مرگ تلخ معلم بیمار در پایان 4 سال زندگی نباتی

۱۳۹۳/۰۱/۲۷ - ۱۵:۳۲ - کد خبر: 109578

سلامت نیوز:یک معلم بیمار پس از چهار سال زندگی نباتی به کام مرگ فرو رفت و پرونده پیچیده‌ای را دادسرای جرایم پزشکی تهران کلید زد.خانواده این بیمار ادعا دارند بی اعتنایی و بی‌توجهی بیمارستان و پزشک به بالا بودن درصد رقیق بودن خون این سرنوشت مرگبار را رقم زده است.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه ایران ،خانواده رستم تاری معلم 43 ساله هنوز مرگ وی را باور ندارند و در چهار سال گذشته دست به دامان پزشکان زیادی شدند تا بیمارشان از مرگ نجات یابد، دل پر دردی دارند و باور نمی‌کنند هیچ پزشک و بیمارستانی حاضر به معاینه و بستری کردن این معلم نبودند. آنها پس از شنیدن پاسخ‌های منفی بسیار با دستان خالی و ناامید به ثانیه شماری معکوس پرداختند.
این مرگ تدریجی و تلخ در حالی رخ داد که خانواده این معلم چشم انتظار یاری و کمک بودند. آنها می‌دانستند در علم پزشکی راهی برای نجات این معلم زحمتکش در دنیا وجود دارد و بارها شاهد شنیدن بهبود بیماری مشابه بیماری این معلم در دنیا بودند. بهداد تاری در خصوص بیماری بــــــــرادرش گفت: رستم روز 13 آبان ماه سال 88 با علائم سر درد، تهوع و اختلال فشارخون بین دو دست راهی یکی از بیمارستان‌های تهران‌شد.
در معاینه‌های نخست تشخیص بر تنگی شریان کاروتید داخلی چپ – بیش از 70 درصد- و توده با اثر فشاری و لخته شدن در سیاهرگ‌های زیر ترقوه‌ای چپ و گشادی- آنوریسم- شدید سرخرگ زیر ترقوه‌ای و مغزی توصیه به عمل جراحی آنوریسم سرخرگ مغزی شد ولی عمل جراحی به‌ دلایل شرایط مالی انجام نگرفت.
با این حال مجبور شدیم روز 19 آبان‌ماه همان سال وی را در یکی از بیمارستان‌های شمال تهران بستری کنیم که 13 روز بعد تحت عمل جراحی کلیپس گذاری آنوریسم مغزی قرار گرفت.
وی خاطرنشان کرد: در حالی که تصور می‌کردیم رستم حداقل یک ماه در آی‌سی یو باشد برادرم فقط پنج شب در آنجا بستری شد و خیلی سریع وی را به بخش منتقل کردند. اما یک دارو روی بدن برادرم اثر منفی گذاشت و خیلی سریع واکنش نشان داد. به‌اصطلاح پزشکی می‌گفتند دچار «استیون جانسون» شده است. شرایط بسیار سختی بود با این حال روز 12 دی ماه همان سال با حال عمومی مناسب از بیمارستان ترخیص شد. هنوز 10 روز نگذشته بود که دوباره به‌دنبال تورم اندام‌های تحتانی- پاها- ناشی از لخته خون در سیاهرگ عمقی- DVT- در همان بیمارستان بستری و در کمال تعجب فردای آن روز از بیمارستان مرخص شد. انبوه ‌بیماران در این بیمارستان و مشکلات جسمی دیگری که برای برادرم در این بیمارستان به‌وجود آمد از جمله عواملی بود که ما به این بیمارستان رجوع نکردیم و مسیر طولانی از شهریار به شمال تهران و بی‌توجهی مسئولان آن هم یکی دیگر از این عوامل بود.
برادر سیاهپوش رستم در ادامه گفت: چندین بار به یک دکتر متخصص در شهریار مراجعه کردیم و به توصیه وی نزد دکتر دیگری رفتیم و یکسری آزمایش را انجام دادیم. حدود ساعت 11 صبح روز پنجشنبه 8 بهمن ماه سال 1388 بود، برادرم با همسرش دوباره به دکتر متخصص در شهریار مراجعه کرد و با علائم سردرد و حالت تهوع جواب آزمایش را که روز قبل از معاینه دریافت کرده بود به دکتر داد. با توجه به نتیجه آزمایش که رقیق بودن بیش از اندازه و خطرناک خون بدن برادرم را نشان می‌داد دکتر باید وی را به صورت اورژانس با آمبولانس برای بستری شدن به یکی از بیمارستان‌های شهریار انتقال می‌داد اما نه تنها دکتر در این مورد بی‌اعتنایی کرده بلکه برای معالجه یک قرص «ویتامین سی» تجویز کرد. با این حال به گفته همسر برادرم، رستم از دکتر می‌پرسد چه زمانی ورم پایش بهبود می‌یابد؟ آیا استراحت مطلق کند یا راه برود و در سؤال دیگر از دکتر می‌پرسد چرا خونریزی لب‌هایش خوب نمی‌شود؟
بهداد خاطرنشان کرد: حدود ساعت 6 بعدازظهر همان روز حال برادرم وخیم‌تر شد و مجبور شدم وی را به یکی از بیمارستان‌های تأمین اجتماعی ببرم. متأسفانه پرسنل این بیمارستان نیز هیچ کاری برای برادرم نکردند و تنها یک آمبولانس از تهران درخواست کردند و سرانجام حدود ساعت یک بامداد برادرم را به همان بیمارستان قبلی در شمال تهران بردم و این در حالی بود که برادرم بی‌هوش شده بود و همان شبانه هنگام جراحی برای تخلیه خونریزی به کما فرو رفت تا این‌که روز دوم اردیبهشت سال 89 با حالت زندگی نباتی- وژتاتیو- مرخص شد و رستم صبح روز سه‌شنبه، 20 اسفندماه سال 92 جان خود را از دست داد.
بهداد تاری در ادامه گفت: در این سال‌ها هیچ پزشک و بیمارستانی حاضر به معاینه و مداوای برادرم نشد. حتی با توجه به این‌که برادرم 20 سال برای آموزش و پرورش خالصانه خدمت کرده بود و تربیت و پرورش بیش از 600 دانش‌آموز را در پرونده داشت به غیر از دوستان و معلمان دبیرستان شهریار، هیچ مقام و مسئولی از آموزش و پرورش به عیادت وی نیامدند.
در این سال‌ها بارها به کمیسیون پزشکی و دادسرا برای پیگیری پرونده و شکایت از بی‌توجهی و اشتباهات دکتر وی‌ راهی بیمارستان های تهران و شهریار شدم و در کمال ناباوری با توجه به این‌که نظریه کارشناسان متخصص و نتیجه کمیسیون در 4 دی ماه سال 89 پزشک معالج را با توجه به وجود نداشتن معرفی‌نامه کتبی بستری در بیمارستان و قصور در تجویز صحیح دارو به مـــــیزان تنها 2 درصد محکوم کرده بود و در دیگر کمیسیون‌های پزشکی پنج نفره حق این 2درصد را هم نپذیرفتند.
من و خانواده برادرم هرگز عاملان مرگ برادرم را نخواهیم بخشید و این بی‌عدالتی و بی‌توجهی باعث شد دو فرزند و همسر برادرم با غم سنگین این فراق تنها بمانند.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.13448s, 18q