چرا پزشكان بايد رازدار باشند؟

۱۳۹۳/۰۸/۱۸ - ۱۶:۵۵ - کد خبر: 126663

سلامت نیوز: گذشته از مسئوليت‏هاي کيفري و انتظامي که در قوانين و آيين‏نامه‏ها آمده است، اگر در اثر افشاي اطلاعات، به بيمار (يا موکل و...) خسارتي وارد آيد، حتي ممکن است عليه کسي که اسرار ديگري را افشا کرده است، دعواي مسئوليت مدني طرح و از او مطالبه خسارت کرد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از شفقنازندگی،دكترصادق شريعتي نسب؛ وکيل پايه يک دادگستري، پژوهشگر پژوهشگاه رويان، درباره دلایلی رازداری پزشکان می نویسد:1- برخي از قوانين و مقررات، ريشه‏هاي اخلاقي دارند؛ يعني در آغاز، يک حکم اخلاقي وجود داشته است که به مرور وارد قلمرو حقوق شده و براي آن حکم خاص پيش‏بيني شده است. رازداري نيز پيش از هرچيز، حکمي اخلاقي است و زشتي برملاکردن راز ديگران را مي‏توان از داوري‏هاي مردم کوچه و بازار نيز دريافت.
گاه اين حکم‏هاي اخلاقي، زمينه مقررات قانوني مي‏شوند و قانونگذار را نيز با خود همسو مي‏کنند. البته در عالم حقوق، زشتي افشاي اسرار، به اندازه عالم اخلاق گسترده نيست و مسئوليت حقوقي کسي که راز ديگري را برملامي‏کند، فقط در پاره‏اي موارد جاري است. به‏عنوان مثال، اگر کسي راز دوست خويش را به ديگران بازگو کند،از نظر اخلاقي کاري ناپسند انجام داده است. اما اين زشتي اخلاقي، به طور الزامي سبب نمي‏شود بتوان از نظر حقوقي نيز او را محکوم ساخت.
2- در قوانين ايران، تنها براي موردي مجازات پيش‏بيني شده که کسي به دليل حرفه خود اسراري از ديگران در دست دارد. اما در ديگر موارد (دوستي و روابط خانوادگي و...)، براي افشاکننده راز مجازات در نظر گرفته نشده است. علت هم آن است که قانونگذار از اعتماد مشروع افراد در مراجعه به متخصصان، حمايت و از حفظ امنيت عمومي در سطح جامعه پاسداري مي‏کند. برخلاف روابط دوستي که مبتني بر اعتمادهاي شخصي است و افراد خود بايد آن را مديريت کنند (و به عنوان نمونه به هرکسي اعتماد نکنند و مراقب سخن‏هاي خويش باشند)، در روابط حرفه‏اي و شغلي، کل جامعه از خدشه ‏دار شدن اعتماد افراد لطمه مي‏خورد.
از سوي ديگر، افراد در مراجعه به متخصصان، نه فرصتي براي شناخت روحيات آنان دارند و نه اين کار را لازم مي‏شمارند. به همين دليل نيز نزد پزشک يا وکيل يا روانشناس، به آساني شخصي‏ترين وقايع زندگي خويش را که شايد به نزديک‏ترين دوست و خويشاوند خود نمي‏گويند، بازگو مي‏کنند، بي‏آنکه نگراني در مورد عواقب آن داشته باشند.
به عنوان مثال بيماري که به پزشک مراجعه مي‏کند، براحتي در مورد مشکلات روحي و جسمي خود با او سخن مي‏گويد و گاه از خصوصي‏ترين جنبه‏هاي حريم خويش وي را آگاه مي‏سازد؛ بويژه در مورد بيماري‏ها و اندامي که جزو حريم خصوصي انسان‏ها به شمار مي‏آيند. همچنين کسي که به روانپزشک يا روانشناس مراجعه مي‏کند، گاه از گذشته‏ها (دوران کودکي ، نوجواني، ميانسالي و...) و خصوصي‏ترين مسائل خانوادگي خويش با او سخن مي‏گويد. همچنين است موکل در مراجعه به وکيل، که به‎واسطه دعوي و خواسته خويش، در مورد مسائل خاص زناشويي يا روابط خانوادگي يا قراردادها و معاملات خود با وکيل مشورت مي‏کند.
3- به همين دليل قانونگذار بر خود لازم دانسته با وضع مقرراتي، از اين اعتماد و حسن‏نيت حمايت کند. در بخش تعزيرات از قانون مجازات اسلامي ايران (ماده 648) مي‏خوانيم: «اطبا و جراحان و ماماها و داروفروشان و همه کساني که به‏ مناسبت شغل يا حرفه خود محرم اسرار مي‏شوند، هرگاه در غير از موارد قانوني، اسرار مردم را افشا کنند، به سه ماه و يک روز تا يک سال حبس يا به يک ميليون و پانصد هزار تا شش ميليون ريال جزاي نقدي محکوم مي‏شوند.»
بنابراين، وظيفه رازداري، ويژه پزشکان نيست و درباره وکلاو مشاوران و... و به ‏طور کلي هرکس که به‏مناسبت حرفه خود «محرم اسرار» است نيز اجرا مي‏شود. بويژه مشاغلي که در آن افراد پيش از اشتغال رسمي ‏بايد سوگند بخورند (مانند پزشکي و وکالت)، اين وظيفه سنگين‏تر خواهد بود. در مورد پزشکان، «آيين‏نامه انتظامي رسيدگي به تخلفات صنفي و حرفه‏اي شاغلان حرفه‏هاي پزشکي و وابسته» مصوب 9/5/1373 هيات وزيران، براي افشاي اسرار بيمار، توبيخ و در صورت تکرار تخلف، محروميت از اشتغال به حرفه‏هاي پزشکي از سه ماه تا يک سال در نظر گرفته است (مواد 4 و 31).
4- گذشته از مسئوليت‏هاي کيفري و انتظامي که در قوانين و آيين‏نامه‏ها آمده است، اگر در اثر افشاي اطلاعات، به بيمار (يا موکل و...) خسارتي وارد آيد، حتي ممکن است عليه کسي که اسرار ديگري را افشا کرده است، دعواي مسئوليت مدني طرح و از او مطالبه خسارت کرد.
5- با وجود اين، وظيفه رازداري پزشک استثنائاتي نيز دارد و مطلق نيست: گاهي اوضاع و احوالي پيش مي‏آيد که پزشک بايد براي رعايت مصالحي، آنچه را از بيمار خويش مي‏داند به مراجع يا افرادي اعلام کند. آگاه ساختن اين مراجع يا افراد، همواره بايد به دلايل توجيه‏پذيري متکي باشد. به‏طور کلي، در مواردي که جان يا سلامت فرد يا افرادي در خطر باشد، يا مصلحت عمومي اقتضا کند، افشاي اسرار بيمار نه تنها جرم و سلب مسئوليت نيست بلکه وظيفه پزشک خواهد بود.
به‏عنوان مثال، اگر يک خلبان هواپيما يا سوزنبان قطار به پزشک مراجعه کند و به او بگويد از بيماري صرع رنج مي‏برد، براي جلوگيري از در خطر افتادن جان مسافران، پزشک بايد موضوع را گزارش کند. همچنين اگر معلم دبستاني به روانپزشک مراجعه کند و او تشخيص دهد که به دلايل شخصيتي، آن معلم ميل به کودک‏آزاري دارد، بايد موضوع را به مقامات مربوطه گزارش دهد. يا اگر کسي به پزشک مراجعه و به او اعلام کند که قصد خودکشي يا به قتل رساندن فرد ديگري را دارد، يا پزشک در معاينات خويش به اين احتمال معقول برسد که چنين خطري در کمين است، بايد مقامات مربوط را از موضوع آگاه سازد.
مثال ديگر، حالتي است که يکي از زن و شوهر، مبتلابه بيماري‏هاي مقاربتي است که از راه آميزش جنسي، به ديگري منتقل مي‏شود. در اين حالت، سخن از وظيفه پزشک به آگاه ساختن همسر فرد بيمار به ميان مي‏آيد.
البته همواره تعيين مواردي که پزشک حق دارد يا مکلف است راز بيمار را افشا کند، آسان نيست و گاه ميان علماي اخلاق پزشکي يا حقوقدانان نيز بحث بر سر اين مساله ادامه مي‏يابد. با وجود اين، مي‏توان موارد استثنايي نقض رازداري پزشک و نيز اصول افشاي اطلاعات را به‏طور کلي در زير خلاصه کرد:
1- مواردي که در قوانين يا آيين‏نامه‏هاي خاص، به‏عنوان امور استثنايي بيان شده و در آن ها پزشک مکلف است در مورد بيمار يا بيماري او، به نهادهاي خاصي گزارش بفرستد. قانون «طرز جلوگيري از بيماري‏هاي آميزشي و بيماري‏هاي واگيردار» مصوب 11/3/1320 و نيز اصلاحيه آن مصوب 30/8/1347، از نمونه‏هاي اين موارد هستند. در اين قانون، گزارش بيماري‏هايي مانند آبله، وبا، اسهال خوني، فلج اطفال، مالاريا و... از سوي پزشکان اجباري است. همچنين است قانون راجع به ثبت و گزارش اجباري بيماري‏هاي سرطاني مصوب 5/7/1363.
2- مواردي که در جريان رسيدگي قضايي به پرونده‏‏اي، مقام قضايي براي روشن شدن حقايقي، از پزشک کسب اطلاع مي‏کند. در اين موارد نيز، حتي اگر در قانون نيامده باشد، پزشک بايد به دستور مقام قضايي احترام بگذارد و اطلاعاتي را که براي کشف حقيقت لازم است، بازگو کند؛ هرچند آن اطلاعات جزو اسرار پزشکي بيمار باشد.
3- حتي در مواردي که نه در قانون پيش‏بيني شده و نه حکم قضايي وجود دارد، اگر حفظ جان شخص يا اشخاصي، يا مصلحت جامعه اقتضا کند، پزشک ‏بايد در حد ضرورت اطلاع‏رساني کند. گزارش احتمال وقوع قتل به پليس، يا اطلاع دادن برخي بيماري‏هاي خطرناک به همسر بيمار، در اين زمره هستند.
4. در همه اين موارد، پزشک بايد چند نکته را رعايت کند:
اول: در حد ضرورت و به ميزان نياز اسرار بيمار را در اختيار بگذارد. بنابراين به‏عنوان مثال، اگر مقام قضايي براي روشن شدن حقيقت، از قصد جنايت کسي بپرسد، پزشک نبايد اتفاقات خصوصي دوران کودکي يا مسائل زناشويي او را که ارتباطي به ماجرا ندارد بازگو کند.
دوم: حتي در مواردي که قانون گزارش امري را اجباري کرده، تا جاي ممکن گزارش اطلاعات بايد محرمانه باشد؛ يعني تنها به مراکز پيش‏بيني شده در قانون ارائه شود و پزشک مجاز نيست اين اطلاعات را مثلاً در اختيار رسانه‏هاي عمومي بگذارد. همچنين، جز در مواردي که ضرورت دارد، گزارش‏ها بايد تا جاي ممکن بدون ذکر نام و مشخصات بيمار و تنها با اشاره به نوع بيماري باشد.
سوم: جز در موارد فوري (مانند خطر قتل) يا مرتبط با امنيت عمومي (مانند شيوع بيماري‏هاي واگير)، افشاي اطلاعات بايد تا جاي ممکن همراه با مشارکت و کسب رضايت از خود بيمار باشد. اما اگر اين امر ممکن نشد، آن گاه پزشک بايد به‏طور مستقيم عمل کند. بنابراين، به‏عنوان مثال تا جايي که ممکن است بيمار به‏توصيه پزشک عمل کند و همسر خويش را در جريان بيماري خود بگذارد، پزشک نبايد مستقيماً وارد عمل شود.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.12559s, 20q