گفتگو با یک فروشنده کبد :

هشدار درباره حراج اعضای بدن: فروش کلیه جای خود را به کبد ندهد

۱۳۹۳/۱۱/۱۱ - ۱۳:۲۴ - کد خبر: 137021
هشدار درباره حراج اعضای بدن: فروش کلیه جای خود را به کبد ندهد

سلامت نیوز:جامعه ما شاهد معضلاتی است که با وجود اینکه بارها تکرار و موشکافی شده اند، برای آن ها افسوس خورده شده، اما هنوز هم به قوت خود باقی مانده و به نظر غم انگیز و غیر قابل جلوگیری هستند. مسایلی مانند کودکان کار، قتل های ناموسی، زنان بدسرپرست، خودفروشی و حراج گذاشتن تکه ای از جان.... در این میان از بین تمام اعضای بدن، اگر اهدای عضو از طریق مرگ مغزی را در نظر نگیریم، "کلیه" سپر بلای همه اعضا شده و در ابتدای لیست حراج قرار می گیرد. اما در واقع باید گفت کلیه‌فروشی جزو معضلات اجتماعی جدی در کشور است که سال‌ها قشر فقیر جامعه را وسوسه کرده تا برای جبران بخشی از هزینه‌های جاری زندگی، یکی از حیاتی‌ترین اعضای وجودشان را در بازار به فروش برسانند.


به گزارش شفقنا ، بر اساس آمار سالانه به طور متوسط دو هزار پیوند کلیه در ایران انجام می‌‌‌شود که ۲۰ درصد آن از افراد دچار مرگ مغزی تامین و بقیه پیوندها از طریق فروش کلیه انجام می‌گیرد. به طور دقیق‌تر، آمار رسمی در ایران نشان می‌دهد سالانه نزدیک به دو هزار و 300 مورد پیوند کلیه انجام می‌شود که از این تعداد تنها 595 مورد، از طریق بیماران مرگ مغزی انجام می‌شود. همچنین، بر اساس نظر متخصصان حوزه رشد بیماری‌های کلیوی در کشور، 15 تا 20 درصد رشد را نسبت به سال‌های گذشته نشان می‌دهد و همین موضوع انگیزه اهداکنندگان و فروشندگان کلیه را که بر اساس اظهارات انجمن بیماران کلیوی اغلب افراد 25 و 26 ساله هستند مشخص می‌‌‌کند.


در حال حاضر یک کلیه در ایران با روش قانونی و از طریق مراجع ذی‌صلاح به قیمت حدود هفت میلیون تومان به فروش می‌رسد و یک بیمار که نیاز به پیوند کلیه دارد، با محاسبه سایر مخارج پیوند باید حدود 10 تا 12 میلیون تومان هزینه درمان بپردازد. اما، در بازار سیاه این عضو از بدن وضعیت به گونه دیگری است تا جایی که گاهی این عضو بدن تا 80 میلیون تومان هم خرید و فروش شده است، بر اساس اظهارات یک دلال خرید و فروش کلیه گروه خونی O منفی به دلیل محدودیت پیوند از همه گروه‌های خونی گران‌تر است. دلالان فروش کلیه بحث خرید و فروش کلیه تنها مختص به ایران نیست ولی نحوه برخورد در دیگر مناطق با ایران متفاوت است. در کشورهای دیگر جهان مثل چین، هند و برزیل فروش کلیه به صورت قانونی ممنوع است ولی در عوض بازار سیاه تجارت اعضا رونق دارد.

کبد، رقیب اصلی کلیه
اما باید گفت آگهی هایی که بر در و دیوار شهر نصب شده اند حاکی از این هستند که کم کم "کبد" هم به رقیبی برای کلیه تبدیل خواهد شد.


اما آنچه باعث شده تا عده‌ای احساس کنند می‌توانند با فروش کبد خود بخشی از نیازهای زندگی شان را جبران کنند روزگار سخت گرانی‌ها و برآیند گفته‌های محققانی است که می‌گویند" کبد توانایی ترمیم خود را دارد و اگر بخشی از آن حذف شود می‌تواند به مرور زمان خود را بازسازی کند.

همین اطلاعات علمی اندک سبب شده است افراد نیازمند دو دو تا چهارتا کنند و به این نتیجه برسند که هم می‌توانند چاله‌های زندگی را پر‌ کنند و هم بعد از مدتی سلامتی خود را به دست بیاورند. اما آنچنان که دکتر سیدعلی ملک‌حسینی پدر پیوند کبد ایرانی می‌گوید مسئله اصلا به این آسانی که آنها می‌گویند نیست: «کبد چیزی نیست که قابل فروش باشد، عمل کبد به قدری سخت و مشکل است که چنین چیزی امکان‌پذیر نیست.»

با این وجود شیراز، مشهد و کرمان قطب‌های اصلی پیوند کبد در ایران هستند ولی فروشندگان آن از سراسر کشور آگهی داده‌اند تا قدرت انتخاب را برای مشتری بالا ببرند. در این میان وبلاگ‌ها و سایت‌های اجاره‌ای فضای تبلیغات به دمیده شدن در کوره‌ فروشندگان کبد کمک شایانی کرده‌اند. کبدها قیمت تکه‌ای از آن تا 400‌میلیون تومان هم نرخ گذاری می‌شود.


گفت وگو با یک فروشنده کبد
همین چند روز گذشته بود که چشم مان به یک آگهی فروش کبد مزین شد.آنقدر جملات درج شده در آگهی کوتاه و مختصر بود که ناخوآگاه فکر کردم اگر این فرد قرار بود ماشین خود را به فروش بگذارد، بیشتر بازارگرمی می کرد!
در آگهی آمده بود:
کبد
گروه خونی B مثبت
35 ساله سالم
فروشی
تلفن تماس:......
به علت نیاز شدید مالی
انگار مطمئن بود با همین چند جمله مخاطب را راغب به خرید می کند! شماره تماس را در تلفن همراهم ذخیره کردم و چند روز بعد با آن تماس گرفتم، در تمام طول مدتی که تلفن بوق می خورد، این سوال که خانم است یا آقا به مهم ترین سوال زندگی ام تبدیل شده بود.


نهایتا آقایی به نام محسن به تلفن پاسخ می دهد؛ همانطور که در آگهی ذکر کرده 35 سال دارد. درمورد علت فروش کبد خود به می گوید: "من کارشناسی ارشد انصرافی رشته شهرسازی هستم، هرچند که شغلم مرتبط با رشته تحصیلی ام نبود اما یک شرکت تعاونی داشتم که در آن عده ای خانم بی سرپرست، حبوباتی که من به صورت مستقیم از کشاورز خریداری کرده بودم را دسته بندی می کردند و این حبوبات را 40 درصد زیر قیمت به بازار عرضه می کردیم. در سال 91، شریکم همه سرمایه ام را که شامل خانه ، ماشین ، شرکت تعاونی، کارگاه و انبار بود بالا کشید و من به دلیل ورشکستگی، مبلغ 185 میلیون به عده ای بدهکار شدم که قرار بود سال گذشته آن را پرداخت کنم، اما از آنجائی که کاری از دستم بر نیامد، اقدام به فروش کبد خود کردم. او می گوید این آگهی را فقط در تهران منتشر نکرده بلکه در شیراز، اصفهان و کرمان هم آگهی داده است.


محسن به اقداماتی که برای گرفتن اموال خود انجام داده اشاره می کند و توضیح می دهد: "متاسفانه سیستم قضائی برای مشکل من هیچ اقدامی انجام نداد. من به بسیاری از مسولان در زمان آقای احمدی نژاد نامه فرستادم و درخواست کمک کردم که هیچ کدام هیچ کاری برای من نکردند."


این فروشنده کبد درمورد تاثیری که مشکلات مالی بر روی زندگی زناشویی اش داشته اظهار می کند: "متاهل بودم اما همسرم به دلیل مشکلات مالی دختر پنج ساله ام را برداشت و رفت.حتی هنگامی که پیش قاضی رفتیم، قاضی از من پرسید میزان بدهکاری ات چقدر است و وقتی من مبلغ را گفتم، قاضی گفت شما صلاحیت نگه داری از بچه را هم نداری."


وی با بیان اینکه دیدار فرزندش شرایط را برای خودش و فرزندش سخت تر می کند و ادامه می دهد: "من خودم نخواستم دخترم را ببینم، زیرا شرایط روحی ام بسیار خراب است. من و همسرم هر دو شاغل بودیم اما کار من زودتر از همسرم تمام می شد، تمام مدت را با دخترم سپری می کردیم مخصوصا که همسرم دانشجو بود و مجبور بود سه روز در هفته به شهرستان برود.فکر می کنم دیدار شرایط جدایی را برای خودم و فرزندم سخت تر می کند."


محسن در ادامه به تعداد تماس هایی که به منظور خرید کبد با وی گرفته شده اشاره می کند و ادامه می دهد: "حتی از دبی، ترکیه و انگلیس مشتری دارم که البته همه دلال هستند، متاسفانه هموطنان خودم هیچ اقدامی انجام نمی دهند، اگر هم زنگ می زنند فحش می دهند. من تقریبا روزی 200 تا 300 تماس دارم که 170 تا 180 عدد آن تهدید است...تماس می گیرند و می گویند "یا این آگهی ها را جمع می کنی یا فلان کار را می کنیم، حتی آدرس من را هم گرفتند و من گفتم هرکار که دوست دارید انجام بدهید."


محسن از قیمت 300 میلیون تومانی کبد خبر می دهد و می گوید: کافی است یک آگهی رو به روی بیمارستان هاشمی نژاد بزنید تا دلالان دورتان جمع شوند و به راحتی کبدتان را به قیمت 300 میلیون بفروشند، حتی خودشان دکتر و آزمایشگاه دارند. اما من با آن ها همکاری نمی کنم، زیرا 185 میلیون نیاز دارم و حاضر به فروش کبدم با قیمت بیش تر از 185 میلیون نیستم. به همین دلیل در آگهی های جدید، فروش کلیه ام را هم ذکر کرده ام، البته کلیه سمت چپم، زیرا کلیه سمت راستم مشکل دارد.


وی در مورد دلیل فروش کلیه، علاوه بر کبد اظهار می کند: من نمیخواهم کبدم را از طریق دلالان بفروشم چرا که آن ها کبد را با قیمت بالا به دست کسی که نیاز دارد می رسانند، با خانمی 37 ساله آشنا شدم که وضع مالی خوبی ندارد، حاضر شدم کبدم را با قیمت 140 میلیون به ایشان بفروشم اما بدن این خانم از لحاظ پزشکی آمادگی عمل را نداشت، حتی برای تهیه بقیه پول خود می خواستم کلیه ام را هم بفروشم.این مسائل اصلا برایم مهم نیست، مهم قرضی است که به مردم دارم، هرچند همه طلبکارانم انسان های منصفی هستند اما آن ها هم مانند من به پول احتیاج دارند.


او در ادامه صحبت و در پاسخ به این سوال که آیا می داند پیوند کبد بدون عوارض نیست و ممکن است در آینده برایش دردسرساز شود، پاسخ می دهد: بیمارستان نمازی شیراز، بزرگترین مرکز پیوند کبد انسان زنده به زنده در خاورمیانه است.من تحقیقات خود را انجام دادم و با پزشکان مشورت کردم، وقتی فهمیدم این امر عوارضی ندارد، به شیراز رفتم و آزمایشات لازم را دادم و متوجه شدم هیچ مشکلی برای فروش کبدم ندارم.


او تاکید می کند: "پیوند کبد در بیمارستان ها جرم است. اگر بخواهم چنین تصمیمی بگیرم باید بیرون از بیمارستان توافقات لازم را انجام دهیم و فقط عمل پیوند در بیمارستان انجام می گیرد"


وی از آشنایی خود با تعداد زیادی از افرادی که اقدام به فروش کلیه خود کرده اند خبر می دهد و می گوید: خیلی از خانم ها با من تماس می گیرند، خانم هایی که بی سرپرست یا بد سرپرست هستند، از من میخواهند اگر کسی نیازمند کلیه بود به آن ها معرفی کنم. زیرا از آنجائی که می ترسند از شماره آن ها برای مزاحمت سو استفاده شود، اقدام به پخش آگهی نمی کنند.من به یکی دو نفر که خود را رئیس مجمع خیرین شمال شهر تهران معرفی کردند، شماره آن ها را دادم و خواستم به این خانم ها که نیازشان در حد 4 الی 5 میلیون بود کمک کنند، اما آن ها هیچ کاری برای آن ها انجام ندادند.


محسن تاکید می کند: البته هیچ کمکی را قبول نمی کنم، حتی یک ریال.من گدایی نمی کنم. یک خاطره برایتان تعریف کنم. دو هفته قبل، ساعت ده و نیم شب، حوالی بلوار فردوس غرب بودم، هوا بارانی بود،یکی از آگهی هایم را به دیوار چسباندم، هفت الی هشت دقیقه بعد،گوشی ام زنگ خورد، من فکر کردم باید یک مشتری باشد، اما دیدم یک دختر خانم 12، 13 ساله است. از من پرسید شما الان با کاپشن مشکی آمدید این آگهی را چسباندید؟گفتم آره، گفت من از تراس نگاهت می کردم، آمدم و شماره را برداشتم. او به من گفت "من 130 هزار تومان پول دارم که برای شهریه کلاسم است، چگونه می توانم به دستت برسانم؟این دختر همینطور که حرف میزد گریه می کرد و مرا هم به گریه انداخت.اما من هیچ کمکی قبول نمی کنم."


وی در پایان درمورد شغلی که هم اکنون به آن مشغول است، می گوید: من بر روی ماشین یکی از دوستانم که 25 میلیون به او بدهکارم کار میکنم، روزها هم آگهی می چسبانم. تا کنون مبلغ زیادی صرف آگهی و چسب کرده ام. از یک طرف می چسبانم و شهرداری از یک طرف جمع می کند. اما من ادامه خواهم داد.


پس از اتمام مصاحبه برای اطمینان از این مساله که آیا پیوند کبد از فرد زنده امکان پذیر است یا خیر، گفت و گویی با رئیس جامعه متخصصان داخلی ایران انجام دادیم.
دکتر ایرج خسرونیا در پاسخ به این سوال که آیا پیوند کبد از فرد زنده امکان پذیر است، پاسخ داد: در فروش و پیوند کبد، همه کبد برداشته نمی شود، بلکه یک قسمتی از آن برداشته می شود.


وی با ابراز تاسف از فروش کبد برای رفع نیاز مالی اظهار کرد: متاسفانه افرادی که نیاز مالی دارند این کار را انجام می دهند، البته اگر شخص سالم باشد نه تنها صدمه ای نخواهد دید، بلکه جان یک نفر را هم نجات می دهد، زیرا کبد خودش را بازسازی می کند.


رئیس جامعه متخصصان داخلی ایران ادامه داد: اهدای کبد عوارضی ندارد فقط اهدا کننده باید سالم بوده و به بیماری هایی نظیر هپاتیت، ایدز، بیماری های عفونی، سل و...مبتلا نباشد.همچنین این پیوند برای افرادی که سن کمتری دارند بهتر است.


از درج آگهی های خرید و فروش کبد تا تکذیب آن
این در حالی است که رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران در پاسخ به این پرسش که مسئله پیوند کبد از فرد زنده چقدر امکانپذیر است که در برخی مواقع شاهد تبلیغات و کاغذهای فروش آن در خیابان ها هستیم، عنوان کرد: "پیوند کبد از فرد زنده تقریبا فقط در مواقعی انجام می شود که یا پیوند اورژانس وجود دارد یا فقط درباره بچه ها این پیوند صورت می پذیرد، مثلأ در مواقع اورژانسی کسی نارسایی حاد کبد دارد اگر در کمتر از 24 ساعت پیوند بر روی وی صورت نپذیرد از بین می‌رود و یا پیوند کبد مرگ مغزی برای آن نیست که چنین مواردی بسیار نادر است ولی مورد شایع چنین مواردی مربوط به کودکان است که به کبد کوچک نیاز دارند که می‌توانند از بستگان درجه یک مانند والدین، گوشه‌ای از کبد آنان را دریافت کنند و این شایعات که کبد می‌خریم و می‌فروشیم در ایران اصلأ وجود ندارد و در دنیا نیز چنین مصداقی وجود ندارد."(خبرگزاری تسنیم)

همینطور دکتر محمد عقیقی، مسوول واحد پیوند وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در مورد فروش اینترنتی کبد اظهار کرد: تبلیغاتی که تحت عنوان کبد فروشی در برخی سایت‌ها مطرح می‌شود، مطمئنا کذب بوده، سوءاستفاده و کلاهبرداری است نه یک فرایند درمانی واقعی.


وی افزود: احتمال سوءاستفاده از عناوینی همچون کبدفروشی، ایجاد تعامل مالی بین اهدا کنندگان و گیرندگان عضو در مورد کبد موضوع نامحتملی است؛ چرا که مهم‌ترین منبع تامین کبد برای بیماران نیازمند، از موارد مرگ مغزی است. موارد مرگ مغزی نیز از زمان اعلام تا زمان مراقبت، انتخاب گیرنده مناسب، برداشت عضو، انتقال به بخش پیوند و انجام پیوند همه در سیستم دولتی و با نظارت وزارت بهداشت یا معاونت‌های درمان دانشگاه‌ها شکل می‌گیرد.

بر این اساس کل فرایند پیوند در مداری بسته و تحت نظارت صورت می‌گیرد در نتیجه بحث فروش عضو یا مطالبه مالی برای پیوند عضو از مرگ مغزی، با توجه به حمایت‌های وزارتخانه از بیمارستان‌هایی که این پیوند را ارایه می‌دهند، عملا منتفی است.


شرایط پیوند کبد از اهدا کننده زنده بسیار محدود است
مسوول واحد پیوند وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی درباره پیوند کبد از اهدا کننده زنده نیز گفت: از طرف دیگر هر کسی را نمی‌توان کاندید اهداکنندگی پیوند کبد کرد. شرایط پیوند کبد از زنده بسیار محدود است و با توجه به مشکل بودن این اعمال، هر کسی هم به راحتی جان خود را به خطر نمی‌اندازد. در مجموع موارد پیوند کبد از اهداکنندگان زنده درمقایسه با موارد اهدا کنندگان مرگ مغزی بسیار محدود است.


عقیقی افزود: در پیونده کبد از زنده نیز اغلب اهداکنندگان پدر، مادر، خواهر یا برادر بیمار هستند که اهداکننده به یکی از اعضای خانواده‌شان خواهند بود. در مجموع عملا اهدای بخشی ازکبد را مانند داستان پیوند کلیه نداریم. (ایسنا، 19 آذر 92)


اخبار ضد و نقیض، انکار مسئولین و اصرار فروشندگان درمورد امکان فروش کبد بسیار است، آنچه که اهمیت دارد این است که "فروش کلیه" ، این ترکیب ساده اما غم انگیز، جای خود را به "فروش کبد" ندهد و یک عضو دیگر هم به راحتی در لیست حراجی قرار نگیرد اما آیا با وجود مشکلات فروان پیش روی برخی افرادی که نیاز مالی شدید آنان را مجبور به فروش تکه ای از جانشان می کند، امکان پذیر است؟

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.1844s, 19q