6 باور غلط در زندگی زناشویی

۱۳۹۳/۱۰/۱۴ - ۱۶:۳۱ - کد خبر: 133731

سلامت نیوز: باور، عقیده ای است که شخص درستی آن را پذیرفته است، بدون این که به آزمایش عملی یا انتقادی مبتنی باشد. باورهای ما ریشه در تجارب گذشته ما دارند، از دوران کودکی ریشه دواندند و همچنان که ما رشد کردیم آن‌ها نیز مستحکم تر شده اند و آن قدر قدرتمند شده اند، آن چنان که جزء جدایی ناپذیر لحظاتمان هستند، و کنترل بسیاری از امور مهم زندگی روزمره مان را به‌دست مي‌گیرند، گاهی حضورشان آن چنان بدیهی و نامحسوس است که حتی به بسیاری از آن‌ها هوشیار نیستیم.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه قانون، برخی از مهمترین باورهای رایج و غلطی که در زندگی زناشویی زوجین مداخله مي‌کنند عبارتند از:


باور غلط شماره یک: عشق رومانتیک مي‌تواند ازدواج خوب و خوشایندی را ایجاد کند.
ازدواج رابطه جنجالی عاشقانه نیست، بلکه رابطه‌ای جدی و عملی است. افرادی که به ازدواج با دید مجموعه ای از انتظارات نامحدود عاشقانه مي‌نگرند، وقتی که با شکست و ناملایمات زندگی مواجه مي‌شوند، شدیدا احساس ناامیدی مي‌کنند.
معناي واقعي عشق
هرکسی که معنای واقعی و حقیقی عشق را دریابد، پی مي‌برد که این هیجان پیچیده برای رشد و بالیدگی احتیاج به زمان دارد. یعنی کشف قابلیت‌ها و حالاتی که در اثر با هم بودن آشکار مي‌شود و باعث تکامل و رضامندی مي‌شود. اغلب افراد هدف اصلی و عمده عشق را نمي‌دانند و یا گم کرده اند. اکثرا در همان ماه‌ها یا سال‌های اولیه ازدواج خود، قطعا به این نتیجه مي‌رسند که همسر آن‌ها زن یا مرد رویایی آن‌ها نیست، در این بین اغلب آن‌ها این توانایی را دارند که با این موضوع کنار بیایند و عده ای هم که گرفتار عشق جنجالی بی حد و حصر شده اند، قادر به این کار نیستند. زوجین متاهل باید خود را در مقابل فعالیت‌هایی که موجب مي‌شود هر کدام از آن‌ها در مقابل هم قرار بگیرند، خود را سازگار کنند.


باور غلط شماره دو: شما باید همسر خود را به یک انسان برتر تبدیل کنید.
زن و شوهرهای زیادی هستند که قصد دارند بعد از ازدواج طرف مقابل را عوض کنند. بگذار ازدواج کنیم «من او را آدم مي‌کنم». ممکن است این تنش در طرف مقابل هم باشد و او هم یک چنین تصمیمي‌داشته باشد. این عقیده ممکن است عوض شود و این عادت بد را بعد از ازدواج ترک شود. نکته مهم اینجاست که ممکن است با متاهل شدن یا با ازدواج، همسازی و سازگاری بین دو زوج بیشتر شود، نگرش‌ها و عواطف و احساسات همسوتر از قبل شود، اما هدف از ازدواج تغییر آن‌ها نباید باشد.


باور غلط شماره سه: تضادها مکمل یکدیگرند.
این که شخص با نشاط، سرزنده، در حال پیشرفت و برون گرا به فردی که فوق العاده کنترل کننده و درونگراست جذب شود، نامعمول نیست. این گونه تفاوت‌ها و تضادها باعث ایجاد سبک‌هاي متفاوتی در زندگی مي‌شود. در واقع برای دوستی یا یک رشته روابط موقتی ممکن است این جذابیت‌ها کارگر باشد، اما برای ازدواج نه. در ازدواج این گونه تفاوت‌ها اغلب باعث اختلاف مي‌شود. باعث ایجاد تفاوت‌ها و اختلاف‌های بنیادی در زندگی مي‌شود. چرا که ازدواج یک رابطه عینی است، نه صوری. زمانی که افراد با نظرات متضاد و عدم شباهت‌ها بیشتر اوقات خود را با هم مي‌گذرانند، برخوردها و کشمکش‌ها بین آن‌ها قطعی و اجتناب ناپذیر است. فرض کنید یکی از زوجین به صحبت کردن، مطرح کردن احساسات، عقاید و عواطف علاقه‌مند است و در مقابل طرف وی به دنبال فضای خصوصی برای خود باشد و از تنهایی لذت ببرد و بخواهد تنها باشدیا یکی از زوجین دارای میل جنسی بالا با فردی که میل جنسی پایینی دارد، ازدواج کند. اگر بنا باشد که تضادها همدیگر را جذب کنند و باعث شادی شوند، چگونه مي‌توان در هریک از ازین زوجین خوشبختی را یافت یا زوج سازگاری را پیدا کرد. ازدواج سازگار و خوشبخت به شباهت‌های بنیادی احتیاج دارد که در واقع، از تفاوت‌ها بسیار مهم تر است. این تفاوت‌ها تاثیر خود را بر تربیت کودک مي‌گذارد، بسیاری از طلاق‌ها نیز پیامد همین اختلاف‌ها و تفاوت‌ها هستند.


باور غلط شماره چهار:عشاق حقیقی از همه افکار و احساسات طرف مقابل مطلعند.
این هم از این افسانه نشات مي‌گیرد که عشق شورانگیز باید وجود داشته باشد که هر دو بتوانند ذهن همدیگر را بخوانند. این خوب است که در زندگی، دوستان خوب، عشاق، زوجین همه با هم کار کنند، متحد باشند و هر کدام دیگری را بفهمند و درک کنند و نسبت به عواطف هم آگاهی داشته و حساس باشند. عقاید و ترجیهات همدیگر را بدانند و احتمالا آن قدر با هم جور باشند که به قول خودشان افکار هم را بخوانند. اما این احتمال هم هست که نتوانند به چنین درجه ای برسند و همه این موارد را انجام دهند. این افسانه در مورد امور جنسی هم صادق است.


باور غلط شماره پنج: ازدواج مي‌تواند همه آرزوها را کامل و برآورده كند.
«من خودم به تنهایی مي‌توانم زندگی کنم.» این جمله ای‌ است که هر یک از زوجین باید به خود متذکر شوند و همواره تکرار کنند. هنگامي‌که افراد برای رسیدن به آرزوهای خود ازدواج مي‌کنند، همواره تهدیدهای هیجانی بارها در زندگی آن‌ها اتفاق مي‌افتد. «من نمي‌توانم بدون تو زندگی کنم، اگه مرا ترک کنی خودم را مي‌کشم. و...». در ازدواج‌های مختلف ما شاهد این مسائل بوده و مي‌بینیم که آن‌ها چگونه به یکدیگر چسبیده اند و آزادی‌های فردی را از هم گرفته اند؛ نه از روی عشق بلکه از روی ترس و احساس گناه. بدین ترتیب زوج‌ها رفته رفته به «زوجین اکسیژنی» تبدیل مي‌شوند، البته بدون این که باعث رشد و تقویت زندگی هم باشند. این موارد حتی در بین دوستان هم مشاهده مي‌شود. این که به هم مي‌گویند «تو همه دنیای منی، تو همه چیز منی و...». این وابستگی مرضی حس خشم و انزجار را در هر دوی آن‌ها پرورش مي‌دهد. همسر وابسته از ناجی خود رفته رفته متنفر مي‌شود، زیرا پی مي‌برد که بدون او نمي‌تواند زندگی کند. در واقع این هیجان انگلی یا کنه ای به هر دو ضرر مي‌رساند.

عشق پخته

عشق پخته هیچ وقت این احساس هیجان و شور انگلی را در فرد ایجاد نمي‌کند. یک انسان عاشق و پخته همواره این را تکرار مي‌کند که من مي‌توانم با تو یا بدون تو زندگی کنم اما خیلی ترجیح مي‌دهم که با تو زندگی کنم چون عاشقت هستم. امیدوارم که تو نیز این احساس را داشته باشی.


باور غلط شماره شش: هیچ کس نباید در مورد مسائل خصوصی و مشکلات‌مان اطلاع داشته باشد.
در این افسانه زن و شوهر یا یکی از آن‌ها این عقیده را دارد که هرگز نباید کسی از مسائل خصوصی و مشکلات‌مان خبردار شود، حتی درمانگر. زوجین ممکن است این مطالب را جزو خیانت به همسر خود بدانند. افرادی با این عقیده در فرهنگ ما کم نیستند و در واقع، میل به غیرت داشتن نسبت به مسائل خصوصی باعث این افسانه مي‌شود. این گونه افراد معتقدند که دیگران (همه بدون استثناء) مي‌خواهند از تجارب آن‌ها سوء‌استفاده کنند.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.21534s, 20q