بيگانگي و خشونت در كلانشهرها

۱۳۹۴/۰۱/۱۹ - ۱۴:۳۱ - کد خبر: 143658

سلامت نیوز: يكي از مشكلات اصلي اكثر كلانشهر‌هاي بزرگ دنيا همزمان با رشد شهرنشيني و جوامع صنعتي دور شدن افراد از يكديگر است. به دليل ترافيك و سختي كار در شهرها افراد خستگي و فشار رواني بيشتري را تجربه مي‌كنند. در حالي كه، حجم كار و ساعات كاري براي بسياري از افراد خسته كننده و ملال آور است فاصله محل كار تا منزل و بار ترافيكي حاصل از تردد خودروها هم مزيد بر علت مي‌شود و آستانه تحمل افراد را به صفر و زير صفر مي‌رساند.

به گزارش سلامت نیوز، آناهيتا خدابخش كولايي روانشناس و مدرس دانشگاه شهيد بهشتي در روزنامه آرمان نوشت: اين خستگي و ملال روزانه باعث مي‌شود افراد تحمل پذيري كمتري در مواجهه با يكديگر داشته باشند و با كمترين عامل خارجي و تحريك محيطي به خشم آمده و از خود واكنش نشان دهند. نزاع و زد و خورد چه در بعد اجتماعي يعني بين افراد يك شهر و بيگانه، هم مي‌تواند دلايل اجتماعي و هم فردي داشته باشد، فشار‌هاي اقتصادي و محيط اجتماعي عامل ايجاد خشم و استرس فروخورده‌اي مي‌شود كه با كمترين دستاويزي اين خشم به مرحله ظهور رسيده و تبديل به نزاع مي‌شود. اما از سوي ديگر بايد گفت اين تنها محيط و عوامل خارجي نيستند كه باعث ايجاد پرخاشگري و شكل‌گيري رفتار خشونت آميز مي‌شوند بلكه، نوع نگاه فرد و برداشت او از اتفاقات پيراموني او نيز در ايجاد يا كنترل اين خشم بي تاثير نيست.

در حالي كه نمي‌توان منكر اين شد كه در شهرهاي بزرگ روح جمع گرايي و همدلي كمتر است و اين خود باعث ايجاد حس تنهايي و بيگانگي و به تبع آن خشم در نهاد افراد مي‌شود اما، همه افراد به اين مساله به يك شكل واكنش نشان نمي‌دهند. براي مثال در تصادفات خودرو ما شاهديم برخي افراد به سرعت با هم گلاويز شده و هيچ مجالي براي توضيح يا حضور و قضاوت پليس در صحنه باقي نمي‌گذارند. در حالي كه برخي ديگر از شهروندان كه در همان شرايط محيطي به لحاظ ترافيك و خستگي شهرنشيني قرار داشته و موقعيت تصادف برايشان ايجاد مي‌شود با صبر و بردباري برخورد كرده و هيچ درگيري و نزاعي ايجاد نمي‌شود. بنابراين بايد گفت همه افراد در برابر عوامل محيطي يكسان واكنش نشان نمي‌دهند.

از سوي ديگر، بايد گفت روحيه فردگرايي كه در اثر زندگي شهري و دور شدن انسان‌ها از يكديگر ايجاد مي‌شود تا حد زيادي باعث مي‌شود افراد در همه موقعيت‌ها خود را محق بدانند و همه حق را به خود بدهند. افراد كمتر حاضرند مسئوليت رفتار خود را بپذيرند و حق را به طرف مقابل بدهند بنابراين، اين عوامل فردي در كنار فاكتورهاي اجتماعي باعث شده است ما در كشور خودمان به عنوان يك كشور در حال توسعه كه در مسير گذار به سمت پيشرفت است شاهد درگيري و خشونت در خيابان و اجتماع و افزايش رفتارهاي ناصحيح باشيم. براي اينكه اين معضل برطرف شود يا راهكاري در اين زمينه ارائه شود بايد به دلايل پرداخت و بر اساس همان‌ها راهكار پيشنهاد كرد. بنابراين در دو سطح فردي و اجتماعي مي‌توان براي كنترل خشم و كاهش درگيري افراد در خيابان راه‌حل مطرح كرد. در بعد اجتماعي بالطبع وقتي شرايط اقتصادي افراد و رفاه بيشتر شود استرس‌ها كمتر شده و برخورد ملايم و ملاطفت آميز بيشتر مي‌شود. براي مثال يكي از دعواهايي كه ما اين روزها بين افراد شاهد آن هستيم دعواي راننده و مسافر سر قيمت كرايه و افزايش آن است كه اگر بررسي شود مي‌توان گفت ريشه اقتصادي دارد. البته همه راهكارها اقتصادي نيست و بايد روي مسائل فرهنگي و اجتماعي هم به شكل طولاني مدت سرمايه‌گذاري شود. اگر آموزش‌هاي لازم در زمينه كنترل خشم در كشور ما مانند بسياري از كشورهاي ديگر اجباري شود و افراد روح جمعي و حقوق شهروندي را آموزش ديده و به آن احترام بگذارند اين مشكلات ريشه كن مي‌شود

بايد شرايطي ايجاد شود كه صبر و بردباري و رعايت حقوق ديگران به عنوان يك ارزش تلقي و نظم نهادينه شود. شهرهاي بزرگ و پرجمعيت‌تري از تهران در دنيا وجود دارند كه اين نزاع‌ها در آنها بي معناست و در شهرهايي نظير توكيو ما شاهديم نظم به شكلي ساختارمند در درون افراد نهادينه شده و همه به شكل اتوماتيك حقوق يكديگر را رعايت مي‌كنند. از سوي ديگر، زنان نيز در اين زد و خورد و نزاع‌ها وارد شده و نقش دارند در حالي كه، در گذشته ما كمتر شاهد رفتارهاي خشن از زنان در سطح اجتماع بوديم. دليل آن هم افزايش حضور و مشاركت زنان در كشور است كه به همان نسبت كه اين افراد در مشاغل مختلف حاضر مي‌شوند به همان نسبت هم در معرض آسيب‌هاي آن قرارمي گيرند و اين غير قابل اجتناب است.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.22373s, 20q