جرعه اي از هامون پس از ۱۸ سال تشنگي

۱۳۹۳/۰۳/۱۱ - ۱۴:۴۲ - کد خبر: 113418

سلامت نیوز: به گفته اهالي اين منطقه اگر جريان آب از سرچشمه قطع شود، درکمتر از 10 روز آب اين مناطق دوباره خشک مي شود و به وضعيت گذشته بازمي گردد. اهالي منطقه مي گويند حدود يک ماه پيش ، پاي کوه خواجه تنها نمک هاي شور بازمانده از آب هامون قابل رويت بود اما اکنون آب به گونه اي پيشرفت کرده است که مي توان از کنار کوه خواجه تا کيلومترها به سمت شمال قايقراني کرد؛ البته اگر پشه ها وحشرات تازه وارد اين منطقه اجازه دهند!

اگر به ارتفاعات کوه خواجه در 30 کيلومتري جنوب غرب شهر زابل برويد با صحنه اي کم نظير مواجه مي شويد که به گفته اهالي منطقه در18 سال گذشته سابقه نداشته است:" آب درياچه هامون تا پاي کوه خواجه پيشرفت کرده است"، وضعيتي که آخرين بار 18 سال پيش اتفاق افتاده و ازآن زمان به بعد به علت خشکسالي هاي پياپي تکرار نشده است اما به دليل بارندگي هاي مناسب در بالادست رودخانه هيرمند و پرشدن تک تک چاله هاي هامون اکنون آب تالاب به اين منطقه رسيده است به طوري که اگر وضعيت اطراف کوه خواجه را در اوايل امسال با وضعيت فعلي آن مقايسه کنيد تفاوت مشهودي را مي توان مشاهده کرد. هامون اکنون سخاوتمند شده و با خود برکت و فراواني را نيز به منطقه آورده است ، حال وقت آن است که برنامه ريزي درستي براي حفظ ماندگاري و استفاده بهينه و ذخيره سازي اين منبع تجديد ناپذير صورت گيرد،زيرا به گفته اهالي منطقه اگر آب هيرمند از سمت زابل کم شود ديري نخواهد پاييد که دوباره کرانه هاي هامون به دليل تبخير آب و بر اثر بادهاي 120 روزه سيستان به عقب برگردد و همچون گذشته بايد ده ها کيلومتر بالاتر درهامون پوزک يا نزديک مرز افغانستان ، آب هامون را جست وجو کرد.

خطر تبخير آب
بيش از ۳۰ کيلومتر از زابل به سمت جنوب غرب پيش مي رويم و آرام آرام به کرانه هاي کم عمق هامون مي رسيم که اين روزها به طور کم سابقه اي تا نزديکي کوه خواجه پيشروي کرده است اما مسئله تبخير آب به دليل آفتاب مستقيم به حدي ملموس است که به گفته اهالي اين منطقه اگر جريان آب از سرچشمه قطع شود، درکمتر از 10 روز آب اين مناطق دوباره خشک مي شود و به وضعيت گذشته بازمي گردد. اهالي منطقه مي گويند حدود يک ماه پيش ، پاي کوه خواجه تنها نمک هاي شور بازمانده از آب هامون قابل رويت بود اما اکنون آب به گونه اي پيشرفت کرده است که مي توان از کنار کوه خواجه تا کيلومترها به سمت شمال قايقراني کرد؛ البته اگر پشه ها وحشرات تازه وارد اين منطقه اجازه دهند!وقتي براي قايقراني و تهيه عکس آماده مي شويم، عمق نيم تا يک متري آب در بعضي مناطق را مي بينيم. در اين سطح از آب قايق موتوري به راحتي مي تواند در آب سرعت بگيرد. کار وکاسبي چند قايقران اين منطقه نيز اين روزها سکه شده است و از ميان چند آلاچيق کنار کوه خواجه مي توان براي آن ها مشتري پيدا کرد. البته صيد و صيادي ماهي کپور هامون نيز جاي خود را دارد وبچه ماهي هاي کوچک کپور با پولک هاي سفيد رنگ خود توجه رهگذران را جلب مي کنند.حال وقت اين پرسش اساسي از مسئولان است که چه برنامه اي براي حفظ و بهره گيري مناسب از اين موقعيت طلايي دارند؟

در ذخيره سازي آب عقب هستيم
دکتراحمد قرايي، رئيس پژوهشکده تالاب بين المللي هامون (متعلق به دانشگاه زابل و زيرمجموعه وزارت علوم) دراين باره مي گويد:خوشبختانه آب با حجم خوبي وارد کشور شده است و با توجه به بيش از يک دهه خشکسالي توپوگرافي بستر تالاب با توجه به جابه جايي شن ريزه ها طي چندسال و پرشدن گودال ها تغيير کرده و شکل مسطحي را دربستر رودخانه به وجود آورده است و دراين شرايط برخي سازمان ها از برنامه ريزي براي ذخيره سازي اين آب عقب هستند.

وي با بيان اين که بايد بررسي شود چه جاهايي براي ذخيره سازي آب بهتر است، مي افزايد: بدون تعارف بايد بگويم تا زماني که بخواهد نظرات يکپارچه شود و کار جمعي مناسبي به وجود بيايد، مقداري عقب هستيم!

به گفته وي امروزه نظرها به صورت تجربي جمع آوري مي شود درحالي که ما خواهان اظهارنظرها به صورت علمي هستيم و مقرر شده است ديدگاه هاي جهادکشاورزي، آب منطقه اي ومحيط زيست به دانشگاه و پژوهشگاه ارسال شود و دراين جا ارزيابي وبه لحاظ علمي بررسي و تاييد شود.

دستور تخريب دايک ها توسط استانداري
دکترقرايي با بيان اين که بين مرز ايران و افغانستان درگذشته پشته هاي شني با عنوان دايک براي هدايت بهتر آب هيرمند ايجاد شده بود، مي گويد: استاندار اعلام کرده که بعضي از دايک ها را تخريب کنيد تا امکان ورود آب به هامون بيشتر شود.البته ممکن است تعدادي از قاچاقچيان از اين مسئله منتفع شوند ولي سود کلي تخريب اين دايک ها بيش از ضرر آن هاست.

به گفته وي زمين منطقه سيستان رسي است و امکان ذخيره آب خيلي وجود ندارد ونفوذ پذيري زمين کم است به همين دليل ذخيره سازي را بايد در جاهاي عميق تالاب با عمق بيش از 2.5 متر انجام دهيم.

وي مي افزايد: تنها کاري که مي توانيم بکنيم آن است که سطح تبخير آب را کم کنيم که روش هاي مختلفي دارد، قبلا معتقد بودند که در چاه نيمه ها مي توانند اين کار را با استفاده از پوشش هاي فيزيکي و پلاستيکي انجام دهند که از نظر ما مردود است زيرا آب ورودي از افغانستان با غلظت 60 تا70 پي پي ام سولفات است و اگر دريک زمان طولاني آب درداخل چاه نيمه ها نيايد ، تا 800 پي پي ام سولفات را نيز اندازه گيري کرده ايم که نشان مي دهد بستر سازنده چاه نيمه ها اين قابليت را دارد که سولفات را در آب حل کند.

آب به کانون هاي بحران هدايت شود
قرايي مي گويد: ما اين اقدام را دردستور کار استانداري قرارداديم که براي چاه نيمه چهارم نيز دستگاه پمپاژ تعبيه شود و آب براي مصارف کشاورزي و باغي قبل از خروج از حالت عادي خود استفاده شود. ما بايد تا جايي که مي توانستيم با استفاده ازتوپوگرافي بستر تالاب ، آب را با استفاده از شيب بستر تالاب به قسمت هايي که کانون بحران تشخيص داده شده، هدايت مي کرديم تا اين که در ساير جاها مثل دور کوه خواجه جمع شود.

وي مي گويد: اين کار انجام نشده است اما با تدبيري که در استانداري انجام گرفت مقرر شد تا سطح تراز نيم متر برنامه ريزي شود که با آب رايگان با کمک مردم پوشش هاي گياهي در کانون هاي بحران ايجاد شود به طوري که اگر آب درآينده قطع شد ما تا چند سال خيالمان راحت باشد که حداقل بستر تثبيت شده است.

به گفته وي برخي از گياهان مثل ني ها موجب تبخير زياد آب مي شوند اما بستر تالاب را به خوبي حفظ مي کنند.

بهره وري آبياري درحد فاجعه !
غلامعلي کيخا،سرپرست بخش تحقيقات خاک و آب مرکزتحقيقات کشاورزي و منابع طبيعي سيستان نيز براي مديريت بهتر آب هيرمند در شرايط فعلي برنامه هايش را مطرح مي کند، مي گويد: بايد بهره وري در ۲ بخش انتقال و توزيع آب افزايش يابد و با توجه به اين که بخش کشاورزي بيشترين مصرف کننده آب است، بايد بهره وري آب در مزرعه را افزايش دهيم.درمجموع بهره وري آبياري منطقه کمتر از 25درصد است و اين درواقع يک فاجعه براي منطقه سيستان به شمار مي رود! ما از الان بايستي برنامه ريزي هاي جدي را در منطقه سيستان در دستور کار قرار دهيم.

وي مي گويد: حدود کل آب منطقه سيستان از رودخانه هيرمند و به صورت مشخص از بالادست آن در افغانستان تامين مي شود که بيش از 15 سال ورود آن به سيستان محدود شده است ودروضعيت فعلي آب هاي اخير به صورت نامتناسب با نياز بخش کشاورزي وارد ايران مي شود، يعني آبي که به تازگي قدري افزايش يافته است، بيشتر ناشي از تداوم بارندگي و قطعا برگرفته از توليد آب در بالادست در افغانستان است که به صورت رواناب و سيلاب وارد ايران شده است بنابراين بايد براي مديريت بهينه آن برنامه ريزي کرد.

«کيخا» با بيان اين که براي بهبود بهره وري آب بايد زيرساخت هاي لازم فراهم شود، مي افزايد: با شبکه هاي ناقصي که در آب رساني داريم و بيشتر آبياري سنتي است. بنابراين مديريت آب به ويژه در حوزه کشاورزي مطلوب نيست. اگر بخواهيم کشاورزي متکي به برنامه داشته باشيم، آب بايد درمکان و زمان و به مقدار مورد نيازفراهم شود.هرکدام از اين مولفه ها فراهم نباشد نمي توانيم کشاورزي پايداري را در منطقه داشته باشيم.

نياز به فناوري مناسب انتقال و توزيع آب
اين دانشجوي دکترا در رشته مهندسي آب با بيان اين که در منطقه سيستان بايد به سمت بهترين فناوري انتقال و توزيع آب برويم ، مي افزايد: رودخانه سيستان از نظر آورد رسوبات بسيار پويا و ديناميک است و سالانه بيش از 7 ميليون تن رسوب همراه آب به داخل رودخانه منتقل مي شود.الان نيز مشاهده مي کنيد که آب ورودي هيرمند گل آلود است بنابراين اجراي آبياري تحت فشار با محدوديت هايي براي کشاورزي مواجه است.

به گفته کيخا آب هيرمند هميشه دراختيار کشاورزان نيست و اگر بخواهيم يک شبکه آبياري تحت فشار را براي مزارع و باغ هاي منطقه داير کنيم ، کشاورز بايد هر۲ يا ۳ روز يک بار بتواند آب را با استفاده از اين شبکه دريافت کند درحالي که اکنون به هيچ وجه اين گونه نيست.

وي مديريت متمرکز توزيع آب را نيز از ديگر دغدغه هاي موجود مي داند و مي افزايد: اگر بخواهيم کشاورزي رونق يابدو آبياري جديد را در منطقه عملياتي کنيم بايد بر مديريت متمرکز آب در درون چاه نيمه ها تکيه کنيم. ظرفيت هاي بسيار عظيمي براي ذخيره سازي آب در بخش کشاورزي ايجاد شده است و قادريم نياز بخش کشاورزي را در درون چاه نيمه ها متمرکز کنيم و مازاد آن را به عرصه هاي زيست محيطي تخصيص دهيم.از چاه نيمه ها نيز بايد سامانه هاي درست توزيع آب را طراحي کنيم،مشابه پروژه انتقال آب در سيستان که فازاول آن در منطقه زابل در سطح 6 هزار هکتار زمين زراعي ازسال 89 شروع شده است و از محل چاه نيمه ها آب را به صورت کم فشار درقالب يک مدار آبياري مشخص نه فقط براي 6 هزار هکتار بلکه براي کل دشت سيستان تحويل کشاورز بدهيم.

از ظرفيت هاي سيستان استفاده نمي شود
امام جمعه زهک نيز با بيان اين که استان سيستان و بلوچستان بيش از 177 هزار کيلومتر مربع وسعت دارد که بخش کوچکي از آن حدود15هزار کيلومتر شامل سيستان و حدود 7هزار کيلومتر مربع از آن شامل دريا و دشت سيستان مي شود مي گويد: متاسفانه ظرفيت ها و سرمايه ها و توان هاي سيستان فراوان است اما از آن استفاده و بهره برداري نمي شود يا ناشناخته مانده است يا تاکنون نتوانسته ايم استفاده لازم را ببريم.

به گفته وي خورشيد، باد و آب از بهترين ظرفيت هاي منطقه سيستان است ، مرز نيز يک ظرفيت و فرصت است اما ازهيچ کدام از اين ظرفيت ها نتوانسته ايم بهره ببريم و همه اين ها براي ما يک عامل تهديد شده است. آن چيزي که براي مردم ما بغرنج است ، آن است که ظرفيت هايي مثل خورشيد و باد را داريم که بهترين عرصه را براي استفاده از انرژي هاي نو به وجود مي آورد و مرز بهترين فرصت براي مبادلات تجاري است و خاک و آب بسيار مغذي و خوبي براي کشاورزي داريم ، اما اين ظرفيت ها و فرصت ها گاه تبديل به تهديد مي شود.

وي مي گويد: کيفيت آب سيستان به حدي است که اگر بهتر از آب تهران نباشد دست کمي از آن ندارد، اما نتوانسته اند از اين آب به خوبي استفاده کنند در نتيجه بيش از 90 درصد مردم در سيستان زير خط فقرند.

امام جمعه زهک اين مسئله را ناشي از سوء مديريت مي داند که البته بيشتر آن مربوط به افراد غيربومي مي شود و مي افزايد:هيچ وقت سيستاني خودش براي خودش تصميم نگرفته است و هميشه ديگران براي آنان تصميم گرفته اند.

پيگيري جداگانه حقابه هامون و هيرمند
امام جمعه زهک با بيان اين که حقابه ايران از هيرمند بايد در ۲ بخش هيرمند و هامون پي گيري شود، مي گويد: حقابه هيرمند طبق تفاهم نامه که در سال 1325منعقد شده ، مشخص است وقرار شده ماهانه و درهرفصلي از سال ميزان مشخصي آب به ايران داده شود که افغانستان هيچ وقت کامل به آن عمل نکرده است. حقابه سالانه ايران از هيرمند حدود 819 ميليون متر مکعب است که معادل 24 متر مکعب در ثانيه است و بايد داده شود اما حقابه هامون جداست.

به گفته وي هامون يک تالاب بين المللي است و به هيچ وجه افغانستان حق ندارد جلوي ورود آب هيرمند به اين تالاب را بگيردو سد ايجاد کند در حالي که ارتفاع سد کجکي مدتي است که افزايش يافته است و ذخيره آب درون آن از يک ميليارد و 800 ميليون متر مکعب به ۲ ميليارد و 800 ميليون متر مکعب رسيده است و حتي بالاتر از آن نيز سد کمالخان را ايجاد کرده اند که اگر فاز دوم آن اجرايي شود ديگر آبي به سيستان نمي رسد، خودشان هم گفته اند که اين آب را به گود سد زره درمرز افغانستان و پاکستان هدايت مي کنيم که دراين صورت هيچ کدام از ۲ کشور افغانستان و پاکستان سودي نمي بينند.

دکتر احمد قرايي، رئيس پژوهشکده تالاب بين المللي هامون، با يادآوري شکل گيري کارگروه احياي تالاب هامون در استانداري سيستان و بلوچستان: بخشي از بالا آمدن آب هامون به بارندگي هاي اخير در افغانستان بر مي گردد و بخشي نيز به سفر اخير رئيس جمهور در ايام عيد به افغانستان، که پس از آن مقرر شد هيئتي از افغانستان به ايران بيايند و موضوع بررسي شود که مقداري نيز در افزايش آب هيرمند تاثير گذار بود.

به گفته وي افغان ها حقابه 820 ميليون متر مکعبي را براي ايران از هيرمند در نظر گرفته اند اما اين رقم را طرف ايراني به عنوان حقابه شرب مردم قبول دارد اما اگر قرار باشد براي تالاب تعريف شود با توجه به سطح تبخيري که معادل 4.7 متر در سال است، شايد به اندازه يک جرعه آب کوچک براي تالاب هم نشود. اگر قرار باشد تالاب به زيست خودش ادامه دهد سالانه به حدود 5 ميليون متر مکعب آب نياز دارد تا تقريبا با ميزان تبخير برابري کند.وي مي افزايد: اگر تبخير 4.7 متر مکعبي در سطح تالاب که تقريبا 172 کيلومتر مربع است ضرب شود حجم عظيمي آب مي شود که بايد جبران شود.

ديپلماسي فعال حقابه
به گفته کيخا سرپرست بخش تحقيقات خاک و آب مرکزتحقيقات کشاورزي و منابع طبيعي سيستان نيز ورود آب به ايران طي 15 سال گذشته سال به سال کاهش پيدا کرده است اما امسال به صورت کلي روند بهتري حاکم است، با اين حال رودخانه هيرمند يک رودخانه بين المللي مشترک است که ما و افغانستان هريک حقوقي داريم و ما بايد از طريق ديپلماسي فعال بخش آب حقوقمان را مطالبه کنيم.

وي با بيان اين که حقوق ايران بايد در دوبخش پي گيري شود، مي افزايد: يک بخش مربوط به حقابه بخش کشاورزي از هيرمند است و ديگري حقابه تالاب بين المللي هامون است که بين ايران و افغانستان مشترک است و طي اين سال ها آثار منفي نبود آب در تالاب و حرکت شن هاي روان علاوه بر آب منطقه سيستان ، خود افغانستان و پاکستان را تحت تاثير قرار داده است و درنتيجه هر ۳ کشور ايران ، افغانستان و پاکستان از پايداري آب در هامون منتفع مي شوند.

کيخا با اشاره به اين که براي تداوم گرفتن حقابه بخش کشاورزي و تالاب ضرورتا بايد ديپلماسي پيوسته و فعال آب را توسط دستگاه هاي مربوط دنبال کنيم، مي گويد:ما ضمن اين که حقوقمان را درمورد افزايش حقابه مطالبه مي کنيم؛ بايد برنامه داشته باشيم و بهبود مديريت وبهره وري آب را دنبال کنيم.

به گفته وي به دلايلي نظير کاهش توليد آب و ميزان بارندگي دربالادست، شيطنت هاي کشورهاي استعماري که در افغانستان مستقر هستند، سرمايه گذاري هاي خود کشور افغانستان در افزايش ذخيره سازي آب مثل افزايش ارتفاع تاج سد کجکي و برنامه ريزي هاي گسترش کشاورزي افقي، ناديده گرفتن مشترکات عميق فرهنگي و تاريخي وناديده گرفتن حقوق همسايگي که درسال هايي که افغانستان گرفتار بوده و هست همواره به عنوان ميزبان از آنان حمايت کرده ايم ؛ درهر صورت به همين دلايل ميزان انباشت پايه ورودي در طول اين سال ها محدود شده است و آب هاي ورودي مثل آب هاي اخير به صورت نامتناسب با نياز بخش کشاورزي به صورت مکاني و زماني وارد کشورمان مي شود که بايد براي استفاده درست و بهينه از آن برنامه ريزي مناسبي داشته باشيم.

منبع:روزنامه خراسان

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.19369s, 20q