انکولوژيست ها، عفوني ها يا پزشکان عمومي

درمان بيماران HIV مثبت به عهده کيست؟

۱۳۹۳/۰۴/۳۰ - ۱۱:۰۳ - کد خبر: 116027
درمان بيماران HIV مثبت به عهده کيست؟

سلامت نیوز: صاحب‌نظران همواره اين پرسش را که چه کساني واجد بهترين شرايط درمان بيماران HIV مثبت هستند به بحث گذاشته‌اند يا سوال را اينطور مطرح کنيم چه کساني بايد مراحل اوليه درمان را انجام دهند؟ پاسخ به اتفاق‌نظر، اين است: کساني که در درمان بيماران HIVداراي تجربه و علاقه هستند، صرف‌نظر از تخصصشان مناسب‌ترين افرادند.

وبلاگ JWATCH وابسته به مجله پزشکي نيوانگلند، مقاله زير را منتشر كرده و به‌دنبال آن موضوع درمان بيماران مبتلا به HIV به‌وسيله متخصصان بيماري‌هاي عفوني را به رأي، گذاشته است:

«درمان بيماران HIV مثبت به عهده کيست؟»

به هر جهت اگر به پاسخي هم نرسيم باز هم بررسي موضوع، قابل‌تامل است.

از اول ماجرا شروع کنيم:

در روزهاي شيوع HIV تعداد زيادي از متخصصان بيماري‌هاي عفوني تمايلي به مداخله در درمان بيماران مبتلا به آن نداشتند. اکثر مبتلايان، جوان و فاقد حسن شهرت بودند. بيماري به‌سرعت قرباني را از پاي درميآورد و بار سنگين مسئوليت را به دوش پزشک معالج، مي‌گذاشت. براي آنکه مشکلي را که، ابعاد تازهاي مييافت به سامان برسد، پزشکان ديگر تخصص‌ها و پزشکان عمومي، درگير مداواي مبتلايان شدند و حاصل، ملغمه‌اي شد به نام «متخصصان HIV». که اين گروه، امروزه متشکل از متخصصان عفوني، داخلي، پزشکان خانواده، دستياران پزشک و... است.

صاحب‌نظران همواره اين پرسش را که چه کساني واجد بهترين شرايط درمان بيماران HIV مثبت هستند به بحث گذاشته‌اند يا سوال را اينطور مطرح کنيم چه کساني بايد مراحل اوليه درمان را انجام دهند؟ پاسخ به اتفاق‌نظر، اين است: کساني که در درمان بيماران HIVداراي تجربه و علاقه هستند، صرف‌نظر از تخصصشان مناسب‌ترين افرادند.

در سال 1987 من اولين بيمار مبتلا به HIV را معاينه کردم از آن زمان تاکنون سوال به همين شکل مطرح ولي محتواي آن، دگرگون شده است. اين مدت زمان را مي‌توان به 4 دوره زماني، تقسيم کرد:

1) 1987-1995 دوره پيشگيري، تشخيص و مديريت عفونت‌هاي فرصت‌طلب. درمان‌هاي تسکيني آسايشي. مثل خاموش کردن آتش به‌صورت پراکنده يا چيدن دوباره صندلي‌ها روي عرشه تايتانيک در حالي که با انگشت جلوي نشت آب را گرفته‌ايم، يک تراژدي بزرگ.

2) 1996-2000 از راه رسيدن درمان چندگانه و با نسل اول داروهاي پيچيده و سمي تا 27 قرص در روز به نظر شما روزي چند ليتر آب براي جلوگيري از تشکيل سنگ‌هاي کليوي بايد نوشيده مي‌شد؟ اثرات سوء‌مصرف روزانه ايموديوم يا لوموتيل چه بود؟ آيا هيچ يک از بيماران مي‌توانستند يک دوز کامل، دي‌آدنوزين را بجوند؟

3) 2001-2005 رشد آگاهي در مورد اثرات سمي برخي درمان‌ها در درازمدت، مطرح شدن بحث «زمان مناسب براي شروع درمان»، وقفه دادن در درمان به علل گوناگون، آزمون‌هاي مقاومت در برابر درمان براي بيماراني که مدت زمان درازي با داروهاي غيرفعال، مداوا مي‌کرده‌اند. رژيم‌هاي درماني افراطي، مثلا: 2 برابر کردن دوز داروها وMega- HRRT.

4) 2006 تا کنون درمان تعداد بيشتر بيماران با روش‌هاي سرکوبگر، تمرکز بر پيشگيري و غربالگري با هدف قراردادن بيماري‌هاي ثانويه غيرمسري مانند سرطان، بيماري‌هاي قلبي، بيماري‌هاي استخواني و... در مورد خود HIV در نظر گرفتن رژيم‌هاي درماني ساده‌تر و درمان کامل بيماري، تاکنون ممکن نبوده است. طي دوره‌هاي اول تا سوم و اوايل دوره چهارم، غالب متخصصان بيماري‌هاي عفوني علاقه‌مند به HIV به گونه‌اي آرماني براي انجام مراقبت‌هاي اوليه مناسب بودند. ما به کليت موضوع علاقمند بوديم، و هر يک گام به جلو ارزشمند مي‌توان گفت: هيجان‌انگيز بود به‌علاوه نمايانگر آن بود که تجربه بيشتر شما منتهي به نتيجه بهتر در مداواي بيمارتان، است. با گذشت زمان پزشکان عمومي تدريجا از درمان مبتلايان به HIV فاصله گرفتند. رژه بي‌پايان عوامل جديد، کدها و پيچيدگي‌هاي گيج‌کننده مقاومت به درمان، آغاز شده بود و در کنار آن فهرست چندين کيلومتري تداخلات دارويي به نحو ترسناکي قد علم کرد. روزي يک متخصص داخلي صاحب‌نظر مي‌گفت که همانقدر که در تحليل EEG کار کرده با گزارش‌هاي مقاومت درمان HIV هم کار کرده است، البته از هيچکدام درست سر درنياورده است.

وضعيت امروز چگونه است؟ درمان که زماني تحت‌تاثير مديريت بحران انجام مي‌شد، امروز وارد وضعيتي نسبتا آرام شده است و غالب بيماران تحت‌مداوا در مرحله سرکوب ويروس هستند اگر 80درصد بيماران در وضعيت ثبات باشند سوال مجادله برانگيز اوليه ما موضوعيت مي‌يابد. «آيا بايد متخصصان بيماري‌هاي عفوني عهده‌دار درمان اين بيماران باشند؟» آيا مناسب‌تر نيست انکولوژيست‌ها، عهده‌دار درمان سرطان‌هاي ثانويه شوند و درمان بلند مدت بيماران با وضعيت تثبيت شده، زيرنظر پزشکان عمومي باشد؟ آيا پزشکان عمومي در پيشگيري و غربالگري در مورد بيماران غيرعفوني واجد شرايط بهتري نسبت به متخصصان عفوني نيستند؟ متخصصاني که طي آموزش تخصص ظرايف طب عمومي را از خاطر برده‌اند!

حال از منظر مقابل به موضوع نگاه کنيم. آيا اين مسئوليت پزشکان امراض عفوني نيست که بيمارانHIV را مداوا کنند؟ چون بصيرتي در اين زمينه به‌دست آورده‌ايم به آساني حاصل نشده است و زماني که درگير بحث تداخل داروهاي مختلف هستيم بيماران نمي‌فهمند چرا از مداواي آنها دست شسته‌ايم.

منبع:هفته نامه سپید

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.47147s, 19q