جزییات قصور پزشکان در جراحی زایمانی که منجر به مرگ دو تن شد

مرگ تکان‌دهنده مادر باردار و فرزندش در سردشت

۱۳۹۴/۰۱/۲۹ - ۱۱:۴۰ - کد خبر: 144617
مرگ تکان‌دهنده مادر باردار و فرزندش در سردشت

سلامت نیوز: یک مادر ٢٨ ساله در سردشت به دلیل نامشخصی در بیمارستان این شهرستان پس از خارج کردن جنین از شکمش، جان خود را از دست داد. شنیده‌ها حکایت از قصور پزشکی و تأخیر در تشخیص علت خونریزی منجر به مرگ دارد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه شهروند، ماجرای مرگ عصمت، مادر جوان سردشتی، دیروز در شبکه پیام‌های تلفن همراه، دست به دست می‌چرخید. پیامی که حکایت از خارج کردن جنین و جا گذاشتن جفت آن در یک عمل و خارج کردن جفت و معده بیمار در جراحی دیگری داشت. هر چند که چنین ماجرایی برای خیلی‌ها باورپذیر نبود اما پیگیری‌ها نشان می‌دهد که این نوشته کوتاه یک پیام وایبری ساده نبوده و شهر سردشت حالا داغدار این مادر و فرزند است.

مادر سردشتی پیش از انتقال به بیمارستان ارومیه برای ادامه درمان، جانش را از دست می‌دهد و پدر خانواده به خاطر مرگ مادر و جنین ٩ ماهه‌اش شکایت می‌کند.
وقتی پزشکان بیمارستان «شهید مطهری» ارومیه، خبر مرگ همسرش را دادند، نمی‌دانست، گریه کند، برود دادگاه و پیگیر شکایتش باشد یا این‌که مراسم ختم همسرش را برگزار کند. از ساعت ٤ صبح جمعه که پزشک بیمارستان، خبر مرگ «عصمت» را داد، سرگردان در محوطه بیمارستان پرسه زد، تلفن پشت تلفن بود که پاسخ می‌داد. نه جنازه همسرش را می‌دادند، نه می‌گفتند علت مرگش چیست. به او گفتند که اگر می‌خواهد شکایت کند، باید ٤ روز جسد در سردخانه بماند تا کارشناس پزشکی قانونی علت مرگ را بررسی کند. «صدیق» اما دلش نمی‌آید، جسد بلاتکلیف در بیمارستان رها شود.

همه ماجرا از چهارشنبه‌شب گذشته شروع شد، زمانی که عصمت، زن ٢٨‌ساله سردشتی، دل‌درد عجیبی گرفت و همسرش، «صدیق» او را از روستای کانی زرد که ٣٠ کیلومتری به تنها بیمارستان سردشت، یعنی امام خمینی(ره) فاصله دارد، برد. «صدیق»، حرف‌های روز قبل متخصص زنان یادش می‌آید، وقتی به او گفت تا ماه دیگر برای زایمان، وقت سزارین بگیرد. آنها آن شب را در بیمارستان گذراندند، درد عصمت شدید شد و سریع به اتاق عمل منتقلش کردند اما خبرهای خوبی در انتظار خانواده‌اش نبود. جنین پسر در ٨ ماهگی مرده، از شکم مادر خارج شد. «صدیق»، همسر این زن، در گفت‌و‌گو با «شهروند» ادامه ماجرا را روایت می‌کند: «همان شب پس از پایان عمل یکی از پزشکان از اتاق جراحی بیرون آمد و گفت که فرزندم مرده به دنیا آمده، وقتی تعجب مرا دید، گفت که این جنین سه هفته پیش در شکم مادر جان داده بود، این در حالی بود که چند روز قبلش، پزشک متخصص زنان که از همان ابتدای بارداری همسرم تحت نظرش بود، به ما گفت که جنین سالم است و مشکلی ندارد. حتی سونوگرافی هم گرفته بودند و اعلام کردند جنین سالم است.»

مادر سردشتی پیش از انتقال به بیمارستان ارومیه برای ادامه درمان، جانش را از دست می‌دهد و پدر خانواده به خاطر مرگ مادر و جنین ٩ ماهه‌اش شکایت می‌کند.


عصمت، سومین فرزندش را باردار بود، حالا ولی هیچ‌وقت دیگر دختر ٦ ساله و پسر ١٣ ساله‌اش را نمی‌بیند. صدیق می‌گوید: «وقتی عصمت را به آی.سی.یو منتقل کردند، اول حال خوبی داشت اما هر چه می‌گذشت، حالش بدتر می‌شد، آن‌قدر که دیگر به جایی رسید که نتوانست نفس بکشد. هر چه به پرستار بخش گفتم که به داد بیمار برسد، هیچ کاری نکرد، حتی گفت که بیمار دارد به هوش می‌آید، نیم‌ساعت به همین شکل گذشت، زبان و صورتش سفید شد و حالش بدتر می‌شد، من سراغ پرستار رفتم و سرش داد زدم و دعوای‌مان شد تا آخرِ سر، راضی شد با پزشک تماس بگیرد، آنها هم آمدند و سریع او را به اتاق عمل برگرداندند. همسرم
٦ ساعت در اتاق عمل بود.» عصمت اما در همان اتاق عمل جانش را از دست داد اما پزشکان بیمارستان هیچ اطلاعی به خانواده‌اش ندادند و تصمیم گرفتند بیمار را به بیمارستان «شهید مطهری» ارومیه منتقل کنند.

آنها حتی اجازه ندادند همسر عصمت، او را ببیند.« هر چه پیگیر حال همسرم می‌شدم، کسی جواب نمی‌داد، حتی به ما گفتند که می‌خواهیم با هلی‌کوپتر هلال‌احمر، به بیمارستان مطهری ارومیه منتقلش کنیم. آنها نگذاشتند همسرم را ببینم، زمانی که خواستند سوار هلی‌کوپتر شوند، برای لحظه‌ای دستم را روی پا و دستش گذاشتم که کاملا سرد و بی‌حرکت بود. در ارومیه هم سریع به اتاق عمل منتقل شد، همان جا به من گفتند که همسرم فوت کرده. یکی از مسئولان به من گفت که عصمت در همان بیمارستان سردشت، جانش را از دست داده و جنازه او به این‌جا منتقل شده.»

صدیق براساس شنیده‌هایش از پزشکان می‌گوید که: «احتمالا مرگ به خاطر خونریزی داخلی بوده اما هنوز نمی‌دانم در اتاق عمل چه اتفاقی افتاده.» او اصلا در جریان باقی ماندن جفت در شکم مادر و خارج کردن معده، نیست.«هر چه می‌پرسم کسی به ما نمی‌گوید که مشکل همسرم چه بوده.»

حالا خیلی از سردشتی‌ها در جریان ماجرای مرگ این مادر و جنین‌اش قرار گرفته‌اند؛ پیام وایبری هم دست به دست می‌چرخد و اتفاقی که برای این زن افتاده را روایت می‌کند. حتی شایع شده که پس از خارج کردن جنین، جفت‌اش بیرون نیامده، به همین خاطر مادر خونریزی شدیدی می‌کند، بار دوم که تحت عمل جراحی قرار می‌گیرد، همراه با جفت معده او را هم خارج کرده‌اند و شدت خونریزی منجر به کما رفتن و مرگ این مادر می‌شود.

«جعفر» یکی از شهروندان سردشتی است، او هم مثل خیلی از همشهری‌هایش، ماجرا را می‌داند و می‌گوید: «بیمارستان امام خمینی(ره) سردشت، ٥ کیلومتر از شهر فاصله دارد، این تنها بیمارستانی است که تمام شهروندان سردشتی و اهالی روستاهای اطراف، در صورت نیاز باید به آن‌جا بروند، قبلا این بیمارستان داخل شهر بود اما تبدیل به شبکه بهداشت شد و آن را به خارج شهر منتقل کردند، حالا مردم باید هزینه زیادی بدهند تا این مسیر را طی کنند و به آن بیمارستان بروند.» او می‌گوید که: «پس از این اتفاق، رئیس شبکه بهداشت سردشت گفته که این زن، بیماری دیابت داشته اما از پزشکان پنهان کرده است.» اظهارات رئیس شبکه بهداشت سردشت در شرایطی است که همسر «عصمت» به هیچ‌وجه در جریان بیماری او نبوده و چنین چیزی را تأیید نمی‌کند. او می‌گوید: «حتی اگر همسرم بیماری داشت، باید از او آزمایش گرفته می‌شد و بعد جراحی‌اش می‌کردند، قبل از این هم او یک بار دیگر زایمان سزارین داشت و مشکلی برایش پیش نیامده بود، تا به حال هم هیچ پزشکی نگفته که دیابت دارد، حتی پزشک متخصص زنان که تحت نظرش بود.»

صدیق براساس شنیده‌هایش از پزشکان می‌گوید که: «احتمالا مرگ به خاطر خونریزی داخلی بوده اما هنوز نمی‌دانم در اتاق عمل چه اتفاقی افتاده.» او اصلا در جریان باقی ماندن جفت در شکم مادر و خارج کردن معده، نیست.«هر چه می‌پرسم کسی به ما نمی‌گوید که مشکل همسرم چه بوده.» صدیق، همان موقع در سردشت، می‌رود دادگاه و از کادر بیمارستان به خاطر بی‌توجهی به شرایط بد همسرش که منجر به مرگش شده، شکایت می‌کند. نیروی انتظامی هم می‌رود و آنها اعلام می‌کنند که باید کارشناس پزشکی قانونی علت مرگ را بررسی و نتیجه را به آنها اعلام کند. مرگ فرزند و همسر «صدیق» در کمتر از دو شبانه‌روز رخ می‌دهد. پیگیری‌هابرای ارتباط با مسئولان بیمارستان امام خمینی(ره) سردشت بی‌نتیجه ماند.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
نظرات
دکتر سید جمال حسینی
سلام
اینجا کردستان است جای که مریضاش هر روز به دست سهل انگاری دکتری بی تجربه میمیرد اینجا کوردستان است که بهترین دکترای کرد زبانش به خاطر منافع مادی خود به شهرهای بزرگ می روند اینجا کوردستان است آزمایشگاه دکترانی که می خواهند رو انسانهای کورد ازمایش انجام دهند اینجا کوردستان است دکتران با سواد و باتجربه هستند ولی چون کم هستند نوبت شش ماهه می دهند اینجا ایران است که شیف شب کمتر دکنرای خوب می مانند و اینجا کوردستان است و .....
دکتر
با سلام
سردشت شهری محروم در مرز ایران و عراق ؛ همیشه مورد بی توجهی مسولان و مدیران واقع بوده است و هرکس هم که میخواهد خدمتی انجام دهد چون با منافع مادی افرادی به ظاهر دلسوز منافات خواهد شد به شیوه ای ترد خواهد شد و اگر بتوانند مدیران دلسوز از شهر فراریش میدهند حتی اگر او پزشکی دلسور باشد یا شخص دیگر. حدود چندین سال قبل بیمارستان داخل شهر بود به بهانه ایجاد درمانگاه دولتی بیمارستان به 5 کیلومتری شهر انتقال داده شد ولی به جای درمانگاه دولتی متاسفانه درمانگاه خصوصی افتتاح شد و جایی شد برای تجارت و حیانت به این مردم همیشه در صحنه انقلابی و چه مدیران و متخصصانی درمانی که یک شبه به پول های کلان رسیدند و از هر گونه اقدامی برای سر کیسه کردن مردم استفاده کردن و متاسفانه چه حمایتهای نا بجایی از سوی مدیران حافظ جان و مال مردم از انها شد به طوری که خیلی از درمانگران حس قداستی نابجا پبدا کردند.بعد مدتی کسانی را که خواستند به شهرشان صادقانه خدمت کنند را با هزار و یک ترفند و مکر از صحنه خارج کردند و ...... . سردشت عزیز چه سو استفاده هایی که نمیشود و تو را وسیله ارتقاء و قدرت و ثروت خود میکنند و چه مدیرانی با گل آلود کردن زاب بزرگت چه ماهی های نمیگیرند.ای کاش صدای تو به گوش وزیران و خادمان واقعی و جان بر کف این مرزبوم میرسید و ان ها قدمی برای نجات تو بر میداشتند تا افرادی چون پزشکان متقلب قلب عروق راه ورود به تو را نداشتند ؛ تا خادمان و دلسوزان بومیت به بهانه های سود طلبانه خاینان به ظاهر دلسوز ایران اسلامی از این طبیعت زیبا و دلسوزانه ات بیرون رانده نشوند.سردشت زیبا شهیدان شیمیایی ات و شهیدان انقلابیت همه دست به دعای سرسبزی و جاودگانیت دارند و امید دولت امید مطمینا رشد و شکوفایت خواهد کرد و از این پس شاهد صحنه های دلخراشانه ناشی از ضعف .... نخواهد بود.
3.59779s, 21q