اهداي کليه به بهاي لبخند سجاد 8 ساله

۱۳۹۲/۱۲/۱۲ - ۱۱:۱۸ - کد خبر: 106900

سلامت نیوز : طلبه جوان در جريان عيادت از بيماران تصميم گرفت يکي از کليه هاي خود را به پسربچه اي 8 ساله اهدا کند؛ تصميمي که به سرعت به آن جامه عمل پوشاند و حالا به واسطه ايثار اين طلبه، سجاد 8ساله جاني دوباره گرفته است و ديگر نياز نيست تن نحيفش را به دستگاه دياليز بسپارد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه خراسان ؛ حجت الاسلام کميل نظافتي طلبه پايه هشتم حوزه علميه بابل است که علاوه بر تبليغ دين ،ايثارگري را نيز پيشه خود کرد.

عيادت از بيماران هر شب جمعه

او در گفت وگو با خبرگزاري رسا آنچه را رخ داده است اين گونه شرح مي دهد.«در طول دوران طلبگي ام يکي از کارهايي که انجام مي دهم عيادت بيماران در بيمارستان هاي مختلف در هرشب جمعه است. مدتي قبل مادرم دچار بيماري کليوي شد و هر دو کليه خود را از دست داد. مشغول رسيدگي به بيماري مادرم بودم و صبح روز پنجشنبه به منظور عيادت از بيماران بخش دياليزي به بخش دياليز بيمارستان شهيد بهشتي بابل رفتم.»حجت الاسلام کميل نظافتي در عيادتي که از بيماران بخش دياليزي داشته است با سجاد ۸ ساله آشنا مي شود که براي ادامه حيات نيازي مبرم به پيوند کليه داشته است.

خانواده سجاد به دليل وضعيت و شرايط خاص مالي امکان خريد کليه پيوندي براي فرزندشان را نداشتند و همين مسئله موجب شد تا حجت الاسلام کميل نظافتي به فکر يافتن اهدا کننده کليه براي سجاد بيفتد. او در ادامه مي گويد: «درنهايت ديدم که مشخصات اهدا کننده کليه به خود من نزديک تر است و به همين دليل تصميم گرفتم که يکي از کليه هاي خود را براي نجات جان سجاد اهدا کنم.» طلبه جوان براي آزمايش هاي اوليه راهي بيمارستان مي شود تا ببيند مي تواند کليه اش را به سجاد اهدا کند يا خير. اولين آزمايش ها هفتم دي ماه انجام مي شود و آن طور که وي مي گويد گيرنده و اهدا کننده کليه در دو مرحله در بيمارستان بستري مي شوند اما هر دو بار به دليل تب و عفونت گيرنده کليه، از بيمارستان مرخص مي شوند و درنهايت 23 بهمن در بيمارستان شهيد بهشتي بابل بستري مي شوند و دو روز بعد پيوند کليه انجام مي شود.

مي خواستم خنده را روي لب هاي سجاد ببينم

وقتي درباره هدفش از اهداي يکي از کليه هايش سوال مي شود و اينکه آيا نگران سلامتي خود نشده است،مي گويد: «من طلبه طرح هجرت هستم و کارم تبليغ دين است. چيزي که آن لحظه به مادر آقا سجاد گفتم اين بود که من به دنبال بهشت نيستم و اصلاً هم به ذهنم خطور نکرده بود که ممکن است اين مسئله روزي رسانه اي شود و حتي در اين اقدام به هيچ عنوان در پي مطرح شدن هم نبودم. مادر سجاد به من گفت که من پولي ندارم بابت کليه به شما بدهم و من به ايشان گفتم من پولي نمي خواهم که در جواب من گفت: خدا اجرتان دهد. پس چرا مي خواهيد اين کار را انجام دهيد؟ گفتم مي خواهم روزي خنده را روي لب هاي سجاد ببينم.» اين طلبه جوان و ايثارگر معتقد است تا جايي که مي توانيم بايد از افرادي که نيازمند کمک هستند دستگيري کنيم.

او مي گويد: وقتي من مي توانم با يک کليه جان کسي را نجات دهم تا ديگر درد و مشقت هاي ناشي از دياليز را تحمل نکند چرا بايد کوتاهي کنم. به همين دليل بود که تصميم گرفتم کمک کنم و حتي يک گروه مستند ساز نيز از اول تا به انتها مراحل مختلف کار را تصوير برداري کردند تا اين حرکت ماندگار شود.

همسرم خيلي از من حمايت کرد

حجت الاسلام نظافتي متاهل است و يک فرزند دو ساله دارد.وقتي درباره نحوه برخورد همسرش با تصميمي که گرفته بود از او سوال مي شود مي گويد: «وقتي که تصميم به اهداي کليه گرفتم، با اولين نفري که موضوع را در ميان گذاشتم همسرم بود. وقتي اين موضوع را به ايشان گفتم، از ابتدا تا انتهاي مراحل پيوند خيلي به من روحيه مي داد و همواره پشتيبان و همراه من بود.»

او حتي براي پرداخت بخشي از هزينه هاي عمل جراحي مجبور به فروش بخشي از وسايل خانه اش نيز شده است؛چون خانواده سجاد از وضعيت مالي خوبي برخوردار نيستند و به هيچ عنوان امکان پرداخت هزينه هاي بيمارستان و آزمايش هاي پيش از پيوند را نداشتند. اما اقدام اين طلبه جوان بازخورد هاي زيادي در شهر بابل به همراه داشته است. او در ادامه از واکنش مردم درباره اين حرکت خداپسندانه مي گويد:«بعد از پيوند وقتي در بستر نقاهت بودم گروه هاي مختلف مردمي، کسبه، بازاري، طلاب و روحانيان، دانشجوها و... به ملاقات من آمدند.

وقتي اين جمعيت کثير را ديدم متوجه شدم که شخص کميل نظافتي اصلا مهم و ملاک نيست و اين لباسي که بر تن ماست قوه جاذبه دارد و موجب شده است که اين جمعيت مشتاق به منزل من بيايند او به تمام مردم توصيه مي کند: وقتي مي توانيم کسي را چه از نظر مالي، چه جاني و حتي آبرو نجات دهيم نبايد درنگ کنيم و بايد هر آنچه که در توان داريم در اين راه به کار گيريم. جامعه روحانيت و کساني که در سلک روحانيت هستند نيز همواره از همه چيز خود گذشتند و وقتي که جامعه از جان و مال خود مي گذرد ما بايد هم از جان و هم از مال و هم از آبروي خود بگذريم که ان شاءا... بتوانيم در راه دين قدم بگذاريم.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
1.13229s, 20q