گفتگو با علي نوبخت‌حقيقي دبير مجمع انجمن هاي علمي گروه هاي پزشکي

نگذاريد دلواپسان شيريني طرح تحول سلامت را به کام ملت تلخ کنند

۱۳۹۳/۱۲/۲۷ - ۱۱:۳۲ - کد خبر: 142370
نگذاريد دلواپسان شيريني طرح تحول سلامت را به کام ملت تلخ کنند

سلامت نیوز: حدود 11 ماه از زمان اجرايي شدن طرح تحول نظام سلامت مي‌گذرد و اين طرح در اين مدت فراز و فرودهاي زيادي را پشت‌سر گذاشته است. كارشناسان زيادي در نقد و تكريم آن قلم زده و روزنامه‌ها و نشريات مختلف از مشكلات و موانع آن سخن‌ها گفته‌اند.

به گزارش سلامت نیوز، روزنامه سپید نوشت: علي نوبخت‌حقيقي، دبير مجمع انجمن‌هاي علمي گروه‌هاي پزشكي، استاد نفرولوژي دانشگاه است. سال‌ها تجربه اداره معاونت درمان وزارت بهداشت و هيات عالي انتظامي سازمان نظام پزشكي و دبيري فرهنگستان علوم پزشكي را در كارنامه دارد. از معدود كساني است كه اين توان را داشته تا رؤساي هيات‌مديره انجمن‌هاي علوم پزشكي و پزشكان طراز اول كشور را در تصميم‌گيري‌هاي كلان در كنار هم نگه دارد.

وقتي در آستانه سال نو با او تماس گرفتيم، فكر نمي‌كرديم، بتواند مصاحبه را در برنامه كاري فشرده‌اش قرار دهد اما او با روي گشاده قرار مصاحبه را پذيرفت. مصاحبه‌اي كه حدود 2 ساعت طول كشيد. صحبت‌هايش صميمي و صريح بود و مسائل را به گونه‌اي دسته‌بندي شده و شفاف مي‌كاويد. از دستاوردهاي منطقي طرح تحول سلامت حمايت مي‌كرد، اما انتقاداتي را هم به آن وارد مي‌دانست. قصدش اين بود كه نقدي منصفانه و مشفقانه از عملكردها در حوزه سلامت داشته باشد. هرچند مصاحبه با او قدري طولاني شد اما از همه خوانندگان عزيز دعوت مي‌كنم اين گفت‌وگوي 2 ساعته را تا پايان دنبال كنند.

استاد نوبخت، به‌عنوان كارشناسي كه هم در نظام سلامت داراي پشتوانه تئوريك و عملي و هم در جامعه پزشكي از مقبوليت عمومي برخوردار هستيد، ارزيابي كلي شما از آنچه در 11 ماه گذشته تحت عنوان كلي طرح تحول نظام سلامت انجام شد، چيست؟

قبل از ورود به بحث از مسئولان روزنامه وزين سپيد سپاسگزاري مي‌كنم و موفقيت‌هاي اين روزنامه را در عرصه فرهنگي پزشكي ارج مي‌گذارم و ضمن قدرداني از زحمات شما اعلام مي‌كنم، جزو علاقه‌مندان جدي اين روزنامه هستم.

رسيدگي به سلامت آحاد ملت جزو وظايف دولت‌هاست و هر كس اگر خدا را ناظر بر اعمال بداند، حتي اگر به ‌دنبال امور ظاهري و سياسي و اجتماعي نيز باشد، بايد به اين نكته اساسي و داراي اهميت براي مردم برسد. دولت تدبير و اميد نيز به اين مسئله توجه ويژه‌اي كرد. جناب آقاي دكتر روحاني چند ماه قبل از ورود به عرصه انتخابات، جلسه‌اي با دكتر فاضل و بنده برگزار كردند و ما نيز ضمن بيان ديدگاه‌هاي خود در عرصه سلامت، توجه ايشان را به اين نكته جلب كرديم كه متاسفانه انقلاب اسلامي در موضوع تامين سلامت آحاد ملت، از اهداف خود دور شده و طي سال‌هاي اخير، كارهاي نامناسبي در حق ملت انجام مي‌شود و اين كارها تا جايي پيش رفت كه براي نمونه، جسد متوفي در بيمارستان‌هاي دولتي به‌عنوان گروگان نگه داشته مي‌شود. هر ماه و سال ميلياردها دلار به خزانه‌ واريز مي‌شد و مي‌بايد ملت لااقل از بعد سلامت تامين باشند، اما تامين نبودند و در بيمارستاني كه با پول خودشان بنا شده بود، بستري كردن عزيزشان را مشروط به پرداخت هزينه مي‌كردند.

اين مسائل باعث شده بود كه بنده از تمام سمت‌هاي خود استعفا دهم.

كدام سمت‌ها؟

از استادي دانشگاه علوم پزشكي شهيدبهشتي و دبيري و عضويت مادام‌العمر فرهنگستان علوم‌پزشكي. چراكه باعث ننگ من بود كه اسمم دكتر باشد و اين فضاحت بر مردم ايران برود. براي اينكه در اين گناه سهيم نباشم، از تمام سمت‌هاي خود كناره گرفتم. ما در همين مملكت با نفت بشكه‌اي 10 دلار توانستيم درمان را به صورت رايگان به مردم ارائه دهيم و هيچ بيمارستان دولتي حق اخذ وجهي از احدي از ملت را نداشت. بعد ديديم كه قطار از ريل خارج و به مسير پول‌سالاري منحرف شده و در نتيجه روابط انساني بين پزشك و بيمار در اين مملكت مخدوش شده است. به‌عنوان يك معترض به كساني كه مدام از من علت عدم مراجعه به دانشگاه يا فرهنگستان را مي‌پرسيدند، نامه‌اي نوشتم و ضمن شرح ماوقع گفتم كه نمي‌خواهم در اين گناهان شريك شوم. نوشتم كه شما قسم خورديد كه حافظ منافع و سلامت ملت ايران باشيد، اما اكنون اين مهم به خطر افتاده و شما كاري نمي‌كنيد. به جناب روحاني گفتم، ما در اين زمينه ديدگاه و كار عملي داريم و به شما كمك مي‌كنيم. بنده خاك پاي ملت ايران و جامعه پزشكي هستم، اما به هر حال دبير مجمع انجمن‌هاي علمي گروه‌هاي پزشكي ايران هستم.

سازوكار اين مجمع دقيقا چيست؟

تمام پزشكان هر رشته، گروهي را به نام هيئت‌مديره انتخاب مي‌كنند. هيئت‌مديره يك نفر را به‌عنوان رئيس و يك نفر را به‌عنوان دبير انتخاب مي‌كند. روسا و دبيران اين انجمن‌ها كه هزاران پزشك و عضو جامعه پزشکي را نمايندگي مي‌كنند، از 10 سال پيش جمع شده و يك گروه 17 نفره را به نام هيئت‌مديره مجمع انجمن‌هاي علمي گروه پزشكي ايران تعيين كردند. آن 17 نفر بين خود دكتر فاضل را به‌عنوان رئيس و بنده را به‌عنوان دبير انتخاب كردند.

جايگاهي كه به من سپرده شده، اين حق و اجازه را مي‌دهد كه وارد برخي مباحث شوم. در گذشته هم هر جا كه ديدم اصول انساني مخدوش شده، سكوت نكردم. در ارديبهشت سال 1392و يك ماه قبل از انتخابات رياست جمهوري يازدهم، به‌عنوان نماينده ستاد دكتر روحاني در راديو سلامت به ملت ايران گفتم كه ما وضع موجود را تحمل نمي‌كنيم. اگر دكتر روحاني تشريف بياورند، تيم بهداشتي او سلامت شما را تضمين خواهد كرد و بيمارستان‌ها به مكان آزاردهنده شما تبديل نخواهند شد و شما و عزيزانتان به راحتي مي‌توانيد درمان شويد. اينها حداقل وظيفه يك دولت است. قبل از اينكه آن مصاحبه را انجام دهم، با تيم محترم اقتصادي دكتر روحاني اتمام حجت كردم، مبني بر اينكه من آبرو دارم و اين آبرو را به پاي اين كار مي‌ريزم، به شرطي كه ما به ازاي واقعي وجود داشته باشد، يعني قولي كه من مي‌دهم، نبايد روي هوا باشد. ديدگاه من اين است كه اين مقدار پولي كه از درآمد ناخالص داخلي صرف بخش بهداشت و درمان مي‌شود، بسيار كم و به هيچ وجه پاسخگوي نيازها نيست. همچنين بيمارستان‌ها فرسوده، دستمزدها پايين و وضعيت داروها نابسامان است و از مردم به بهانه نبود اعتبار، پول زيادي گرفته مي‌شود. من معتقد بودم، اگر ما مي‌خواهيم بخش بهداشت و درمان را مديريت كنيم، حداقل بايد 10 درصد درآمد ناخالص داخلي به بخش بهداشت و درمان تعلق گيرد.

اين رقم در آن زمان چقدر بود؟

آن موقع 6/5 درصد بود و خيلي تلاش مي‌كردند آن را به 8/5 برسانند. ديدگاه من اين بود كه كف مقدار پولي كه بخش سلامت احتياج دارد، 10 درصد درآمد داخلي است. سقف آن اين است كه تا زماني كه يك ريال در خزانه جمهوري اسلامي ايران وجود دارد، اگر سلامت مردم ايران نيازمند آن مقدار است، بايد صرف بهداشت و درمان شود. اگر چيزي از آن باقي ماند، به امنيت، آموزش و پژوهش كه جزو وظايف دولت‌هاست، اختصاص يابد. يعني هر حكومت مقتدري كه ملت را دوست دارد، بايد به امنيت، سلامت و آموزش اولويت دهد، اما اينكه در ميان صدها خرج مختلف، تنها يك گوشه متعلق به نظام سلامت باشد، مناسب نيست. آنها نيز اعلام موافقت كردند. الان نيز يك كار عظيم، تاريخي و ماندگار در اين دولت انجام گرفته كه موجب سربلندي آن در جهان و ايران شده است.

پس ارزيابي شما از روند حركت طرح تحول نظام سلامت مثبت است؟

بله كاملاً، اما متاسفانه بعضي ندانم‌كاري‌ها و دخالت‌ها در اين ميان وجود دارد كه قصد دارم يك واژه جديد در مورد آنها به كار ببرم. اين دلواپسان بيگانه، تفكرات را نسبت به مسائل پزشكي مخدوش كرده‌اند. لكه‌هاي ننگي بر دامن اين طرح بزرگ و ملي چسباندند، كه متاسفانه آن شيرين كامي اوليه را از بين برد. اگرچه در كل، كاري بسيار مهم، انقلابي، عظيم و ملي صورت گرفته و تا به حال نيز به شكل مناسب جلو رفته است، اما به بهانه‌هاي واهي در حال آلوده شدن است. در صورتي كه اصلا نيازي به اين اندازه شلوغ كاري نيست. سال‌هاست كه در اين مملكت طب، پزشك و بيمار وجود داشته است و مراودات مناسبي ميان آنها برقرار بوده است.

اشاره كرديد كه طرح تحول روند خوبي داشت، اما در حال آلوده شدن است. اين آلوده شدن دقيقا از كجا شروع شد؟

قضيه كمي تاريخي است. اجازه دهيد كمي به عقب برگردم و چند مسئله را مطرح كنم. بيمارستان‌هاي دولتي پروژه اخذ پول از مردم را شروع كردند و اين جرأت را ايجاد كردند كه بعضي از اطباء بيرون از بيمارستان از مردم پول بگيرند. شكايت‌هايي شد، مبني بر اينكه اين اجحاف نسبت به بيمار است. اما چرا اين‌گونه عمل شد؟ اگر يك روحاني‌نما كار اشتباهي كرد به كل جامعه روحانيت چه ارتباطي دارد؟ به همين ترتيب اگر چند پزشك يا بهتر بگوييم پزشک‌نمايك مشكل دارند به كل جامعه پزشكي چه ارتباطي دارد؟

وقتي مردم تا اين اندازه به جراحي بيني بها مي‌دهند،‌ آن پزشك هر رقمي كه بخواهد به‌عنوان هزينه دريافت مي‌كند. به ويزيت پزشكان اگر دقت كنيد، متوجه مي‌شويد نرخ ويزيت يك صدم مبلغي است كه خرج جراحي بيني و سزارين مي‌شود. از اينجا كار به هم ريخت. به دكتر بخش دولتي در بيمارستان‌ها گفتند، شما از مردم پول بگيريد و جراحي خود را در بخش دولتي انجام دهيد، براي اينكه تخت ما خالي نباشد. هر پولي كه گرفتيد، اشكالي ندارد. خود آنها اين بدآموزي‌ها را ايجاد كردند. از اين بدآموزي فرصت‌طلبان حرفه سوءاستفاده كرده و كار را به آنجا كشاندند كه دلسوزان پزشكي كشور استخوان در گلو و خار در چشم هم مي‌بايست جلوي اين مشكل را بگيرند و هم از اهانت به كل جامعه پزشكي جلوگيري نمايند.

اين معضلات مربوط به دوره جديد و بعد از طرح تحول است؟

از قبل وجود داشته، اما الان مشكلات خود را نشان مي‌دهد. من مي‌خواهم شفاف‌سازي كنم. ما سر سوزني با جريانات باطل سازش نداريم. اگر طبيب كار خطا كند و در يك محكمه گفته شود كه آن كار خطاست، با او برخورد مي‌كنيم. نه اينكه فلان كارشناس بگويد، يك نفر به من زنگ زده مبني بر اينكه اين كار خطاست. اين حرف كاملا بي‌اساس است. اگر ثابت شود يك پزشك از حدودي كه براي او ترسيم شده، پا فراتر گذاشته است، ما اهل برخورد هستيم و او را از جامعه پزشكي طرد خواهيم كرد، اما من مي‌خواهم شرايط را ترسيم كنم، مبني بر اينكه چه اتفاقي افتاد كه سامانه 1690 اجرايي شد و شكايت از اطبا راه افتاد و كارشناسان به خود اجازه دادند به بيمارستان‌ها بيايند و در لابي‌ها بنشينند و هر كس آمد، از او بپرسند آيا شما از پزشك اينجا راضي هستيد؟ قسمت زيادي از جريان پول گرفتن از مردم توسط دولتمردان در بيمارستان‌هاي دولتي بود كه باعث شد قبح‌ها از بين برود و پزشكان ياد بگيرند كه اين پول‌ها را بايد گرفت و به پزشكانشان هم گفتند بيماران را از بيرون بياوريد و در اينجا بخوابانيد. طبق نص صريح قانون بايد تعرفه‌ها واقعي مي‌شد، اما به يكباره تحت پوشش اين طرح و در حالي كه هنوز ويزيت‌هاي سرپايي ابلاغ نشده و عادلانه آن تعريف نشده، برخي تعرفه‌ها را در قسمت پروسيجر و امور بيمارستاني تحت پوشش آن كتاب اصلاح كردند. ضمن اينكه آن كتاب هم دستكاري شده و تمام نسبت‌هاي آن به هم خورده و مثلا تعرفه يك رشته خيلي زياد شده و تعرفه يك رشته كم شده بود.

در نهايت بحث ويزيت چه مي شود؟

بايد بپذيريم پول‌هايي كه بخش خصوصي، دولتي يا اطبا در مطب‌ها از مردم مي‌گيرند، شامل دو بخش است؛ يكي فقط مربوط به ويزيت است، يكي مربوط به كارهاي تشخيصي و درماني كه انجام مي‌دهند. بعضي نرخ‌هاي مربوط به كارهاي اضافي بيان شده و برخي مشخص نشده است، برخي هم هتلينگ بيمارستان است. ما معتقديم كه بهترين كار اين است كه درون بيمارستان نرخ را اعلام كنند، سپس با اطبا و بخش خصوصي كه سنديكا هم دارند، تفاهم كنند و هم‌قسم شوند كه هر كس پا را فراتر گذاشت، طبق ضوابط با او برخورد شود. اما در وضعيت فعلي به مردم گفته شده، هيچ پولي جاي ديگر گرفته نشود و فقط توسط حسابداري‌ها اخذ شود. اما موضوع اين است كه در همان جا كه اين تعرفه‌ها ابلاغ شد، نقايصي وجود دارد كه بايد رفع شود. چيزي كه مغشوش است و باعث شده هم اينك هر كس به خود اجازه دهد كه به حريم جامعه پزشكي و توهين كند،‌ جريان ويزيت‌هاي سرپايي است. نرخ ويزيت سرپايي از سال‌ها پيش كمتر از آن حدي نگه داشته شده كه تورم تمام شاخص‌هاي اقتصادي ممكلت را در نورديد. در ويزيت سرپايي كشورهاي همجوار ما مثل پاكستان، ‌عربستان،‌ دبي، تركيه و... را با كشور ما مقايسه كنيد. تفاوت زيادي را خواهيد ديد. از طرفي قانون بيمه همگاني خدمات درماني را 20 سال پيش تصويب كرديم تا تعرفه‌ها واقعي شود، چون فقط به دنبال رعايت عدالت بوديم، چه براي پزشكان و چه بيمار. قرار شد اين نرخ اصلاح شود تا اينكه به طرح تحول نظام سلامت برخورد كرديم. در طرح تحول نقطه ضعف ما اين است كه تعرفه‌هاي سرپايي اصلاح نشده است، چون هزاران بار مراجعه وجود دارد كه تعداد كمي از آن به بيمارستان‌ها كشيده مي‌شود. در واقع بيمه‌ها اكراه دارند كه در اين بخش همكاري كنند و هزاران بار مراجعه بيمار به پزشكان محترم عمومي و داخلي در همين قسمت است كه ناديده گرفته شده است.

موضوع اين است كه از آنجا كه در بخش سرپايي صرف نداشت، تعرفه را اعلام نكردند. اين همان برنامه‌اي است كه از سال‌ها قبل، شوراي عالي بيمه يا نظام پزشكي مواردي را در خصوص آن ذكر مي‌كردند و حرفه آن را قبول نداشت و مي‌ديد كه اساسا اين با آن نمي‌خواند. مثال واضح آن اين بود كه از جايي كه اين كتاب آمده و همه مي‌گوييم خوب است، اين كتاب اين را نشان داده كه نسبت درست درآمد يك طبيب و موارد ديگري كه هزينه مي‌كند، برقرار است. اگر بخواهيم عدالت در سلامت باشد، بايد ملت مصون باشند و وقتي به بيمارستان مراجعه مي‌كنند، كسي از آنها پول نخواهد و اگر مي‌خواهند در جاي ديگري ماليات بگيرند و صرف بخش بهداشت و درمان كنند.

حالا اين عدالت براي بيمار رعايت شده، اما طبيب چه؟ او هم يك انسان است و بايد شرافتمندانه امرار معاش كند. تورم جامعه را در نظر بگيريد، ما به پزشك مي‌گوييم شما كه مي‌خواهيد دريافت كنيد، بايد يك بيستم آنچه مي‌گوييم دريافت كني تا امروز اين پزشكان روي شرافت خود يا گذشت و ايثار يا به اشكال ديگر اين مسئله را تحمل مي‌كردند و اين قول داده شده بود كه در طرح تحول تعرفه‌ها واقعي شود، اما تعرفه ويزيت سرپايي كه مهم‌ترين لحظه برخورد پزشك با بيمار است و هزاران مورد در روز اتفاق مي‌افتد، اصلاح نشد. اين اصلاح نشده و از طرفي به مردم مي‌گويند، اگر از شما پول زياد گرفتند، شكايت كنيد؛ اين هم شماره تلفن. در اينجا خلط مبحث، صورت گرفت. اين چه ربطي دارد به موردي كه هنوز تعرفه را واقعي نكرده به يكباره به مردم بگوييم. شكايت كنيد، مردم چه چيزي را مي‌توانند احراز كنند؟ آنها فقط ويزيت را مي‌بينند.

سه نقطه قوت نظام سلامت از ابتداي دولت آقاي روحاني تا الان از نظر شما چه هستند؟

اول اعتقاد شخص رئيس‌جمهور و دولت و وزير محترم بهداشت به سلامت به‌عنوان يك تكليف الهي انساني و ملي و دوم اجراي بخشي از مواد قانون اساسي كه مدت‌ها فراموش شده بود و سوم تخصيص و افزايش سهم درمان از درآمد ناخالص داخلي كه مهم‌ترين آن اختصاص درصد مناسبي از بودجه به امر سلامت مردم است.

در اين خصوص چه كسي بيشتر از همه موثر بود؟ رئيس‌جمهور يا وزرا؟

همه با هم. علاوه بر دولت‌ بخشي از كارهاي كارشناسي و اطلاعاتي نيز خارج از بدنه دولت انجام شد. 2 ماه قبل از تشكيل دولت از بنده خواسته شد، كارگروه بخش بهداشت و درمان دولت دكتر روحاني را اداره كنم. در آنجا نيز بنده از آنجايي كه اسير هيچ‌گونه خط و خطوط سياسي در پزشكي نبوده‌ام، يك گروه بزرگ از جناح‌هاي مختلف و از ميان كساني كه دست‌اندركار هستند را دعوت نمودم و در محضر دكتر فاضل، دكتر ملك‌زاده و دكتر ظفرقندي، دكتر حريرچي، دكتر نوربخش، دكتر محسني‌بندپي، دكتر نمكي و خانم دكتر وحيد دستجردي و تعداد ديگري از بزرگان حرفه، جلسات متعددي تشكيل و مسايل مهم بهداشتي، درماني، دارويي، آموزشي و پژوهشي مورد بحث و بررسي قرار گرفته و مصوبه‌هاي لازم را تقديم رياست معظم جمهوري مي‌نموديم.

گفته مي‌شود يكي از دلايل افزايش سهم بهداشت و درمان و نظام سلامت از درآمد ناخالص ملي، ديدگاه‌هاي مترقي شخص رئيس‌جمهور است. چقدر شما با اين قضيه موافق هستيد؟

صددرصد؛ چه به لحاظ اين موضوع و چه به لحاظ افرادي كه انتخاب كرده‌اند كه با مساعدت و تدبير آنان اين مهم به وقوع پيوست.

اگر بخواهيد 3 نقطه ضعف طرح را نام ببريد، به چه مواردي اشاره مي‌كنيد؟

عدم اولويت‌بندي مناسب در هزينه‌ كرد با توجه به منابع محدود. اولين نقطه ضعف ما اين بود كه با وجود منابع محدود، به يكباره به همه مردم گفتيم هر كاري كه دلتان مي‌خواهد در بيمارستان‌هاي دولتي انجام دهيد. كمااينكه دولت‌هاي بزرگ هم نتوانستند اين كار را انجام دهند.

دوم اختصاص بيش از حد منابع براي مسائل دارويي و وسايل مصرفي پزشكي، كه اين اشاعه امر واردات و اقدامات ضد توليد است. در واقع ترويج مصرف‌گرايي و عدم حمايت كامل از توليد داخل در برابر واردات لوازم مصرفي پزشكي و دارويي.

در جلسه‌اي كه با وزير محترم بهداشت داشتيم، يكي از ارتوپدهاي محترم گفت، ديگر پروتزي در شهر باقي نمانده است. يعني هزاران انسان پير داريم كه در ممالك بسيار پيشرفته هم زانوي آنها را عوض نمي‌كنند. اما ما در ايران آنها را جراحي‌ كرده‌ايم كه موازين علمي و آموزشي و پژوهشي در اين‌گونه اعمال ناديده گرفته مي‌شوند.

سومين ايراد كج‌سليقگي‌هايي است كه در بعد نظارتي صورت گرفته و دلواپساني پيدا شده‌اند كه نسبت به امر بهداشت و درمان بيگانه هستند. در واقع عدم رعايت جايگاه و شأن مناسب جامعه پزشكي، مخدوش شدن روابط پزشك و بيمار كه پيش از اين روابط روحاني و عاطفي بوده الان يك بخش آن مخدوش شده است. سال‌ها يك رابطه درست بين پزشك و بيمار وجود داشته، اما الان به بهانه اجراي طرح تحول، از پيش مي‌گوييم فلان دكتر قابل‌اعتماد نيست، پس شكايت كنيد.

البته الان گرايش جهاني به اين سمت است كه مسائل حقوقي در روابط سنتي پزشك و بيمار وارد مي‌شود و اين مربوط به ايران هم نيست.

بله. ما بايد در جهت نظارت بر جامعه پزشكي و قرار دادن چتر حمايتي روي بيمار حركت كنيم.

يعني بايد جامعه پزشكي را نظارت كنيم؟

در واقع بايد نظارت كنيم. من با اصل نظارت مخالف نيستم، بلكه معتقدم، شيوه آن مخدوش شده است. همه چيز نيازمند نظارت است. چون متاسفانه به دليل عدم اعلام تعرفه‌هاي واقعي و در نتيجه عدم توان نظارت در گذشته هرج و مرج در دريافت پول از بيمار ايجاد شده بود.

اگر انتقادات شما را به 3 حوزه برنامه‌ريزي، اجرا و نظارت تقسيم كنيم، در بحث برنامه‌ريزي چه بايد مي‌شد كه نشد و چه بايد نمي‌شد كه شد؟

حداقل مشورت‌هاي لازم با دست‌اندركاران حرفه انجام نشده است. خود من شايد در10 موقعيت مختلف مورد مشورت قرار گرفته باشم، اما اين ملاك نيست. بايد با انجمن‌هاي علمي و صنفي كه خود مي‌خواهند اين كارها را انجام دهند و يك طرف قضيه هستند، مشورت مي‌شد. البته با بعضي افراد مشورت شده است. اين طرح را بايد به صورت پايلوت در يك استان اجرا مي‌كرديم كه نكرديم. ما يك سفره محدود داريم و به همه مردم گفتيم كه بفرماييد. اين جواب نمي‌دهد. مسئله مهم‌تر اينكه همزمان با اين طرح بايد گايدلاين‌ها تعريف و ابلاغ مي‌شد. وقتي مي‌خواهيم بگوييم براي گذاشتن استنت بايد اين مقدار پول بگيري، بايد بگوييم كه اساسا با منابع محدود عمومي براي چه كسي بايد استنت گذاشت؟ كه اين گفته نشد. در واقع بدون اينكه راهنماي درماني ابلاغ شود، به مردم گفتند به بيمارستان‌ها برويد. به پزشكان هم گفتند، هر مقدار جنس بخواهيد تامين مي‌كنيم كه خيلي از آنها جزو واردات بوده است. در اينجا مقدار زيادي از منابع ملي مصرف بهينه نشده است.

بعضي پزشكان مي‌گويند، اگر منابع نظام سلامت اقتضا كند، يك جوان 28 ساله كه 2 بچه هم دارد و مثلا در ICU است را به زندگي برگردانيم بهتر است يا همين هزينه را صرف عمل جراحي يك پيرزن 90 ساله كنيم. نظر شما چيست؟

اين يك بحث عميق حقوقي و اخلاقي است.

درست است كه گفته شده فعلا اجازه دهيد مردم يك مقدار مزه شيرين آن را بچشند، اما خود اطبا هم رسالت دارند. شايد مسئولان به صراحت نگفته‌اند و اصل را گذاشته‌اند بر پايه اينكه طبيب مي‌خواهد عدالت و اخلاق را رعايت كند. درست است كه در فلان بيمارستان مي‌شود لنز گذاشت و پول آن را نيز دولت مي‌دهد، اما مردم و اطبا بايد رعايت كنند. اگر مردم بخواهند مراجعه كنند، با مكانيسم‌هاي مهاري مي‌توان آنها را آرام كرد. دكترها هم در اين كار نقش دارند. اينكه مي‌گوييم انجمن‌ها و كميته حرفه‌اي و اخلاقي آنها حمايت كنند، به خاطر همين است. آنها بايد گايدلاين بنويسند و نظارت كنند بر اينكه كه همكاران آنها در اين بيمارستان‌ها چه مي‌كنند؟ خود اعضاي حرفه بهتر از همه همديگر را مي‌شناسند و در كنترل حرفه مي‌توانند سهم بسزايي داشته باشند.

يعني منظور شما اين است كه نهادهاي جامعه مدني كه در قالب انجن‌هاي علمي در جامعه پزشكي تعريف شده، بايد كار را انجام دهند؟

بله. البته به شرطي كه از آنها استفاده شود. بايد منت انجمن را هم كشيد تا كمك كنند، اما اين كار در بعضي موارد نشده است. من به اين كار به شدت معترض هستم و قطعا مي‌دانم كه شخص وزير محترم از اين عدم اقبال رده‌هاي بعدي وزارت بهداشت به حرفه اطلاع وافي ندارند.

در بخش برنامه‌ريزي 2 بحث مطرح است؛ اول اينكه كتاب تعرفه‌گذاري كه ابلاغ شد، برخي گفتند كاش قبل از اينكه بخواهد به صورت گسترده در كشور اجرا شود، در چند بيمارستان پايلوت مي‌شد؟

بله، صددرصد.

برخي هم مي‌گويند كه اشتباهات كتاب چه در بخش نرم‌افزاري و چه اصل كتاب در مجموع حدود 30 درصد است. بعضي تعرفه‌ها هم اصلا ديده نشده. نظر شما چيست؟

بله. در كل مخدوش است. الان در اين كتاب در برخي رشته‌ها به قدري پول زياد شده كه خجالت مي‌كشند، پول بگيرند و بين خود توافق كرده‌اند كه از فلان مقدار بيشتر نگيريد. از طرفي تعدادي از رشته‌ها اصلا ديده نشده‌اند. نقص اصلي اين است كه الان پروسيجرگرايي شده، يعني جامعه تشويق مي‌شود كه كارهاي تشخيصي و درماني زيادي انجام دهد. ما با اين كار داريم تكنسين پروري مي‌كنيم و بعضا طبيب اصلا مريض را نمي‌بيند. در واقع ما معاينه و کلينيک را رها كرده‌ايم.

مي‌گويند، كتاب دوم در شوراي‌عالي بيمه تصويب شده و منتظريم در هيئت دولت هم تصويب شود. آيا از نواقصي كه در كتاب مرتفع شده است، مطلع هستيد؟

طبق نظريه رياست كل محترم سازمان نظام پزشكي به طور نسبي اصلاح شده ولي تا آنجا كه من مي‌دانم هنوز تعرفه ويزيت سرپايي اصلاح اساسي نشده و مشكل همچنان باقي است.

ما معتقديم، همين كتاب 2014 بايد اعمال شود، البته بعد از ايرانيزه شدن. زيبايي كتاب تعرفه به نسبت‌هاست. ما فقط بايد آن را با اقتصاد خود تطبيق دهيم، نه اينكه نسبت‌ها را به هم بريزيم.

مي‌گويند، در كتاب دوم ايرادها رفع شده است. نظر شما اين است كه كتاب دوم بر مبناي 2014 باشد يا تغيير كند؟

نسبت‌ها بايد براساس كتاب 2014 باشد.

نظر به اينكه ما مشكلات و محدوديت منابع و مسايل بيمه‌ها را درك مي‌كنيم، انجمن‌هاي حرفه‌اي آماده براي همكاري هستند.

اخيرا بحثي مطرح شده كه قصد بر اين است كه 4800 تا 5600 كلينيك تخصصي در كشور داير كنند. بسياري از همكاران مي‌گويند كه اين يعني تير خلاص به بخش خصوصي در كشور. نظر شما راجع به اين قضيه چيست؟ آيا براي مثال ما 4800 متخصص داخلي كه بخواهد در اين كلينيك ما فعاليت كنند در كشور داريم؟

اين صحبت را شنيدم. حتي گفتند، در كرج آگهي زدند مبني بر اينكه در فلان كلينيك فلان پزشك بخش خصوصي يا استاد متخصص 3 هزار تومان پول ويزيت مي‌گيرد. با انجام اين طرح همه مي‌گويند، اگر كسي 30 هزار تومان ويزيت مي‌گيرد يا در حال احجاف است يا اصلا چرا به آنجا مراجعه كنم؟ اين طرح بايد با احتياط انجام شود. باز هم معتقد هستم، از آنجا كه بدون مشورت با اهالي حرفه اين كار را انجام مي‌دهند، اين طرح زمين مي‌خورد.

نظر شخصي شما درباره اين كلينيك‌ها چيست؟

زايد است و ضرورتي ندارد. دولت نبايد تا اين اندازه خود را درگير كند. اصلا عملي نيست. با اين طرح دولت را درگير مواردي مي‌كنيم كه پردردسر است. جداي اين بحث، هفته پيش به يكباره به ما خبر دادند كه هر چه بخش دياليز در ايران است بايد به بخش‌ خصوصي واگذار شود. ايران را به 5 منطقه تقسيم كردند تا بخش‌هاي دياليز را به مزايده بگذارند. انجمن نفرولوژي ايران اصلا از اين كار خبر نداشته است. در انجمن نفرولوژي جلسه گذاشتيم و آيين‌نامه را خوانديم، به اين نتيجه رسيديم كه بسيار ايراد دارد و كار خطرناكي است.

اين طرح يعني فروش بخش‌هاي دياليز به افراد حقيقي و حقوقي؟

بله، دقيقا و با طرح تشكيل هزاران كلينيك ويژه همخواني ندارد. همين كار كه اساسي است و به جان هزاران نفر بستگي دارد (دياليز) را به بخش خصوصي واگذاريم و كلينيك‌هاي سرپايي را دولتي كنيم.

يعني يك كاسب بازار هم مي‌تواند بخش دياليز بخرد؟

بله. همين‌طور است. ما فعلا اين طرح را رد كرديم. چون مسايل دياليز بسيار حساس است و واگذاري اين امر خطير به واحدهاي غيرمسئول عاقبت خوبي ندارد.

يعني ممكن است فردا بگويند، كه مي‌خواهيم بخش‌هاي‌ اي‌سي‌يو و سي‌سي‌يو را هم بفروشيم؟

ممكن است.

يعني سرانجام از نظر شما در نگاه كلان قرار است، بخش خصوصي تقويت شود يا تضعيف؟

به ظاهر قرار است بخش خصوصي تقويت شود.

در بحث اجراي طرح تحول نظام سلامت برخي بيمارستان‌هاي كوچك خصوصي به‌خصوص در شهرستان‌هاي كوچك مي‌گويند، بيمارگيري ما به شدت كم شده و از اين ناحيه آسيب‌ ديده‌ايم. به نظر شما بخش خصوصي پزشكي از طرح تحول سلامت بهره‌مند شد يا آسيب ديد؟

لااقل يك مقدار در روند كنوني آنها اغتشاش ايجاد شد، اما چون يك سنديكاي بيمارستان‌هاي خصوصي است كه جناب وزير يك نماينده به نام آقاي دكتر سيدمحمود طباطبايي در آن دارند، خواهش مي‌كنم كه اين سؤال را ايشان پاسخ دهند، كه ارتباط موضوعي مستقيم با اين بحث دارند، اما چون خودم در بخش خصوصي هستم، از كل جريان بي‌اطلاع نيستم و مي‌دانم كه درآمدها كمتر شده است.

آقاي وزير مي‌گويد، من به دنبال احداث بيمارستان‌هاي 800 يا هزار تختي هستم، نظر شما چيست؟

موافق نيستم.

بعضي جاها مي‌گويند، كلنگ آن را هم زده‌اند.

خودشان مي‌دانند.

وزير بهداشت اصرار مي‌كند به حضور بخش‌هاي خيريه يا نهادهايي مثل بنياد مستضعفان يا ستاد اجرايي فرمان امام(ره) براي سرمايه‌گذاري. نظر شما چيست؟

پول آوردن در اين بخش ضرر ندارد.

اما وزير به صراحت مي‌گويد، هر كس مشاركت كند، سود 25 درصدي را براي او تضمين مي‌كنيم.

اينجا يك نكته وجود دارد. اگر افراد بخواهند بيايند به اين اميد كه به آنها وام‌هاي خوب اعطا شود يا درآمد كلان، بايد با احتياط رفتار كنند. براي واحدها از آنجا كه پول را از كيسه خليفه مي‌بخشند، مهم نيست. افراد هم اگر قصد سرمايه‌گذاري دارند، بايد فكر روز مبادا را بكنند. الان ممكن است برخي با رانت جلو بيايند و پس فردا تصميمات خطرناكي گرفته شود، مبني بر اينكه قصد تاسيس 5 هزار كلينيك داريم و... اگر كسي اين موارد را مي‌بيند و مي‌خواهد به جلو بيايد، به خود او مربوط است.

يك چالش خيلي جدي كه الان وجود دارد، مشخص نشدن تكليف ويزيت سرپايي است. انتقاداتي بسيار جدي در اين زمينه وجود دارد. پيشنهاد شما چيست؟

بنده هم معتقدم هستم كه در طرح تحول نظام سلامت، اين قضيه آگاهانه مغفول مانده است، چون بار مالي عظيمي به دنبال دارد. از طرفي بيشترين رابطه پزشك و بيمار در اين قسمت است كه از آن رد شده‌ايم. سامانه 1690 هم كه معرفي كرديم، در اين قسمت است. ما انتظار داريم كه نه به نفع پزشكان، بلكه به نفع كشور، انسانيت، جامعه پزشكي و به نفع بيمار، اين قضيه مغفول مانده روشن شود. بايد با توجه به منابع مردم و مملكت مشخص كنيم كه عدالت چيست؟ به اصطلاح نمي‌توانيم دوغ و دوشاب را يكسان ببينيم و يك عدد را به تمام دكترها اختصاص دهيم. براي استاد و شاگردش كه در شهرستان مشغول به كار است، يك عدد در نظر گرفته شده است كه اين با عدالت منطبق نيست و از طرف ديگر شاهد احجاف در امر وصول ماليات هستيم كه به دليل اهميت موضوع جداگانه مي‌بايست بررسي شود.

در بخش اجرا 2 سوال ديگر باقي است. الان صحبت بر سر اين است كه چندين هزار ميليارد تومان پول در نظام سلامت هزينه شده است. به هر حال شركت‌هايي در حوزه دارو، ملزومات و حتي تجهيزات پزشكي از آن منتفع شده‌اند. چه اشكالي دارد كه وزارت بهداشت به هر بيمارستان بگويد، ليست شركت‌هايي كه منتفع شده‌اند، به ريز در سايت خود بگذارد. بد نيست كه معلوم شود، اين پول كجا رفته است، چون برخي از اعضاي هيئت‌علمي مي‌گويند، ما هنوز از اجراي طرح تحول دريافتي?مان تغيير جدي نکرده است و دريافتي‌هايي كه تاكنون داشته‌ايم نيز علي‌الحساب است. شيوه جديد پرداخت نيز به شكلي است كه پرداختي‌ها به صورت پلكاني كم مي‌شود. نظر شما چيست؟

اين قابل بررسي است. من در نامه رسمي كه به رئيس صدا و سيما نوشتم چند سوال مطرح كردم. يك مطالعه دو ماهه نشان داد كه 85 درصد اين پول صرف وسايل مصرفي و دارويي شده است. من اعلام كردم كه اين رسانه ملي است و امام(ره) هم فرموده‌اند كه دانشگاه است، اما شما در برنامه‌تان دروغ گفتيد و فرافكني كرديد، در حالي كه تعداد زيادي از دوستان ما فقط 900 هزار تومان در ماه حقوق مي‌گيرند. اينكه مي‌گويند، پزشكان پول زياد مي‌گيرند، يك جريان ديگر است. در حالي كه به مطب‌ها هيچ پولي نيامده است. خودرو را به پزشك به اندازه 3 برابر قيمت بين‌المللي فروخته‌اند و ويزيت را به او مي‌گويند، يك‌دهم قيمت بين‌المللي بگير. بعد به مردم مي‌گويند، اگر اين پزشك پول زيادي گرفت، با او برخورد مي‌كنيم. اينجا بر سر ويزيت دعوا راه انداخته‌اند، ‌در حالي كه مشكل در جاي ديگر است.

خيلي از پزشكان با توجه به بخشنامه جديد در خصوص وضعيت پرداخت به صورت عملكردي و كارانه‌ها و پلكاني شدن نظام پرداخت‌ها، ادعا مي‌كنند كارانه‌هاي ما به صورت پلكاني كسر مي‌شود و در واقع وزارت بهداشت خود را در جايگاه سازمان مالياتي هم قرار داده است. شما صلاح مي‌دانيد كه وزارت بهداشت وارد اين بحث‌ها شود؟

در طرح تحول درآمد برخي اطبا بسيار زياد شد. من موافق اين نيستم كه يك استاد پزشكي آنقدر پول بگيرد، در حالي كه برخي پزشكان اصلا درآمدي ندارند. اوضاع به هم ريخته است. پرستار و خدمه اين را نگاه مي‌كنند و اعتراض مي‌كنند. استاد علوم پايه آن دانشكده نيز اين را نگاه مي‌كند، به استاد آناتومي كه اين پزشك را پرورانده ظلم مي‌شود. عدالتي وجود ندارد و من با كل اين پرداخت‌ها مخالف هستم، چون بسيار نسنجيده عمل مي‌شود. چرا بايد به يكباره در بخش دولتي اين اندازه پول پرداخت شود؟ اين پول، پول معلمان اين مملكت نيز مي‌باشد. مردم اينها را حساب مي‌كنند و بعد به خود اجازه مي‌دهند كل جامعه پزشكي را زير سؤال ببرند. من معتقد هستم كه اولا درآمد پزشك هر چه بيشتر شود، بايد ماليات بيشتر پرداخت كند. در كشوري كه كتاب تعرفه از آنجا آمده به صورت تصاعدي تا 70 درصد پول پزشك را ماليات برمي‌دارند و اين مكانيزم درستي است. در نتيجه خيلي‌ها ماليات را درست پرداخت نمي‌كنند. ما در بعد نظارتي كه انجمن‌ها را دخالت داديم، گفتيم آنها بايد در تعرفه‌نويسي دخالت كنند و ماليات پزشك كه روشن شد، در اخذ ماليات و دادن اطلاعات مالياتي به نظام پزشكي و وزارت بهداشت، كمك كنند. ولي من با درآمد‌هاي نجومي اطبا در بخش دولتي موافق نيستم. اين مسئله با بخش خصوصي‌سازي مغايرت دارد. فردي آمده و ميليون‌ها تومان پول خود را به بخش خصوصي داده است كه سهم بخرد و كمي كار كند. فردي اصلا پول نداده و رفته در بيمارستان دولتي و يك پول هنگفت را مي‌گيرد، در حالي كه آن شخص كه به بخش خصوصي آمده و اينقدر پول داده، اصلا درآمد ندارد. اين نقض غرض است و عدالت نيست. پس ندانسته آسيب زيادي به بخش خصوصي مي‌زنيم.

نكته ديگر انتقاداتي است كه به انجام عمل‌ها و اقدامات تشخيصي بي‌مورد درماني مي‌شود. با توجه به محدوديت منابعي كه با آن مواجه هستيم، نظر شما در اين خصوص چيست؟

متاسفانه اين طرح اين موضوع را تشويق مي‌كند. مي‌گويد، تو اين كار را انجام بده، من به تو اين پول را مي‌دهم. اين طرح مصرف و كار زيادي انجام دادن را تشويق مي‌كند و اين از نقاط ضعف بزرگ طرح است. اين طرح اگر به معاينات و مشاوره‌ها بهاي بيشتري دهد، بهتر است.

به بحث نظارت برويم. لطفا قبل از هر چيز موردي را كه در هفته پيش اتفاق افتاده است، تشريح كنيد.

بعد نظارت يك وظيفه حاكميتي است. اگرچه هميشه از رها بودن قضايا ناراحت هستيم، اما آش نظارت شور شده است. آنجايي كه بايد در نظارت از نظام پزشكي و انجمن‌ها كمك گرفته شود و آنها دخالت داده شوند، به يكباره كار به تشخيص چند كارشناس در حوزه‌هاي درمان وزارتخانه و دانشگاه‌ها محول شده است. نتيجه اين مي‌شود كه خبردار شديم، تعرفه سرپايي و ويزيتي كه هنوز تعديل نشده، ملاك عمل قرار گرفته است. 2 هفته پيش يك دكتر عالي‌رتبه به من مراجعه كرد و گفت، من اين همه توجه به كلينيك و معاينه دارم و همه كارم از اين طريق مي‌گذرد. آيا اين سزاوار است، چند كارشناس من را به جايي احضار كنند كه هيچ مقام مسئولي نيست و آنها هم هر چه بخواهند به من بگويند. با شناختي كه از من داريد، آيا حاصل تدبيري كه مي‌گفتيد، اين است؟ عرق شرم بر صورت من نشست. اين را به نحو مقتضي پيگيري نمودم و به مقامات محترم عرض كردم، زشتي اين قضيه درست مانند اين است كه تعزيرات قم يك مرجع تقليد را احضار كند. آيا حوزه علميه آن را تحمل مي‌كند؟ اين بلا به سر ما آمده است. برخي كارشناسان بدسليقه و بي‌اطلاع شما بي‌احترامي كردند نسبت به كسي كه در علم، تعهد و تدين او بحثي نداريم. آن هم سر موردي يعني ويزيت سرپايي كه در نظام طرح تحول، اصلاح نشده است. در مهرماه 93 خود ما داوطلب شديم، آقاي وزير محترم بهداشت و رئيس محترم نظام پزشكي را دعوت كرديم و گفتيم ما در خدمت هستيم. ما از امروز در هر انجمني كميته حقوق و اخلاق پزشكي درست مي‌كنيم و افراد خطاكار حرفه را صدا مي‌زنيم و تذكر مي‌دهيم، اگر اصلاح نشدند به نظام پزشكي مي‌فرستيم. ما بهتر مي‌دانيم در حرفه چه خبر است، نه كسي كه اطلاعي از حرفه ندارد و ‌ندانسته يك نفر را احضار مي‌كند.

واكنش آنها چه بود؟

دكتر‌هاشمي نيز بزرگواري كردند، شخصا با آن دكتر تماس گرفتند و 2 روز پيش نيز من از وزير محترم بهداشت تشكر كردم و گفتم شما بزرگواري فرموديد و اين نشان مي‌دهد كه شما اين كار نادرست را نمي‌پذيريد. وقتي خود ما مي‌گوييم كه حاضر هستيم به دولت كمك كنيم و اگر نابابي در اين حرفه است با او برخورد مي‌كنيم، از وزير محترم بهداشت خواستم، شما اجازه دهيد انجمن‌ها اين كار را انجام دهند،‌ اگر نشد به نظام پزشكي ارجاع مي‌دهند. اگر هم كارشناسان شما به اين نتيجه رسيدند كه بايد برخورد شود، موضوع را به نظام پزشكي بفرستند. در جلسه هفته گذشته نظام پزشكي تصميم گرفتيم كه اجازه دهند كميته‌هاي اخلاق در انجمن و بيمارستان‌ها شكل صحيح بگيرد. سازمان نظام پزشكي مي‌داند كه اين انجمن‌ها به كارشناسان آنها تبديل و مقداري از حجم كاري آنها را كم مي‌كنند. اتفاقا در رشته نورولوژي از 5 پزشك كه آن ماه احضار كرده بودند، 3 نفر اشتباه خود را پذيرفتند، 2 نفر نيز به نظام پزشكي فرستاده شدند.

ما مي‌گوييم درست است ماموران دانشگاه‌ها ضابطان دولت و ناظران بر موارد خلاف هستند، اما خود آنها نمي‌توانند محاكمه كنند. قانون تعيين كرده كه خلاف پزشكي بايد به نظام پزشكي ارجاع شود. نظام پزشكي با كمك انجمن‌ها شروع به پالايش مي‌كند. متاسفانه در بعضي شهرها کارهاي ناشايستي كردند كه متاسفانه به نام دولت تدبير و اميد انجام شد. من معتقدم كه وزير بهداشت هنوز از برخي از اين كارها مطلع نيست. از اين عمل او كه با پزشك اهانت شده تماس گرفت مشخص است كه جا دارد به وزير كمك كنيم. اين وزير هنوز دلسوز است و حركت زشت چند نفر را هنوز به حساب كلان نمي‌گذاريم و هنوز نااميد نشده‌ايم. فقط دخالت مي‌كنيم كه مبادا اين قطار واژگون شود و اين كار شيريني كه رئيس‌جمهور و دولت تدبير و اميد در اين مملكت انجام داده، تلخ شود.

من نگران اين هستم شيريني كار عظيمي كه رئيس‌جمهور و هيئت‌محترم دولت در نظام سلامت انجام داده، به وسيله يكسري ناآگاه يا آگاه و مغرض كه نام آنها را دلواپسان مي‌گذارم، تلخ شود. من احساس مي‌كنم، اين رفتارها بي‌حساب و كتاب نيست و ممكن است تحميل اين تلخ‌كامي حساب شده باشد. طرح تحول سلامت نبايد مثل هدفمندي يارانه، دولت را گرفتار كند به شكلي كه نتوان آن را مديريت كرد.

به‌عنوان حرف آخر...

بعضا افرادي كه در اين حرفه هستند، كاري مي‌كنند كه باعث شرمندگي مي‌شود. اين حرفه شريف است و بايد احترام آن حفظ شود. حريم اين حرم را بايد متوليان آن حفظ كنند با وجود بخشنامه صريح رياست قوه قضائيه مبني بر عدم صدور حكم حبس براي پزشكان، اما بعضي قضات براي برخي تخلفات صنفي كم‌لطفي مي‌كنند و حكم حبس صادر مي‌كنند. كمااينكه در يكي از شهرها چند وقت پيش چنين حكمي براي 3 پزشك صادر شد. مقامات عالي قضايي با درايت كامل مي‌گويند، حكم حبس را ندهيد. ما نمي‌گوييم اگر يك دكتر هر كاري كرد، هيچ‌كس به او كار نداشته باشد. دست قاضي باز است كه از روش‌هاي ديگر غير از حبس استفاده كند. ما مي‌گوييم به نفع جامعه نيست كه پزشك به خاطر مسايل پزشكي حبس شود، همان‌گونه كه به نفع جامعه نيست و خلاف است كه اگر دكترها بگويند ما ديگر خانواده آن قاضي را ويزيت نمي‌كنيم.

از سوي ديگر از صدا و سيما برنامه‌هايي پخش مي‌شود كه درست نيست. صدا و سيما از برخي پزشكان پول مي‌گيرد و آنها را به تصوير مي‌كشد كه ما اين كار را محكوم مي‌كنيم. پزشك داريم كه انجمني او را محكوم كرده، اما تصوير و مصاحبه با آن پزشك دو شب از تلويزيون پخش مي‌شود. اين نقض غرض است. صدا و سيما كاري نكند كه جامعه پزشكي تصميم بگيرد با او همكاري نكند.

و توصيه آخر اينكه مقامات محترم امنيتي مملكت بررسي نمايند كه چه كساني جامعه پزشكي را تحريك و تحقير مي‌كنند. ممكن است اين كارها به نفع امنيت مملكت نباشد. احساس مي‌كنم جرياناتي اين مشکلات را براي جامعه پزشكي ايجاد مي‌کند تا از تبعات آنها براي خود سوءاستفاده كنند.

در پايان، حلول سال 1394 را به جامعه مقدس پزشكي، پيراپزشكي، پرستاري و ملت بزرگوار ايران تبريك مي‌گويم.

خلاصه گفتگو

در ارديبهشت سال 92 و يك ماه قبل از انتخابات رياست جمهوري يازدهم، به‌عنوان نماينده ستاد دكتر روحاني در راديو سلامت به ملت ايران گفتم كه ما وضع موجود را تحمل نمي‌كنيم. اگر دكتر روحاني تشريف بياورند، تيم بهداشتي او سلامت شما را تضمين خواهد كرد و بيمارستان‌ها به مكان آزاردهنده شما تبديل نخواهند شد. با تيم محترم اقتصادي دكتر روحاني اتمام حجت كردم، مبني بر اينكه من آبرو دارم و اين آبرو را به پاي اين كار مي‌ريزم، به شرطي كه ما به ازاي واقعي وجود داشته باشد، يعني قولي كه من مي‌دهم، نبايد روي هوا باشد.

تا زماني كه يك ريال در خزانه جمهوري اسلامي ايران وجود دارد، اگر سلامت مردم ايران نيازمند آن مقدار است، بايد صرف بهداشت و درمان شود

نقص اصلي اين است كه الان پروسيجرگرايي شده، يعني جامعه تشويق مي‌شود كه كارهاي تشخيصي و درماني زيادي انجام دهد. ما با اين كار داريم تكنسين پروري مي‌كنيم و بعضا طبيب اصلا مريض را نمي‌بيند. در واقع ما معاينه را رها كرده‌ايم

من با درآمد‌هاي نجومي اطبا در بخش دولتي موافق نيستم. اين مسئله با خصوصي‌سازي مغايرت دارد.

2 هفته پيش يك دكتر عالي‌رتبه به من مراجعه كرد و گفت، من اين همه توجه به كلينيك و معاينه دارم و همه كارم از اين طريق مي‌گذرد. آيا اين سزاوار است، چند كارشناس من را به جايي احضار كنند كه هيچ مقام مسئولي نيست و آنها هم هر چه بخواهند به من بگويند.

متاسفانه در بعضي شهرها کارهاي ناشايستي كردند كه متاسفانه به نام دولت تدبير و اميد انجام شد. من معتقدم كه وزير بهداشت هنوز از برخي از اين كارها مطلع نيست.

من نگران اين هستم شيريني كار عظيمي كه رئيس‌جمهور و دولت در نظام سلامت انجام داده، به وسيله يكسري ناآگاه يا آگاه و مغرض كه نام آنها را دلواپسان مي‌گذارم، تلخ شود.

از صدا و سيما برنامه‌هايي پخش مي‌شود كه درست نيست. صدا و سيما از برخي پزشكان پول مي‌گيرد و آنها را به تصوير مي‌كشد كه ما اين كار را محكوم مي‌كنيم. پزشك داريم كه انجمني او را محكوم كرده، اما تصوير و مصاحبه با آن پزشك دو شب از تلويزيون پخش مي‌شود. اين نقض غرض است. صدا و سيما كاري نكند كه جامعه پزشكي تصميم بگيرد با او همكاري نكند.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
نظرات
سلام ممنون از مباحث خوبی که سعی در نقد وضعیت ایجاد شده درج میشود.مشکل این است که سلامت به عنوان یک نظام دو بعدی دیده شده که شامل پزشک و غیر پزشک است.در واقع محوریت و اصل سلامت کشور بر پزشکان گذاشته شده و مابقی فرعیات حساب شده اند.این امر چند مشکل ایجاد کرده :مثلا پزشک برای تشخیص و ادامه درمان به گروههای مختلفی وابسته است مانند کاردانان و کارشناسان آزمایشگاه، رادیولوژی، پرستار،و...اما تحول سلامت هیچ فکری به حال انگیزش این گروهها نکرده و قطعا انگیزش تنهای پزشکان نتیجه موثر نخواهد داشت..همچنین در سیستمهای پیشرفته سلامت در سطح دنیا تاکید بر کار تیمی است اما در کشور ما این پرداختهای عجیب و غریب به پزشکان باعث شده ایشان احساسات و رفتار های عجیب و غریب و رییس مابانه ای شود که بیش از پیش انگیزش کادر درمان که با سایر گروههای اداری به غلط گروه غیر پزشک نامیده شده اند میشود. کار تیمی تنها راه ارتقای سیستم سلامت است و هویت بخشیدن به کلیه این اعضا مهم است.اما در سیستم سلامت ما تنها پزشک اعتبار و احترام و در آمد باید داشته باشد و هیچ نظارتی بر کار ایشان نیست و هیچ انتقادی را هم پذیرا نیستند و این باعث شبیه شدن گروه پزشکان به مافیایی شده که هیچ کس دیگری در اان قدرت و ثروت و اهمیت نباید داشته باشد.اینها آیا عیوب کوچکی هستند که به چشم نیایند؟
جواد
من دلواپسم
از همان دلواپسانی که به مزاج این آقا خوش نمی آید
چون بجای اینکه دلواپس افزایش دادن درآمد پزشکان و و ساکت نگه داشتن مردم در مقابل هر رفتار ایشان باشم ، دلواپس درامد حاصل از صرفخ جویی در محل انصراف یارانه ها هستم که عدهای لا امیدواری از ا( چشم پوشیدند غافل از اینکه قرار است به جیب بالاترین دهک جامعه برود
دلواپسم برای اعمل جراحی که در مسیر طرح تحول سلامت بیهوده و بدون توجیح انجام میشود
دلواپسم برای بیمارانی که در راهرو های بیمارستانها و بخش های اورژانس روی برانکاردها یا روی پتو. بر روی زمین خوابیده اند و بدلیل بستری های درامد زای بی مورد تخت مناسب بخش پیدا نمی کنند
دلواپسم برای سایر کادر درمان که از چرب شدن کا ی پزشکی وتعرفه های درمان وسود سرشار آن فقط اضافه شدن بار کاری نصیبشان شد
دلواپسم برای روزی که این بودجه باد آورده کسری بیاورد
دلواپسم برای قشر ضعیفی که فکر میکند پولی که میدهد کمتر شده و نمیداند که قبلا هنگام خرید از مغازه سر کوچه شان هزینه درمان را پرداخت کرده
نادر
بدیهی است که کسی که طرحی را اجرا میکند خودش به طرحی که اجرا کرده است ایراد نمی گیرد و مدام از طرح خود تعریف میکند. این طرح فقط قصدش پول دار کردن پزشکان بود و غیر از آن هیچ امتیاز دیگری نداشت....
0.13783s, 21q