خبرهای دردناک از تنبیه بدنی دانش آموزان

۱۳۹۳/۰۷/۲۹ - ۱۳:۴۶ - کد خبر: 124459

سلامت نیوز: اين که در سال هاي اخير مسئولان آموزش و پرورش بارها و بارها بر ممنوعيت تنبيه بدني دانش آموزان در مدارس تاکيد کرده اند، اما هر از چند گاهي خبرهاي عجيب و غريبي در اين حوزه به گوش مي رسد. خبرهايي که گاهي باور کردنش، سخت است.

در ادامه گوشه اي از برخي اخبار درباره تنبيه هاي بدني دانش آموزان در مدارس را مي خوانيد:

تنبيه بدني همه دانش آموزان کلاس به دستور مدير: مدير يک دبستان در يک اقدام مديريتي تمام دانش آموزان کلاس پنجمي دبستانش را به تنبيه بدني عمومي محکوم کرد. مادر يکي از دانش آموزان اظهار داشت: «پسرم ديروز در حالي که اثر ضربه لوله پوليکا (پي وي سي) بر سر و برخي ديگر از نقاط بدنش مشاهده مي شد، به خانه برگشت.» او به نقل از فرزندش درباره چگونگي و دليل اين اتفاق اظهار داشت: «دانش آموزان معلم نداشته اند و به اقتضاي سن و سال شان سر و صدا مي کرده اند که مدير وارد کلاس شده و چون دانش آموزان حاضر نشده اند فرد خاصي را به عنوان عامل شلوغي معرفي کنند، همه به صورت گروهي مورد تنبيه بدني قرار گرفته اند.» (ايرنا، 16 مهر 93)

در حاشيه: مدير دبستان ياد شده نيز با تاييد گفته هاي والدين از عمل خود دفاع کرد و آن را لازمه کنترل و مديريت دبستان دانست. او با نشان دادن يک لوله لاستيکي حدود 50 سانتيمتري سفيد رنگ، تاکيد کرد که از اين وسيله براي تنبيه دانش آموزان استفاده کرده است.

مشت و لگد معلم پرورشي در سر صف:خبر کوتاه است. «تنبيه بدني دانش آموز پسري در يکي از شهرستان هاي جنوبي کشور». نخستين کار پيگيري موضوع از مدير مدرسه شهرستان است. در نخستين واکنش مي گويد: «کذب محض است، دارند جوسازي مي کنند.» توضيح ديگري نمي دهد و گوشي را قطع مي کند. چند دقيقه بعد مدير مدرسه خودش با خبرنگار تماس مي گيرد: «موضوع را پيگيري کرديم، از معاونان هم پرس و جو کرديم، چنين اتفاقي در مدرسه ما نيفتاده است.» مي گوييم ما اطلاع موثق داريم، خبر درست است. معلم پرورشي در مدرسه شما در مراسم صبحگاهي، دانش آموز سوم متوسطه را زير مشت گرفته و کتک زده است. شماره دانش آموز را از يکي از شاهدان ماجرا مي گيريم. تمايلي براي صحبت ندارد. با لهجه کرماني چندين بار مي گويد: «چيزي نشده، اتفاق کوچکي بود.» از او مي پرسيم يعني يک مشت کوچک زد، فقط همين؟ مي گويد: «دو سه تا مشت زد، البته ما چند نفر بوديم، من را بيشتر زد، بقيه را کمتر. دليلش هم اين بود که ما در صف سر و صدا کرديم.» (روزنامه اعتماد، 7 آذر 92)

حبس در انباري مدرسه :بعد از اين که پسربچه هاي بازيگوش در زنگ ورزش به جان هم افتادند و با هم درگير شدند، خانم مدير با ديدن اين صحنه خود را به حياط رساند و با در نظر گرفتن تنبيه حبس در انبار مدرسه براي يکي از دانش آموزان به دعواي بچه ها پايان داد. حميدرضاي 9 ساله به انباري انتقال يافت اما هرچه گذشت خبري نشد. حتي زنگ تعطيلي مدرسه به صدا درآمد و همه رفتند و فقط حميدرضاي کوچک ماند و مدرسه اي که انگار در نظرش وحشتناک ترين جاي دنيا بود. حميدرضا خود را به در و ديوار کوبيد تا از اين زندان رهايي يابد و سرانجام با شکستن قفل در انباري به راهروي مدرسه دويد و در حالي که به شدت ترسيده بود از پشت نرده هاي پنجره شروع به فرياد زدن کرد تا رهگذران صدايش را بشنوند و به او کمک کنند. پدر حميدرضا بعد از اين اتفاق گفت: وقتي پسرم را بيرون آوردم او به شدت گريه مي کرد و وحشت زده بود به طوري که دهان بچه از ترس کف کرده بود. در حاشيه: عصر همان روز مدير اين مدرسه از سوي آموزش و پرورش استان مربوطه عزل شد. (تابناک، 3 آذر 92)

تنبيه با خط کش و لوله پوليکا:دانش آموزان مدرسه اي در پايتخت مدعي هستند که ناظم و بعضي معلم هايشان، آن ها را با خط کش و لوله پوليکا مي زنند. با حضور بازرسان آموزش و پرورش در مدرسه، چند دانش آموز دست هايشان را نشان مي دهند که از شدت ضربه باد کرده است. يکي از آن ها دليل کبودي دست هايش را اين گونه توضيح مي دهد: امروز 5 دقيقه دير به مدرسه رسيدم که ناظم مان براي تنبيه 3 مرتبه با شيلنگ گاز، کف دست هايم زد.

در حاشيه: ناظم اين مدرسه در توجيه تنبيه هايش گفت: اگر پدر حق دارد، چنين تنبيه هايي بکند ناظم و معلم هم پدر دوم دانش آموز هستند. مدير اين مدرسه هم از ناظم و معلم هايش دفاع کرد و گفت: گاهي ما به سراغ پزشک مي رويم، به ما آمپول مي زند و ما بايد از او تشکر کنيم! البته در اين ماجرا بازرسان آموزش و پرورش قبل از خروج از مدرسه، ناظم خاطي را اخراج کردند. (بخش خبري 20:30، 28 آبان 92)

کوبيدن کتاب به فرق سر دانش آموز:آن روز صبح زماني که سعيد، خانه را به قصد رفتن به مدرسه ترک مي کرد، حتي به ذهن پدر و مادرش هم نمي رسيد که اين آخرين باري است که پسرشان را مي بينند. سعيد به مدرسه رفت و زماني که کيفش را براي يافتن کتابش جست و جو مي کرد، متوجه شد که کتاب را درخانه جا گذاشته است، معلم به کلاس آمد و از دانش آموزان خواست که کتاب هايشان را روي ميز بگذارند، اما سعيد کتابي به همراه نداشت. معلم که متوجه سهل انگاري دانش آموز شده بود، با عصبانيت به سمت ميز سعيد رفت و با شدت کتاب سنگيني را که در دست داشت بر سر اين طفل کوبيد. سعيد که تحمل اين ضربه مرگبار را نداشت، بر زمين افتاد و پس از يک هفته کما از دنيا رفت. (خبر آنلاين، 14 دي 91)

تنبيه دانش آموز با سيلي دانش آموز ديگر!: علاوه بر خبرهاي مذکور، گاهي برخي کليپ ها از تنبيه دانش آموزان در فضاي مجازي منتشر مي شود که تماشاي آن هر بيننده اي را متاثر مي کند. در يکي از جنجالي ترين کليپ ها معلمي را مي بينيم که بعد از اين که چندين بار به 2 دانش آموز مي گويد چرا درس هاي تان را نخوانده ايد؟ سيلي محکمي به آن ها مي زند و در ادامه از آن ها مي خواهد که براي تنبيه بيشتر، خودشان به يکديگر سيلي بزنند. معلم در حين تماشاي سيلي هاي دانش آموزان، آن ها را تشويق مي کند که اين کار را محکم تر انجام دهند. البته حميدرضا حاجي بابايي وزير وقت آموزش و پرورش با بيان اينکه فضا و جو آموزش و پرورش مناسب است اين کليپ را ساختگي دانست و از همه فرهنگيان بابت فيلم مشکوک و ساختگي تنبيه دانش آموزان که در شبکه هاي ماهواره‌اي و اينترنتي پخش شده است، عذرخواهي کرد.(تابناک، 18 تير 91)

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
نظرات
منتقد
العاقل یکفی بالاشارهTبا صغری و کبری منطقی به جایی نمیرسیم مطالعات جنابعالی هم به اندازه ای نیست که محل بحث علمی باشه چون تفهیم یکسری مفاهیم به چندین ساعت کلاس درسی نیاز داره،جواب شما در این قصیده است:
جهل است نوای تو،از سر درون گویا
تا هست چنین باشد،در نقش سخن پیدا
هرچند تو ز اندیشه ،بر خود بزنی چسبی
از طرز ادب هر واج،راز تو شود رسوا
از جهل مرکب تو،غرقه شده ای مملو
در برکه بی افکار،از کوری فهم دریا
هستی قوی قامت،با هیکل و پر هیبت
تنبیه کنی کودک،از گریه طفل غوغا
روزی شود گردون،پیر و خم و نا همگون
یک شیر ژیان اوژن،پر کینه و بی پروا
یابد تو را مسکین،از بهر دلش چرکین
آن کینه دیرین را،بر جان و تنت امحا
آن ترکه محکم کو؟،آن خم کمربند کو؟
آن کودک بی کس شد،پر قدرت و بی یارا
گشتی معلم تو،بی علم و ادب ناچار
این شغل سزا نبود،بر قامت تو زیبا
آن شغل پیمبر را،بر کسوت استادی
هرکس نبود لایق،تکیه بزند هرجا
آن شخص معلم بود،در یک شب پر باران
همچون پدری دلسوز،از درد ولد جویا
آبش ببرد چند روز،نومید ز احوالش
اجرش سعادت شد،باشد ز ازل رویا
در موسم تاسوعا،پیدا بشد آن جسمش
آرام گرفت آخر،در شورش عاشورا
هرچند به سنگ اصرار،میخی نرود پر زور
گردی تو عذاب بر حق،بر سنگ سیه بُرّا!!
والسلام
ناشناس
توی آمریکا همین افکار رواج داده شد وتنبیه بدنی برداشته شد و حالا نتیجش هفتیر کشی دانش آموزان توی مدرسه است
روح الله
اجازه بدهید دو سئوال از جنابعالی داشته باشم
اول : الکوی ما امریکا نیست رهبر ما پیامبر مهربان اسلام است
دوم: دلیل افزایش جرم و اعدام در کشور خود ما چیست
اندیشه
چرا بقیه حرفامو نذاشتی و سانسورش کردی ؟؟؟؟ سایت .... پس امانتداری خبرنگاریتون کو؟؟؟
متاسفانه پیام شما به دلیل اینکه رعایت ادب رو در کلامتون ندارین فعال نمیشه
اندیشه
راستی منتقد جان یادم رفت بگم که این نظر من نوعی نیست و نظر خیلی از معلماس می گی نه برو بپرس می خوای بیا من میبرم نشونت می دم .اثباتش زیاد سخت نیست در ضمن هیچ کس مرض نداره که کسی رو بی جهت تنبیه کنه اگه بچه باشه که دیگه جای خودشو داره.
روح الله
ما دست آخر نفهمیدیم شما با عمل زشت وغیر انسانی و هزینه بر برای جامعه موافقی یا مخالف ولی امیدوارم بدانی هر ضربه ای که بر جان روح دیگران وارد می کنی باعث رجش خداوند خواهی شد و هر عملی را عکس العملی است
منتقد
من خودم 12 سال پشت همون میز و نیمکتها نشستم و درس خوندم و در چند مدل مدرسه مختلف از مدارس عادی تا خاص تحصیل کردم،چند نفر از نزدیکانم معلم هستند چه در شهر و چه در روستا خاطرات زیادی از محصلین شنیدم،الان خیلی از بچه ها به علت جو اجتماع مشکلات فراوان دارند از کودکان اوتیستیک،سایکوتیک و هایپر اکتیو گرفته تا فرزندان طلاق که الی ماشاالله خیلی زیادن و خیلی هاشون قربانیان کودک آزاری در منزل هستند،وظیفه قانونی و حرفه ای تو تعلیم و تربیته و تأدیب جزئی از تربیت محسوب میشه ولی قانوناً تو حق نداری کودکی که بی دفاع ترین مخلوق روی کره زمینه تقریباً یک متر از تو کوتاه تره و وزنش حداقل 50 کیلوگرم از تو کمتره رو وحشیانه کتک بزنی،علم جرمشناسی اثبات کرده بالای 90 درصد زندانیان قربانیان معصوم کودک آزاری بوده اند،در قوانین فدرال ابالات متحده تعقیب جرم کودک آزاری با صرف اطلاع کودک به پلیس شروع میشه ولی در قوانین ایران کودکان بشدت مظلومند،صغیری که در منزل تحت ضرب و شتمه جرئت نداره به اولیا یا قیمش از رفتار وحشیانه مدرسه بگه،ضعف عزت نفس ایجاد عقده حقارت و تحویل موجودات آنتی سوشیال به جامعه که جانیانی مثل خفاش شب،علی بیجه و مطمئناً همین اسید پاش ها از این قسمند ،محصولات آموزش و پرورش ما هستند،بیشتر جاعلین حرفه ای کودکان معصومی بودند که برای اولین بار امضای پدرشون رو برای فرار از کتک پای ورقه درس ریاضی جعل کرده اند،به هر حال اشخاص مثل تو با افتخار از کودک آزاری تعریف می کنند و عملاً کسی جلو دارشون نیست و من اون روز رو می بینیم یک نفر با همون فحش هایی که خودت یادش دادی با دلی پر سراغت خواهد اومد ولی نه یک بچه معصوم بلکه آنتی سوشیالی که هیچی برای از دست دادن نداره به هرحال می فرماید: درس معلم ار بود زمزمه محبتی/ جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را
اندیشه
جنابعالی که نشستی واسه خودت تیتر می زنی و نظر مفت می دی اگه وجودشو داری بیا و یک هفته با همین دانش آموزان سر و کله بزن وگرنه لطفا خفه. البته من از همه ی این کارها دفاع نمی کنم ولی شدیدا معتقدم تنبیه لازمه لازمه لازمه. همون طور که شخص خطاکار توسط دادگاه نیروی انتظامی و مردم تنبیه میشه. آیا شما ابزاری در دست معلم برای کنترل باقی گذاشتین ؟ نه کسی از نمره ندادن حساب می بره نه از والدین ترس داره و نه هیچ. می دونم نمی ذارین رو سایت ولی می دونم که می خونیدش.
منتقد
آقا یا خانم نه چندان محترم اندیشه،تو ادب و نزاکت اولیه نظر دادن رو نداری متأسفم که وظیفه تعلیم و تربیت دانش آموزان رو بر عهده افراد بی صلاحیتی مثل تو گذاشتن،متأسفانه بسیاری از اولیا از حقوق قانونیشون آگاه نیستند وگرنه اگه برن شکایت امثال تو رو بکنند و به جرم کودک آزاری یه مدت حبس با جهات مشدده بکشی و همچنین به چند ده میلیون تومان دیه محکوم بشی،دیگه اینجوری حق به جانب اراجیف ردیف نمی کنی!
یادت باشه :نزن بر سر ناتوان دست زور،که روزی درافتی به پایش چو مور
با زندگی پر استرس فعلی خیلی از اون بچه ها مشکلاتی از قبیل بیش فعالی-کم توجهی ،شیزوفرنی و انواع افسردگی دارن و باید به فکر درمان اونها بود،ریشه مشکلات اعصاب روان خیلی از مردم یا بوجوذ بزهکاران در جامعه رفتار امثال تو با اونها در مدرسه بوده،یادت باشه که یه روز میرسه یکی از اونهایی که گوششون رو میپیچونی و با لگد از کلاس بیرون می کنی،با عقده ای چند ساله سراغت میاد و اون موقع اون هیکلش از تو خیلی قوی تره و دیگه هیچ رحمی بهت نمیکنه
1.03175s, 23q