جایی برای بی پناه ترین زنان کشور

نسلی که اعتیاد را از بند ناف مادرش ارث میبرد

۱۳۹۳/۰۹/۱۷ - ۱۲:۰۵ - کد خبر: 128837
نسلی که اعتیاد را از بند ناف مادرش ارث میبرد

سلامت نیوز : لیلا ارشد 9 سال پیش نخستین مرکز گذری کاهش آسیب اعتیاد زنان – خانه خورشید – را در دروازه غار راه اندازه کرد. در این مرکز خدمات اجتماعی ،پزشکی، بهداشتی، آموزشی، مددکار ومشاور وحرفه آموزی به همراه یک وعده غذای گرم برای زنان در نظر گرفته شده وتلاش می شود تا زنانی که دچار سوء مصرف مواد مخدر هستند تحت حمایت قرار گیرند.

ارشد که مشاور ومددکار است می گوید که اعتیاد زنان تفاوت های زیادی با اعتیاد مردان دارد و همین تفاوت ها نیازهایی را برای زنان بوجود می آورد که باید به آنها توجه شود. گفتگوی کلید ملی را درباره پیچ وخم های اعتیاد زنان بخوانید:

  • شما درخانه خورشید از چه روشی برای کنترل و کاهش آسیب های اعتیاد استفاده می کنید ؟

تجربیاتی که درسراسر دنیا وجود دارد نشان داده است که روش ها و راهکارهای مختلف ومتفاوتی باید با افرادی که سوء مصرف دارند بر خورد بشود یعنی با همه افراد نمی شود یکسال بر خورده کرد. موقعیت اجتماعی، خانوادگی و شرایطی که هر فرد در آن قرار دارد باعث می شود که برنامه های متفاوتی برای کنترل مشکل سوء مصرف مواد مخدر در نظر گرفته شود در واقع هر گروه در یک برنامه گنجانده می شوند.

برنامه ای که در خانه خورشید داریم بحث کاهش آسیب را دنبال می کند. این برنامه برای کسانی است که تقریبا تمام پل های پشت سرشان خراب شده خانواده پذیرای آنها نیست. این افراد مشکلات شخصیتی دارند ومعمولا مهاجرانی کاملا فقیرند که در مناطق حاشیه ای و سکونتگاه های غیر رسمی زندگی می کنند. در واقع در فضاهای بی دفاع شهری ساکن هستند وهیچ سر پناهی ندارند.

اعضای این گروه حاضر به ترک اعتیاد نیستند و تجربه هایی که در سراسر دنیا وجود دارد مشخص می کنند که اگر احیانا با این افراد درباره برنامه ریزی برای ترک مواد مخدر صحبت کنید قطعا آنها را از دست خواهید داد یعنی مدد کار را ترک کرده و به بیغوله هایشان بر می گردند.

پس ویژگی های خاص این گروه باعث می شود که برنامه ریزی مبتنی بر نیازهایشان برایشان انجام بدهیم . این افراد سال ها متمادی سرزنش شده اند و از والدین و معلم ومدرسه آسیب دیده و شرایط خاصی دارند. خانه خورشید مرکز ترک اعتیاد نیست بلکه مرکزی است برای کاهش آسیب های ناشی از سوء مصرف مواد مخدر ، در واقع این افراد در برابر خطراتی که تهدید شان می کند حمایت می شوند.

  • بزرگترین خطری که این زنان را تهدید می کند چیست؟

انتقال ویروس اچ .آی.وی یکی از بزرگترین خطراتی است که این دسته از افراد را تهدید می کند. همه متخصصان در حال حاضر معتقدند که موج سوم انتقال این ویروس از طریق رابطه جنسی محافظت نشده است.

خب این زنانی که در خانه خورشید هستند همواره رابطه های جنسی متعددی دارند بنابراین توانمند کردن آنها برای محافظت از خودشان دررابطه های جنسی می تواندخطر شیوع بیماری را در سطح جامعه کاهش بدهد .

اعتیاد زنان از اعتیاد مردان خیلی متفاوت است. مثل جنین که با بند ناف به مادر وصل است. این دسته از زنان وقتی از روابط ثبت نشده شان بچه دار می شوند این بچه ها فاقد شناسنامه هستند و سلامت تحصیل و تغذیه وتمام امور زندگی این فرزندان به مسائل اعتیاد زنان افزوده می شود.

مراکز مثل خانه خورشید برای حمایت از این زنان تاسیس می شود. این حمایت ها باید فارغ ازهمه محدودیت ها ومشکلاتی که زنان دارند انجام بشود. با ورود متاآمفتامین هایی مثل « شیشه» دربازار مواد مخدر روابط جنسی بی پروا افزایش پیدا کرد.

مصرف کنندگان شیشه ارتباط جنسی را بی پرواتر انجام می دهند ودر واقع شیشه قدرت تشخیص فرد را مختل می کند وحتی در دفعات نخست استفاده از این مواد افزایش میل جنسی ایجاد می شود خب در این شرایط این زنان ارتباط جنسی محافظت نشده ( بدون کاندوم ) بر قرار می کنند و مسلما در معرض ابتلا به ویروس اچ.آی.وی قرار می گیرند .ما تلاش می کنیم که به آنها روش های محافظت را آموزش دهیم.

با این هدف که ما آسیب را کاهش بدهیم 9 سال پیش این مرکز تاسیس شده و روزانه پذیرای 100 نفر از زنانی هستیم که سوء مصرف کننده هستند وقتی ما کاررا شروع کردیم مصرف شیشه اینقدر رایج نبود وبیشترین مصرف کرک بود ، داروهای صنعتی نبودند بلکه ریشه مرفین داشتند اما متاسفانه به تدریج شیشه افزایش پیدا کرد در حال حاضر در ایران ساخته می شود وکیفیت بسیار نامطلوبی دارد که مشکلات مغزی غیر قابل جبرانی برای افراد ایجاد می کند.

  • شما در این مرکز با زنان سروکار دارید، سوءمصرف مواد مخدر در زنان چگونه است؟

اعتیاد زنان از اعتیاد مردان خیلی متفاوت است. مثل جنین که با بند ناف به مادر وصل است. اعتیاد در زنان هم مشکلاتی رقم می زند که حکایت همین بند و ناف است.این دسته از زنان وقتی از روابط ثبت نشده شان بچه دار می شوند این بچه ها فاقد شناسنامه هستند و سلامت تحصیل و تغذیه وتمام امور زندگی این فرزندان به مسائل اعتیاد زنان افزوده می شود.

حاشیه های اعتیاد زنان بسیار زیاد است.مشکلات این زنان به فرزندانشان گره می خورد. سر نوشت بچه ها نا مشخص است و آینده ای تلخ وسیاه در انتظار فرزندان این زنان است. ما با نسل بعدی مواجهیم نسلی که در معرض جدی خطر ابتلا به سوء مصرف مواد مخدر روبروست. نسلی که انگار اعتیاد را ازبند ناف مادرش به ارث می برد.

  • این روش هایی که شما به کار می برید چقدر موفق هستند ؟

ما با همه توان وهر کس به اندازه توانی که دارد کار را با هم شروع می کنیم اما از آنجایی که این زنان هیچ گونه امکان حمایتی شخصی از قبیل خانواده، سر پناه ، پول توجیبی و حتی شناسنامه ندارند حمایت های بیشتری نیاز دارند. خب وقتی شناسنامه ندارند از سهام عدالت یا حتی هین یارانه ای که دولت پرداخت می کند محروم هستند .اینها اصلا به عنوان شهروند وجود ندارند.

  • گرفتن شناسنامه برای آنها غیر ممکن است؟

برای شناسنامه ما 9 سال دویدیم ودر بالاترین رده های ستاد مبارزه با مواد مخدر ،بهزیستی کشور، ثبت احوال ، امور زنان و خانواده دادگستری ، پزشکی قانونی ونیروی انتظامی مذاکراتی داشتیم .

هر کاری که در این باره می شد انجام داد ما تلاش کردیم و انجام دادیم اما هیچ موفقیتی در این زمینه نداشتیم و خب حالا از یک زنی که شناسنامه ندارد و فرزندش هیچ اوراق هویتی ندارد چه انتظاری می توان داشت؟

یادمان باشد که فرزند این زن حق دارد در هفته حداقل یک لیوان شیر بخورد، این بچه حق دارد در هفته یک بستی یا یک میوه بخورد اما هیچ امکانی برای حمایت از او و فرزندش وجود ندارد. بنابراین وقتی همه اینها نیست انتظار این که زن بهبود پیدا کند خیلی ضعیف می شود.

یعنی وقتی ما میتوانیم به بهبود فکر کنیم که نگاه حمایتی همه جانبه از این زن به عمل بیاید. این زن در غیاب حمایت های اجتماعی مناسب خیلی وقتها مجبور می شود به رفتارهای پر خطری دست بزند که نه تنها در شان خودش نیست بلکه در شان جامعه ماهم نیست .

  • از رفتارهای پرخطر برای کسب در آمد وحل مشکلات اولیه زندگی اش استفاده می کند

بله مسلما همین است و دردناک ترین است که معمولا قیمت بسیار ناچیزی از این راه کسب می کند که حتی نیازهای اولیه اش را هم تامین نمی کند چه بسا که مشکلاتش را افزایش هم بدهد .اما راه دیگری پیش رو نمی بیند .

  • خانه خورشید از این زنان چه حمایتی می کند؟

اینجا یک وعده غذایی گرم، حمام و امکان اسکان روزانه برایشان وجود دارد. شرایط برای حرفه آموزی هم فراهم شده که یک در آمد حداقلی برایشان خواهد داشت. اما می دانید که اینها اصلا کافی نیست. یکی از معضلات زنان ما این است که وقتی بچه دارند هیچ مرکزی برای اقامت شبانه آنها را پذیرش نمی کند.

یادمان باشد که فرزند این زن حق دارد در هفته حداقل یک لیوان شیر بخورد، این بچه حق دارد در هفته یک بستی یا یک میوه بخورد اما هیچ امکانی برای حمایت از او و فرزندش وجود ندارد. بنابراین وقتی همه اینها نیست انتظار این که زن بهبود پیدا کند خیلی ضعیف می شود.

خانه های بین راهی که برای معتادان ایجاد شده زنان صاحب فرزند را نمی پذیرد. « شلتر» یا خوابگاه زنان هم آنها را نمی پذیرد.فکر کنید که در تمام شب های سرد سال زنی با یک فرزندی کوچک هیچ جایی برای شب خوابیدن ندارد، خب باید چکار کند؟ این زن ها معمولا در پارک ها می خوابند و بارها و بارها نه تنها خودشان بلکه فرزند شان مورد آزار و اذیت جسمی وجنسی قرار می گیرند .

  • این مشکل غیر قابل حل است شما برای سر پناه زنان مرکز چه کار می کنید؟

ما تلاش می کنیم که فردی ازخانواده این زنان را پیدا کنیم و شرایطی ایجاد کنیم که این زن را بپذیرند .اگر کسی خانواده داشته باشد مثلا یک پدر پیر یا یک کسی که ما بتوانیم برای حمایت از این زن کمک بگیریم همه سعی امان را می کنیم که این فرد را به حمایت تر غیب کنیم.

وقتی یک آدم را در خانواده پیدا کنیم وارتباط را ترمیم کردیم یک کمی اوضاع بهتر می شود ولی بسیاری زنانی که اینجا داریم سال هاست که خانواده شان را ترک کرده اند و هیچ ارتباطی هم با خانواده ها شان ندارند بنابراین کاملا تنها هستند.

  • حلقه مفقوده ای باعث شده که چرخه اعتیاد در کشور روز به روز گسترده تر بشود عدم حمایت های اجتماعی از این زنان است؟

در گروهی که آسیب دیده اند و دچار مشکل هستند فقط حمایت های اجتماعی می تواند به عنوان را حل بخشی از مشکلات را حل کند و گرنه دادن یه وعده متادون وغذای گرم و حمام مشکل زیادی از این افراد حل نمی کند.

  • اسناد هویتی و سر پناه بزرگترین مشکل زنان معتاد است ؟

حمایت از فرزندان یکی از مهم ترین کارهایی است که باید در این زمینه انجام شود. بچه ای که شناسنامه ندارد خب نمی تواند به مدرسه برود،وقتی تحت آموزش عمومی قرار نگیرد عملا مثل این است که افراد دیگر وارد چرخه های ناسالم بشوند .

  • پس ما به یک گروه کودکان بی هویت روبه رو شده ایم که حاصل رفتارهای پر خطر مادرانشان هستند؟

ما اینجا کسانی را داریم که مادرو مادر بزرگشان هم به همین مشکلات مبتلاست. یعنی سه نسل پشت سر هم وبی وقفه به چرخه سوء مصرف مواد مخدر وتبعات آن دچار شده اند که البته احتمال این که نسل های بعدی هم به همین سر نوشت دچار شوند در شرایط کنونی خیلی زیاد است.

چرخه آسیب شکسته نشده.و همچنان پر قدرت به حیادش ادامه می دهد . اگر ماخواهان کنترل سوءمصرف مواد مخدر هستیم باید کاری کنیم که این چرخه آسیب شکسته شود.اگر ما نتوانیم برای این زنان امکانات حداقل زندگی – با نظارت – را فراهم کنیم این راه ادامه پیدا می کند فرزندان این زنان ، دختران نوجوانشان به دلیل بی پناهی و نبود امکانات و زور و قدرت مواد مخدر به بیراهه می روند و یک تهدید برای جامعه ایجاد خواهند کرد. بنابراین لازم است که شرایط این زنان با حمایت های اجتماعی بهبود پیدا کند.

  • به نظر می رسد ورود افراد به چرخه سوء مصرف مواد مخدر در کشور ما به راحتی انجام می شود. شما فکر می کنید که چرا نوجوانان ما به راحتی به اعتیاد به موادمخدر دچار می شوند؟

متاسفانه طی این سال ها برای کسانی که هنوز رفتارهای ضداجتماعی وخشونت آمیز را شروع نکرده اند برنامه ریزی پیشگیرانه ای نداریم. در واقع پیشگیری نوع اول که مانع از ورود فرد به چرخه سوء مصرف می شود وجود ندارد. طی این سال ها ما فرزندان مان را برای یک زندگی سالم با نشاط و لذت بخش تربیت نکرده ایم.

در قرن 21 نوجوان ها باید ابزار و مهارت هایی برای مقابله با مسائل داشته باشند. ما طی این سال ها هیچ آموزشی در زمینه فرزند پروری و همسر داری به فرزندانمان نداده ایم .حتی روش هایی برای مواجهه با سختی های زندگی هم به آنها آموزش نداده ایم. افراد جامعه ما نیاموخته اند که با مسائل و مشکلات پیرامونشان چگونه باید روبه رو شوند و چگونه باید بهترین تصمیم را بگیرند نه تنها فرزندان این دهه بلکه فرزندانی طی دهه ای گذشته به دنیا آمده اند هم مهارت های زندگی را نیاموخته اند و به دور از هر مهارتی رشد کرده و وارد جامعه شده اند. آدمی که به اندازه کافی مهارت حل مسئله یا تصمیم گیری ومسئولیت پذیری را ندارد در واقع صاحب یک کوله پشتی است که از خشم، ترس واضطراب تحصیل سنگین است.

مشاجرات خانوادگی و مشکلات مالی خانواده ها راهم باید به محتویات این کونه پشتی اضافه کرد. این کوله پشتی از نشاط ولذت خالی است ما نتوانستیم این ها را برای فرزندانمان داشته باشیم . از طرفی رسانه ملی در کنار آموزش و پرورش هیچ اطلاع رسانی و آگاهی کافی ولازمی را در مواقع مختلف ارائه نداده اند.

  • فقدان آموزش باعث ورود به چرخه ی مواد مخدر می شود ؟

اطلاعاتی که افراد جامعه از کودکی نیاز دارند بایستی در به بهترین وموثر ترین شکل ممکن در اختیارشان قرار بگیرد. این اطلاعات باید دقیق و درست باشد. یک خرده فرهنگی در کشور ما رایج است که می گوید اگر افراد را بترسانید هرگز از مواد مخدر و سایر آسیب های اجتماعی سراغی نمی گیرند .

خیلی وقت ها تحت تاثیر همین خرده فرهنگ آموزش های غلطی به افراد داده می شود مثلا به آنها گفته می شود اگر به سمت فلان مواد مخدر بروی این اتفاق می افتد اما فرد می بینید که این حرف ها دروغ بوده بنابراین بزرگتر ها و رسانه ملی را باور ندارد و دست به رفتارهای پر خطرتری می زنند.

ترساندن بچه ها را باید کنار گذاشت و به بچه ها راه های به دست آوردن نشاط را آموزش بدهیم . واقعیت این است که یکی از مشکلاتی که کودکان ما با آن روبه روهستند فشار مسائل آموزش وکودک آزاری آموزشی بوده این که حتما باید بچه 20 بگیرد حتما باید شاگرد اول بشود ورقابتی که در فضاهای آموزش وجود دارد عملا به یک آزار جدی برای کودکان ونوجوانان تبدیل شده است. همه ی اینها باعث می شود که فرزندان ما برای ورود به چرخه مواد مخدر آماده شوند.

  • یعنی افراد تحت فشار قرار می گیرند و برای رهایی از این فشار به مواد مخدر پناه می برند؟

بله ما با بسیاری از افراد مصاحبه کرده ایم آنها می گویند که «دوستم گفت حالت بده؟ اعصابت داغون شده اگر یک دود بگیری حالت خوب می شه.می تونی یک دود بگیری و امشب بیداربمونی درس بخونی فردا امتحانت خوب بشه» خب اگر این جوان ما می دانست که برای بهبود حالش راه های دیگری به جز مواد مخدر هم وجوددارد یا حتی معلوم نیست که با گرفتن یک دود فردا امتحانش را بهتر پشت سر بگذارد و اگر های دیگر..

این جوان هرگز به چرخه ی مواد وارد نمی شد. دانشجوی دختری که برای بهتر شدن حالش «یه دود» می گیرد قطعا اطلاعات کافی در این زمینه ندارد ونمی داند که همین یک دود تمام زندگی اش را نابود کند وآینده اش را به تباهی می کشاند.

ما طی این سال ها هیچ آموزشی در زمینه فرزند پروری و همسر داری به فرزندانمان نداده ایم .حتی روش هایی برای مواجهه با سختی های زندگی هم به آنها آموزش نداده ایم. افراد جامعه ما نیاموخته اند که با مسائل و مشکلات پیرامونشان چگونه باید روبه رو شوند و چگونه باید بهترین تصمیم را بگیرند

خیلی درد آور است که جوانان ما این قدر آگاهی و مهارتشان کم است که در برابر این دسته پیشنهادها نمی توانند بهترین راه را انتخاب کنند. همه انسان ها دنبال این هستند که حالشان خوب شود اما این حال خوب می تواند حاصل گذراندن یک اوقات فراغت خوب یا با لذت و نشاط در یک کار جمعی به دست بیاید. اما این کسانی که ما در اینجا داریم هرگز مهارت وتوانایی این را نداشته اند که از روش های درست ومنطقی حالشان را خوب کنند وبه پیشنهاد دود گرفتن تن داده اند.

  • یک بخش دیگری هم هست و آن مبارزه دولت برای بر چیدن بساط مواد مخدر در کشوراست. حتی گفته می شود که در زمان نخست وزیری میر حسین موسوی بهترین سال های مبارزه با مواد مخدروکنترل سوءمصرف مواد در کشوربوده نظر شما چیست ؟

این دوره ای که شما نام بردید در واقع اشاره به صحبتی است که در یک سازمان دولتی مطرح شده بود. درست است اما در آن زمان در واقع بحث جنگ و دفاع از مهین بود، خوب نسلی که آرمان دارد پای بسیاری از سختی ها می ایستد و مقاومت می کند ومن فکر می کنم زمان مقابله و مبارزه گذشته است.

ما اگر بتوانیم امکانات و ابزاری را برای رویا رویی با این مشکل برای جوانان مان فراهم کنیم جوانان به خوبی بلدند که چگونه از پس حل این مشکل بر بیایند .

وقتی آن لذت و شادی که فکر می کنند با سوءمصرف مواد مخدر به دست می آورد ازراه های دیگری بتوانند به دست بیاروند و اطلاعات کافی در این زمینه داشته باشند هرگز به چرخه ی سوء مصرف مواد مخدر وارد نمی شوند.

جوانی که شادی وهیجان رادر شرایطی سالم و امن به دست بیاورد لزومی ندارد که دنبال مواد مخدر برود .اگر شرایط اجتماعی بهتری برای جوانان وجود داشته باشد حتی اگر امکان مشاوره های روانشناسی رایگان وجود داشته باشد.

خانواده ها می توانند برای حل مشکلاتشان کمک بگیرند . یکی از مشکلاتی که ما داریم این است که خانواده ها توان پرداخت هزینه های مشاوره را ندارند ولی اگر طبقه ی متوسط بتواند با دفتر چه بیمه درمانی از خدمات مشاوره با کیفیت قابل قبول استفاده کند بسیاری از مشکلات حل می شود.

متاسفانه مراکز دولتی کیفیت مناسبی ندارد ومردم از این خدمات رضایت ندارند. اگر فرد حق انتخاب مشاور داشته باشد ولی از نظر هزینه کمک بگیرد گام های موثری برای سلامت خانواده برداشته می شود.

  • مواد مخدر الان به راحتی عرضه می شود فکرنمی کنید که باید بااین روش عرضه یا به نوعی با بازار مواد مخدر مقابله شود ؟

قطعا سیاست هایی در این زمینه وجود دارد. شاید حتی بهتر باشد که یک پژوهش های درون بخشی انجام بشود تا مشخص شود که با چه رفتارهایی می توان عرضه را کنترل کرد.

اما من همیشه بحثم این است که در بسیاری از کشورها سفره ی اعتیاد پهن است چرا بچه های ما در ایران دور این سفر جمع شده اند؟ در برخی کشورهای با وجود این که استعمال برخی مواد مخدر آزاد هست اما مشکلی نظیر آنچه ما درایران داریم را ندارند.

باور من این است که آدم ها با کاستی ها و تضادهای خودشان دور این سفره جمع می شوند. پس ببینید عواملی خارج از عرضه بر این معضل حاکم است. ما باید در جستجوی چرایی تمایل فرزندانمان به مواد مخدر باشیم. دربسیاری از کشورها ما می بینیم که افراد هر از چند گاهی از مواد مخدر استفاده می کنند اما هرگز به چرخه ی اعتیاد وارد نمی شوند اما در ایران با یک بار مصرف فرد مبتلا می شود.

  • برداشت شما این است که ایرانی ها با یک بار استفاده معتاد می شوند؟

تعداد این افراد بسیار زیاد است. برای من تعریف می کردند که اولین مصرف شمعکی را در ذهن آدم روشن می کند که همیشه می خواهی شمعک را به شعله تبدیل کنی. برای این که جایگزین مناسبی برای نشاط ولذت وجود ندارد افراد به استعمال دوباره موادمخدر روی می آورند که همان لذت را تجربه کنند.

  • پس ما به خیل معتادانی روبه روییم که یک بار بصورت تصادفی مواد مخدر استفاده کرده اند و دچار شده اند؟

بله خیلی از این افراد می گویند که یک بارمصرف کردند و مبتلا شده اند.

  • بالاخره باید با عرضه کنندگان هم مقابله کرد یا نه ؟

الان سئوالات بسیاری از مردم محله ها این است که با تولید کنندگان چه بر خوردی می شود؟ آنها می پرسند ساقی ها و قاچاقچیان کوچک وبزرگ چگونه مجازات می شوند؟ نیروی انتظامی متجاحرین را دستگیر وجمع آوری کرد اما قاچاقاچیان وخرده پاها دارند به کارشان ادامه می دهند وبا آنها هیچ برخوردی نشده است.پرسش هایی از این دست زیاد است ونشان می دهد که برنامه همه جانبه شهری و کشوری برای مقابله با عرضه کنندگان مواد مخدر وجود ندارد.

  • شما با ساقی ها (فروشندگان )برخورده داشته اید ؟

اکثر کسانی که اینجا می آیند تجربه های فروش هم دارند. هر وقت که اوضاع مالی اشان خیلی آشفته شود باز هم به کار توزیع مواد مخدر روی می آورند . مثلا 10 بسته می گیرند 9 تا می فروشند ویک بسته هم می توانند مصرف کنند.

ببینید این چرخه افراد را وادار می کند در توزیع هم شرکت کنند. کار تولید و خرید و فرش مواد مخدر به روش های مختلف با سطوح متفاوتی انجام می شود. فروشندگان محلی معمولا آدم های شناخته شده ای هستند و در برابر خطرات احتمالی از خودشان مراقبت می کنند مثلا دوربین های مدار بسته در اطراف محل سکونشان کار گذاشته اند و محافظانی در کوچه و خیابان دارند که هر نوع تردد مشکوک را به سرعت به آنها اطلاع می دهد و به این ترتیب از خودشان مراقبت می کنند .

اما یادمان باشد که پدید های اجتماعی به هم مرتبط هستند وبرای بهبود اوضاع باید برنامه ریزی هاهمه جانبه و بهم پیوسته باشد.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
1.07208s, 19q