محیط بان ها تنها مانده اند ؛ ارتش کمک کند

۱۳۹۲/۱۱/۳۰ - ۱۵:۱۹ - کد خبر: 106081

سلامت نیوز : "وسعت زیاد ایران و محیط زیست گسترده ، حیات وحش و گونه های گیاهی متعدد و بعضاً در معرض انقراض ، افراد سودجو یا تفریح طلبی که به جان درختان و حیوانات افتاده اند" ، همه این ها یک سو و "تعداد اندک محیط بانانی که با حداقل حقوق کار می کنند و قوانین ناکارآمد زیست محیطی" از سوی دیگر ، دست به دست هم داده اند تا محیط زیست ایران در معرض یک فروپاشی جدی قرار گیرد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از عصرایران ؛ هم اکنون بسیاری از گونه های گیاهی و جانوری در ایران از بین رفته اند (مانند شیر ایرانی که دیگر وجود ندارد) و یا در معرض انقراض اند(مثل خرس سیاه و هوبره).در شکل گیری این وضعیت مصیبت بار عوامل متعددی دخیل هستند که در این نوشتار صرفاً به بحث محیط بانی و تنهایی محیط بانان اشاره می کنیم.

تعداد محیط بانانی که در ایران مشغول به کار هستند، حدود یک دوازدهم استاندارد جهانی است (بعضی ها می گویند یک چهارم). علاوه بر این ، محیط بانان در مواجهه با شکارچیان غیرمجاز ، حتی در مناطق حفاظت شده تقریباً خلع سلاح هستند چون برغم داشتن اسلحه ، اگر با شکارچیان درگیر شوند و آسیبی به آنها برسانند ، خود گرفتار مراحل قانونی و قضایی می شوند. این ، گذشته از محیط بانانی است که به وسیله شکارچیان هدف قرار گرفته و به شهادت رسیده اند.

شاید در کوتاه مدت ، امکان افزایش تعداد محیط بانان وجود نداشته باشد ، هر چند که باید برنامه استخدام و آموزش محیط بانان و تأمین بودجه برای آنها به طور جدی دنبال شود. لذا در شرایط کنونی ، شاید بهترین گزینه استفاده از نیروهای ارتش به عنوان ضابطان سازمان محیط زیست در مناطق حفاظت شده باشد.

این تجربه ای است که در برخی کشورها که به محیط زیست اهمیت ویژه می دهند عملیاتی شده و بسیار هم مؤثر بوده است.
البته استفاده از ارتش ، به معنای این نیست که سازمان محیط زیست این مناطق را به ارتش واگذار کند بلکه باید یگان های آموزش دیده ای از ارتش ، در تعامل با سازمان محیط زیست و تحت نظر آن به محیط بانان در برقراری امنیت در مناطق حفاظت شده و زیستگاه های حیات وحش کمک کنند.

تشییع پیکر یکی از محیط بانان که توسط شکارچیان به شهادت رسیده است

بی شک افسران تحصیل کرده و علاقه مندی که دوره های آموزشی مرتبط زیست محیطی را هم طی کرده باشند ، می توانند با حضور هدفمند در مناطق هدف ، هم به محیط بانان کمک کنند و قوت قلب شان باشند و هم باعث شوند شکارچیان جرأت و جسارت قبلی را نداشته باشند.

در کنار این حضور ، باید قوانین حمایت از محیط بانان نیز تقویت شود. در کشور کنیا که طبیعت بکر و حیات وحش منحصر به فردش از جاذبه های توریستی و منابع درآمدی این کشور به شمار می رود ، قانونی وجود دارد مبنی بر این که محیط بان به هر فرد مسلحی که وارد مناطق حفاظت شده شود "باید" شلیک کند ولو این که این شلیک منجر به مرگ فردی باشد که با سلاح وارد حریم شده است. قانون هم به طور مطلق از محیط بان حمایت می کند.

جالب این جاست که در برخی کشورها ، افرادی که می خواهند وارد مناطق حفاظت شده بشوند باید تعهد بدهند که هیچ گونه سلاحی را حمل نخواهند کرد و حتی اگر مورد حمله حیات وحش قرار بگیرند حق آسیب رساندن ندارند چون این ها هستند که وارد حریم حیوانات شده اند و با علم به خطرات محیط ، خود را در معرض آن قرار داده اند.

از جنایات شکارچیان

این وضعیت باعث می شود افراد در زیستگاه های حفاظت شده ، هم از جانب محیط بانان در معرض کنترل و خطر باشند و هم از سوی حیات وحش ؛ به همین دلیل ترجیح می دهند به طور غیر قانونی وارد این مناطق نشوند و برای بازدید از آن ، از طرق قانونی و حفاظت شده اقدام کنند تا هم از طبیعت لذت ببرند و به تماشای حیات وحش بپردازند و هم خودشان محفوظ باشند و نهایتاً محیط زیست هم آسیب نبیند.

اما در کشور ما ، نه تنها از این سختگیری ها خبری نیست ، بلکه شکارچیان در روز روشن ، با موتور سیکلت به تعیقب آهوها می پردازند تا حیوانات نفس بُر شوند و به دام بیفتند یا با سلاح هایی که بعضاً رگباری هم شلیک می کند ، یه سمت پلنگ ها و میش ها و ... تیز اندازی می کنند و محیط بانان هم در مقابل شان عملاً نمی توانند کاری کنند.

پارک ملی گلستان در فصل زمستان

از همه بدتر این که نهادهای رسمی ، در فرایندی کاملاً قانونی به افراد اجازه می دهند شکار کنند و مشخص است وقتی پای شکارچیان به زیستگاه حیوانات در ظاهری قانونی باز شود، اقدامات غیر قانونی دور از ذهن نیست.

از سازمان حفاظت محیط زیست که در دوره کنونی ، جان تازه ای گرفته انتظار جدی می رود پیشنهاد استفاده از توان ارتش به عنوان ضابط را مورد بررسی کارشناسی قرار دهد تا عنداللزوم به عنوان لایحه به مجلس برود و لباس قانون به تن کند.

وظیفه ارتش ، حراست از کشور است و زیستگاه های تحت حفاظت نیز با هر عنوانی بخشی از کشورند.
یادمان باشد که اگر امروز حرکتهای جدی نکنیم ، فردا خیلی دیر است. فجایع زیست محیطی عمدتاً قابل جبران نیستند کما این که دیگر نمی توان ببر مازندران را که نسلش را شکارچی ها برانداختند بار دیگر زنده کرد.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
5.53382s, 18q