قتل مرد جوان برای ازدواج با همسر مقتول

۱۳۹۳/۰۱/۱۶ - ۱۷:۰۳ - کد خبر: 108546

سلامت نیوز: پسر جنایتکار که برای ازدواج با زن مورد علاقه اش همسر او را به قتل رسانده بود، هنگام انتقال جسد شناسایی و دستگیر شد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از مهر، ساعت 11 شب، 11 فروردین امسال ، چند نفر جوانی 35 ساله را به همراه خود به کلانتری 169 مشیریه آورده و او را به مأموران تحویل دادند و مدعی شدند که این فرد مرتکب جنایت شده است .

در میان افراد مراجعه کننده به کلانتری ، جوانی به نام ناصر که به همراه پدر و دو نفر از دوستان پدرش به کلانتری مراجعه و جوان 35 ساله به نام میثم را به مأموران تحویل داده بود ، در اظهاراتش گفت : "من دوست میثم هستم . او چند ساعت پیش با من تماس گرفت و از من درخواست کرد تا در انتقال بسته ای به ورامین ، به او کمک کرده و در ازای آن مبلغ یک میلیون تومان ، از وی دریافت کنم . بلافاصله موضوع را با پدرم در میان گذاشته و از او درخواست ماشین کردم . پدرم که به موضوع مشکوک شده بود ، عنوان کرد که به همراه دو نفر از دوستانش مرا تا رسیدن به ورامین دنبال خواهد کرد تا اتفاقی برای من پیش نیاید .

ناصر در ادامه اظهاراتش به مأموران گفت : ساعت 9 شب ، به آدرسی در منطقه مشیریه مراجعه کردم . میثم در آنجا منتظر بود و بلافاصله پس از دیدن من ، درخواست کرد تا برای انتقال یک تخته فرش که دو سر آن با طناب محکم شده بود به او کمک کنم . فرش بسیار سنگین بود !! و ما به زحمت توانستیم تا آن را داخل ماشین قرار دهیم . پس از قرار دادن فرش در داخل ماشین ، به همراه میثم سوار ماشین شده و به سمت ورامین حرکت کردیم . هنوز چند کیلومتر تا ورامین مانده بود که میثم از من خواست تا به داخل جاده ای خاکی در منطقه قلعه نو تغییر مسیر دهم و این در حالی بود که پدرم همراه دو نفراز دوستانش از پشت سر به دنبال ما حرکت می کردند . پس از مقداری حرکت در داخل جاده خاکی ، میثم از من درخواست کرد تا توقف کنم . او از ماشین پیاده شد و فرش را از ماشین بیرون کشید . زمانی که میثم در حال خارج کردن فرش از داخل ماشین بود ، متوجه آثار خونی شدم که از داخل فرش بیرون زده بود . بلافاصله از طریق پیامک موضوع را به پدرم اطلاع داده و به او گفتم که به احتمال بسیار زیاد ، در داخل فرش یک جسد بوده است .

ناصر در خصوص نحوه دستگیری میثم نیز به مأموران گفت : در مسیر بازگشت به سمت مشیریه بودیم که پدرم از طریق پیامک از من خواست تا ماشین را متوقف کنم . به محض اینکه ماشین را متوقف کردم ، پدرم و دوستانش به کمک من آمده و میثم را دستگیر کردیم .

با توجه به اظهارات ناصر ، مأموران کلانتری 169 مشیریه به جاده ای فرعی و خاکی در منطقه قلعه نو مراجعه و در آنجا موفق به کشف جسد فردی حدودا 40 ساله ، در داخل یک تخته فرش شدند .

میثم در اظهارات اولیه مدعی شد که فردش ناشناس با او تماس گرفته و با ارائه پیشنهاد دو میلیون تومانی از او خواسته تا جسد را از خانه ای در منطقه مشیریه به بیابان های اطراف ورامین منتقل کند .

با اظهارات ناصر ، مأموران به آدرسی در مشیریه مراجعه و در تحقیقات از محل موفق به شناسایی هویت جسد شدند . با شناسایی محل سکونت مقتول ، همسر وی در اظهاراتش عنوان کرد : همسرم ( مقتول ) به من گفته بود که با یکی از دوستانش قرار معامله زعفران گذاشته و به این بهانه از من خواست تا در زمان حضور دوستش ، در خانه نباشم و من نیز به درخواست وی ساعت 15 و 30 دقیقه از خانه خارج شده و به منزل یکی از همسایگان رفتم . حدود ساعت 22 ، زمانیکه همسرم پاسخگوی تماس های تلفنی من نشد ، به خانه مراجعه و متوجه شدم که وی در خانه حضور ندارد و یک تخته فرش داخل اتاق خواب نیز ، در داخل اتاق نیست .

با وجود اظهارات همسر مقتول مبنی بر خارج بودن از منزل و بی اطلاعی وی از جنایت ، مأموران که با اظهارات وی قانع نشده بودند ، اقدام به دستگیری وی کرده و بلافاصله خبر کشف جسد به قاضی کشیک ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران اعلام شد .

با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع "قتل عمد" و به دستور شعبه دوم بازپرسی دادسرای ناحیه 27 تهران ، پرونده برای رسیدگی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت .

با آغاز رسیدگی به پرونده ، کارآگاهان اداره دهم به تحقیق از میثم به عنوان متهم اصلی پرونده پرداخته و با بررسی فرضیه آشنایی وی با همسر مقتول ، اطمینان پیدا کردند که میثم و همسر مقتول با یکدیگر آشنا بوده و همدیگر را می شناسند .

با مشخص شدن ارتباط میان میثم و همسر 29 ساله مقتول ، میثم که در برابر دلایل ارائه شده از سوی کارآگاهان چاره ای جز اعتراف و بیان حقیق نداشت ، به ارتکاب جنایت اعتراف و عنوان داشت که جنایت را به درخواست همسر مقتول و برای ازدواج با وی انجام داده است .

میثم در اعترافات خود به کارآگاهان گفت : حدود سه ماه پیش بود که با همسر مقتول آشنا شده بودم تا اینکه پس از گذشت مدتی ، مریم به من پیشنهاد داد تا همسرش را به قتل برسانم و من نیز که طی این مدت علاقه شدیدی به او پیدا کرده بودم ، به شرط ازدواج قبول کردم تا همسرش را به قتل برسانم . 11 فروردین بود که به منزل مقتول رفتم . قبل از آمدن مقتول ، مریم از خانه خارج شد و همسرش حدود ساعت 16 به خانه مراجعه کرد . پیش از آن ، مریم لوله ای آهنی را در داخل حیاط خلوت به من نشان داده بود و زمانی که مقتول وارد خانه شد ، با همان لوله ی آهنی ضربه ای به سر مقتول وارد کرده اما با این وجود ، وی با من درگیر شد و من نیز با چاقو ، ضربه ای به سینه مقتول زدم .پس از ارتکاب جنایت ، در داخل پارک پشت ساختمان با مریم ملاقات کردم . در آنجا مریم از من خواست تا جنازه همسرش را هرچه زودتر از خانه خارج کنم که من نیز با یکی از دوستانم - ناصر - تماس گرفته و پیشنهاد یک میلیون تومانی را برایش مطرح کردم . ساعت 10 شب بود که ناصر با یک دستگاه خودرو پراید به در خانه مقتول آمد و ... . با توجه به اعتراف صریح میثم ، همسر مقتول نیز به مشارکت در جنایت و طرح پیشنهاد جنایت اعتراف کرد .

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.10675s, 19q