کم توان ها و ناتوان ها در انتظار تأمين حقوق شهروندي

۱۳۹۳/۰۴/۲۵ - ۱۱:۰۲ - کد خبر: 115823
کم توان ها و ناتوان ها در انتظار تأمين حقوق شهروندي

سلامت نیوز:

کالسکه بچه را به زحمت به عرض خيابان مي آورد تا امتداد راه را در خيابان بپيمايد. هرازگاهي مانعي بر سر راه مي بيند هراس خيابان را بر موانع پياده رو ترجيح مي دهد. کمي آن طرف تر، معلولي که برروي ويلچر نشسته است به دنبال گذرگاهي مي گردد به داخل پياده رو، اما هرچه پيش مي رود پلي برروي جوي هاي آب پيدا نمي کند... پيرزن واکرش را به زحمت کج و راست مي کند تا شايد از لابه لاي ميله ها عبور کند، اما به نتيجه اي نمي رسد.

کمي آن طرف تر جواني را صدا مي زند. ما هر روز در کوچه و خيابان هاي شهر با افراد معلول، کم توان و ناتواني برخورد مي کنيم که در گذر از پياده روها، عبور از خيابان ها و براي سوار شدن به اتوبوس ها و... مشکل دارند و اين نوع مشکلات در کشورهاي جهان سوم و توسعه نيافته به صورت يک معضل خود را نشان مي دهد و در کشورهاي جهان سوم، گره کور ناتواني مسئولان در ارائه خدمات به خصوص در حوزه شهروندي سبب شده است که بسياري از افراد، به خصوص افرادي که دچار کم تواني يا معلوليتي هستند، نتوانند به اهداف خود رسيده و حقوق مکفي شهروندي داشته باشند.

اين توانايي نداشتن يا سهل انگاري مسئولان تنها باعث از بين رفتن حقوق شهروندي افراد نمي شود بلکه در بسياري از مواقع برنقش ها و تعاملات اجتماعي آن ها نيز تاثير مي گذارد.

بر اساس آمار سازمان بهداشت جهاني (WHO)، هم اکنون حداقل 600 ميليون فرد معلول در جهان به علل مختلف جسمي، رواني و اجتماعي دچار ناتواني و معلوليت هستند که 80 درصد اين افراد در کشور هاي جهان سوم زندگي مي کنند و يک سوم آنها را کودکان تشکيل مي دهند. اگر تا چند سال پيش معلولان ۱۰ درصد جمعيت کشورها را شامل مي شدند هم اکنون اين ميزان به ۱۵ درصد افزايش يافته است.

در ايران، مسئله معلوليت و مشکلات آن از جمله حوزه هايي است که مورد اختلاف نظر بسياري از گروه ها است ضمن اينکه، آمار دقيقي از تعداد معلولان در کشور در دسترس نيست. در همين رابطه، سازمان بهداشت جهاني تخمين زده است تا پايان سال 2020، که جمعيت ايران به 94 ميليون نفر مي رسد و آمار معلولان در ايران به حدود 5/7 ميليون نفر افزايش مي يابد.

مناسب سازي فضاها
با توجه به آمار ذکر شده و افزايش جمعيت سالمندان و کم توانان و ناتوانان در جامعه به نظر مي رسد در راستاي حضور حداکثري اين گروه از افراد جامعه بسترهاي مناسب فراهم نشده است. حميد حسيني، مديرعامل انجمن حاميان شهر بدون مانع در کشور در ارتباط با مناسب سازي نشدن فضاهاي شهري براساس تحقيق و بررسي ميداني که اخيرا انجام داده است، به ما مي گويد: براساس بررسي هايي که در خصوص مناسب سازي 70 بانک در سطح شهر مشهد انجام شد به اين نتيجه رسيديم که 95 درصد از رمپ اين بانک ها مناسب سازي نشده بود و شيب مناسبي نداشت. وي مي افزايد: در بررسي انجام شده مشخص شد 45 درصد اين بانک ها ورودي مناسب براي تردد معلولان ندارد. حسيني خاطر نشان مي کند: در اين ميان اقدام مناسبي هم انجام شده بود و 76 درصد از بانک ها پيش خوان هاي مناسب سازي شده داشت که با توجه به نامناسب بودن رمپ ها عملاً اين مناسب سازي کارايي براي معلولان ندارد. به عبارت ديگر وقتي معلولي نتواند وارد بانک شود اين 76 درصد به کار او نمي آيد! البته اين مشکل در خصوص بسياري از ساختمان هاي اداري و عمومي شهر هم صدق مي کند.

در ادامه ميرسجاد موسوي، رئيس هيئت مديره انجمن حاميان شهر بدون مانع در کشور به ما مي گويد: مسئولان به جاي اين که موانع را رفع کنند و شرايط را براي افراد معلول، کم توان و ناتوان فراهم نمايند، صورت مسئله را پاک کرده اند. راه صحيح اين نيست بلکه راه درست اين است که شرايط نرم افزاري و سخت افزاري را فراهم کنند تا همه بتوانند به صورت يکسان از خدمات بهره ببرند.

وي مي افزايد: سوال من اين است که آيا شهر ما، واقعاً شهري که به حقوق همه شهروندان در آن توجه مي شود است! ما انجمن حاميان شهر بدون مانع هستيم. شهر ما به لحاظ ساختاري جالب و مناسب نيست. بايد استانداردهاي مورد نياز معلولان بررسي شود تا ما زندگي خوب و مناسبي داشته باشيم!

گلايه از وضعيت مناسب سازي خيابان ها تنها مربوط به افراد معلول يا نابينا نيست. خانم سالمندي که با واکر از پياده رو در حال عبور است به ما مي گويد: پياده روهاي قديم اگر چاله و چوله داشت بهتر بود چون از اين ميله هاي آهني وسط آن يافت نمي شد! وي که به سختي مي تواند واکرش را از لابه لاي ميله ها عبور دهد مي گويد: اين مشکل فقط براي من نيست. مادراني هم که کالسکه بچه حمل مي کنند مشکل دارند! به نظرم کساني که اين خيابان ها را ساخته اند اصلا شرايط افراد کم توان و نا توان را درک نکرده اند! جانبازي که در پارک با ويلچر در حال عبور است نيز به ما مي گويد: شرايط بسياري از شهرهاي ما مناسب براي تردد معلولان و جانبازان نيست. آيا اين درست است که به دليل مناسب سازي نشدن معابر، جانبازان خانه نشين شوند!

تجربيات جهاني و نگاه ما
در سرتاسر تورنتو، حتي يک پل عابر پياده ديده نمي شود. به جاي آن از چهارراه و چراغ قرمز استفاده مي شود. همان طور که مي دانيد پل هوايي عابر پياده براي اکثر معلولان، ويلچرنشينان و کساني که مشکلات تعادلي و ترس از ارتفاع و .. دارند غيرعملي است. اما چون آنها هم حق عبور از خيابان را دارند، به جاي پل از چراغ قرمز و خط کشي عابر استفاده شده است. همچنين دو طرف خيابان، کوچه، اتوبان، آزاد راه، بزرگراه، جاده و... دو رديف پياده رو به عرض يک متر وجود دارد که در تمام تورنتو از يک جنس است. پستي و بلندي ندارد به نحوي که فرد با ويلچر يا کالسکه و... مي تواند بدون هيچ زحمتي تمام شهر را به صورت مستقل طي کند.

در اين شهر تمام ورودي ها و خروجي هاي عمومي، داراي رمپ هاي استاندارد به همراه دستگيره سرتاسري است. يعني در حقيقت هر جا پله مي بينيد، حتما رمپ يا سطح شيبدار يا آسانسور هم خواهيد ديد و در تمام چراغ قرمز ها، سبز شدن و قرمز شدن چراغ توسط يک سوت منقطع، به افراد نابينا و سگ هاي آموزش ديده شان اطلاع داده مي شود.

جالب تر اين که تمام اتوبوس ها خدمات ويژه اي را براي معلولان ويلچر نشين تعبيه کرده اند. تا زماني که فرد ويلچر نشين سوار نشود، هيچ فردي جلوتر از او سوار نمي شود. در صورتي که سرنشين هاي قبلي روي صندلي هاي ويژه معلولان نشسته باشند توسط راننده به صندلي هاي ديگري هدايت مي شوند و سپس اين صندلي ها را تا مي کنند تا فضايي وسيع داخل اتوبوس ايجاد شود تا فرد بتواند با ويلچر داخل اتوبوس بيايد. همچنين اتوبوس ارتفاعش را پايين مي آورد تا پله اول اتوبوس از لبه جدول ارتفاعي نداشته باشد. يک سطح شيبدار اتوماتيک از لبه پله به روي لبه پياده رو قرار مي گيرد. وقتي فرد با ويلچر به داخل آمد و در فضاي همان صندلي هاي تا شده خود را جا داد، راننده او را با سه دست کمربند ايمني مخصوص همين کار، فيکس و تثبيت مي کند و هر کدام را ۳ بار چک مي کند و از فرد ويلچرنشين تاييد مي گيرد. در تمام اين پروسه که شايد ۵ دقيقه طول بکشد، هيچ سرنشيني در داخل و يا هيچ کدام از افرادي که همچنان در داخل صف و بيرون اتوبوس در انتظار ورود هستند کج خلقي و غرغر نمي کنند و رفتار و حالات چهره راننده اتوبوس هم، اگر خوشرو نباشد، بسيار معمولي و بدون اندکي غرغر و ناراحتي است. نکته اين است که ممکن است اين معلول بخواهد يک ايستگاه جلوتر پياده شود و مجددا تمام اين کارها انجام مي شود باز هم بدون شکايت و...

حال اين سوال مطرح است که در کشور ايران چه کاري در حمايت از کم توان ها و نا توان ها صورت گرفته است.اميرحسين قاضي زاده، عضو کميسيون بهداشت و درمان مجلس شوراي اسلامي در ارتباط با مناسب سازي نشدن فضاهاي اجتماعي و شهري براي حضور افراد کم توان مي گويد: ما محيط اجتماع و شهر را با وجود اين که قانون گذاري کرده ايم براي حضور معلولان فراهم نکرده ايم. يا توجه کافي نداشته ايم و يا منابع کافي نداشته ايم که نتوانسته ايم اشتغال مناسب يا کار اقتصادي مناسب براي آن ها فراهم کنيم و چون زمينه توانمندي اقتصادي فراهم نشده حضور اجتماعي هم محدود شده است.وي در ارتباط با اجرا نشدن قوانين مربوط به جامعه معلولان مي افزايد: مجلس هفتم قانون حمايت از معلولان را تصويب کرده و دولت بايد اجرا کند ولي متاسفانه به بهانه منابع مالي بسياري از قوانين حتي قوانين حمايت از جامعه ايثارگران هم اجرا نمي شود! البته يک بخش هم اراده است که بايد در اجرا وجود داشته باشد.

در ارتباط با حمايت هاي دولتي نصرا... پژمان فر، عضو کميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي نيز به ما مي گويد: سهم و نقش دولت را در حمايت از جامعه معلولان و کم توان ها بسيار ضعيف مي بينيم. ما قانون و تکليف قانوني داريم که در استخدام ها بايد از جامعه معلولان استفاده شود اما متاسفانه با وجود تکليف قانوني مي بينيم که در فرم هاي پذيرش از سلامت جسماني سوال مي شود و اگر فردي آن را علامت نزده باشد به کلي در ليست پذيرش قرار نمي گيرد. وي مي افزايد: پذيرش هايي که در آموزش و پرورش، آموزش عالي، اداره ها و... انجام مي شود يک نوع فرار از واقعيت است که ما با جديت در موارد خاص برخورد و پيگيري کرده ايم.پژمان فر خاطر نشان مي کند: بيشتر از مردم، مسئولان جامعه معلولان را قبول نکرده و نپذيرفته اند. چه ايرادي دارد که استاد دانشگاه ما با ويلچر برود سر کلاس! چه ايرادي دارد استاد توانمند با عصاي سفيد وارد کلاس شود! قبول ندارم که در ايجاد فرصت براي معلولان ترحمي نگاه کنيم. مي گويم براساس توانمندي باشد و نگوييم به دليل معلوليت استادي اجازه حضور در کلاس را ندارد!عضو کميسيون فرهنگي مجلس در خصوص ايجاد باور در ميان مسئولان مي افزايد: پيشنهاد مي کنم به مديراني که احساس مي کنند معلولان توانايي ندارند، توانايي ها نشان داده شود و در منصب هاي بالاي وزارتي از اين گروه افراد انتخاب شوند و حضور فعالي در تمام عرصه ها داشته باشند.

بهداشت و درمان در انتظار قانون حمايت جامع
تمامي کانادايي ها، چه افراد مقيم و چه کساني که به هر نوعي اجازه اقامت دارند، از يک بيمه فوق العاده بهره مند هستند به نام بيمه OHIP. بيمه اوهيپ، تقريبا تمام هزينه هاي آزمايشگاهي، ارزيابي، درماني، تجهيزات درماني و... را براي مراجع به طور صد در صد پوشش مي دهد. در کنار اين مورد، براي معلولان بيمه ديگري نيز صادر مي شود به نام ODSP که اين بيمه آن چنان جامع و کامل است که باورش سخت است! از حمايت مالي و کاريابي گرفته تا کمک به فرد در جا افتادن در کاري که انتخاب کرده است. حتي تقبل تمامي هزينه هاي درماني، توانبخشي، خريد تجهيزات، ويلچر، عصا، عينک، سمعک و رعايت مسائل ارگونوميک در محيط منزل، محيط کار و ... همچنين در سطح دانشگاهي نيز افراد ناتوان، همراه ديگر دانشجويان تحصيل مي کنند و به منظور رفاه حال آنها، در ميان مشاغل دانشجويي در فضاي دانشگاه، شغل هايي پيش بيني شده است که هدف از آن ها، کمک رساندن دانشجويان عادي به دانشجويان ناتوان است.

يحيي سخنگويي، معاون امور توانبخشي سازمان بهزيستي کشور در ارتباط با بهبود وضعيت زندگي افراد کم توان به ما مي گويد: وضعيت امروزي کم توانان و معلولان جامعه نسبت به گذشته بهتر شده است. ما به دنبال توانمندسازي معلولان بوده ايم که يکي از اين روش هاي توانمندسازي يا در مسير توانمندسازي در اختيار قرار دادن تجهيزات و وسايل کمک توانبخشي مانند سمعک، عصا، ويلچر، تشک مواج و... بوده است. در حال حاضر 15 درصد از افراد جامعه معلول هستند که رقم کمي نيست و بايد به آن ها رسيدگي شود نه از سر لطف بلکه از سر وظيفه.

وي در ارتباط با بودجه اختصاص يافته به اين حوزه مي افزايد: بودجه اختصاص يافته دو سال پيش 8 و نيم ميليارد تومان بود، که سال گذشته به 17 ميليارد تومان افزايش يافت و امسال 35 ميليارد تومان براي اين تجهيزات اختصاص داده شد.

وي مي افزايد: سال گذشته باتوجه به معلوليتي که افراد داشتند حق پرستاري معلولان ضايعه نخاعي در کشور 105 هزارتومان به صورت ماهانه براي 9 هزار نفر بود که امسال به 120 هزارتومان براي 12 هزار و 500 نفر موجود در بانک اطلاعاتي در نظر گرفته شد.سخنگويي در ارتباط با مکفي بودن اين مبلغ مي گويد: اين مبلغ تنها يکي از کمک هاي ما به افراد ضايعه نخاعي است و ويلچر و لوازم بهداشتي هم در اختيار اين افراد قرار مي گيرد.اين ادعاي معاون امور توانبخشي سازمان بهزيستي کشور در حالي است که در راستاي سياست هاي ياري رسان به افراد ناتوان، دولت ايتاليا، چند دهه پيش، براي کمک به تأمين هزينه هاي مربوط به اياب و ذهاب افراد ناتوان، 19 درصداز هزينه خريد هاي انجام شده، توسط والدين اين افراد را، به آنان مي بخشيد و 36 درصد تخفيف، از کل خريدهايي که يک خانواده براي خريداري وسايل خودکار درون خانه، براي فرد ناتوان انجام مي دهند، مانند ماشين هاي مخصوصي که فرد معلول را از پله هاي ساختمان بالا مي برند و به طور کلي، امکانات جا به جا شدن وي را تأمين مي کند. البته ميزان حقوق دريافتي افراد ناتوان در اين کشورها را به حتم نمي توان با مبالغ دريافتي با افراد توانمند در کشور مقايسه کرد!

اين مقام مسئول در سازمان بهزيستي کشور در ارتباط با بودجه هاي تخصيص يافته خاطر نشان مي کند: نيمي از کل بودجه اي که در اختيار ماست براي مراکز هزينه مي شود که 90 هزار نفر در آن ها تحت پوشش قرار دارند. اگر کل بودجه را براي يک و نيم معلول در نظر بگيريم ما بايد الباقي بودجه را براي يک ميليون و چهار صد نفر در نظر بگيريم.

سخنگويي در ارتباط با اين سوال که چرا سطح بودجه بهزيستي افزايش نمي يابد، مي گويد: راهکار تمام مشکلات، قانون جامع است. در قانون جامع تمام اين موارد ديده شده و در کميسيون اجتماعي رياست جمهوري هم جلسات آن برگزار شده است و به اميد خدا در چند روز آينده توسط هيئت دولت تصويب شده و براي مجلس شوراي اسلامي ارسال مي شود.

وي در توضيح بيشتر قانون جامع مي افزايد: در اين قانون تمام مباحث و مشکلات ديده شده است. با اجراي اين قانون دولت و تمام نهادها مکلف مي شوند، دانشجوي ما را بپذيرند و پول آن را از دولت بگيرند. در آن شرايط ديگر هزينه اي به ما تحميل نمي شود که به بودجه نياز داشته باشيم. علاوه براين در اين قانون تمام افراد معلول بيمه مي شوند و دولت، وزارتخانه ها و ارگان هاي مختلف هستند که بايد نيازهاي آن ها را تامين کنند. در شرايط تصويب و اجراي اين قانون بار بزرگي از دوش ما برداشته خواهد شد. قدرت ما افزايش پيدا خواهد کرد و سرپيچي از آن يک جرم به حساب مي آيد. با تصويب اين قانون بسترهاي آموزشي و بهداشتي ما خيلي بهتر خواهد شد. قانون جامع براي همين است تا اجبار ايجاد کند که همه دانشگاه ها، پارک ها، ورزشگاه ها، مساجد و ... مناسب سازي شوند. چشم هايم را مي بندم و براي چند دقيقه مي خواهم بدون چشم باز مانند يک نابينا در طول پياده رو قدم بزنم. هنوز قدم دوم را برنداشته ام که پايم در چاله اي فرو مي رود! با چشم هاي باز و پاهايي سالم در طول يک خيابان به دنبال پل عبور از روي جوي مي گردم اما انگار قرار نيست در طول اين خيابان کسي از پياده رو به داخل خيابان بيايد! اين درحالي است که خيابان به تازگي بهسازي شده است! با خودم مي گويم کاش يک روز مسئولاني که فقط عناوين شغلي را بردوش مي کشند با چشم بسته يا با ويلچر از اين خيابان ها عبور کنند تا شايد متوجه شوند که جامعه کم توانان، ناتوانان و معلولان از آن ها چه مي خواهند...

منبع:روزنامه خراسان

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
1.95283s, 19q