگی می شوند در اولين فرصت به دندانپزشک مراجعه می کنند. پس اهميت رفتارهای پيشگيرانه در مقايسه با رفتارهای درمانی در مردم ما يکسان نيست.»


ضرورت بازبینی در روش های آموزش سلامت
وی تاکید کرد:« البته ممکن است بسیاری از برنامه های آموزش سلامت که در طی سال های گذشته برای عموم جامعه طراحی و اجرا شده از جذابيت کافی برخوردار نبوده اند تا مخاطبان را برای عمل به توصيه های پيشگيرانه ترغيب نمايند. بنابراين بازبينی در روش ها و شيوه های آموزش و اطلاع رسانی در حوزه سلامت نيز يک ضرورت است.»

این متخصص آموزش سلامت درباره اینکه وزارت بهداشت چه برنامه هایی برای پیشگیری داشته باشد تا بتواند موفق عمل کند؛ گفت:« وجود نظام شبکه بهداشت و درمان کشور ما که قدمتی نزديک به سه دهه دارد و در اين نظام، با وجود خانه های بهداشت و مراکز بهداشتی درمانی روستايي در روستاها، و پایگاه های بهداشتی و مراکز بهداشتی درمانی شهری در شهرها، به بسياری از نیازهای سلامت جامعه پاسخ داده شده است.»



وی ادامه داد:« مشکل اصلی این است که بازبينی در نظام ارائه خدمات بهداشتی درمانی همگام با تغييرات اساسی در جامعه شهری و روستايي ما نبوده است و همين مساله باعث جداشدن بخشی از جامعه به ويژه ساکنان شهرها، از اين سیستم شده است. به عبارت ديگر، بسیاری از مردم ساکن شهر ها و حتی روستاها، برای دریافت خدمات بهداشتی و درمانی مستقیما به سراغ پزشکان متخصص می روند و خدمات خود را از نظام درمان دولتی يا خصوصی به صورت مستقیم دریافت می کنند.»


دکتر شمس افزود:« به علاوه با ارتقای فرهنگ و سواد جامعه ايرانی، انتظار می رفت بخشی از اين خدمات به صورت خودمراقبتی به خود افراد واگذار شود و آنان برای مرقبت از خود و نزديکانشان توانمند شوند. پيش بينی گامی قبل از مراجعه به اولين سطح نظام بهداشتی درمانی با نام "خودمراقبتی" اين مشکل را حل خواهد کرد.»

کم توجهی مسئولین گذشته به بحث پیشگیری
دکتر شمس با بیان اینکه در خودمراقبتی افراد معمولی و غیرمتخصص درجامعه رفتارهایی انجام می دهند که این رفتارها در فرایند مراقبت از خود و یا نزدیکان ما برای حفظ و ارتقای سلامت ما تاثیر داشته باشد؛ گفت:« متاسفانه در سال های گذشته کمتر به این موضوع توجه شده است و به نظر می رسد در دولت تدبیر و امید، بايد هم و غم مسئولان وزارت بهداشت بر ترويج خودمراقبتی و توانمندسازی مردم برای محافظت از خود در برابر بیماری ها باشد.»

راهبرد خودمراقبتی، يک ضرورت در برنامه های آينده وزارت بهداشت
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی یاسوج خاطرنشان کرد:« البته خودمراقبتی متفاوت از خوددرمانی است. خودمراقبتی یعنی ما رفتارهایی انجام دهیم که مراقب باشیم بیمار نشویم یا اگر بیمار هستیم زودتر خوب شویم ویا اگر ناتوان هستیم عوارض بیماری ما زودتر بهبود پیدا کند. این کار تابع یکسری قوانین و چارچوب های علمی و مشخص است که به نظر می رسد دفتر آموزش و ارتقای سلامت وزارت بهداشت قرار است یکی از راهبردهای اساسی خود را برای بالا بردن سطح سلامت جامعه، ترویج این موضوع در نظام ارائه خدمات سلامت یعنی قبل از خانه های بهداشت و درخانواده ها مد نظر قرار دهد و اگر چنین شود می توانیم امیدوار باشیم وضعیت سلامت جامعه ما از آنچه که اکنون است بسیار بهتر شود.»


کاهش هزینه های درمان با خودمراقبتی
این متخصص آموزش سلامت تاکید کرد:« به نظر می رسد در نظام بهداشتی و درمان فعلی که تحت وزارت دکتر هاشمی و معاونت بهداشتی آن دکتر سیاری قرار است برای آن برنامه ریزی شود توجه به خودمراقبتی باید پررنگ تر باشد. ضمن اینکه وقتی افراد توانمند شدند که مراقب خود باشند هزینه های درمانی و هزینه های تشخیصی و نگهداری بیمار قطعا کاهش پیدا می کند که به نفع اقتصاد سلامت هم خواهد بود.»

جای خالی دستورالعمل های خودمراقبتی در کشور
این متخصص آموزش سلامت با اشاره به جای خالی دستورالعمل ها و مواد آموزشی برای آموزش خودمراقبتی در کشور ما ابراز امیدواری کرد:«امیدواریم مسئولین به تدوین این دستورالعمل ها برای مردم همت گمارند و امیدوارم مردمی داشته باشیم توانمند که مراقب سلامت خود باشند.»

هشت هزار میلیاردتومان، هزينه حوادث رانندگی در سال 1385
دکتر شمس با اشاره به هزینه های تصادفات ناشی از حوادث رانندگی در سال 85؛ گفت:« فقط در این سال بیش از 8 هزار میلیارد تومان هزینه های مستقیم و غیرمستقیم ناشی از تصادفات رانندگی در کشور ما بود که این رقم بیش از 5 درصد تولید ناخالص ملی کشور بود. تصور کنید این هزینه های هنگفت تنها با توانمند کردن مردم برای در پیش گرفتن رفتارهای پیشگیرانه از سوانح حوادث ترافیکی مثل بستن کمربند و نداشتن سرعت غیرمجاز، سبقت غیرمجاز و بقیه رفتارهای سالم رانندگی به راحتی قابل جلوگیری و یا کاهش است. مطالعات نشان می دهد که وضعیت بیماری های قلبی عروقی به عنوان مهمترين عامل مرگ در کشور از اين حوادث هم بدتر است و می توان انتظار داشت هزينه های این گروه از بیماری ها چندبرابر باشد، در حالی که موارد متعددی از این بیماری ها قابل پیشگیری هستند.»

دکتر شمس تاکید کرد:« بخش عظیمی از بیماری های غیرواگیر قابل پیشگیری است و می توان مانع صرف هزینه های سرسام آور برای درمان بیماران مبتلا به آن شویم.»

بی توجهی به بحث آموزش بیمار در مراکز درمانی
وی همچنین با اشاره به اهمیت آموزش بیماران در مراکز درمانی گفت:« باید آموزش به بیمار را جزء وظایف نظام ارائه خدمات درمان تلقی کنیم. بیماران باید درباره نحوه استفاده از داروها، رفتارهایی که منجر به بهتر شدن بیماری آنها می شود و یا اجتناب از رفتارهایی که موجب تشدید بیماری آنها می شود؛ آموزش های لازم را دریافت کنند. متاسفانه در نظام بهداشتی و درمانی بخصوص بیمارستان ها و کلینیک ها کمتر به بحث آموزش بیمار می پردازیم و لازم است زیرساخت های مربوط به آموزش به بیمار توسط مسئولین در مراکز درمانی فراهم شود.»

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
5.1309s, 20q