آیا زندگی مجردی برای زنان جذاب است ؟

۱۳۹۳/۱۱/۲۰ - ۱۰:۳۱ - کد خبر: 138019
آیا زندگی مجردی برای زنان جذاب است ؟

سلامت نیوز: کشور با پدیده افزایش زنان مجرد مواجه است" این پدیده ای است که علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی چندی پیش نسبت به آن اعلام نگرانی کرد و گفت : به طور کلی تجرد زنان در ایران افزایش یافته است که این امر به استقبال بسیاری از کارفرمایان به ویژه در بخش خصوصی تا حدودی از استخدام نیروی کار مجرد نشأت می گیرد.

به گزارش سلامت نیوز، ایسکانیوز در ادامه نوشت: خانه مجردی ؛ زندگی به تنهایی این واژه ها شاید هنوز هم در جامعه واکنش مثبتی نداشته باشد اما اگر در سالهای گذشته "خانه مجردی" مقوله ای بود که تنها به پسران اختصاص داشت، امروزه دختران زیادی نیز به این سبک زندگی روی آورده اند و به تنهایی یا همراه با دوستان همخانه ی خود زندگی مجردی را تجربه می‌کنند.طوری که زندگی مجردی دختران در تهران به یک پدیده ی ملموس و روزمره تبدیل شده، از سوی برخی پذیرفته شده و از سوی دیگران با نگرانی و اعتراض مواجه شده است.
امروزه عواملی اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و ... باعث دگرگونی در شکل و محتوای ازدواج شده، این اقدام مقدس را از ساده زیستی به سمت تجمل گرایی، نیز از سادگی و صراحت به عاقبت اندیشی مادی و رفاه طلبی سوق داده است!
مسائلی مانند گرایش دختران برای ادامه تحصیلات عالی، تمایل به زندگی مستقل، پایین بودن سطح درآمدها، نیز علاقه برای ازدواج با مردی که دارای امکانات عالی باشد و استقلال مالی داشته باشد، همه دست به دست هم داده و موجب افزایش سن ازدواج دختران شده است. آمار شاهد این مدعاست و همین ها سبب میشود تا روز به روز آمار زندگی دختران مجرد بالا و بالاتر برود .
تهران جذابیت زیادی برای مهاجران دائم و موقت دارد. سالانه هزاران نفر از نقاط مختلف ایران به منظور دستیابی به فرصت‌های بهتر کار، درآمد، تحصیل و زندگی به این شهر می‌آیند. بسیاری از این افراد که اغلب جوان، دانشجو، کارمند، و یا کارگرند، به تنهایی و دور از خانواده خود به صورت "مجردی" زندگی می‌کنند.
هرچند ازدواج پدیده ای طبیعی است و برای 98% افراد جامعه نیز اتفاق می افتد اما به تاخیر افتادن آن می تواند مسئله باشد.طبق آمار سن ازدواج برای زنان از سال 1345 از 4/18 در سال 85 به 6/23 و برای مرد ها از 25 سال به 5/26 رسیده است.این روند برای زنان افزایش بیشتری داشته است.اما سن ازدواج برای مردان در یک سطحی ثابت مانده است. اتفاقی که در این دوره 40 ساله رخ داده است این نکته است که اختلاف سن زوجین که پیش از این06/6 بوده به 3 سال کاهش پیدا کرده است.این اتفاق یک پدیده مثبت است.زیرا زمانی که اختلاف سن زوجین زیاد است امکان بروز مشاجرات خانوادگی و طلاق ،.سطح بیوه شدن زنان در سالخوردگی واختلاف سن پدر با فرزندانش بیشتر است. پس این موضوع یک پدیده مثبت است.علت افزایش سن زنان را می توان در رشد روند توسعه جستجو کرد.
ضریب شهر نشینی ما که در سال 45حدود 37% بود در سال 85 به 68% رسیده است.یعنی این میزان دو برابر شده است.افزایش رشد شهر نشینی یکی از شاخصه های توسعه است.از سوی دیگر میزان با سوادی جمعیت که در سال 45 در حدود 40% جمعیت کشور را شامل می شد در سال 85 در حدود 85% جمعیت ایران را به خود اختصاص داد.در این میان ضریب باسوادی زنان بیش از آقایان بوده است.یکی دیگر از این شاخصه ها بحث کار خارج از خانه زنان است. البته در گذشته نیز زنان در بخش کشاورزی نیز شاغل بوده اند اما این نوع کارکردن به معنای مشارکت های اجتماعی آنها محسوب نمی شد. در این این سال ها مشارکت اجتماعی زنان افزایش پیدا کرده است
مقوله اوقات فراغت و وسایل ارتباط جمعی افزایش پیدا کرده است. امروز امکان ارتباط با جهان خارج و کشورهای دیگر دنیا برای خانم ها بوجود آمده است .زمانی که ضریب اجتماعی بالا می رود بحث تحصیلات زنان نیز افزایش می یابد.پیش از این زنان ما در مقطع ابتدایی و متوسطه بی سواد بودند اما امروز این میزان به مرز 100% رسیده است.95% از دختران ما در کشور به مدرسه راه پیدا می کنند. ضریب این میزان در دبیرستان از پسر ها بیشتر است در دانشگاه ها بالغ بر 60% از پذیرفته شدگان دانشگاه ها را زنان تشکیل می دهند.این افراد اگر در جایی به کار مشغول نشوند.حد اقل توانسته اند از مباحث اجتماعی آگاه شوند.این آگاهی ها باعث شده که سن ازدواج افزایش پیدا کند.البته این افزایش سن ازدواج در مورد زنان بیشتر نمود پیدا کرده است. علت اینجاست که در گذشته سن ازدواج زنان بسیار پائین بوده است.
رکیبی از نیازهای عاطفی، میل به فردیت، استقلال‌طلبی، میل به رشد و پیشرفت تحصیلی و حرفه‌ای و توسعه‌ی نامتوازن تهران در مقایسه با شهرستان‌ها باعث گرایش فزانیده‌ی دختران به زندگی مجردی در تهران می‌شود.

این سبک زندگی عرصه کشاکش دو نیروی اجتماعی است. یکی نیروی نسل جوانی که می‌خواهد آزادی و فردیت خود را منفک و مجزا از خانواده تعریف کند و به جامعه بقبولاند و از تمام حقوق، آزادی ها، امکانات و احترام و تاییدی که جامعه به راحتی در اختیار خانواده ها قرار می دهد برخوردار باشد.

دیگری نیرویی که برای فرد مجزا از خانواده ارزش چندانی قائل نیست بلکه واحد بنیادین تشکل دهنده ی جامعه را خانواده می داند و فرد را، و به خصوص زن را، صرفاً در نسبت او با خانواده و تحت کنترل و نظارت خانواده می تواند بپذیرد و تحمل کند. عمده ی نگرانی ها و هشدارها و برخوردهایی که در این حوزه می بینیم محصول همین کشاکش است.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.18866s, 18q