علیرضا حقیقی در کنار کودکان کار

۱۳۹۳/۰۴/۲۲ - ۱۲:۵۱ - کد خبر: 115612
علیرضا حقیقی در کنار کودکان کار

سلامت نیوز :صبح ساعت 11 روز جمعه 20 تیرماه است. امروز علیرضا حقیقی دروازه بان تیم ملی قرار است مهمان خانه رضا باشد. «رضا 1» همان پسر عزیزی که چند روز پیش در برنامه ماه عسل گفت دلم میخواهد یکبار علیرضا حقیقی را ببینم.

به سمت خانه رضا حرکت میکنیم از تعداد زیادی انسان معتادعبور میکنیم، دسته جمعی نشسته اند و... دلم میخواد چشم های زهرا 6 ساله و رضا 7 ساله همراهم ببندم که نبینند ولی چشم های خودم را میبندم دروغ چرا جرات عکاسی ندارم ... فقط با ترس از کنارشان رد میشویم زهرا میگوید شیره ای ها اینجان خاله!و رضا کمی جلوتر از من و زهرا راه میرود چون مرد است و مراقب ما.میرسیم به خانه مورد نظر... مهمان ها نشسته اند از بچه محل های رضا هم چند تایی هستن مادر وخواهرها و مادر بزرگش هم.

رضا عزیز ما کمی بهت زده است شاید باور نمیکند بهرحال همه گرم صحبت میشوند و از هر دری... از رضا و استعداد هایش و کار و مدرسه نرفتنش از تعداد اعضای خانواده، از پدر معتاد رضا که در طبقه پایین است ، از موش های محله از جوی های کثیف و... چقدر همه حرف دارند، رضا ، مادرش ، خواهرش، مادر بزرگش ، دوستانش همه دل پری دارند.

علیرضا گوش می دهد و دومرد همراهش هم... من هم و بچه های کوچک هم خوب گوش میکنیم.یکی از پسران محل برای عوض شدن حال و هوای جمع مارا مهمان یک آواز میکند همه میگویند استعداد آوازدارد.مهمان ها از خواهر رضا میپرسند ، مادرش می گوید یک خواستگار دارد که معتاد بوده ولی ترک کرده میخواهیم شوهرش بدهیم که از این محل برود راحت شود دختر سنی ندارد شاید 14 سال...

علیرضا حقیقی به مرد همراهش میگوید پیگیری کند از رضا تست فوتبال بگیرند ، شماره حساب بگیرد و... لباس نارنجی رنگ خودش که اسمش هم روی آن نوشته شده به رضا هدیه می دهد رضا می پوشد لباس برایش بزرگ است ولی خوش رنگ است.

دروازه بان کمی پسرها را نصیحت میکند میگوید با معتادان محل دمخور نشوید سمت مواد و الکل نروید... زهره شریفی از مسئولین خانه ایرانی لب خط شوش، میگوید شیشه های کوچک مشروب در محل فروخته میشود برای بچه ها...زهره از یاسین، نوزادی که معتاد بود، از عرشیا، نوزادی که در اثر دود کشته شد، از هستی، نوزادی که قرار است به مواد فروشان فروخته شود، می گوید... از مواد فروش محل که شناس همه هم است!

مادر رضا میگوید باید این معتادهارواز جمله شوهرم جمع کنند وببرند کمپ و بعدش کارگاه توانمند سازی وخانواده هایشان را تحت حمایت بگیرند !یکی از پسرها میگوید ما برای اینکه آلوده نشویم برای تفریح وبازی به محل های دیگر میرویم ...

کم کم ساعت به 12 نزدیک می شود... از پسرها میخواهم که بیایند و با دروازه بان عکس دست جمعی بگیرند واز پله های خانه رضا راهی کوچه میشویم مهمان ها سوار ماشین میشوند در دلم امیدوارم دیده هایشان را فراموش نکنند ماهم خداحافظی میکنیم چون باید زودتر به خانه ایرانی لب خط در خیابان شوش برویم چون کلاس های بچه های کار که شاگردان این خانه هستند، ساعت 12 شروع می شود.

علیرضا حقیقی در کنار کودکان کار

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
1.0738s, 18q