بيماران اورژانسي بستري در راهرو!

۱۳۹۳/۱۲/۱۷ - ۱۱:۱۳ - کد خبر: 141046
بيماران اورژانسي بستري در راهرو!

سلامت نیوز:«وزيرمي خواهد بيايد، به ما هم گفته اند آماده باشيم، هنوز که نيامده» اين جمله اي است که يکي از پرستاران در حال رفت و آمد بين بيماران بستري در اورژانس مي گويد، همين يک جمله مهر تاييدي بود بر ادعاي شهروندي که مي گفت از ديروز به تکاپو افتاده اند و بيماران را به بخش ها منتقل مي کنند يا پذيرش انجام نمي دهند تا موقع بازديد وزير همه چيز گل وبلبل باشد!

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه خراسان ،هميشه شنيده بوديم وقتي فرد مسئولي از مکاني بازديد دارد آنجا را آب و جارو مي کنند، اين بار قصه در اورژانس بيمارستان قائم (عج) مشهد تکرار شد تا واقعيت ها از چشم وزير پنهان بماند و گزارشگر خراسان در چنين شرايطي به بخش اورژانس بيمارستان قائم(عج) مي رود.ساعت ملاقات تقريبا براي ورود هيچ فردي به جز کودکان ممانعتي در کار نيست ، راهروها به حدي شلوغ است که افراد شانه به شانه حرکت مي کنند. در همان ابتدا چند بيمار را مي بينم که روي تخت داخل راهرو بستري شده اند، البته اين افراد چند ساعتي است که مراجعه کرده اند و هنوز منتظرند که وضعيت شان مشخص شود.کمي جلوتر کنار راهرو 6-5 تخت گذاشته اند و در برگه اي نام بيمار و پزشک معالج آن ها را به ديوار چسبانده اند، اين بيماران در نزديکي در ورودي يکي از بخش ها قرار دارند، اگر چه اين بخش تابلو ندارد ولي روي برگه بالاي در ورودي نوشته شده«بخش پشتيبان 2 ». بيماران اين راهرو وضعيتي بسيار نامناسب تر از ديگر اورژانس ها دارند، چون در راهروي اصلي ونه راهروي اورژانس قرار دارند وبيشترين تردد از کنار آن ها انجام مي شود، بيماري روي تخت شماره 58 ( برگه روي ديوار راهرو) خوابيده و پتو را روي سرش کشيده است، با وجود اين که ساعت حدود 15 است ظروف غذاي ظهراين بيمار روي پتويش قرار داردو هنوز جمع آوري نشده است.يکي از همراهان که از تربت حيدريه بيمارش رابه مشهدآورده، مي گويد: شب گذشته پدرم را از تربت حيدريه به مشهد آوردم از ديشب که يک نفر او را معاينه کرد تاکنون درهمين راهرو بستري بوده و کسي سراغي از او نگرفته است! همراهان تخت هاي ديگر نيزوضعيت مشابهي دارند و از رسيدگي نشدن به بيمارشان گلايه مي کنند. يکي از همراهان بيمار مي‌گويد: حتي يک پتو به ما ندادند. بيمار از صبح تا حالا علاوه بر درد بيماري، سرماي راهرو را هم تحمل کرده است.

ترافيک در راهروي بخش اعصاب

به اورژانس مغز و اعصاب مي روم. از همان ورودي اورژانس اعصاب تا انتهاي راهرو در کنار ديوار تخت قرار داده اند، فقط محل درهاي ورود به اتاق ها تخت قرار ندارد ، در ساعت ملاقات هم که مشکل صد چندان شده و تقريبا ترافيک به حدي است که عملا امکان رفت و آمد از راهرو وجود ندارد، بيشتر از کمبود امکانات و اتاق و...، شلوغي و ازدحام جمعيت روي تک تک عصب هاي بيماران است.به اورژانس قلب ومراقبت هاي ويژه مي روم ، اينجا وضعيت بهتري دارد واگر چه نحوه قرار گيري تخت در اتاق ها، پذيرش بيش از ظرفيت را نشان مي دهد ولي درراهروهاي اين بخش فقط 3 بيمار بستري شده اند. در راهروي اورژانس کودکان و نوزادان نيز بيماري مشاهده نشد و به نظر اين بخش ها بيمار کمتري داشته باشند. البته شايد چون مي گويند وزير مي آيد، بيمار اورژانسي بيشتري پذيرش نکرده اند.

براي حضور وزير

به بخش اورژانس داخلي مي روم، يکي از همراهان بيمار مدعي مي شود تا روز گذشته در محل سالن پذيرش اورژانس و قبل از راهروهاي اورژانس داخلي، تخت هاي اين بيماران قرار داشت اما امروز چون وزير قرار بوده بازديد کند بيماران را به بخش ها منتقل کرده اند، يکي ديگر از همراهان هم مدعي مي شود : با وجود اين که بيمار او دچار عفونت داخلي شده اما بيمارستان از پذيرش او خودداري کرده است و گفته اند چند روز ديگر مراجعه کند.

بيش از 20 تخت در راهرو

به راهروي بخش اورژانس داخلي وارد مي شوم،در اين راهرو تخت ها کنار يکديگر چيده شده اند حتي فاصله برخي تخت ها از يکديگر به کمتر از 30-20 سانت مي‌رسد، تخت ها را مي شمارم. بيشتر از 20 تخت در راهرو هاي اين بخش قرار دارد.برخي از بيماران اين بخش نيز از شهرستان ها و حتي استان هاي ديگر به مشهد آمده اند. به گفته يکي از همراهان پدرش 2 شب قبل ازخراسان جنوبي براي ادامه درمان به مشهد منتقل شده اما او را در راهرو بستري کرده اند...بيماري که مشکل تنفسي دارد، ماسک را از روي صورت برمي‌دارد و دردمندانه مي گويد: 3 روز است که در همين راهرو بستري شده ام، اگر مريض نباشم در همين راهرو ها مريض مي شوم!يک همراه بيمار ديگر هم مي گويد: يکي از بيماران که در تخت روبه روي بيمارم بستري است 2 ساعت است که درخواست کرده پرستار به محل تخت او مراجعه کند ولي هنوز از پرستار خبري نيست ، در چند روز که همراه بيمارم بودم فقط يک پرستار را ديدم که به موقع و به خوبي کارش را انجام مي داد.او که به شدت از عملکرد پزشک معالج بيمارش گلايه دارد، مي گويد: رسيدگي به بيماران در اورژانس اين بيمارستان در حد 30 درصد است.در حال عبور از راهرو هستم. خانواده‌اي اطراف بيمارشان جمع شده اند و از وضعيت اورژانس و کمبود امکانات گلايه مي کنند. يکي از آن ها مي گويد: براي انتقال بيمار به بيمارستان ديگر هم موافقت نکردند و به وضعيت او در اين بيمارستان نيز رسيدگي مناسبي نمي شود. بيمار ديگري ازاستان خوزستان به مشهد آمده واز 3 روز قبل به دليل بيماري ديابت در اورژانس بستري شده است، او هم از وضعيت اورژانس ناراضي است.يکي ديگر از همراهان که بيمارش به بخش منتقل شده است، مي گويد: بيمارم چند شب درراهروهاي اورژانس داخلي بستري بود، پزشکان و پرستاران اين بخش زحمت زيادي مي کشند ولي يک پرستار بايد به تعداد زيادي بيمار رسيدگي کند که حجم کار بالاي او اجازه نمي دهد خدمات مطلوبي داشته باشد. او هم تغيير و بهتر شدن وضعيت اورژانس و بخش ها را بعد از اين که گفته شده وزير مي خواهد از بخش بازديد کند، تاييد مي کند.همراه يک بيمار ديگر مي گويد: امروز مثل اين که قرار است آقاي وزير از بيمارستان بازديد داشته باشد و شرايط کمي بهتر شده است مثل اين که تعدادي از بيماران را به بخش ها منتقل کرده اند وگرنه در بخش اورژانس داخلي با وضعيت رقت‌باري روبه رو مي شديم.

فراموشي ارائه خدمات

تقريبا راهرويي را که بيش از 20 تخت که بيماران اورژانس داخلي در آن بستري شده اند پشت سر مي گذارم و به ايستگاه پرستاري بخش مي رسم. فردي که حدود 40 سال دارد و پدرش را همراهي مي کند، به ايستگاه پرستاري آمده و اعتراض دارد. صداي او بالا مي رود. پرستاران او را دعوت به آرامش مي کنند. همراه بيمار که طي چند روز همراهي پدر بيمار از وضعيت آشفته بخش اورژانس داخلي به ستوه آمده است با عصبانيت گلايه مي کند، يکي از همراهان بيمار که از اعتراض او ناراحت شده است به او اعتراض مي کند و مي گويد: اگر اعتراض داريد و قرار است با پرستاران بحث کنيد به محوطه بيمارستان برويد، او به همراه مامور نيروي انتظامي و مامور انتظامات بيمارستان او را به آرامش دعوت مي کنند و از او مي خواهند ادامه حرف هايش را دربيرون از راهروهاي اورژانس بزند. او هم چنان که به طرف در خروجي هدايت مي شود، در حال انتقاد از وضعيت نامناسب و کمبود امکانات و خدمات است، البته برخي از همراهان بيمارهم حرف هاي او را تاييد مي کنند.او را به اتاقي که روي تابلويش نوشته «دفترخدمات پژوهشي» مي برند و در را مي بندند، حضورش در اين اتاق بيش از 20 دقيقه طول مي کشد، پدر که نگران فرزندش شده مي گويد: من ناهار نخواستم به پسرم بگوييد بي خيال شود! وقتي از اتاق بيرون مي‌آيد به سراغش مي روم، او مي گويد: غذاي ظهر پدرم را اشتباهي آورده بود، قرار شد غذا را عوض کند ولي با گذشت چند ساعت هنوز غذا را نياورده اند، 3 شب قبل هم اعتراض کردم ولي در رفتارشان تغييري ايجاد نشد. از او درباره نتيجه مذاکره اش در اتاق سوال مي کنم که مي گويد: گفتند سيستم اشکال دارد، پول نيست که ساختمان براي بيماران اورژانس درست کنيم، مي‌گويند پزشکي که فوق تخصص مي گيرد در اين اورژانس ماهيانه 600 هزار تومان حقوق مي گيرد!...

منشور حقوق بيمار

در حال خارج شدن از اورژانس هستم تابلويي نظرم را جلب مي کند، بالاي تابلو نوشته شده منشور حقوق گيرنده خدمت، در محور اول آمده است: دريافت مطلوب خدمات سلامت حق گيرنده خدمت است، و 4 محورديگر شامل در اختيار قرار دادن اطلاعات کافي به بيمار، حق انتخاب و تصميم گيري بيمار،احترام به حريم خصوصي و رعايت اصل رازداري و دسترسي به نظام کارآمد و رسيدگي به شکايات، حق گيرنده خدمت است. اکنون بايد شرايط اورژانس را با آن چه در منشور اعلام شده مقايسه کنيم و ببينيم کدام يک از اين حقوق بيماران رعايت مي شود.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.5934s, 18q