محيط زيست، قرباني ناديده تحريم هاي بين المللي

۱۳۹۳/۰۹/۰۳ - ۱۷:۳۶ - کد خبر: 128586

سلامت نیوز: بحران وخيم آب در ايران، گواه ديگري بر مشكلات محيط زيستي كشور است. درياچه ها و رودخانه ها يكي پس از ديگري خشك مي شوند. درياچه اروميه كه روزي بزرگ ترين درياچه شور در خاورميانه بود، رو به خشكي كامل است. زاينده رود، - پشتيبان توسعه و بقا در مركز ايران- در اكثر ايام سال بي آب است. تالاب ها در نقاط مختلف كشور خشك مي شوند و كيفيت آب در پاره يي نقاط پر جمعيت به شدت رو به افول است. خشكيدن آب هاي سطحي موجب ازدياد ريزگرد ها در مناطق مختلف شده است. ريزگرد ها صدمه جدي به كشاورزي و طيور وارد مي كنند و سطح كيفي زندگي ساكنان اين مناطق را پايين مي آورند كه در نهايت كوچ اجباري از اين مناطق را به دنبال خواهد داشت.

به گزارش سلامت نیوز، سينا خاتمي متخصص آب و محيط زيست، دانشگاه ملبورن در روزنامه اعتماد نوشت: به عقيده كارشناسان بين المللي عزم جدي ايران براي توسعه سريع و مستقل، با وجود فشارهاي بين المللي بر سر برنامه هسته يي، اثرات مخرب جدي بر محيط زيست كشور وارد كرده است. اين اثرات به مرزهاي ايران محدود نبوده و نسل هاي متعددي از ايرانيان را تحت الشعاع قرار خواهد داد. با اين وجود محيط زيست در مذاكرات هسته يي هيچ جايگاهي ندارد.

دكتر كاوه مدني - استاد مديريت محيط زيست در مركز سياست هاي محيط زيست امپريال كالج لندن- و نازنين سروش - تحليلگر سياسي خاورميانه- در مقاله اخير خود در گاردين از اثرات ناديده زيست محيطي تحريم هاي بين المللي عليه ايران پرده برداشته اند و كارايي تحريم ها را به عنوان ابزاري براي «تحت فشار قرار دادن كشورها براي تغيير سياست بدون تاثيرات منفي بر حقوق انساني امنيت و بقا» مورد پرسش و نقد قرار داده اند. اين يادداشت برگرداني است از اين مقاله گاردين. در تئوري، تحريم ابزاري است سياسي براي منزوي ساختن و ضربه زدن به اقتصاد كشور تحريم شونده: تا در پي آن، كشور مورد نظر ناچار به تغيير خط مشي ها و سياست هاي كلان خود شود بدون اينكه اثري بر حقوق انساني زيستن و امنيت شهروندان كشور تحريم شونده داشته باشد. در مقابل كشور مورد تحريم مي تواند از راهكارهاي متفاوتي براي تحليل فشارهاي اقتصادي ناشي از تحريم استفاده كند اما اين راهكارها ممكن است به بخش هاي اقتصادي ضربه وارد كند.

به طور خاص در مورد ايران، مي توان گفت تحريم ها به تمايل هرچه بيشتر براي تسريع توسعه و گسترش زيرساخت هاي منابع آب، توليد انرژي و تامين امنيت غذايي دامن زده است. به ياري سياست هاي داخلي ، ايران توانسته است فشارهاي ناشي از تحريم ها را كاهش دهد، اما پيامد هاي محيط زيستي اين سياست ها باقي مانده است. تبديل كارخانجات پتروشيمي به پالايشگاه هاي نفت، از جمله سياست هاي واكنشي به تحريم هاست. تا سال ١٣٨٩، ايران ۴۰ درصد از سوخت مصرفي مورد نياز خود را از طريق واردات تامين مي كرده است.

پس از وضع جريمه هاي سنگين براي فروش بنزين به ايران توسط باراك اوباما، واردات سوختي ايران به ميزان ۷۵ درصد كاهش يافت. در پاسخ، ايران پالايشگاه هاي خود را گسترش داد به پالايش و توليد سوختي دست زد كه برخي آن را عامل اصلي آلودگي مهلك هواي كشور مي دانند. توسعه شتابان زير ساخت ها و سازه هاي آبي به همراه اعطاي يارانه هاي هنگفت در بخش كشاورزي نمونه هاي ديگري از اين دست سياست ها هستند: سياست هايي كه براي پيشبرد توسعه كشور تحت فشار هاي ناشي از حمله عراق، تحريم هاي بين المللي و تهديدات موجود براي امنيت غذايي كشور ضروري به نظر مي رسيدند. در حال حاضر، ايران سومين كشور سدساز جهان است. نتيجه اين سياست اما خشكيدن رودخانه ها، و همچنين مصرف بي رويه منابع آب زيرزميني و آب هاي سطحي و تخريب تالاب ها در كشوري كه در آن معاهده بين المللي رامسر براي حفاظت از تالاب ها در سال ۱۳۴۹ امضا شده است. ديگر بخش هاي محيط زيست ايران نيز متاثر از سياست هاي واكنشي به تحريم ها بوده اند. سياست هايي كه از پيامدهاي فراگير محيط زيستي و ناشي از توسعه شتابزده چشم پوشيده اند. پرواضح است كه در پي محدوديت هاي ناشي از تحريم ها و از سر اجبار، حفاظت از محيط زيست در زمره آخرين اولويت ها قرار گرفته است. علاوه بر اين شرايط، ايالات متحده امريكا با سوءاستفاده از قدرت سياسي خود اقدام به محدود و مسدود كردن برخي كمك ها و تسهيلات مالي نهاد هاي بين المللي (نظير برنامه پيشرفت و توسعه ملل متحد (UNDP) و تسهيلات جهاني محيط زيست (GEF) براي مقاصد محيط زيستي كرده است كه موجب تحليل بيشتر منابع محيط زيستي ايران شده است. اين در حالي است كه بر اساس قواعد بين المللي اين نهادها بايد فاقد هر گونه محدوديتي در جهت كمك به بهبود وضعيت زندگي معيشتي و محيط زيستي در كشورهاي در حال توسعه باشند.

با وجود فشار هاي بين المللي، ايران توانسته است به صادرات نفت و گاز خود، ساخت پالايشگاه ها و توسعه سد سازي ادامه دهد. اما ابعاد محيط زيستي اين توسعه مستقل و شتابزده شامل افزايش چشمگير آلودگي ، تقليل منابع آبي، تسريع جنگل زدايي و بيابان زايي و تحليل تنوع زيستي هستند. فارغ از اينكه آيا آنچنان كه بعضي از مسوولان مي گويند اين مصائب محيط زيستي بخشي از مقاصد تحريم ها بوده اند يا خير، بي شك عواقب محيط زيستي تحريم ها از مرزهاي ايران فراتر رفته و اثرات آن بر نسل هاي آينده سايه خواهد افكند كه نشان مي دهند كه تحريم ها ناقض آشكار حقوق بشر در منطقه است. اما توافق اخير امريكا و چين بر سر كاهش توليد گازهاي گلخانه يي كه مي توان آن را به عنوان نقطه عطفي در تاريخ مذاكرات بين المللي بر سر تغييرات اقليمي و گرمايش زمين قلمداد كرد، حاكي از بلوغي نوپا در نگاه رهبران سياسي نسبت به مسائل زيست محيطي است كه نويد مي دهد اين رهبران به اين باور رسيده اند كه اين گونه مسائل مرز پذيري سياسي و جغرافيايي نداشته و حل آنها نيازمند عزم و تلاشي جهاني است. گفتني است كه مشكلات محيط زيستي ايران از چشم مجامع بين المللي هم دور نمانده است.

سازمان بهداشت جهاني (WHO)، چهار شهر ايران را در رده ١٠ شهرآلوده جهان قرار داده است. اهواز، شهر نفت خيز و صنعتي خوزستان، آلوده ترين شهر جهان است. غلظت آلاينده ها در اين شهر سه برابر بيشتر از شهر پكن است كه همواره به عنوان يكي از آلوده ترين شهرهاي جهان شناخته مي شود. سنندج (رتبه ٣)، كرمانشاه (رتبه ٦) و ياسوج - پايتخت طبيعي ايران- (رتبه ٩)، ديگر شهرهاي آلوده ايران در رده جهاني هستند كه علت آلودگي آنها فعاليت هاي صنعتي، گرد و غبار مهاجر از عراق و سطح كيفي پايين بنزين مصرفي هستند.در كمال تعجب، تهران در زمره ١٠ شهر آلوده جهان قرار نگرفته است.

بحران وخيم آب در ايران، گواه ديگري بر مشكلات محيط زيستي كشور است. درياچه ها و رودخانه ها يكي پس از ديگري خشك مي شوند. درياچه اروميه كه روزي بزرگ ترين درياچه شور در خاورميانه بود، رو به خشكي كامل است. زاينده رود، - پشتيبان توسعه و بقا در مركز ايران- در اكثر ايام سال بي آب است. تالاب ها در نقاط مختلف كشور خشك مي شوند و كيفيت آب در پاره يي نقاط پر جمعيت به شدت رو به افول است. خشكيدن آب هاي سطحي موجب ازدياد ريزگرد ها در مناطق مختلف شده است. ريزگرد ها صدمه جدي به كشاورزي و طيور وارد مي كنند و سطح كيفي زندگي ساكنان اين مناطق را پايين مي آورند كه در نهايت كوچ اجباري از اين مناطق را به دنبال خواهد داشت.

كاهش چشمگير آب هاي سطحي، برداشت بي رويه از منابع تجديدناپذير زيرزميني را ترغيب كرده است. از اين رو، ايران در حال هزار يكي از بزرگ ترين استخراج كنندگان آب هاي زيرزميني در دنيا محسوب مي شود كه در آن سطح آب زير زميني در مدت زمان نسبتا كوتاهي به شدت افول كرده است و موجب نشست عمده زمين در برخي نقاط كشور شده است. تخمين زده مي شود كه ايران ۷۰ درصد منابع آب زيرزميني خود را مصرف كرده است: به نظربعضي كارشناسان كاهش جدي كيفي و كمي آب زيرزميني مساله ملي محيط زيستي ديگري (پس از مساله ملي درياچه اروميه) است كه ايرانيان بايد در انتظار آن باشند.

تنوع زيستي غني ايران در نقطه تلاقي آسيا، آفريقا و اروپا، در پي تخريب زيست بوم هاي طبيعي كه حاصل از توسعه روزافزون شهرنشيني، آلودگي هاي صنعتي ، زباله ها و پسماند ها، چراي بي رويه و فزاينده طيور، جنگل زدايي، بيابان زايي و فرسايش خاك است، به طرز نگران كننده يي آسيب ديده است. به لطف فعاليت هاي مخرب انساني ، يوزپلنگ آسيايي (چيتا)، خرس سياه آسيايي، آهوي گواتردار ايراني و گوره خرآسيايي (ايراني ) از جمله گونه هاي با ارزش رو به انقراض هستند. فارغ از اينكه توافقي بر سر برنامه هسته يي ايران حاصل و تحريم ها لغو يا سبك تر شوند، در نبود عزم راسخ و سرمايه گذاري كلان، مشكلات محيط زيستي كشور حل نخواهند شد. با اينكه بي شك نمي توان تحريم ها را به عنوان علت العلل مشكلات محيط زيستي ايران برشمرد، از نقش تشديد كننده آنها نيز نمي توان چشم پوشيد. اثرات محيط زيستي تحريم ها سطح زندگي و سلامت نسل هاي متفاوتي از ايرانيان را تحت تاثير قرار خواهد داد، حتي آنان كه حتي هنوز چشم بر جهان نگشوده اند و نقشي در سياست ها و مذاكرات هسته يي نداشته اند. بنابراين تحريم ها را مي توان به عنوان جنگي سرد و خاموش عليه ايران قلمداد كرد كه آثار آن محدود به عصر كنوني نخواهد بود.

پيامدهاي محيط زيستي تحريم ها، اما، جنبه ديگري نيز دارند: مشكلات محيط زيستي مرز هاي سياسي را به رسميت نمي شناسند. ايران از گزند و پيامد هاي بي ساماني و بي ثباتي همسايگانش، عراق و افغانستان، در امان نبوده است. عدم ثبات سياسي در افغانستان و و اختلافات موجود بر سر سهم ايران از رود هيرمند تاثيري نسبتا بسزايي در خشكيدن درياچه هامون در شرق ايران داشته است كه كشاورزي را در اين منطقه مختل كرده و به ازدياد توفان هاي شن و گرد و غبار در منطقه منجر شده كه كوچ اجباري دسته يي از مردمان اين نواحي را به دنبال داشته است.

غرب ايران هم در معرض ريزگردهاي مهاجر ناشي از سوءمديريت اراضي و خشكيدن مانداب هاي (گونه يي از تالاب) عراق بوده است. اثرات اين ريزگرد ها حتي به پايتخت ايران نيز رسيده است و آن را به يكي از علل اصلي آلودگي هواي تهران تبديل كرده است با اينكه تهران از مرزهاي اين همسايه غربي ۵۵۰ كيلومتر فاصله دارد. حتي اگر بپذيريم كه آنچنان كه غرب ادعا مي كند تحريم ها تنها و تنها ايران را نشانه گرفته اند همان طور كه مشكلات محيط زيستي كشورهاي همسايه ايران را تحت الشعاع قرارداده، مشكلات اساسي محيط زيستي ايران، از جمله افزايش آلودگي هوا، كاهش تنوع زيستي ، بيابان زايي، جنگل زدايي و خشكيدن منابع آبي نيز عاقبت مرز هاي جغرافيايي و سياسي را در نورديده و اثرات مهلك منطقه يي و حتي جهاني بار خواهند آورد. با اين حال، به دليل بديهي، مناقشات و مذاكرات بر سر تحريم ها عموما متمركز بر پيامدها و جنبه هاي اقتصادي- سياسي هستند و احوال چند دهه اخير ايران و منطقه و مذاكرات هسته يي گواه آن است كه هم طرف تحريم كننده و هم طرف تحريم شونده از پيامد هاي مانا، پويا و ناخوشايند محيط زيستي تحريم ها كاملاغافل اند. بنابراين با وجود اينكه با توجه به توافق اخير امريكا و چين به نظر مي رسد كه مباحث توسعه پايدار، حفاظت از محيط زيست وگرمايش زمين در دستور كار قدرت هاي سياسي جهان قرار گرفته است، متاسفانه نمي توان به توجه به محيط زيست در مذاكرات هسته يي ايران و گروه ١+٥ اميد چنداني داشت. در اين ميان جاي اين سوال وجود دارد كه سياستمداران غربي كه خود را سردمدار حقوق بشر قلمداد مي كنند چگونه مي توانند از آثار اين جنايت خاموش خود عليه ايرانيان و مردمان دهكده جهاني غافل باشند؟ آيا قوانين حقوق بشرفقط در موارد خاص كاربرد دارد؟

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.17429s, 19q