مگر محیط زیست تخصص نمی خواهد که هرکسی درباره اش حرف می زند؟

۱۳۹۳/۰۹/۰۴ - ۲۰:۱۱ - کد خبر: 128750
مگر محیط زیست تخصص نمی خواهد که هرکسی درباره اش حرف می زند؟

سلامت نیوز : محیط زیست همواره عرصه ای بوده از چرایی هایی که به وجود آوردنشان از هر نظر آسان است. این تلنگرها با تلنگری به وجود آمده و بر طرف کردنشان سخت و طاقت فرساست، نیاز به علم، تجربه و سالها دوندگی و کار تخصصی دارد.


به گزارش سلامت نیوز سهیل اولادزاد فعال محیط زیست و دبیر طرح 50گرم در خبر آنلاین نوشت :امروز و به خصوص در کشور در حال توسعه ای چون ایران، به دلیل نیاز به رشد سریع اقتصادی جامعه، بسیاری از استانداردهای زیست محیطی و در نگاهی فراتر، بسیاری از موازین و قوانین زیست محیطی به واسطه مواردی چون اشتغالزایی، رشد اقتصادی شهرها و روستاها و بسیاری موارد دیگر نادیده گرفته می شوند و در نتیجه، آسیبهای بسیار شدید و جبران ناپذیری را به بدنه محیط زیست کشور وارد می کنند.


از جمله معضلات و مشکلات عمده زیست محیطی حال حاضر، می توان به انباشت های غیر بهداشتی پسماندهای شهری و صنعتی، شکار بی ضابطه، رشد کارخانه ها و صنایع آلاینده بدون ارزیابی، مدیریت غلط منابع آب، شهرسازی های بی ضابطه و مدیریت نکردن بر بحث فاضلاب و خشکسالی اشاره کرد که متاسفانه عواقب همه این موارد، می شود تاثیرات خطرناک بر سلامتی شهروندان، از جمله ایجاد انواع سرطان ها که از آلودگی هوا و آب و خاک به وجود می آیند، مسموم سازی زمین و محصولات کشاورزی، غیر قابل استفاده شدن حجم بالایی از آب، کاهش تنوع زیستی و بسیاری موارد دیگر.


در این بین نگاه گسترده بین المللی، علاوه بر عملکرد و ایستادگی سازمانهای دولتی زیست محیطی در برابر این معضلات، به انجمن های مردمی و همین طور فعالان محیط زیستی است که امروز به واسطه گسترش شبکه های اینترنتی قابلیت دسترسی فراوانی به یکدیگر در جای جای گیتی دارند و می توانند بیشترین میزان اشتراک گذاری عملکرد را داشته باشند، اما آنچه در سال های اخیر شاهد آن هستیم،نگاهی بس متفاوت است.


یکی از بزرگترین ایراداتی که امروز به واسطه وجود کلمه «مردمی» در اغلب ngo های کشور وجود دارد، عدم تخصص گرایی و در مقابل اهدا تخصصی ترین نظرات و عدم کارشناسی صحیح دیدگاه ها و حمل آن به بطن جامعه است. این موضوع از آنجا نشات می گیرد که بسیاری از مسوولین به خاطر مردمی تر نشان دادن خودشان از این انجمن های مردمی سو استفاده کرده و امروز شاهد آن هستیم که در تخصصی ترین مسایل اکولوژیستی تا آب و فاضلاب نظرات این انجمن های مردمی نفوذ کرده است.


شالیزار را تالاب می نامند و با دادن غذا به این پرندگان که چندان کارشناسی شده نیست، شالیزار را تبدیل به گندابی بزرگ می کنند و در منطقه ای که سالانه شکار دسته جمعی باعث از بین رفتن تعداد بالایی از پرندگان مهاجر می شود با تغذیه بیش از حد پرندگان آنها را تشویق می کنند که به دام شکارچیان بیفتند و رسما در طبیعت اخلال ایجاد می کنند. عده ای دیگر نامه می نویسند و از دولت می خواهند تاسیسات زباله سوز را در شمال راه اندازی کنند، از اسپانسرینگ کارخانه ای که آب زاینده رود را ربوده استفاده می کنند و در عوض برای زاینده رود تومار جمع می کنند.


در کنار همه اینها رفتارهای غیر علمی برخی از نهادهای نیمه دولتی، مانند سازمان های مدیریت پسماند بیشتر به چشم می آید،چرا که ایشان همان میزان لقب مردمی را نیز ندارند. این سازمان ها چنان عوامگرایانه رفتار می کنند که گاهی انگشت به دهان و حیرت زده می مانیم، چنان که در بسیاری از استان های کشور، نام خود را به جای سازمان مدیریت پسماند به سازمان مدیریت بازیافت تغییر داده اند و از نمونه های آنها می توان به بزرگترین شهرهای کشور، منهای تهران اشاره کرد، که در نام وبسایت آنها نیز به جای کلمه پسماند از کلمه بازیافت استفاده شده است. آیا به واقع، می توان تمامی هشت مرحله ی مدیریت پسماند را صرفا، در مرحله چهارم آن خلاصه کرد؟


اشتباهی که همواره در ذهن برخی از اساتید و بزرگواران، باز هم در عرصه محیط زیست وجود دارد، قیاس زمان حال با دوران حکیم بوعلی سیناست و تصور همچنان بر آن است که یک فرد، می تواند در زمینه های مختلف نظرات خود را اعلام کند، اما باید این نکته را قید کرد که امروز برای هر کدام از قسمتهای علم گسترده محیط زیست تخصصی وجود دارد و یک اکولوژیست نمی تواند نظر تخصصی در حوزه آلودگی های زیست محیطی دهد، یا حتی بسیار تخصصی تر یک متخصص آلودگی های نفتی نمی تواند نظری در مورد آلودگی های پسماند جامد شهری دهد. چگونه ممکن است یک فرد، با یک حد اطلاعات مشخص در همه علوم محیط زیستی نظرات جامع و کامل عرضه کند و خبرگزاری های مختلف به همین موارد استناد کنند.


در مورد کشتارهای فریدونکنار، عده ای بسیاری از مردم این منطقه را قاتل، جانی و بسیاری موارد دیگر نامیدند و برخی نیز بیان داشتند که فریدونکنار با آبروی ملی بازی می کند، اما پرسش اینجاست که کدام جامعه شناس تاکنون پژوهشی روی این منطقه انجام داده است؟ چند نفر از پایتخت نشینان کیبرد به دست به این منطقه رفته اند و شرایط زندگی این شهروندان را بررسی کرده اند؟ در شهری که سینمایی در آن وجود ندارد و تا کیلومترها باجه روزنامه ای پیدا نمی کنید، با کمترین میزان اشتغال زایی. سوال اینجاست که چه درآمد جایگزینی برای مردم این شهر توسط دوستداران حیات وحش در نظر گرفته شده است؟ و این نوید را پیشاپیش می دهیم که هر نوع برخورد قهریه ای در مورد مسایلی که ریشه در ارزش های یک جامعه دارد، راه به جایی نخواهد برد.


حال پرسش نهایی که از این نوشتار به جای می ماند این است که اگر واقعا بررسی و محتوا نویسی در مورد مقوله وسیعی به نام محیط زیست به همین سادگی و آسودگی است، لزوم پرورش کارشناسان محیط زیست در کشور برای چیست؟ و آیا بهتر نیست انجمن های مردمی، که می توانند پتانسیل و ستون های محکم ایجاد مدنیت در جامعه باشند، کمی هدایت شده تر باشند و در پروانه ثبت آنها خط مشی و هدفی روشن ترسیم شده باشد که در همان مسیر حرکت کنند؟


در نهایت باید گفت، می توان تمامی معضلات و مشکلات زیست محیطی کشورمان را با نگاهی تخصصی تر در کنار پشتیبانی فرهنگی جامعه حل کرد، تنها زمانی که هرفرد در جایگاه خود قرار گیرد.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.17221s, 18q