كشف اسكلت راز قتل مادر و پسر را فاش كرد

۱۳۹۳/۰۶/۱۰ - ۱۵:۵۴ - کد خبر: 119269

سلامت نیوز: به دنبال تماس مرد ميانسال اكيپي از ماموران جنايي وارد عمل شدند و با حضور در محل به جست وجو پرداختند. اما با وجود اظهارات مالك باغ كه حسن نام داشت تنها اسكلت يك كودك كشف شد. ماموران در رابطه با ادعاي او درخصوص كشف دو جسد مشكوك شده و از حسن تحقيق كردند و مرد ميانسال گفت جسد ديگر يك متر زير اسكلت جسد اول كه ظاهرا متعلق به كودكي بود، قرار دارد.

نگاهي به اطراف انداخت، كسي آن اطراف نبود، سكوت تمام باغ را فرا گرفته بود و به جز صداي بيل صداي ديگري به گوش نمي رسيد. بعد از لحظاتي بيل را به كناري انداخت و به طرف جسد زن جوان و پسرش رفت و آنها را داخل گودال انداخت و رويشان را با خاك پوشاند. در تمام اين مدت حواسش به اطراف بود تا كسي او را نبيند و راز اين جنايات فاش نشود. بعد از اتمام كارش به طرف ساختمان باغ حركت كرد، حسن تصور مي كرد با دفن مادر و فرزند راز جنايات آنها را براي هميشه فراموش خواهد كرد اما عذاب وجدان لحظه يي او را رها نكرد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه روزنامه اعتماد، بيستم مرداد ماه امسال مرد ميانسالي با پليس تماس گرفت و گفت: باغي در شهرستان دولت آباد و برخوار استان اصفهان دارم، امروز در حال قدم زدن داخل باغم بودم كه متوجه شدم چيزي از خاك بيرون زده است. كمي كه دقت كردم ديدم استخوان انسان است. خاك را كنار زدم و جسد دو نفر را زير خاك ها ديدم. نمي دانم اين استخوان ها متعلق به كيست و چه كسي آنها را در اينجا دفن كرده است.

اجسادي زير خاك
به دنبال تماس مرد ميانسال اكيپي از ماموران جنايي وارد عمل شدند و با حضور در محل به جست وجو پرداختند. اما با وجود اظهارات مالك باغ كه حسن نام داشت تنها اسكلت يك كودك كشف شد. ماموران در رابطه با ادعاي او درخصوص كشف دو جسد مشكوك شده و از حسن تحقيق كردند و مرد ميانسال گفت جسد ديگر يك متر زير اسكلت جسد اول كه ظاهرا متعلق به كودكي بود، قرار دارد. به اين ترتيب ماموران موفق شدند دومين جسد را كشف كنند كه در بررسي هاي اوليه متخصصان پزشكي قانوني مشخص شد كه جسد اول متعلق به كودكي چهار ساله و جسد دوم متعلق به زني حدودا 30 ساله است. با كشف اين دو جسد تحقيقات پليس براي شناسايي هويت و علت مرگ آنها در دستور كار قرار گرفت. كارآگاهان جنايي به سراغ پرونده هاي فقداني رفتند كه مشخصات افراد ناپديد شده با مشخصات كودك و زن جواني كه كشف كرده بودند، مشابه باشد. در اين بررسي ها آنها دريافتند دو سال قبل زن جواني به همراه پسر چهار ساله اش ناپديد شده است و خانواده اين زن ناپديد شدن او را به پليس گزارش كرده بودند.

هويتي براي دو جنازه
بدين ترتيب از خانواده زن و كودك ناپديد شده خواسته شد براي بررسي ها به پزشكي قانوني بروند و آنها با ديدن لباس هاي به جا مانده از اجساد و مدارك موجود در صحنه اعلام كردند كه اجساد متعلق به مريم و پسر چهار ساله اش كامبيز است كه دو سال قبل ناپديد شده اند. از طرفي آزمايشات DNA صورت گرفته نيز اين ادعا را ثابت كرد و هويت دو جسد كشف شده شناسايي شد. در بررسي هاي صورت گرفته مشخص شد كه مريم در باغي كه جسد او در آن كشف شده مشغول به كار بوده است. از طرفي ماموران دريافتند كه خانواده حسن به زن جوان مشكوك شده و تصور مي كردند كه او با حسن در ارتباط است و به همين دليل چندين بار او را تهديد كرده بودند تا به اين رابطه پايان دهد. همچنين تحقيقات نشان مي داد آخرين بار مريم و پسرش براي كار به باغ آمده اند و ديگر كسي آنها را نديده بود. با توجه به اظهارات ضد و نقيض مالك باغي كه موضوع پيدا شدن اجساد را به ماموران پليس اطلاع داده بود تحقيقات وسيعي در اين زمينه آغاز و مشخص شد كه زن مذكور دو سال پيش به عنوان كارگر در باغ وي مشغول به كار بوده است. در ادامه بررسي ها و تحقيقات صورت گرفته مداركي به دست آمد كه نشان مي داد حسن در اين جنايت نقش دارد. حسن به عنوان متهم اصلي پرونده بازداشت شد و تحقيقات از او صورت گرفت.

اعتراف به جنايت
مرد ميانسال زماني كه با مدارك و شواهد پليسي مواجه شد به ناچار لب به اعتراف گشود و به قتل مريم و پسرش اعتراف كرد. او در اين رابطه گفت: مريم مدتي بود كه در باغ من مشغول به كار بود و در اين مدت رابطه ما باهم كمي صميمي شده بود و خانواده ام به اين مساله حساس شده بودند. من كه نمي توانستم حساسيت خانواده ام را ببينم تصميم گرفتم او را به قتل برسانم. به همين دليل در روز حادثه در حالي كه زن جوان در باغ مشغول كار بود، مي خواستم او را خفه كنم كه پسر چهارساله اش در آن لحظه به سراغم آمد و مي خواست مانع كارم شود. من هم كه خيلي عصباني بودم با يك دست گلوي زن را گرفته و با دست ديگرم گلوي پسرك را گرفتم و آنقدر گلويشان را فشار دادم تا خفه شدند. بعد از اينكه آنها را به قتل رساندم، هر دو جسد را در زمين باغ چال كردم و هنگامي كه خانواده مقتولان به سراغ مريم و كامبيز آمدند گفتم از آنها خبري ندارم و او بعد از پايان كارش از اينجا رفته است. تا اينكه پس از دو سال وجدانم بيدار شد و براي اينكه خانواده مقتولان را از ناراحتي و نگراني بيرون بياورم به پليس زنگ زدم و از پيدا شدن دو جسد در باغ خود خبر دادم.
متهم ميانسال پس از اعتراف به قتل زن جوان و پسرش با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد.




نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.1629s, 18q