ايدز در کوچه پس کوچه هاي دروازه غار

۱۳۸۷/۰۹/۱۱ - ۱۱:۲۶ - کد خبر: 13813
ايدز در کوچه پس کوچه هاي دروازه غار
يوسف 14ساله هر روز صبح با 10 عدد نان سنگک به مرکز کاهش هاي آسيب پرديس مهر مي آيد. او نيز در حال درمان اعتياد است و متادون مصرف مي کند. سواد ندارد چرا که مدارس، کودکان معتاد را ثبت نام نمي کنند. به همين دليل همراه مادر و برادر کوچک ترش به اينجا مي آيد تا همگي اعتيادشان را کنار بگذارند. پدر و برادر بزرگ ترش نيز در مرکز ديگري درمان مي شوند. بيشتر مراجعه کنندگان اين مرکز که مخصوص بانوان است، يا زناني خياباني هستند يا مصرف کنندگان مواد مخدر. دکتر حميدرضا شعاري مسوول مرکز پرديس مهر مي گويد؛ «دسترسي به اين افراد مشکل است چرا که سخت اعتماد مي کنند. به همين خاطر مهم ترين کار براي ما ارتباط گرفتن و جلب اعتماد اين افراد است تا بتوانيم به صورت داوطلبانه از آنها آزمايش HIV و هپاتيت بگيريم. به آنها آموزش رفتارهاي جنسي بدهيم، مشاوره دهيم و خانواده هايشان را درگير مسائل آنها کنيم و در صورت لزوم به مراکز دولتي بالاتر ارجاع دهيم.»

اينجا نزديک به 25 پرسنل دارد که هشت نفر از آنها HIV مثبت هستند. تعدادي از اين افراد کساني بودند که خود نيز از همين مرکز خدمات مي گرفتند و از آنجايي که افراد شايسته يي بودند انتخاب شدند تا به ديگران مثل خودشان کمک کنند.

دکتر شعاري از مشکلات پرسنل مي گويد که در روز با 100 نفر از افراد HIV مثبت سروکار دارند؛ «بيشتر مراجعه کنندگان سابقه دار هستند. بسياري از اين افراد بيماري هاي مسري دارند. امکان دارد که به علت HIV، مبتلا به سل هم شده باشند يا هپاتيت B دارند که خطرناک است. امکان دارد به پرسنل تعرض کنند. به همين خاطر فشار روحي زيادي بر کارکنان مان وارد است و بايد در اين شرايط مراجعه کنندگان را از لحاظ روحي و رواني حمايت کنند. البته از آنجايي که مي دانيم به چه شکل با اين بيماران برخورد کنيم تا به حال اتفاق خاصي نيفتاده است.»

در اين مرکز تيمي وجود دارد که به مراکز آسيب خيز مي روند و افراد پرخطر را شناسايي مي کنند. اين تيم متشکل از مددکار، پزشک و يکي از افراد پرخطر است. اين تيم ممکن است وارد خانه يي شود که در آن اتفاقات عجيبي بيفتد.مريم اصلان زاده 22 ساله، نزديک به پنج ماه است که وارد اين تيم شده است. او در اين مدت کوچه پس کوچه هاي دروازه غار را شناخته است؛ «چند وقتي درون مرکز کار کردم و گاهي براي پيگيري و بازديد از منزل به دروازه غار مي رفتم، اما بعد از مدتي متوجه شدم عده يي از بيماران پس از مدتي مراجعه مرتب، غيب مي شوند و از محل خودشان خارج نمي شوند. دروازه غار محيط بسته يي است، به همين خاطر ما به سراغ شان رفتيم.» وي عقيده دارد کساني که نمي آيند بيشتر به کمک نياز دارند چرا که در وضعيت بدتري هستند. خيلي اوقات که به داخل خانه مي روم تا صحبت کنم مشتري پشت در ايستاده است. من بارها و بارها زماني بالاي سر افراد رسيدم که در حال مصرف مواد بودند يا کودک آزاري مي کردند.

چهار نوع آدم ديده مي شود؛ افرادي که معتاد هستند، آناني که مواد مي فروشند، ماموراني که براي بازداشت آمده اند يا عده محدودي که براي کمک مي آيند. مريم اوايل کارش با چادر و مقنعه به دروازه غار مي رفته است. به همين دليل بيشتر مردم دروازه غار تصور مي کردند او مامور پليس است و به او اعتماد نمي کردند. به همين خاطر ظاهرش را شبيه افراد دروازه غار کرد تا در جمع آنان پذيرفته شود. عينک آفتابي يکي از وسايلي است که افراد دروازه غار از آن وحشت دارند و سريعاً نسبت به آن موضع مي گيرند.

بارها شده است در زمان تزريق بالاي سر افراد بايستد و به آنها سرنگ دهد؛«گاهي درون پارک مي بينم که کسي در حال تزريق است. صدايش مي کنم و سرنگي بهش مي دهم. به همين دليل اعتماد مي کند و دفعات بعدي خودش از من سرنگ مي گيرد. اين مساله باعث مي شود به مرور زمان با چهره من آشنا شوند. خيلي اوقات براي بازديد مي روم. يعني جوياي حال بيماراني مي شوم که دو بار به مرکز کاهش آسيب آمده اند و بعد از آن ديگر نيامدند. بارها و بارها به خانه هايشان سر مي زنم. آنقدر مي روم و پيگيري مي کنم تا خسته شوند.» زماني که اين افراد به مرکز مي آيند مشاوره دادن به آنها شروع مي شود. دکتر شعاري مي گويد؛ از آنجايي که بيشتر افرادي که مي آيند اين ذهنيت را دارند که ممکن است HIV مثبت باشند، مي پذيرند آزمايش بدهند. عکس العمل اين افراد زماني که جواب آزمايش را مي گيرند به شکل هاي گوناگوني است؛ عده يي مي خندند، گاه گريه مي کنند، شايد حمله کنند. گروهي هم هستند که معتاد و روسپي نيستند و از طريق همسرشان مبتلا شده اند، اين گروه حتي احتمال مبتلا شدن را نيز نداشته اند. به همين خاطر مشاوره بعد از آزمايش اين افراد جزء مهم ترين کارهايي است که بايد انجام شود. ما بيماري داشتيم که طي دو هفته به خاطر خودخوري هايش در تخت بيمارستان از دست رفت. او شوکه شده بود. شرايط اين افراد با معتادان و روسپي ها متفاوت است. مريم مي گويد؛«قرار نيست کسي را که در اوج سياهي است، سفيد کنيم. ما تنها سعي مي کنيم خاکستري اش کنيم. ما اصراري نداريم بيماران مان ترک کنند يا نسبت به مشکلات شان قوي عمل کنند.

ما سعي مي کنيم افراد مراجعه کننده به اين مرکز، بيشتر و سالم تر عمر کنند. ما نمي توانيم از دختر 12ساله يي که پدر و مادر و برادرانش تزريقي هستند، انتظار داشته باشيم اعتيادش را ترک کند.»
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.16162s, 18q