هوش زيست محيطي و بحران درياچه اروميه

آيا براي احياي درياچه اروميه نمي توان كار موثري انجام داد؟

۱۳۹۳/۰۴/۲۱ - ۱۴:۴۶ - کد خبر: 115561
آيا براي احياي درياچه اروميه نمي توان كار موثري انجام داد؟

سلامت نیوز: در شرايطي كه ايران در شرايط وخيم كم آبي قرار گرفته و كارگروه هايي براي نجات درياچه تشكيل شده است، هجوم گسترده يي براي تصرف زمين هاي درياچه اروميه در حال انجام است. بخش هاي زيادي از زمين هاي درياچه كه خشك شده اند، اكنون توسط عد ه يي با نمك زدايي، آنها را به زمين هاي كشاورزي تبديل كرده اند.

علي عبدي پور،پژوهشگر در روزنامه اعتماد نوشت: در حالي كه درياچه سيوان در ارمنستان و درياچه وان در تركيه از نظر اقليمي شرايط مشابه درياچه اروميه را داشته اند، ولي چرا تنها درياچه اروميه خشك شده و در حال نابودي است؟ به راستي چرا چنين فاجعه يي در چنين ابعاد بزرگي در برابر ديدگان مان به وقوع پيوست؟

وسعت درياچه اروميه با بيش از پنج هزار كيلومتر مربع، سه درصد از كل مساحت خاك ايران است. كشوري كه از نظر وسعت هفدهمين كشور بزرگ جهان است. مساحت درياچه اروميه از مساحت 60 كشور، بزرگ تر و به اندازه نصف كشور لبنان و هشت برابر كشور سنگاپور است. اين درياچه زيبايي هاي منحصر به فردي داشت و محل زندگي انواع پرندگان مانند فلامينگو، پليكان، كاكايي، درنا و... بود. تنها آبزي درياچه اروميه، ميگوي آب شوري به نام «آرتميا اورميانا» بود كه محل زندگي اش بيشتر در مصب رودخانه ها و سواحل درياچه قرار داشت. ارزش زيست محيطي و اقتصادي اين آبزي، باعث شد در اواخر دهه 1370 عده يي به فكر تكثير و استحصال آن باشند ولي به دلايلي با شكست مواجه شدند و سرمايه گذاري هاي فراواني كه انجام داده بودند از بين رفت. دست اندازي به طبيعت بكر و منحصر به فرد درياچه، در دهه 1350 با ايده احداث يك ميان گذر مطرح شد. هدف از اين طرح، كاهش فاصله دو شهر تبريز و اروميه بود. با سقوط سلطنت پهلوي، در فضاي پر شور و هيجاني انقلاب، نشدن و نتوانستن هيچ جايي در ايران نداشت. در سال احداث ميانگذر بدون مطالعه و بهره گرفتن از دانش و روش هاي علمي، با ساده ترين ابزار و مصالح، با خاك ريزي درون درياچه آغاز شد.

كوه زنبيل كه در كنار درياچه قرارداشت شكافته و به درون درياچه ريخته شد. اگرچه خاكريزي درون درياچه باعث تقسيم شدن درياچه به دو قسمت شمالي و جنوبي شد مانع بزرگي براي گردش طبيعي و ناهمگون شدن ميزان شوري درياچه شده بود اما علت خشك شدن درياچه نبود. اما بزرگ ترين تغييرات در حوزه آبريز درياچه اروميه از اواخر دهه ؟آغاز شد. روي بسياري از رودخانه هايي كه آب درياچه را تامين مي كردند، سد هاي متعددي براي مصارف كشاورزي احداث شد. تا پايان سال ؟بيش از ؟سد به بهره برداري رسيد. مشكل اصلي سدها اين بود كه بدون در نظر گرفتن ظرفيت حوزه آبريز و بدون مطالعه دقيق و ارزيابي زيست محيطي ساخته شدند. بديهي است كه وقتي سدي ساخته مي شود به همراه خود، نياز به آب را هم افزايش داده و تقاضاي جديد ايجاد مي كند. هم اكنون زمين هاي كشاورزي نسبت به 20 سال گذشته، چندبرابر افزايش داشته است. اين در حالي بود كه حقابه درياچه اروميه رعايت نشد و آب مورد نياز درياچه، پشت سدها، محبوس ماند و به آبياري زمين هاي كشاورزي اختصاص يافت. با در نظر گرفتن هزينه احداث سدها كه بالغ بر هزاران ميليارد تومان بوده است، هزينه احداث جاده هاي دسترسي، زمين هاي به زيرآب رفته، تخريب خاك و اكوسيستم آبي رودخانه ها و از همه مهم تر، خشك شدن بزرگ ترين درياچه داخلي كشور و غرب آسيا، كه عاملي براي سلامتي و شادابي و درآمد بسيار بالايي از نظر گردشگري براي مردم منطقه داشت، آيا احداث سد ها و حفر چاه هاي عميق براي مصارف كشاورزي، اقتصادي بوده است؟ آيا تبعات زيانبار اجتماعي و زيست محيطي خشك شدن درياچه و از بين بردن تعادل اكولوژيكي منطقه قابل جبران است؟ اكنون بايد ده ها هزار ميليارد تومان صرف احياي درياچه كرد تا از خسارت هاي بي شماري كه ايجاد خواهد شد، جلوگيري كرد. اگرچه افزايش دماي كره زمين و بروز خشكسالي روي درياچه تاثير منفي داشته است ولي بايد در نظر داشت كه درياچه اروميه به خودي خود و در يك فرآيند طبيعي خشك نشده است. بلكه به خاطر فعاليت هاي انساني خشك شده است.

در بروز اين فاجعه زيست محيطي هم سازمان هاي دولتي مقصر بوده اند و هم مصرف كنندگان آب در حوزه درياچه. اكنون بايد سهم خود را از خسارت هايي كه به درياچه وارد كرده اند، پرداخت كنند. اگر به اعتراف وزير محترم نيرو در سدسازي افراط كرده ايم و اين موضوع باعث وارد آمدن خسارت به محيط زيست شده است، بلافاصله بايد آن را جبران كرد و اين كار ضروري و البته شدني است. در شرايطي كه ايران در شرايط وخيم كم آبي قرار گرفته و كارگروه هايي براي نجات درياچه تشكيل شده است، هجوم گسترده يي براي تصرف زمين هاي درياچه اروميه در حال انجام است. بخش هاي زيادي از زمين هاي درياچه كه خشك شده اند، اكنون توسط عد ه يي با نمك زدايي، آنها را به زمين هاي كشاورزي تبديل كرده اند. اين تبديل اراضي در مقياس وسيع به صورت سيستماتيك صورت مي گيرد. با نگاهي به وسعت اين تصرفات، بر نگراني ها مي افزايد. با برداشت خاك درياچه، ميكرو ارگانيسم هاي اين زمين ها كه طي فرايندي
چند هزار ساله تشكيل شده اند، از بين خواهد رفت و اگر در آينده هم به درياچه اروميه آب وارد شود، ديگر شرايط زيستي خود را نخواهد داشت و معلوم نيست چه عواقبي در انتظار درياچه خواهد بود. از سوي ديگر، تخم آرتميا در داخل اين نمك ها قرار گرفته و مي تواند حتي تا 50 سال زنده بماند و چنانچه شرايط محيطي مهيا شود، به زندگي ادامه خواهند داد. با استحصال نمك از زمين هاي درياچه، آرتميا، اين گونه ارزشمند و تنها آبزي درياچه براي هميشه نابود خواهد شد. آرتميا غذاي اصلي فلامينگو ها بوده است.

آيا براي احياي درياچه اروميه نمي توان كار موثري انجام داد؟
تا زماني كه به درياچه اروميه به شكل يك حوض نگريسته مي شود كه به هر شكلي مي توان آن را خالي يا، آن را پراز آب كرد، متاسفانه هيچ كاري نمي توان كرد. درياچه اروميه يك استخر بزرگ ياحوض دست ساز يا گودال نيست. درياچه اروميه هيچ شباهتي به هيچ يك ازدرياچه هاي مصنوعي ندارد. درياچه اروميه، مثلادرياچه چيتگر نيست هر چند براي هردو آنها از واژه درياچه استفاده كنيم. اكنون تاثيرات ناگوار زيست محيطي درياچه چيتگر به واسطه گندآب ايجاد شده و بوي متعفن آن، در حال خودنمايي است. روش هاي نادرست و غير علمي در احداث سدها و حفر چاه ها و ساير روش هاي ديگر ثابت كرده كه هرگز نبايد با طبيعت مبارزه كرد، براي يك توسعه پايدار بايد طبيعت تعامل كرد. احياي درياچه نيز تابع همين قانون است. پيش از هر اقدامي بايد درياچه، به عنوان يك موجود زنده و ارزشمند، كه شرايط زيستي منحصر به فردي دارد، نگريسته ودرك شود. احياي درياچه اروميه فرايند محال و پيچيده يي نيست. دلايل واقدامات غلطي كه باعث خشك شدن درياچه شده اند، بايد آنها را تا حد امكان، بازيابي كرد. اگرچه باز گرداندن شرايط قبلي درياچه حداقل در كوتاه مدت امكان پذير نيست ولي مي توان به مرور درياچه را از مرگ حتمي نجات داد. درياچه اروميه مانند هر موجود زنده اي، چنانچه شرايط احياي آن درست انجام شود، امكان ادامه حيات خواهد داشت. از همان مسيري كه تخريب انجام شده بايد روند احيا را آغاز كرد. رعايت حق آب درياچه توسط سدها، جلوگيري از حفر چاه هاي عميق، مسدود كردن چا هاي غير قانوني، اصلاح سيستم آبياري، آموزش به كشاورزان نسبت به شرايط پيش آمده و از همه مهم تر پرهيز از هر گونه دستكاري در بستر درياچه به بهانه احياي آن، از اقدامات ضروري و فوري است. يكي از روش هاي موثرديگر، احياي تالاب هاي كوچك اطراف درياچه اروميه است. اين تالاب ها كه به صورت تالاب هاي اقماري در اطراف درياچه وجود دارند، در صورت احيا شدن مي توانند به احياي درياچه سرعت بخشند. براي احياي تالاب ها بايد از مردم محلي و بومي كه زندگي آنها به حيات درياچه وابسته است كمك گرفت و آنها را در اين فرآيند آموزش و مشاركت داد. موفقيت هايي كه جامعه محلي در احياي تعدادي از تالاب هاي خشكيده يي كه در اطراف درياچه اروميه به دست آورده اند، اميد زيادي براي احياي ساير تالاب ها و در نهايت احياي درياچه اروميه به وجود آورده است. با همكاري جامعه محلي، تالاب سيرانگلي و تالاب حسنلو در نقده، كه در جنوب درياچه اروميه واقع شده اند، زندگي دوباره به اين تالاب ها بازگشته و اكنون زيستگاه مناسبي براي انواع پرندگان شده اند. استفاده از تجربه و دانش بومي، مي تواند هزينه هاي احياي درياچه را كاهش دهد و با توسعه و گسترش اين روش ها، به كمك ساير تالاب هاي خشكيده ديگر شتافت. زمان كمي براي نجات جان درياچه اروميه باقي مانده است و هر گونه اقدام نامناسب يا كوتاهي در روند احياي درياچه، خسارتي جبران ناپذير بر جاي خواهد گذاشت.



نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.10813s, 20q