معلمان مدافعان فراموش شده

۱۳۹۳/۱۲/۲۸ - ۰۷:۳۱ - کد خبر: 142435
معلمان مدافعان فراموش شده

سلامت نیوز:اين موضوع را نبايد از خاطر دور داشت كه اگر معلمان تاكنون درصدد احقاق حقوق خويش برنيامده اند: اول اينكه، به اين مفهوم نيست كه به اين حقوق نيازمند نيستند.دوم اينكه، به اين معنا نيست كه آن را نمي خواهند يا از مطالبه آن انصراف داده اند و سوم و مهم تر اينكه، نبايد اين ذهنيت نادرست شكل بگيرد كه جامعه مي تواند يا بايد از استيفاي كامل حقوق و امتيازات آنان سرباز بزند و اين نجابت منتهي به شانه خالي كردن جامعه و مسوولان از بار مسووليتي آن شود.


به گزارش سلامت نیوز، محمدرضا رستمان، دبير مدارس متوسطه، ناحيه ٢ ساري در روزنامه اعتماد نوشت: پس از پيروزي انقلاب اسلامي، يكي از بهترين مدافعان ارزش هاي انقلابي و اسلامي، جامعه فرهنگيان كشور و در راس آنها معلمان عزيز بوده اند و در تمام مراحل دشوار سپري شده پس از آن با جان و دل، تمام توان خويش را مصروف تثبيت و بسط نهضت اسلامي و انقلابي به رهبري امام خميني(ره) كرده اند ولي حال كه كشور، آن دوران بحراني را سپري كرده است و به ثباتي بي مثال و زبانزد خرد و كلان در تمام جهان تبديل شده است و در موازنات سياسي و امنيتي و اقتصادي جهان تاثيرگذاربوده، به گونه اي كه كشورهاي بزرگ و كوچك براي برقراري رابطه با آن از هم پيشي مي گيرند، باز هم از توجهات مغفول مانده اند و فراموش شده اند و همچنان از امتيازات قانوني و عرفي و شرعي خويش كم نصيب هستند.

ايشان كه هرگز به دنبال برتري خواهي نبوده و نيستند و ترجيح داده اند كه در سكوت وبه دور از هياهو و جنجال در خدمت آموزش و پرورش جامعه باشند و صداي شان را جز براي اين امر خطير بلند نكنند، فلذا محروم شدن از بسياري از حقوق مادي و معنوي خويش را به دريافت انواع و اقسام انگ و نشان سياسي و مادي به جان خريده اند وجود اين روحيه لطيف و بزرگ منشانه ايشان، شرايط را براي شان به گونه اي رقم زده است كه متاسفانه از امتيازات حقوقي ومادي كمتري برخوردار شوند و اين نجابت و بزرگواري، مستمسكي شده است كه بيشتر ناديده گرفته شوند و آنچنان كه شايسته مقام و منزلت اوست از خدمات و زحمات و شايستگي هاي وي تمجيد به عمل نيايد و قدرشناسي از اين خادمان بي منت در حد حرف باقي بماند و همچنان پاي عمل بلنگد.

اين موضوع را نبايد از خاطر دور داشت كه اگر معلمان تاكنون درصدد احقاق حقوق خويش برنيامده اند: اول اينكه، به اين مفهوم نيست كه به اين حقوق نيازمند نيستند.دوم اينكه، به اين معنا نيست كه آن را نمي خواهند يا از مطالبه آن انصراف داده اند و سوم و مهم تر اينكه، نبايد اين ذهنيت نادرست شكل بگيرد كه جامعه مي تواند يا بايد از استيفاي كامل حقوق و امتيازات آنان سرباز بزند و اين نجابت منتهي به شانه خالي كردن جامعه و مسوولان از بار مسووليتي آن شود. ممكن است بعضا براي عزيزاني كه خارج از نظام آموزش و پرورش هستند اين سوال ايجاد شود، مگر خواسته هاي معلمان چيست؟ يا معلمان خواهان چه امتيازاتي هستند كه پذيرش آن زياده خواهانه و بعضا غيرقابل پذيرش است و تحقق آن امري سخت و محال به شمار مي آيد. واقعيت اين است كه هرگز اين قشر زياده خواه نبوده و نيست و اگر امروزه شاهد زمزمه هاي آرام از نارضايتي به گوش مي رسد نه به واسطه تحريكات اجانب است و نه از روي طمع ورزي بلكه درخواست مطالبه حقوق به حقه مادي و معنوي ايشان به اين خاطر است كه اين بزرگواران، ديگر به نوعي مستاصل شده اند و زير بار فشارهاي زندگي و از آن بالاتر، كم توجهي مسوولان كمر خم كرده اند.

جامعه بزرگ معلمان، منت بزرگي بر گردن جامعه دارند و حتي در بيان خواسته هاي شان، تمام همت خويش را به كار مي بندند كه به بهترين نحوه و آبرومندانه ترين شكل وبا كمترين اثرات و هزينه براي نظام، تمايلات خويش را به گوش مسوولان محترم برسانند. آنچه بيشتر باعث رنجش ايشان مي شود، اين است كه در مقايسه با بقيه كاركنان دولتي در سطح پايين تر كارمندي قرار دارند و از امتيازات كمتري بهره مند هستند. نكته غيرقابل كتمان كه همه به آن معترفند، اين است كه همواره در طول تاريخ اين مرز و بوم، اين قشر از مورد اعتمادترين اقشار جامعه محسوب مي شده است و في الحال نيز با تمام كش و قوس ها، همچنان چنين جايگاهي را با اقتدار حفظ كرده است. لذا لازم است اصلي ترين ركن تعليم و تعلم جامعه، همواره در بالاترين سطح توجهات مسوولان باشد، تا بتواند بدون هيچ دغدغه اي، سير حركت علمي- تربيتي كشور را سرعت بخشد و قانونمندي و اخلاق مداري را به بهترين سطح ارتقا دهد. پس ضرورت دارد با توجهات ويژه و روزافزون، اعتماد به نفس ايشان را بهبود بخشيد و با ايجاد محرك هاي لازم، ايشان را به تكاپوي بيشتر وا داشت تا به جاي گرايش به مشاغل دوم و بعضا كاذب كه در شان مقام وارسته ايشان نيست، به سمت مطالعه و تحقيق و پژوهش سوق يابد. در واقع يكي از علل افت انگيزه در ايشان، ريشه در همين امر دارد كه تعويق رسيدگي به مشكلاتي را كه مي شد با كمي تدبير ودرايت، براي اين زحمت كشان كم مدعي، تبديل به بحران نشود، رغبت پويايي و تحقيق و مطالعه را در وي كمرنگ كرده است. بيراهه نيست اگر بگوييم، دولت هاي حاكم بايد شرايطي را از لحاظ اقتصادي ايجاد كنند كه معلمان عزيز، فرصتي براي مشغول شدن به نگراني هايي نظير، مسائل بهداشتي و درآمد و هزينه هاي مسكن و مخارج جاري زندگي و... نداشته باشند و از نقطه نظر قانوني و حقوقي، تمهيداتي را براي ايشان فراهم كنند تا علاوه بر حفظ شان و مرتبت وي، داراي اقتداري برازنده مقام خود باشند و زمينه مساعدي را فراهم كنند تا معلمان گرامي، با فراغت كامل فكري به تربيت دانش آموزان پرهيجان و مشتاق به فراگيري مبادرت ورزند. اميد است دولت محترم اميد و اعتدال، با برنامه ريزي دقيق وحساب شده و در سايه صبر وحوصله و خويشتنداري و اعتمادمداري، سخنان اين عزيزان را شفاف تر و رساتر و صادقانه تر بشنود و در راستاي اين هدف عظيم، گام هاي موثر و ضروري بردارد و يك بار براي هميشه، پايه گذار سنتي نيكو و متناسب با شان ومنزلت مقام معلمان شريف و محترم باشد تا ضمن تامين خواسته ها و تمايلات ايشان و با هدف بهبود شرايط، از نظر قانوني نيز داراي شرايطي باثبات و پايدار باشد و هر بار لازم به بازنگري و اصلاحات اساسي نباشد.


نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
1.93297s, 20q