شیوع بیماری​های روانی در میان دانش​آموزان

۱۳۹۳/۰۲/۳۱ - ۱۰:۳۱ - کد خبر: 112579
شیوع بیماری​های روانی در میان دانش​آموزان

سلامت نیوز: اختلالات اضطرابی سبب می شود فرد اضطراب را بیش از آنچه طبیعی است و برای ادامه زندگی لازم تجربه کند و دچار علایمی همچون بی قراری، احساس تحت فشار بودن، مشکل در تمرکز، خستگی، تحریک پذیری، بی صبری و بی خوابی شود.

یکی خجالتی است، یکی گوشه‌گیر، یکی شلوغ است، یکی ترسو، یکی تنبل است، یکی بی‌دقت، یکی پرخاشگر است، یکی ناسازگار؛ بین بیش از 12 میلیون دانش‌آموز کشور، می‌توان کودکان و نوجوانانی را دید که یکی از این خصلت‌ها را دارند یا تلفیقی از چند مورد را.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از جام جم، کنار آمدن با هر کدام از این دانش آموزان مهارت خاصی می خواهد، گاهی باید قاطع بود، گاهی باید صبر به خرج داد، گاهی هم باید توجه و مهربانی را چاشنی آموزش کرد، اما گاه اختلال روانی آنچنان شدید است که راهی جز هدایت دانش آموز به مسیر درمان وجود ندارد.

تاکنون تحقیقات ملی در حوزه سلامت روان دانش آموزان انجام نشده که بتوان با استناد به آن قاطعانه اعلام کرد چه مسائلی، سلامت روان دانش آموزان کشور را خدشه دار می کند. با این حال اخبار رسمی، همچنین تحقیقات میدانی با جامعه آماری محدود در دسترس است که می توان از اطلاعات آن بهره برد.

دو سال قبل علی اسدی، کارشناس سلامت روان وزارت بهداشت در گفت‌وگو با فارس، اضطراب را شایع ترین اختلال روانی میان دانش آموزان کشور معرفی کرد و رفتارهای اضطرابی آنها را به بالا بودن سطح توقعات نظام آموزشی و خانواده ها ربط داد. او در عین حال به افسردگی و پرخاشگری به عنوان دو اختلال شایع دیگر اشاره کرد و بیش فعالی را اختلالی قابل توجه در میان دانش آموزان دوره ابتدایی دانست. (اختلال بیش فعالی و فقدان توجه، یک اختلال رفتاری شایع است که حدود 8 تا 10درصد کودکان را مبتلا می کند. کودکان بیش فعال بدون فکر عمل می کنند، بیش از اندازه فعالند و در تمرکز مشکل دارند.)

در سال تحصیلی 81 ـ 80 نیز سه نفر از روان شناسان بنام کشور، پژوهشی را با عنوان همه گیر شناسی اختلال های روانی در دانش آموزان دبیرستانی شهرستان رفسنجان انجام دادند که نتایج حاصل از این تحقیق قابل تامل است. در این پژوهش، 830 دانش آموز بررسی شدند که یافته های حاصل از تحلیل پرسشنامه ها نشان داد، میزان شیوع اختلال روانی در نمونه مورد بررسی 16.6 درصد است، با این نکته مهم که میزان شیوع اختلالات روانی در میان دانش آموزان دختر دو برابر بیشتر از دانش آموزان پسر است.

شایع ترین اختلالاتی که این روان شناسان در میان دانش آموزان جامعه نمونه شناسایی کردند نیز مشابه همان اطلاعاتی است که کارشناس وزارت بهداشت بر آن تاکید داشت به طوری که گفته شد اختلالات اضطرابی (شامل اختلال اضطراب منتشر، اختلال وسواسی ـ جبری، اختلال ترس مرضی، اختلال ترس مرضی اجتماعی و اختلال هراس) با 8.4 درصد و اختلالات خلقی (مثل افسردگی، وسواس و اجبار ) با 4.1 درصد دو اختلال شایع میان دانش آموزان دبیرستانی است.

اختلالات اضطرابی سبب می شود فرد اضطراب را بیش از آنچه طبیعی است و برای ادامه زندگی لازم تجربه کند و دچار علایمی همچون بی قراری، احساس تحت فشار بودن، مشکل در تمرکز، خستگی، تحریک پذیری، بی صبری و بی خوابی شود. همچنین افرادی که به اختلالات خلقی مبتلا می شوند یا گرفتار افسردگی هستند یا دچار خوشی غیرمعمول یا درگیر پرحرفی و پرش افکار (یعنی وقتی صحبت می کنند، هنوز جمله را تمام نکرده و مقصود خود را به زبان نیاورده اند، موضوع دیگری را شروع می کنند که ربطی با هم ندارد.)

وقتی دانش آموزی یکی از این اختلالات را داشته باشد واضح است که تا چه اندازه بر عملکرد او تاثیر می گذارد و تا چه حد احتمال افت تحصیلی یا کند آموزی او قوی می شود و متعاقب آن تا چه اندازه، حضورش در مدرسه می تواند ( برای خودش و دیگران ) اسباب زحمت باشد.

در فرهنگ ما همیشه روان در برابر جسم، مظلوم است یعنی اگر قرار باشد سلامت یکی از این دو در اولویت باشد حتما سلامت جسم مورد توجه قرار می گیرد، در حالی که روان ناسالم، بتدریج جسم را نیز درگیر می کند، اما کمتر کسی به این موضوع توجه دارد.

در واقع بهداشت روانی در کشور ما مغفول است و این موضوع وقتی به کودکان و نوجوانان می رسد مغفول تر می شود به طوری که چه در خانه و چه در مدرسه، بروز رفتارهای غیرعادی از آنها به جای این که بزرگ ترها را متوجه اختلال کند، آنها را به سمت انگ زدن به کودک و نوجوان می کشاند.

همین بی توجهی است که سبب شده اختلالات روانی در جامعه روندی رو به رشد داشته باشد و پژوهش ها نشان دهد تعداد دانش آموزان دارای اختلال در مدارس کم نیست. با این حال سلامت روان کم از سلامت جسم ندارد. فردی که از نظر روانی سالم است، احساس امنیت و کفایت می کند، همچنین توانایی های خود را در حد واقعی ارزیابی می کند و توانایی هایش را کمتر یا بیشتر از آنچه هست نمی بیند. فردی که روانی سلامت دارد به خود احترام می گذارد و کمبودهای خود را می پذیرد. این فرد به حقوق دیگران احترام می گذارد، می تواند به دیگران علاقه مند شود و آنها را دوست داشته باشد، می تواند احترام و دوستی دیگران را جلب کند و برای دشواری های زندگی راه حل پیدا کند. یک انسان با روان سالم گرچه تحت تاثیر عواطف و احساسات مختلف قرار می گیرد، ولی این تحت تاثیر واقع شدن به اندازه ای نیست که زندگی اش را پریشان کند.

پس فردی که از سلامت روان برخوردار است، براحتی می تواند زندگی خود را اداره کند و در عین حال با افراد جامعه نیز ارتباط درست و سالم برقرار کند، به طوری که زندگی، هم برای او و هم برای اطرافیانش خوشایند باشد. طبیعی است اگر سلامت روان افراد خدشه دار باشد، این تعادل به هم می ریزد و نه خود فرد و نه اطرافیانش از زندگی خشنود نیستند.

اگر قرار باشد کسی که سلامت روانش دچار اختلال است، در قالب یک دانش آموز ظاهر شود، موضوع پیچیده تر می شود چون دانش آموز کسی است که در سن آموختن و پیشرفت قرار دارد و اگر قرار باشد مسیر رشدش مختل شود او نیز به فردی آسیب دیده تبدیل می شود که با گذشت زمان در قالب انسانی آسیب رسان به دیگران ظاهر می شود.

گرانی مشاوره، مانع جدی یا بهانه تراشی

طبیعی است چنین مقاومتی از سوی خانواده ها، اختلال روانی دانش آموزان را عمیق تر می کند، چون این اختلالات نیاز به درمان دارد، نه کتمان و سرپوش گذاشتن اما مقاومت خانواده ها و بی میلی آنها برای رفتن به مراکز روانپزشکی و مشاوره واقعیتی است عیان که مدیر یکی از مدارس شهر تهران نیز نسبت به آن معترض است.

او می گوید بیشتر اولیا نسبت به سلامت روان فرزندان خود بی توجه اند و وقتی از آنها می خواهیم دانش آموز مورد نظر را به مراکز مشاوره ای و مددکاری ببرند، در مقابل این حرف جبهه می گیرند یا سهل انگارانه از کنارش می گذرند. البته عده ای نیز نسبت به موضوع حساسیت نشان می دهند و به مراکز مورد نظر مراجعه می کنند که چون درمان های روانی زمانبر است و نیاز به مراجعات مکرر و در نتیجه پرداخت هزینه های قابل توجه دارد کار را در میانه راه رها می کنند.

در واقع این مدیر مدرسه به یک معضل ملی اشاره می کند که مربوط به هزینه های زیاد خدمات روان شناسی و مشاوره ای (و بیمه نبودن آن) است که تاکنون برای حل آن چاره ای اندیشیده نشده است. با این حال موضوع سلامت روان به اندازه ای مهم است که هزینه های مالی نباید مانع از توجه به آن شود. کودک و نوجوانی که سلامت روان او خدشه دار است و مدام با احساس نگرانی، غم، خشم، ترس، درد، بی اعتمادی و بی علاقگی و تنفر نسبت به آدم ها زندگی می کند، نمی تواند به دانش آموزی موفق که میل به رشد و پیشرفت دارد، تبدیل شود.

پرونده سلامت روان دانش آموزان چه شد

قرار بود هر یک از دانش آموزان صاحب پرونده سلامت روان شوند و همان طور که برای نوآموزان شناسنامه سلامت صادر می شود، برای دانش آموزان مقاطع تحصیلی بالاتر نیز پرونده سلامت روان تشکیل شود. در حقیقت قرار بود روان دانش آموزان نیز همانند جسم آنها مورد توجه قرار گیرد و دانش آموزان مشکل دار به جای این که تحقیر شوند و توهین بشنوند و سرکوب شوند، برای درمان اختلالات روانی به مراکز مشاوره و مددکاری هدایت شوند اما این اتفاق در برخی نقاط کشور نیفتاد یا اگر افتاد، نصفه نیمه انجام شد.

مدیر یکی از مدارس گیلان این موضوع را تائید می کند. او از وجود پرونده سلامت روان دانش آموزان بی خبر است و می گوید فقط سالی یکبار گروهی از دانشگاه علوم پزشکی برای معاینات جسمی دانش آموزان به مدرسه می آیند. معلم یکی از مدارس کردستان نیز از وجود چنین پرونده ای ابراز بی اطلاعی می کند و می گوید دانش آموزان فقط شناسنامه سلامت دارند و معاینات روانپزشکی برای آنها انجام نمی شود. او البته نیاز به چنین معایناتی را جدی می داند و وجود دانش آموزان مشکل دار در مدارس مختلف را تائید می کند، اما با این حال فقر فرهنگی و بی اطلاعی خانواده ها از اهمیت سلامت روان را مانعی برای پرداختن به سلامت روان دانش آموزان می داند. این معلم توضیح می دهد وقتی بین دانش آموزان کسی را شناسایی می کنیم که مثلا مشکل برقراری ارتباط دارد یا پرخاشگر است و اهل سازش نیست، موضوع را با خانواده او در میان می گذاریم، ولی بیشتر مواقع خانواده ها از پذیرش موضوع طفره می روند و اعتراض می کنند که چرا به فرزندشان عیب می چسبانیم.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.39981s, 19q