قنات، کلید مواجهه با خشکسالی

۱۳۹۳/۰۲/۲۲ - ۱۵:۴۵ - کد خبر: 111830

سلامت نیوز:وقتی با هواپیما از روی ایران عبور می‌کنیم همیشه یک نکته بارز و مشخص آن را از کشورهایی که در اقلیمی مشابه آن قرار گرفته‌اند متمایز می‌کند و آن دیدن سرسبزی‌هایی در دل سرزمین خشکش است.

باغ‌ها و بوستان‌هایی با قدمت چند صد ساله که بیننده از وجود آنها که گله به گله در دل شهرهای خشک و نیمه خشکش روییده‌اند متعجب می‌شود. حتی زمانی که از شهری به شهر دیگر سفر می‌کنیم ساده‌ترین چیز در مقایسه با دیگر کشورهای مشابه همین درختکاری‌های کنار جوی‌ها در خیابان‌هاست که باز از ویژگی‌های بخصوص ایران است. هرچند که امروز بسیاری از این باغ‌ها خشکیده‌اند یا در خطر خشکسالی به سر می‌برند. جوی‌ها هم کمتر روانند و درختان همسایه‌شان تشنه. دیگر کمتر روزی است که خبری یا گزارشی در ارتباط با مشکلات کم آبی در نقطه‌ای از ایران به گوش نرسد. فرا رسیدن فصل گرما و کاهش شدید بارش‌ها در بسیاری از نقاط ایران در سال گذشته تهدیدهای خشکسالی را نه تنها در پایتخت بلکه در بسیاری از مناطق کشور جدی کرده است. مسئولان علنی و غیرعلنی اعلام می‌کنند اگر بارندگی نشود و در مصرف آب صرفه‌جویی نشود با تابستان سختی روبه‌رو خواهیم بود.


ایران جزو کشورهای پرمصرف آب در جهان قرار دارد در حالی که بیشتر وسعت آن را اقلیم خشک و نیمه خشک فرا گرفته است و منابع محدودی برای تأمین آب دارد. مردم با مصرف بی‌پروای آب شرب برای شست‌و‌شوی اتومبیل، استحمام، آبیاری باغچه‌ها، لباسشویی و ظرفشویی با دست خود آینده پرچالشی را در زمینه آب برای کشور رقم می‌زنند. نداشتن الگوی مصرف یک روی سکه است و مدیریت نادرست منابع آب روی دیگر آن. سدسازی‌های فراوان، حفر چاه‌های عمیق و نیمه عمیق بدون برنامه و حتی ماجراهای پیچیده انتقال آب از نقطه‌ای به نقطه دیگر این سؤال را در ذهن ایجاد می‌کند که آیا این‌ها تنها راه مدیریت منابع آب هستند؟ مدیریت نیاکان ما برای منابع آب محدودشان چه بوده که آثارش تا امروز باقی مانده است؟


«قنات» پاسخ پرسش ماست. سیستم پیچیده‌ای متشکل از چاه‌های عمودی که با یک دهلیز افقی در زیر زمین به هم متصل می‌شوند و آب را کیلومتر‌ها در دل زمین جاری و با شیب ملایمی به دشت مورد نظر می‌رساند. تکنیکی با عمری سه هزار ساله که هدف اولیه ساخت آن دسترسی به آب بهداشتی برای نوشیدن و آبیاری مزارع و باغ‌ها بوده است، اما در طول دوران خود اهداف ثانویه‌ای نیز با سایر ساختارهای دیگر دنبال کرده است تا زندگی را بر مردمان این سرزمین خشک و نیمه خشک آسوده‌تر سازد. آب را در آب انبارها و یخ را در یخچال‌ها ذخیره کرده است. گندم را با به کار انداختن آسیاب‌های آبی تبدیل به آرد و خنکی بادگیرها را تضمین کرده است.
بدون وجود قنات بسیاری از شهرها و روستا‌ها به وجود نمی‌آمدند و تا امروز باقی نمی‌ماندند. قنات‌هایی که نه تنها مردمان آن خطه را سیراب می‌کردند بلکه منجر به شکوفایی ذوق و قریحه‌شان در خلق باغ‌های زیبایی می‌شدند که بیننده از وجودشان در آن نقطه حیرت زده می‌شود. «باغ گلشن» طبس تکه‌ای از بهشت در میان دو کویر ایران است. جایی که جز نمکزار پوششی نیست. می‌توان باغی را یافت که از درختان نارنج و انارش گرفته تا چنارها و نخل‌ها و از بوی رزهای رنگارنگ و ختمی‌هایش گرفته تا سرخس‌ها و چمن‌های کنار جوی‌های روانش همه و همه بیننده را مبهوت می‌کنند. تنها آنهایی که چندین ساعت در دل کویر رانندگی کرده‌اند تا به طبس برسند می‌دانند که در لحظه عبور از سردر این باغ گویی از کوره‌ای داغ به یخچالی خنک و مطبوع وارد می‌شوند. باغ دولت آباد یزد، باغ شازده ماهان، باغ اکبریه بیرجند و مثال‌های بسیار دیگری که همگی دست ساز بشر و تعامل آن با محیط زیستش در بکارگیری از تکنیک قنات هستند. در جایی که تشنگی زمین بیداد می‌کند وجود آبادی و جریان زندگی شبیه معجزه است چه برسد به باغ‌هایی از این دست.


نیاکان ما با علم به وجود آب‌های زیرزمینی و اختراع قنات این گوهر گرانبها را از دل زمین بیرون کشیدند و آبادی‌ها را بنا کردند. مدیریت آنها در تهیه، توزیع و روش‌های مصرف آب منجر به خلق مناظر فرهنگی شده است که در جهان یکتاست. از جمله آنها بم و منظر فرهنگی آن است که در سال 2004 به عنوان میراثی جهانی در یونسکو ثبت شد. آنچه این روش تهیه و توزیع آب را در برابر سایر روش‌ها متمایز می‌کند سازگاری و احترام آن به طبیعت است. میزان استفاده از آب با توجه به میزان آب موجود در زیر زمین تعریف می‌شود یعنی چنانچه در اثر خشکسالی آب‌های زیرزمینی کاهش یابد دبی قنات نیز کاهش یافته و به مردمان یادآوری می‌کند که قناعت پیشه کنند و به مادر زمین احترام بگذارند تا این وضعیت بهبود یابد. راز خلقت و مانایی این شهرها و واحه‌ها این فرهنگ و دیدگاه بوده است. اما امروز ما را چه شده است که بی‌پروا آب مصرف می‌کنیم گویی ذخایر بی‌انتهایی داریم؟


بهنیا، پدرعلم قنات درکتاب‌ «قنات‌‌سازی و قنات‌ داری» به ‌ 40هزار رشته‌ قنات‌ در سراسر ایران‌ اشاره می‌کند و آغاز تخریب‌ قنات‌های‌ ایران‌ را مربوط‌ به‌ سال‌ 1346 می‌داند که بعد از «کنفرانس‌ جهانی‌ آب‌ برای‌ صلح‌، در سال‌ 1967، دربرنامه‌ای‌ با عنوان‌ «سیاست‌های‌ مربوط‌ به‌ توسعه‌ منابع‌ آب‌ ایران‌ و مشکلات‌ و راه‌ حل‌های‌ آن» حفر چاه‌های‌ عمیق‌ و نیمه‌ عمیق‌ در دشت‌های‌ کشور و در حریم‌ قنات‌ها آغاز شد و بعد از آن‌، شاهد افت‌ سطح‌ سفره‌های‌ آب‌ زیرزمینی‌ و آب‌دهی‌ کم‌ و کمتر قنات‌ها بوده‌ایم‌. علاوه بر آن در دهه‌های اخیر ساخت و ساز‌های عظیم عمرانی بویژه در شهرها تیشه به ریشه قنات‌ها زده است. مترو و بلند مرتبه‌سازی‌های شمال تهران عامل اصلی خشک شدن قنات‌های تهران هستند بطوری که سخنگوی سفارت انگلیس نزدیک به سه سال پیش اعلام کرد درختان باغ قلهک به دلیل فعالیت مترو و قطع شدن آب قنات خشک شده‌اند. در یزد که دارای 20 رشته قنات است به علت رعایت نکردن حریم ساخت و سازها، فاضلاب شهری و بیمارستانی به داخل قنات‌ها می‌ریزند و آب آن را آلوده می‌کنند. وقتی شبکه قنات در هم بریزد و خشک شود دیگر آبی از مظهر بیرون نمی‌زند و از ‌جویی هم جاری نمی‌شود و این یکی از مشکلات خشکی درختان چنار خیابان ولیعصر و خیابان‌های بسیار دیگری است.


هیچ کس در عصر حاضر منکر توسعه و بهره‌گیری از تکنیک‌های به روز و مدرن نیست اما آنچه اهمیت دارد انطباق‌پذیری آنها با شرایط محیطی است. در سرزمینی چون ایران که منابع آب محدود دارد و آب‌های زیرزمینی در بسیاری از نقاط آن کلید زندگی است چرا اجازه حفر چاه بیش از ظرفیت منطقه و استفاده بیش از اندازه آب زیرزمینی را می‌دهیم؟ چرا به جای تشویق کشاورزان به کشاورزی پایدار آنچه نسل در نسل میان آنها رواج داشته است با ساختن سد و حفر چاه آنها را به بهره وری بیشتر از آب ترغیب می‌کنیم؟ شهرها، باغ‌ها و زمین‌های کشاورزی به برکت این تکنولوژی‌های مدرن روز به روز گسترده‌تر شده‌اند و حتی در بسیاری مناطق محصولات بیش از میزان نیاز زیر کشت می‌روند و حالا که آبی نمانده تا موتورها از دل زمین آن را بیرون بکشند باز مسئولان به دنبال راه‌های چاره‌ای عجیب و پیچیده می‌گردند که آب را از شمال به جنوب و از غرب به شرق جاری کنند. زمان آن فرا رسیده است تا به یاد بیاوریم و بپذیریم که آب‌های زیرزمینی فروکش کرده‌اند، دریاچه‌ها و تالاب‌ها خشک شده اند؛ رودخانه یا آبی ندارند یا پشت سد‌ها محبوس شده‌اند و تبخیر می‌شوند. زمان آن است که درس احترام به طبیعت و قناعت را از نیاکانمان بیاموزیم. همیشه می‌توان درس‌هایی از گذشته را راه آینده کرد. با احیای قنات‌ها می‌توان جان تازه‌ای به آنها داد که نه تنها حفظ میراثی گرانبهاست بلکه یاری‌رسان در تهیه آب، این مایه حیات به شیوه‌ای سازگار با شرایط اقلیمی سرزمین‌مان خواهد بود.

منبع:روزنامه ایران

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
3.83652s, 18q