افزايش آگاهي جامعه نسبت به معلوليت

۱۳۹۲/۱۲/۱۰ - ۱۰:۰۷ - کد خبر: 106690

سلامت نیوز : ما در دنيايي زندگي مي‌کنيم که ارزش‌ها و مزيت‌هاي يک «جسم توانا» بيشتر از يک «جسم ناتوان» است به طوري که در قياس با هم کاملا در مقابل هم قرار مي‌گيرند. موضوع معلوليت در يک جامعه همچون يک مشکل ديده مي‌شود و اين ديدگاه باعث مي‌شود به اين نتيجه برسيم که افراد از اينکه معلوليتي داشته باشند يا اينکه روزي دچار معلوليت بشوند بترسند و واهمه داشته باشند. وقتي که به تصاوير مثبت و منفي از معلوليت در جامعه نگاه مي‌کنيم، ملاحظات بسياري وجود دارند که بايد در جامعه رعايت کنيم.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه مردم سالاری ؛ لازم است بدانيم برخي از احساسات و اطلاعاتي که در رابطه با معلوليت از گذشته‌ها با خود داريم چگونه شکل گرفته‌اند؟ در اصل بايد به دو نوع معلوليت اشاره کنيم، که عبارتند از معلوليت نوع پزشکي (طبي) و در مقابل آن معلوليت از نوع اجتماعي. به طور خلاصه، معلوليت طبي اشاره دارد بر معلوليتي که بصورت ذاتي با شخص همراه است که وظيفه خود شخص است که بر معلوليت غم انگيزش از طريق داروها و درمان‌ها و اقدامات پزشکي-درماني غلبه کند و با انجام چنين تلاش‌هايي به پرورش شخصي خود بپردازد. اين ديدگاه نسبت به معلوليت، عادي شدن افراد داراي معلوليت در جامعه، شناسايي نوع معلوليت و درمان وضعيت آنها را هدف قرار مي‌دهد.

نگاه اجتماعي به معلوليت، بين اختلال و معلوليت تمايز قائل مي‌شود. اين ديدگاه تاکيد دارد که اختلالات به طور ذاتي ناتوان کننده (معلول کننده) نيستند بلکه جامعه باعث اين معلوليت (ناتواني) مي‌شود، به طوري که زمينه‌هاي درماندگي و شکست خوردن را براي افرادي که دچار اختلال و نقص هستند فراهم مي‌کند و برسر راهشان موانع زيادي قرار مي‌دهد. در رسانه‌ها، تصاوير مثبت و منفي بسيار متفاوتي ازمعلوليت- چه مثبت و چه منفي- وجود دارد که بسيار هم دستخوش تحريف بوده‌اند. از اولين فيلم‌هاي صامت که معلولين به عنوان تمثال‌هايي از شوخي، شرارت يا تأسف نمايان مي‌شدند گرفته تا امروز که بازيگران غيرمعلول براي نمايش يک شخصيت معلول متحمل سختي فراوان مي‌شوند.

نمونه شناخته شده اين موضوع که در بريتانيا همه به ياد دارند، اضطراب فراگيري بود که توسط خانم Cerrie Burnell تهيه کننده تلويزيون کودکان BBC که معلوليت داشت به راه افتاد. اين خانم با معلوليت در دست راستش متولد شده بود و از هيچ اندام مصنوعي استفاده نمي‌کرد. تعدادي از والدين نسبت به پخش تصوير او از تلويزيون با اين مضمون که نداشتن دست موجب ترسيدن بچه‌ها مي‌شود شکايت کردند در حاليکه هيچ ملاحظه‌اي براي «توانايي» اين خانم به عنوان يک مجري تلويزيوني بسيار توانا و موثر در نظر گرفته نشد.

از اينکه ما «معلولين» را همچون انسان‌هاي «ضعيف» يا «قرباني» مي‌بينيم چه کسي بايد متاسف باشد؟

متعاقباً به کار بردن کليشه‌هاي منفي براي نشان دادن معلولين، تا حدي درون ارزش‌ها و اعتقادات رايج بين ما فيلتر مي‌شود. افراد داراي معلوليت به عنوان «محتاج به صدقه و خيرات» مطرح مي‌شوند و هرجا که واژه زائد «handicap» به معلوليت معنا مي‌شود در حاليکه از «hand-in-cap» به معناي لغوي «دست در کلاه» و به منظور «گدايي و درخواست کردن» نشئت مي‌گيرد. همچنين اشاره دارد بر اينکه افراد داراي معلوليت هميشه و به طور کامل متکي و وابسته به ديگران و باري سنگين بر دوش جامعه مي‌باشند.

در سرتاسر تاريخ، اين کليشه‌هاي منفي براي معلولين استفاده شده اند اما ما چگونه مي‌توانيم به عنوان شهروندان در عصر مدرن امروزي، اجازه بدهيم اين تصاوير ناخوشايند هنوز هم استفاده شوند؟

تبليغ کنندگان و آگهي دهنده‌ها نسبت به استفاده از معلولين براي توسعه و ترويج تجارت خود بي ميل هستند، چرا که در اين صنعت هميشه «نهايت زيبايي و کمال» مطرح و پسنديده بوده است و اين با تصويري که از معلوليت داريم مطابق نيست و معلوليت براي تامين و برآوردن اين معيارها مطرح نشده و مناسب يا مشوق براي جذب توده مردم فرض نمي‌شود. اما اخيراً يک خانم طراح لباس اسپانيايي «Dolores Cortes» از تصوير يک دختربچه داراي سندروم داون براي عکس روي جلد کاتالوگش استفاده کرد! اين حرکت شجاعانه خواه ضمانتي براي توسعه کار و شهرتش باشد يا نباشد اما تصويري بسيار الهام بخش بود، چرا که وقتي يک دختربچه کوچک خوشحال و با نمک- علي‌رغم معلوليتش- را مي‌بينيم ناخودآگاه انسان را به خنده مي‌اندازد و اين مفيد و سودمند است. اين اواخر، دو مورد ديگر که معلوليت در تبليغات مورداستفاده قرار گرفته ديده شد. در تبليغ براي بانک Barcley که از يک معلول ويلچيري استفاده شد و يک زن نابينا در يک تبليغ Dove.

باور اين مساله سخت است که حضور بازيگران و مدل‌هاي داراي معلوليت در آگهي‌ها حقيقتاً مي‌تواند نگرش‌ها را تغيير دهد اما اگر هم نتوانست؛ راهي مي‌شود براي اينکه «صنعت» براي تحقيق درباره چگونگي تغييردادن اولويت‌هاي مشتريان و مصرف کنندگان از يک برند به برند ديگر به آن بيشتر بها دهد و هزينه و تلاش کند.

امروزه ما با آگهي و تبليغات روي وب سايت‌ها، در مجلات، راديو، تلويزيون، در حمل ونقل عمومي و... اشباع شده‌ايم. خيلي از برندهاي شناخته شده در خانه‌ها ديده مي‌شوند در حاليکه معلولين و خانواده‌هاي ايشان هم جزو مصرف کنندگان همين برندها هستند و براي خريد از اين برندها پول مي‌پردازند و هزينه مي‌کنند درست مثل بقيه مردم. اما هنوز هم معلوليت را در آگهي آنها نمي‌يابيم!

استفاده از افراد معلول در تبليغات و برندها مويد اين مطلب است که توليدکنندگان پذيرفته‌اند افراد معلول هم جزيي از مصرف کنندگان محصولاتشان هستند و باعث ترويج برابري خواهند شد. از سويي نمايش معلوليت در رسانه مي‌تواند يک نوع «تاييد» بوسيله جامعه باشد. همچنان که خانم Cerrie سختي و فشار بسياري را به خاطر تفاوت جسماني که با بقيه داشت متحمل شد اما امروزه به آساني بوسيله بينندگان در تلويزيون پذيرفته مي‌شود، درست مثل همکاران غيرمعلولش.

به اميد روزي که راه‌ها در همه زمينه‌ها براي افراد داراي معلوليت هموار گردد.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
2.09081s, 19q