تائید حکم قصاص قاتل زن همسایه/زندگی پسر خردسال کنار جسد مادر

۱۳۹۳/۰۲/۲۴ - ۱۷:۰۰ - کد خبر: 111979

سلامت نیوز: مرد جنایتکار که به خاطر وسوسه سرقت طلا‌، زن همسایه را به طرز هولناکی به قتل رسانده بود، با تائید حکم مجازاتش در دیوان عالی کشور در یک قدمی چوبه دار قرار گرفت.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از باشگاه خبرنگاران، ساعت 17 و 45 دقیقه پنجم مرداد امسال همزمان با شب 19 ماه رمضان‌، از طريق مركز فوريت‌هاي پليسي 110‌، وقوع يك فقره قتل در خيابان پنجم نيروي هوايي به كلانتري 128 تهران نو اعلام شد‌.

با حضور مأموران كلانتري و تيم بررسي صحنه قتل اداره دهم پليس آگاهي وانجام بررسي‌هاي اوليه مشخص شد مقتول به هويت مرضيه 28ساله بر اثر ضربات چاقو از سوی قاتل يا قاتلان به قتل رسيده و پسر يک ساله اش نيز براي چندين ساعت در کنار جسد مادرش حضور داشته است‌.

همسر مقتول پس از حضور در اداره دهم‌، در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: ساعت 9 صبح پنجم مرداد، به قصد رفتن به محل کار از خانه خارج و در داخل پارکينگ با يکي از همسايگان برخورد کردم که او نيز قصد داشت تا به محل کارش برود. همراه همسايه‌، سوار خودروی زانتيا وي شده و از خانه خارج شدم. حدود ساعت 17 زماني‌که از سر کار برگشتم، پس از باز کردن در آپارتمان ناگهان با پسر يک ساله ام روبه‌رو شدم که سر و صورت و بدنش کاملا قرمز رنگ بود! ابتدا تصور کردم که صورت وي به علت بازي با لوازم همسرم اينگونه شده اما پس از ورود به منزل‌، ناگهان با جسد خون آلود همسرم روبه‌رو شدم. بلافاصله از همسايگان کمک خواسته و با اورژانس تماس گرفتيم و زماني‌که تيم پزشکي اورژانس در محل حاضر شد به ما اعلام کردند که همسرم به قتل رسيده است‌.

در ادامه تحقيقات براي مشخص شدن انگيزه جنايت‌، بر اساس اظهارات همسر مقتول مشخص شد که مقدار زيادي از طلا و جواهرات متعلق به مقتول از داخل اتاق خواب به سرقت رفته و به احتمال بسيار زياد‌، قاتل يا قاتلين با انگيزه سرقت وارد خانه شده که با مقتول مواجه‌، با وي درگير و او را به قتل رسانده و پس از سرقت طلاجات از محل متواري شده اند‌.

با مشخص شدن انگيزه جنايت و با توجه به "وجود چشمي روي در آپارتمان" و همچنين "وجود آيفون تصويري روي در ورودي"‌، فرضيه وقوع جنايت از سوی فرد يا افراد آشنا قوت گرفت و به همين علت‌، تحقيقات روي همسايگان مقتول در دستور کار کارآگاهان قرار گرفت‌. همزمان و پس از گذشت دو روز از تاريخ وقوع جنايت‌، يکي از همسايگان مقتول به همراه همسرش به اداره دهم مراجعه و اظهار داشتند که طلاهاي مقتول در داخل جاکفشي آنها پيدا شده است.

کارآگاهان با مراجعه به ابتداي کوچه محل سکونت مقتول، به بررسي تصاوير به دست آمده از دوربين‌هاي مداربسته بانکي پرداختند. بررسي تصاوير نشان داد که همسر مقتول به همراه يکي از همسايگان و ساعت 9 و 10 دقیقه، سوار بر خودروی زانتيا از کوچه خارج شده که نشان از صحت اظهارات همسر مقتول داشت اما در ادامه بررسي تصاوير مشخص شد که خودروی زانتیا دوباره ساعت 9 و 30 دقیقه به داخل کوچه بازگشته که نشان از مراجعه دوباره همسايه مقتول به داخل مجتمع مسکوني داشت.

با توجه به تصاوير به دست آمده از دوربين‌هاي مداربسته بانکي، کارآگاهان به تحقيق از همسايه مقتول به نام محمود 30 ساله پرداختند. محمود‌، در اظهاراتش به کارآگاهان گفت‌: روز حادثه، همسر مقتول را در پارکينگ ديدم. به من گفت که او را تا جايي برسانم و من نيز او را سوار ماشين کرده و پس از طي مسير کوتاهي او را پياده و حدود ساعت 10 به محل کار خود مراجعه کردم‌.

با توجه به اظهارات محمود‌، کارآگاهان به بررسي صحت اظهارات وي پرداخته و متوجه شدند که وي بر خلاف اظهارات قبلي اش، ساعت 11 و 30 دقیقه در محل کارش حاضر شده است. با توجه به تناقضات به دست آمده در اظهارات محمود‌، وي 13 مرداد دستگير و در اختيار اداره دهم قرار گرفت‌.

با توجه به اطلاعات به دست آمده در مسير تحقيقات‌، وي که چاره اي جز اعتراف نداشت 16 مرداد لب به بيان حقيقت گشود و در اعترافاتش با اشاره به انگيزه مالي، به کارآگاهان گفت: اوايل سال جاري بود که در بازار اقدام به خريد و فروش مقداري لوازم و وسايل خانه کرده اما حساب و کتاب‌هايم درست از آب در نيامد و در زمان وصول چک‌ها متوجه شدم که چک‌ها‌، يکي پس از ديگري در حال برگشت خوردن هستند و همين موضوع انگيزه اصلي من براي سرقت طلا و جواهرات از منزل همسايه مان شد‌.

محمود درباره زمان جنايت نيز به کارآگاهان گفت: روز جنايت‌، حدود ساعت9 صبح از منزل خارج شدم. در داخل پارکينگ بودم که متوجه شدم گوشي تلفن همراهم را در داخل خانه جا گذاشته ام‌. زمان برگشت به منزل، همسايه مان آقاي... را ديدم که از من خواست تا او را به محل کارش برسانم. به خانه آمدم تا گوشي تلفن همراهم را بردارم که متوجه شدم آقای‌... در منزلشان را به خوبي نبسته و باز مانده است. هنگام رساندن آقاي‌... به محل کارش و با توجه به مشکلات مالي، وسوسه شدم که از منزل وي سرقت کنم. به همین خاطر او را در نزديکي محل کارش پياده و سريع به خانه برگشتم. از لاي در که هنوز باز بود، صندوق طلاجاتي را که روي میز آینه بود مشاهده کردم. داخل خانه شده و طلا و جواهرات را برداشتم اما هنگام خروج از منزل‌، ناگهان مقتول که تازه از خواب بيدار شده بود از اتاق خارج و مرا مشاهده و شروع به سر و صدا کرد.

در حالي‌که ترسيده بودم‌، گردن و دهانش را گرفتم و محکم فشار دادم و او را به سمت اتاق خواب بردم که بي حال شد و افتاد‌. بدن نيمه جانش را به داخل حمام کشانده و براي اطمينان از مرگش به آشپزخانه رفته و با برداشتن چاقو چند ضربه به سينه او وارد، با برداشتن طلاجات از منزل خارج شدم. در تمام طول اين مدت، پسر يک ساله مقتول خواب بود.

با تکمیل تحقیقات پرونده برای محاکمه به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. دی ماه سال گذشته مرد جنایتکار به ریاست قاضی عزیزمحمدی پای میز محاکمه قرار گرفت.

در ابتدا جلسه اولیای دم مقتول برای قاتل تقاضای قصاص کردند. همسر مقتول به قاضی گفت: فرزندم چند ساعت گرسنه کنار مادرش بود. تا چند روز زیر ناخن پسرم رد خون مادرش وجود داشت. سپس متهم در جایگاه قرار گرفت که با قبول اتهامش گفت: در خانه مقتول کامل بسته نمي‌شد و با وزش باد باز مي‌شد. روز حادثه قرص ترامادول مصرف کرده و حال خوبی نداشتم. وضع مالی ام نیز آنقدر خراب نبود که به خاطرش سرقت کنم. وقتی صندوقچه جواهرات را دیدم وسوسه شده و وارد آپارتمان شدم. هنگام فرار، مقتول از دستشویی خارج شد و شروع به سروصدا کرد. جلوی دهانش را گرفتم که بی حال روی زمین افتاد‌. بعد از آشپزخانه چاقویی برداشته و چند ضربه به او زدم. زمان قتل متوجه حضور کودک خردسال نشدم.

پس از آخرین دفاعیات متهم قضات دادگاه وارد شور شده و متهم را به قصاص، سه سال زندان و 74 ضربه شلاق محکوم کردند.

با اعتراض متهم پرونده برای رسیدگی به شعبه 27 دیوان عالی کشور فرستاده شد که قضات دیوان عالی کشور حکم مجازات مرد جنایتکار را تائید کردند.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.10044s, 19q