تاراج کودکي دردام اعتياد

۱۳۹۳/۱۰/۲۵ - ۰۸:۲۰ - کد خبر: 135119
تاراج کودکي دردام اعتياد

سلامت نیوز:مرحله حساس براي کودکان آسيب ديده درست از لحظه اي آغاز مي شود که دوباره قدم در اجتماع مي گذارند و همان آدم هايي را مي بينند که آن‌ها را به اين روز انداخته اند. اگر اين کودکان حمايت نشوند برگشت آن‌ها به مسير اشتباه دور از انتظار نيست.

به گزارش سلامت نیوز، روزنامه خراسان در گزارشی نوشت: 12 سال بيشتر ندارد. او را همراه خواهر کوچک ترش در حالي که در خيابان هاي شهر گدايي مي‌کرد، گرفتند. هر دو معتاد به کريستال بودند.

براي هفته ها، دردهاي شبانه و بي تابي هاي گاه و بيگاه خواب را از او گرفته بود و حالا بعد از چندهفته غربالگري در بيمارستان، روزهاي رهايي از اعتياد را در نخستين مرکز ترک اعتياد کودکان کشوردر زاهدان تجربه مي کند.

سارا يکي از هزاران دختر بچه اي است که تاوان اشتباهات والدينش را مي دهد .تاواني به قيمت حراج کودکي در پاتوق هاي مصرف مواد مخدر. 12 سال است که اعتياد در وجود سارا رخنه کرده است. سارا معناي اعتياد را به وضوح بهتر از دختران ديگر مرکز درک مي کند، او پيش از تولد درگير اعتيادي ناخواسته شده بود: «مادرم روزي چندبار کريستال مي کشيد، بيشتر وقت ها من و سميرا موادش رو مي خريديم بسته اي هزارتومن». آن طور که سارا مي گويد غير از مادر ، برادرش هم اعتياد داشته است: «برادرم خودش معتاد بود اما چندبار ما رو تو خونه ترک داد، مي گفت دخترا نبايد چيزي بکشن. الآن هم اون بود که گذاشت ما رو براي ترک بيارن، مادرم از ما خبر نداره.»

وقتي مي پرسم چه مدتي است مادرش را نديده و چرا سراغي از آن‌ها نمي گيرد،پاسخ مي دهد:« از وقتي به بيمارستان و بعدش هم به مرکز فرستاده شديم مادرم نه زنگ زده و نه ...» حرفش را ناتمام مي گذارد ،بغضش را فرو مي خورد و سرش را پايين مي اندازد.

«سميرا» خواهر10 ساله سارا هم دو سالي مي شود که کريستال مصرف مي کند اما او از نظر جسمي و روحي وضعيت مناسب تري نسبت به سارا دارد. اين را مي توان از شيطنت هاي کودکانه و خنده هاي گاه و بيگاهش فهميد. دوره درماني سميرا خيلي زود تمام شده و او در قياس با خواهرش روزهاي بهتري را پشت سر مي گذارد و حالا شب ها بدون اينکه صداي استخوان هايش را بشنود آرام مي خوابد.رنج و سختي که اين دو کودک در اين سال ها متحمل شده اند چهره آن‌ها را تکيده تر از سن و سال واقعي شان نشان مي دهد.آن‌ها نمونه کوچکي از کودکاني هستند که بار بي مسئوليتي والدين را به دوش مي کشند.

جرم والدين ، جزاي کودکان

زيور کودک ديگري است که به مرکز ترک اعتياد دختران منتقل شده است. او 10 سال دارد و برخلاف سارا و سميرا، به واسطه پدرش درگير اعتياد شده است. دخترک ريزنقش مرکز مي گويد:« 2 سال پيش اولين بار پسرعمويم به من ياد داد مواد بکشم ،چند وقت بعد پدرم فهميد که من مواد مصرف مي کنم و چون خودش معتاد بود از اون به بعد ديگه با خودش مي کشيدم.»

آن طور که زيور مي گويد مادر ، خواهر و برادرانش نمي‌دانستند که او مواد مصرف مي کند. اما شايد حالا همين وابستگي زياد به پدر مهم ترين دليل زيور براي ماندن و بهبود يافتن در مرکز است تا هرچه زودتر بتواند پدر را ببيند: «دوست دارم زودتر خوب بشم تا برگردم پيش پدرم، دلم خيلي براش تنگ شده.» اين را مي گويد در حالي که از شنيدن نام پدر سرشار از هيجان و شادي شده است.

اما آن طور که مسئولان مرکز مي گويند به نظر نمي رسد زيور بتواند بعد از درمان و بهبود کامل پيش خانواده برگردد زيرا صلاحيت آن‌ها براي نگهداري از او تأييد نشده است. دخترک پرجنب و جوش مرکز اکرم 9 ساله است؛ او که کوچک ترين عضو مرکز است به همراه مادر و برادرش در يکي از پاتوق هاي مصرف مواد مخدر در زابل شناسايي شده است و حالا او و برادرش براي درمان به مراکز ترک منتقل شده اند. اکرم غيرمستقيم درگير اعتياد بوده به همين دليل روند درمان او کوتاه تر از ديگر دختران مرکز است. از زماني که مادر، اکرم و برادرش را به کارشناسان بهزيستي تحويل داده و خود ناپديد شده است، اطلاع بيشتري از او و ديگر اعضاي خانواده در دست نيست.

سرنوشتي نامعلوم

معاون امور پيشگيري بهزيستي سيستان و بلوچستان مي‌گويد: از زماني که کودکان در مرکز ترک اعتياد درمان مي شوند، بهزيستي پيگير وضعيت آن‌هاست و خانواده اين کودکان را رصد مي کند و چنانچه صلاحيت نگهداري از کودک را داشته باشند، نزد آن‌ها بازگردانده مي شوند.

معصومه راحت دهمرده، اظهار مي کند: اما اگر خانواده شرايط نگهداري را نداشته باشد، کودک تحت عنوان بي سرپرست و بدسرپرست به مراکز نگهداري تحت نظارت امور اجتماعي بهزيستي فرستاده مي شود تا سرپرستي وي به اشخاص ديگر واگذار شود.

مير خانم جواني که سرپرستي مرکز ترک اعتياد دختران را برعهده دارد، مي گويد: حال روحي و جسمي دخترها نسبت به روزهاي اولي که آن‌ها را به مرکز انتقال دادند، بهتر شده است و در مرکز نيز پزشک،روان شناس و مددکار به وضعيت آن‌ها رسيدگي مي کنند. بچه ها در اين مرکز علاوه بر طي کردن مراحل درمان، آموزش مي بينند، نماز مي خوانند، قرآن خواندن ياد مي گيرند، بازي مي کنند ، کارهاي دستي و ده ها مهارت ديگر را فرا مي گيرند.

با شيطنت سر به سر بغل دستي اش مي گذارد، چيزي در گوش او زمزمه مي کند و هردو با هم مي خندند. مسئولان مرکز ترک اعتياد پسران مي گويند روزهاي اولي که او را به مرکز منتقل کردند با هيچ کس صحبت نمي کرد. به دليل اعتياد شديد ساعت ها بي حرکت و بي رمق گوشه اي دراز مي کشيد. اما حالا حال «سعيد» بهتر از قبل است هرچند که هنوز دوره درمانش کامل نشده است، پسرکي 10 ساله که از ابتدا همراه پدر مواد مصرف مي کرد و دوره درمانش نشان مي دهد چيزي حدود 9 سال درگير اعتياد به کريستال بوده است. سعيد را هم از يکي از پاتوق هاي مصرف مواد مخدر در زابل آورده اند. او نه سواد خواندن دارد و نه سواد نوشتن، آن طور که مشخص است آموزش نديده و به مدرسه نرفته است. حتي نمي تواند کلمات را واضح ادا کند.

اعتياد با انگيزه چاقي

ايمان 12 ساله تنها کودک در اين مرکز است که خود مسبب اعتيادش است. مي گويد به پيشنهاد پسري نوجوان در راه مدرسه وسوسه مي شود تا کريستال مصرف کند با اين انگيزه که چاق شود.

«صبح ها از مدرسه فرار مي کردم و با پول تو جيبي که پدرم مي داد مواد مي خريدم و همانجا استفاده مي کردم.» ايمان را در حال خريد موادمخدر با بسته اي کوچک از کريستال در دستش مي گيرند و بلافاصله با رضايت خانواده به مرکز مي فرستند؛ او بيش از يک ماه دور از چشم خانواده و معلمان مدرسه مواد مصرف مي کرده است.

حامد برادر کوچک تر اکرم است. پسرکي شلوغ و پر سروصدا که او هم مانند خواهر با شيطنت هايش ديگران را به وجد مي آورد. 8 سال دارد و کمتر از 3 ماه است که درگير کريستال شده آن هم غيرمستقيم و درست زماني که مادر ، او و خواهرش را با خود به پاتوق هاي مصرف مي برده است. حامد هم دلش براي خانواده اش تنگ شده ، از اکرم که مي‌گويد اشک در چشمانش حلقه مي زند او دلتنگ خواهر و مادر است و براي ديدن آن‌ها لحظه شماري مي کند.

دلتنگي اين کودکان تمامي ندارد، اغلب آن‌ها تاوان گناه و اشتباه والدين را پس مي دهند، بي آنکه بدانند جرمشان چيست و چرا بايد شب و روز را دور از خانواده و عزيزانشان سر کنند، تک تک آن‌ها براي بازگشت به آغوش خانواده بي تابي مي کنند، غم دوري را مي توان از نگاه آن‌ها خواند.

اعتياد در کمين کودکان

«نخعي»رئيس مرکز ترک اعتياد کودکان پسر زاهدان مي گويد: کودکان بسياري مثل ايمان هستند که اعتيادشان در محيط شلوغ و پرجمعيت خانواده به چشم نمي آيد و زماني خانواده مي فهمند که آن‌ها به دام دوستان ناباب افتاده و در اين منجلاب غرق شده اند. وي تصريح مي کند:تلاش مي‌شود با همکاري آموزش و پرورش استان، اطلاع رساني درباره پيشگيري از اعتياد در مدارس گسترش پيدا کند. اکنون اين کار با آموزش بچه هاي مرکز آغاز شده است و آن‌ها علاوه بر آموزش خواندن و نوشتن نکات لازم را براي پيشگيري از اعتياد فرا مي گيرند. گفت وگويمان با پسرها که تمام مي شود، به سرعت از جا بلند مي شوند و به طرف وسايل بازي مي روند آن‌ها لذت بازي کردن را با هيچ چيز ديگر عوض نمي‌کنند. بازي که مي کنند سرشار از هيجان و شادي مي‌شوند بدون دغدغه و نگراني. گويي در اين زمان هيچ چيز را به ياد نمي آورند و تنها مي دانند که کودک اند و بايد کودکي کنند، کاري که مدت ها فراموشش کرده بودند.

بازگشت به زندگي

اين کودکان براي قدم برداشتن در مسير زندگي نياز به حمايت ديگران دارند اگر چه پاک شدن و رهايي از دام اعتياد مسئله حائز اهميتي است اما مهم تر از آن کمک به آن‌ها براي يافتن مسير درست زندگي پس از خروج از مرکز و ورود به اجتماع است. مرحله حساس براي کودکان آسيب ديده درست از لحظه اي آغاز مي شود که دوباره قدم در اجتماع مي گذارند و همان آدم هايي را مي بينند که آن‌ها را به اين روز انداخته اند. اگر اين کودکان حمايت نشوند برگشت آن‌ها به مسير اشتباه دور از انتظار نيست.

بايد پذيرفت براي اين کودکان هيچ کانوني گرم تر از خانواده نيست به شرطي که آن‌ها نيز در دام اعتياد گرفتار نباشند و از لحاظ مالي تامين شوند. بدون ترديد اگر دست هايي براي کمک به خانواده اين کودکان دراز شود و براي بازگرداندن آن‌ها به مسير زندگي همت شود، رشد و بالندگي آن‌ها در بستر همين خانواده ها محقق خواهد شد.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.13464s, 20q