روایت مادر دوقلوهای زنده به‌گور شده از جنایت

۱۳۹۳/۰۲/۲۲ - ۱۶:۵۹ - کد خبر: 111846

سلامت نیوز: تحقیقات قضایی از مردی که پسران دوقلویش را زنده به گور کرد و به قتل رساند همچنان ادامه دارد.

این متهم که ساکن شهرستان شادگان استان خوزستان است در بازجویی‌های اولیه جرمش را پذیرفته و گفته بود به دلیل اختلاف با همسرش دست به این جنایت زد.

همسر این متهم در گفت‌وگو با فارس گفت: «همسرم پسرعموی من است. ما همدیگر را دوست داشتیم و ازدواجمان عاشقانه بود و برخلاف ازدواج‌های مرسوم دخترعمو و پسرعمو، ازدواج ما با رضایت طرفین صورت گرفت. حدود هفت سال پیش ازدواج کردیم و به غیراز دوقلوها یک دختر پنج‌ساله به اسم «مَیسون» و یک پسر چهارساله به اسم «مُنذِر» داریم.»

وی ادامه داد: «اوایل رفتار شوهرم خیلی مهربان و فداکار بود ولی بعد‌ها برخورد‌هایش تند و عصبی شد چند بار دیدم قرص می‌خورد ولی انکار می‌کرد اواخر به صورت علنی مواد مصرف می‌کرد بیکاری و بی‌حوصلگی به سرعت تاثیر منفی خود را گذاشت و او منزوی شد به صورتی که هیچ‌گونه ارتباط اجتماعی قابل ذکری نداشت و حتی با خانواده خودش هم قطع ارتباط کرد. مدتی در یک شرکت کار کرد و بعد از اخراجش رفتار عصبی پیدا کرد.»

این زن درباره اینکه آیا شوهرش سابقه خشونت با او یا فرزندانش را داشت، گفت: «خشونت یا به قولی درگیری در اکثر خانواده‌ها وجود دارد ولی اخراج از کار و گرایش به مصرف موادمخدر باعث شد که بار‌ها خشونت به خرج بدهد.»

وی درباره نحوه قتل دوقلوهای یک‌ساله گفت: «ما خواب بودیم ولی شوهرم شب‌ها تا دیر وقت بیدار بود. صبح که بیدار شدم سراغ بچه‌ها را گرفتم گفت آنها را بردم تحویل بهزیستی دادم. می‌دانستم هذیان می‌گوید و به برادر‌هایش و خانواده گفتم شوهرم بچه‌ها را نمی‌دانم کجا برده. نزدیک ظهر زنگ زد و گفت بهزیستی بچه‌ها را تحویل نمی‌دهد. دیدم خیلی مشکوک و دستپاچه حرف می‌زند خودم را به کلانتری رساندم و از آنها کمک خواستم وقتی دستگیرش کردند آنجا اعتراف کرد و جای بچه‌ها را گفت. آنها را به اتاقی که همیشه فقط خودش از آن استفاده می‌کرد، برده بود. حدس می‌زنم به خاطر اینکه کم سن و سال و سبک بودند آنها را انتخاب کرده است.»

زن جوان درباره انگیزه شوهرش از قتل و ارتباط آن با مسایل خانوادگی گفت: «در زندگی زناشویی اختلاف نظر آن‌چنانی دیده نمی‌شد جز بیکاری و عصبانیتی که با آن درگیر بود. اعتیاد باعث شد در خیلی از موارد کنترل خود را از دست بدهد ولی هیچ‌گاه تصور نمی‌کردم کار به این نقطه برسد.»

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.19523s, 18q