چگونه خودمان را ببخشیم

۱۳۹۳/۰۲/۰۶ - ۱۴:۱۹ - کد خبر: 110373
چگونه خودمان را ببخشیم

سلامت نیوز: احساس گناه تا اندازه ­اي خوب است. در واقع احساس گناه موجب احساس همدردي با ديگران و انجام كارهايي به منظور جبران عملي كه انجام داده­ايم و در نهايت رشد فردي مي­گردد.

بعد از تجربه كردن احساس گناه، اينكه بتوانيم خودمان را ببخشيمدر عزت نفس ما نقش به سزایی ايفا مي­كند که عامل مهمي در لذت بردن از زندگی و برقراري روابط با دیگران به شمار می­رود. با اینحال افراد زياديبه اين دلیل که احساس گناه ناسالمی داشته­اند،نمي­توانند خود را ببخشند. در نتيجه احساس گناه تبدیل به يك منبع دردناك ناتماميمي­شودچرا که اين حس گناه دائما" همراهفرد خواهد بود و نه یکبار بلکه چندین بار خود را سرزنش و محکوم مي­کند. همچنین احساس گناه می­تواند در ناخودآگاه فرد بوجود آید. در هر صورت، این نوع از احساس گناه خطرناک و مخرب است و می­تواند مانع رسیدن فرد به اهدافشگردد.

احساس گناه نه تنها باعث می­شود نسبت به خودتان عصبانی و خشمگین باشید بلکه موجب می­گردد همین احساسات را نسبت به اطرافیان خود نیز داشته باشید تا بدین وسیله بتوانید اعمال خود را توجیه کنید. عصبانیت، خشم و احساس گناه انرژی شما را به تحليل مي­برند، باعث افسردگی و بیماری می­شوند و مانع دستیابی به موفقیت، احساس شادي و روابط رضایت بخش می­گردند. احساس گناه دائمي فرد را در گذشته نگاه می­دارد و جلوی پیشرفت وي را می­گیرد.

ممکن است نه فقط به خاطر رفتارتان، بلکه به خاطر افکارتان مثل آرزوی ناراحتی، بدشانسی یا حتی مرگ برای فردی دیگر؛ به خاطر داشتن احساساتی مثل عصبانیت، شهوت یا حرص؛ به خاطر نداشتن احساساتی مثل عشق یا صمیمیت نسبت به دوست خود یا به خاطر غمگين نبودن ازمرگيكياز نزدیکان خود نیز احساس گناه داشته باشید.

با اینکه به نظر غیر منطقی می­رسد اما امكان دارد بخاطر افکار، خصوصیات، احساسات و رفتار یک فرد دیگر نيز شما احساس گناه کنید. این امر زياد اتفاق مي­افتد که فردي به خاطر برآورده نکردن انتظارات والدین­اش احساس گناه كند.مردم اغلب خودشان را بر مبناي سرزنش­ها و اتهامات غلط دیگران مورد قضاوت قرار می­دهند. به عنوان مثال زنی ممکن است خودخواهی خود را به همسرش نسبت دهد. شوهر او بدون اینکه متوجه باشد که این همسر اوست که خودخواه است، این مسأله را باور می­کند. زن ممکن است شوهرش را به خاطر احساس ناامنی خود سرزنش کند و مدعی گردد که شوهرش مردی هوسران، بی­علاقه و بی­تفاوت است.همچنين امكان دارد مردی عصبانیت خود یا عمل اشتباهش را به گردن همسرش بیاندازد و همسرش نیز آن را باور کند و در نتيجه احساس گناه کند.معمولا" افرادي كه خيلي وابسته هستندبه دليل داشتن عزت نفس پايين، رفتارهای اشتباه دیگران را به گردن می­گیرند.زني ممکن است خود را به خاطر اعتیاد و مشروب خواری شوهرش مقصر بداند و احساس گناه کند. قربانیان تجاوزات جنسی علی رغم این حقیقت که آنان خود قربانی بوده­اند و این فرد تجاوزگر است که مقصر می­باشد، اغلب احساس شرم و گناه می­کنند. در رابطه با مسئله طلاق نیز، زوجي که درخواست طلاق داده­معمولا" احساس گناه می­کند حتی اگر مسئولیت ناشی از مشکل بوجود آمده در ازدواج بر عهده هر دو زوج باشد یا همسر او مسبب وضع بوجود آمده باشد.

در اينجا باید بین احساس گناه و شرم تفاوت قائل شد. شرم باعث می­شود در مقابل عملی که انجام داده­اید احساس حقارت، بی­کفایتی و كلا" احساس بدی نسبت به خود داشته باشید. وقتی که فرد حاضر نباشد خود را ببخشد و بالطبع احساس گناه غیر منطقی شکل بگیرد، احساس شرم بوجود مي­آيد.شرم سازنده نیست و به جای افزايش حس همدلی و رشد فردي ، اثر متضادی دارد. این امر منتهي به در خود فرو رفتگی بیشتر و تحلیل رفتنانرژي فرد و برهم خوردن روابط وي با دیگران می­شود.

اگر عزت نفس پایین یا احساساتی نظير شرم داشته باشید (كه البته بیشتر مردم همینگونه­ هستند)، مشکل بتوانید بفهميد كه نسبت به چه چيزي احساس گناه داريد. با این حال به منظور رفع اين احساس، لازم است بدانید احساس گناهتان در چه مورد است. توجیه کردن یا نادیده گرفتن احساس گناه برای فرار از ارزیابی خود، ممکن است بطور موقت کمکتان کند اما به بخشیدن خود منجر نخواهد شد.اينكه دائما" خود را سرزنش كنيدموجب طولانی شدن احساس گناه و شرم می­شود و به عزت نفس شما آسیب می­رساند، پذیرفتن مسئولیت و انجام كارهاي راهگشا و مفید موجب رفع احساس گناه می­شود.در ادامه توصيه­هاييبه منظور رفع احساس گناه عنوان شده است. اين موارد به رفتارهايي كه منجر به احساس گناه شده اشاره دارندهرچنددر مورد افکار یا احساساتیکه نسبت به آنهانيز احساس گناه می­کنید کاربرد دارند:

اگر دائما" رفتارتان را توجیه می­کنید، مسئولیت آن را بپذیرید. "بله من این کار را کردم (یا آن حرف را زدم)."
درباره آنچه که اتفاق افتاده بنویسید اعم از اینکه در قبل و بعد و حین آن اتفاق چه حسی نسبت به خودتان و دیگران داشته­اید.
ارزیابی کنید که در زمان آن اتفاق چه نیازهایی داشتید و اینکه آیا آن نیازها برآورده شدند.
انگیزه­تانچهبود؟ چه چيز يا چه کسی موجبرفتار شماشد؟
آیا این فرد یا چیزی که محرک رفتار شما بوده چیزی از گذشته را به یادتان آورده است؟ در موردش بنویسید و در آن احساسات خود را بیان کنید.
در گذشته، والدین­تان با احساسات و اشتباهات شماچگونه برخورد می­کردند؟آیا اشتباهات شما رامی­بخشیدند، مورد قضاوت قرار میدادند یا بخاطرشان تنبیه می­شدید؟ چه کسی رفتار سخت­گیرانه با شما داشت؟ آیا در شما احساس شرمساری بوجود می­آمد؟
معيارهايي که بر مبناي آنها خود را مورد قضاوت قرار می­دهید، ارزیابی کنید.آیا آنها ارزشهای شما هستند یا ارزشهای والدین­تان، دوستان يا همسرتان. آیا به تأیید آن افراد نیاز دارید؟ زندگی کردن مطابق با انتظارات دیگران كار بیهوده­اي است. آرزوها و ارزشهای دیگران مربوط به خود آنهاست. دیگران ممکن است هرگز ارزشهای شما را تأیید نکنند و امکان دارد برای جلب تأیید نظر دیگران، خود و شادي زندگي­تان را فدا کنید.
ارزشها و باورهایی که در طول آن اتفاق بر شما غالب بوده را شناسایی کنید. به عنوان مثال ممكن است باور شما اين باشد كه "خیانت ایرادی ندارد البتهتا وقتي که همسرم از آن بی­خبر باشد". صداقت داشته باشید و ببینید باچه ارزشهایی موافقهستید.
آیا رفتار شما بازتاب ارزشهای واقعی شما هستند؟ اگر نه، باورها، افکار و احساساتی که موجب رفتارهای شما می­شوند را شناسایی کنید. به این فکر کنید که چه چیزی باعث شده ارزشهای خود را زير پا بگذارید. به این مسأله توجه داشته باشید که وقتی بر خلاف ارزشهای خود رفتار کنید در واقع به خودتان آسیب می­رسانید.
چطور رفتاري كه از شما سر زده بر دیگران تأثیر گذاشته است؟ به چه کسی آسیب رسانده­اید؟ خودتان را نیز در لیست افراد آسیب دیده در نظر داشته باشید.
به دنبال راههایی جهت جبران رفتاری که از شما سر زده باشید. کاری انجام دهید. به عنوان مثال اگر فردی که نسبت به او احساس پشیمانی می­کنید از دنیا رفته است، می­توانید نامه معذرت خواهی از او بنویسید. همچنین می­توانید تصمیم بگیرید که در آینده به گونه­ای دیگر عمل کنید.
به گذشته نگاه کنید، چه افکار و احساسات و رفتارهای سالم­تری به نظرتان مي­رسد كه می­توانست به نتیجه بهتری منجر شود؟
آیا فردي کمال­گرا هستید و انتظار بی­عیب و نقص بودن از خودتان دارید؟ آیا این نگرش در كل فايده­اي هم براي شما داشته؟ کمال­گرایی گمراه کننده است و زمينهاحساس شرم را فراهم می­کند.
اگر يك فرد دیگری رفتار شما را انجام دهد حاضرید او را ببخشید؟ پس چرا با خودتان طور دیگري رفتار می­کنید؟ چه نفعی برای شما دارد که به تنبیه خود ادامه دهید.
احساس پشیمانی طبیعی است و به انجام اعمالی در جهت جبران آن اتفاق منجر می­شود. به این فکر کنید که از این تجربه چه درسی گرفته اید و چگونه می­توانید از امروز متفاوت عمل کنید.
برای خود نامه­ای كه حاكي از احساس همدلی، درک و بخششخودتان استبنویسید.
از نامه­ای که برای خودتان نوشتید، جملات مثبت و حاکی از بخشش را انتخاب و هر روز با خود تکرار کنید مانند " من مقصر نیستم"، "خودم را می­بخشم" و "من خودم را دوست دارم."
صادقانه اتفاقی که افتاده را با دیگران در میان بگذارید البته نه با کسانی که امکان دارد شما را مورد قضاوت قرار دهند. اگر بخواهيد آن موضوع را نزد خود نگه داريد و به كسي چيزي نگوييد، احساس گناه و شرم ناشي از آن اتفاق طولاني می­شود.
به یاد داشته باشید که ممکن است خود را ببخشید ولی هنوز بر این باور باشید که شما مقصر بودید، همانطور که ممکن است فرد دیگری را ببخشید حتی اگر فکر کنید که او مرتکب اشتباه شده است. می­توانید برای آنچه که انجام داده­اید احساس پشیمانی کنید با اینحال بپذیرید که شما هم مثل هر انسان دیگری جایزالخطا هستید. شاید در آن لحظه با توجه به شرایط، سطح آگاهی، بلوغ فکری و میزان تجارب بدست آمده بهترین کاری که از دستتان بر می­آمده را انجام داده­اید. این یک نگرش معقول و طبیعی است.

اگر همچنان در بخشیدن خود مشکل داشتید بهتر استبه یک مشاور مراجعه کنید. ممکن است از احساس شرم در عذاب باشید چرا که شما را مستعد بیزاری از خود، حس گناه و احساس بد نسبت به خودتان کرده است.

منبع: سایت روان آگاهی

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
4.47926s, 18q