صحنه سازي پسر معتاد براي قتل پدر

۱۳۹۳/۰۶/۲۵ - ۱۵:۰۶ - کد خبر: 120625

سلامت نیوز: پيرمرد چند بار چشم هايش را باز و بسته كرد، باور صحنه يي كه مي ديد برايش خيلي تلخ و ناراحت كننده بود. پسرش در مقابل چشمان او در حال كشيدن مواد بود، آن هم با پولي كه او از مقني گري به دست مي آورد. نمي دانست چه كاري بايد انجام دهد، دست هايش هنوز از ضربه هايي كه با چكش و بيل به خاك زده بود مي سوخت. تاول هاي روي دستش حكايت از سختي كارش داشت و پسرش در عوض قدرداني به مواد مخدر روي آورده بود. ديگر تحمل نياورد شروع كرد به داد و بيداد اما پسرش به جاي آنكه از كارش شرمنده باشد در مقابل پدر قد علم كرده و با مشت به او حمله كرد تا جنايتي تلخ رقم بخورد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه اعتماد، هفته گذشته مرد جواني به كلانتري رفت و از ناپديد شدن پدرش خبر داد. او به پليس گفت: پدرم مقني است و هر روز صبح اول وقت براي كندن چاه به زمين هاي كشاورزي مي رود و غروب برمي گردد اما ديروز از خانه خارج شد ديگر بازنگشت. او هميشه با برادر كوچكم براي اين كار مي رفت كه برادرم هم ديشب به خانه آمد و لباس هاي نوي پدرم را گرفت و گفت مي خواهد به مهماني برود و از سرنوشت پدرم بي خبر است. با اعلام اين خبر پرونده يي در اين خصوص در دادسراي مشهد تشكيل و تحقيقات به دستور بازپرس جواد حسيني آغاز شد. در بررسي هاي صورت گرفته، كارآگاهان جنايي موفق شدند جسد پيرمرد را داخل چاه پيدا كنند. درحالي كه سنگ و خاك زيادي روي پيرمرد ريخته شده بود و شواهد حكايت از مرگ مرد مقني بر اثر ريزش چاه داشت. اين درحالي بود كه خانواده پيرمرد هيچ شكايتي در رابطه با مرگ او نداشتند و مرگ او را حادثه مي دانستند. با حضور بازپرس جنايي به محل حادثه و بررسي وضعيت چاه به نظر مي رسيد كه ريزش چاه طبيعي نبوده است و از طرفي سنگ هايي كه داخل چاه كشف شد متعلق به ديواره چاه نبود. با اين حال براي اطمينان بيشتر در اين خصوص بازپرس از مرد مقني كه در اين رابطه تجربه دارد خواست كه به داخل چاه برود و مساله را بررسي كند. مرد مقني زماني كه وارد چاه شد اعلام كرد كه هيچ ريزش ديواره يي در كار نبوده است و همان طور كه بازپرس پرونده حدس زده بود سنگ هاي داخل چاه براي آنجا نبوده و از سوي فرد يا افرادي به آن محل انتقال داده شده است.
به اين ترتيب فرضيه جنايت از سوي بازپرس پرونده و كارآگاهان جنايي مطرح شد و تحقيقات براي رازگشايي اين جنايت ادامه داشت تا اينكه مشخص شد پسر كوچك پيرمرد كه همراه او براي چاه كني مي رفت اعتياد به مواد مخدر دارد و بعد از جنايت به مدت سه روز ناپديد شده بود.
دوباره تحقيقات از خانواده مقتول صورت گرفت و همسر مقتول در تحقيقات به پليس گفت: شب حادثه پسر كوچكم به نام حامد به خانه آمد و از من لباس هاي مهماني پدرش را خواست. من هم به او دادم، حامد بعد از سه روز به خانه برگشت. شوهرم عادت داشت كه مقداري پول به عنوان پس انداز داخل لباس هاي مهماني اش نگهداري مي كرد اما زماني كه حامد آمد اثري از پول ها نبود. به نظرم او تمامي پول ها را خرج كرده است.
باتوجه به مدارك به دست آمده دستور بازداشت حامد صادر و پسر جوان بازداشت شد. پسر جوان در تحقيقات اوليه منكر جنايت بود اما زماني كه با مدارك و شواهد مواجه شد به ناچار لب به اعتراف گشود و گفت: «معمولامن با پدرم براي حفر چاه مي رفتم و روز حادثه هم همين اتفاق افتاد. با پدرم در خارج از شهر مشغول حفر چاه بودم كه پدرم به داخل چاه رفت و من هم از فرصت استفاده كردم و مشغول كشيدن مواد مخدر شدم. ناگهان پدرم از چاه بيرون آمد و من را در حال كشيدن مواد ديد. پدرم كه از اين موضوع بي خبر بود با ديدن اين صحنه شوكه شد و شروع به داد و بيداد كرد. پيرمرد از اينكه من معتاد شده بودم ناراحت بود و به همين دليل هم شروع به فحاشي كرد اما من كه بر اثر مصرف مواد حال خوبي نداشتم و دچار توهم شده بودم به طرف او حمله كردم و او را كتك زدم. پدرم به ناچار به داخل چاه رفت و من كه خيلي عصباني بودم چند تكه سنگ بزرگ به داخل چاه پرتاب كردم و بعد از آن نيز مقداري خاك روي او ريختم و پدرم را در چاه دفن كردم. بعد از آن به خانه آمدم و به بهانه مهماني لباس هاي پدرم را گرفتم، مي دانستم او داخل جيب هاي لباسش پول دارد. با پول هاي او در مسافرخانه يي اتاق گرفتم و شروع به مصرف مواد كردم. زماني كه پول هايم تمام شد به خانه برگشتم.
با اعتراف متهم به جنايت او با قرار بازداشت موقت از سوي بازپرس حسيني روانه زندان شد.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.1331s, 19q