توجه به محیط زیست، نشانه دموکراسی است

۱۳۹۴/۰۲/۰۲ - ۱۵:۳۸ - کد خبر: 145288

سلامت نیوز: مساله محيط زيست در ايران را بايد از هر جهت عميق و ساختاري بررسي كرد. هم بحراني كه پيش روست عميق و ساختاري است و هم تاثيراتي ساختاري بر كلان‌ترين متغيرهاي زيست جامعه‌ به جا مي‌گذارد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه آرمان ،اگر بحران زيست‌محيطي به مشكلاتي در تامين غذا بينجامد و بحران بدهي‌هاي كشاورزان ناشي از خشكسالي منجر به مشكلات مالي براي دولت شود و نارضايتي ناشي از آلودگي هوا در شهرها سبب افزايش هزينه‌هاي بهداشتي و نارضايتي از دولت شود آن‌گاه بيجا نخواهد بود اگر بگوییم بحران زيست‌محيطي جامعه را تهدید می‌کند.براي درك چنين پديده‌ بزرگ و مهمي بايد نگاهي عميق و ساختاري به مساله داشت.

در جامعه‌اي كه بنيان‌هاي اقتصادي آن بر خلق ثروت به شكل مستقيم از منابع طبيعي بنا شده، نابرابري گسترده‌اي وجود دارد و شرايط جامعه‌ مدني به گونه‌اي نيست كه دفاع از حقوق زيست‌محيطي به شكل موثري امكان‌پذير باشد و آرايش نهادي سازمان‌هاي متولي امور زيست‌محيطي نمي‌تواند مانعي در برابر تخريب زيست‌محيطي باشد، زيرساخت مناسبي براي تعهد زيست‌محيطي ندارد. تعهد زيست‌محيطي نيز چون بسياري از مقولات مهم و سرنوشت‌ساز جامعه‌ ايران، به سرنوشت متغيرهاي كلان‌تري در اقتصاد و جامعه پيوند خورده است. محمد فاضلي استاد دانشگاه تهران و معاون پژوهشي مركز بررسي‌هاي استراتژيك رياست‌جمهوري همزمان با روز زمين پاك در ايران به نقد ساختارهاي موجود در حفظ و احياي محيط زيست ايران مي‌پردازد.

روز زمين پاك مصادف با دوم ارديبهشت (22 آوريل)، يك روز جهاني است كه در همه دنيا اين روز را براي احترام به زمين و يادآوري دين انسان‌ها به سياره زمين جشن مي‌گيرند. در كشور ما كمتر بين عموم مردم درباره اين روز و در كل مسائل زيست محيطي دغدغه وجود دارد. بعضي جامعه شناسان كشور مان معتقدند مشكلات اقتصادي دليل اين بي‌توجهي است و برخي ديگر كاهش كشاورزي را دليل آن مي‌دانند. به نظر شما دليل نبودن دغدغه زيست محيطي در بين مردم چيست؟


ايده كاهش كشاورزي كه بر اساس آمارهايي كه من مشاهده كرده‌ام به كلي غلط است. سطح اراضي زير كشت در ايران در سه دهه گذشته دائم افزايش يافته و بخش مهمي از اراضي منابع طبيعي و جنگل نيز به كشاورزي اختصاص يافته است. اصلاً يكي از دلايل بحران محيط زيست در ايران، افزايش اراضي كشاورزي و نوع و كيفيت كشاورزي است ضمن آنكه، ارتباط نظري ميان سطح كشاورزي و اهميت محيط زيست در نگرش مردم را نمي‌فهمم. تصورم اين است كه سياست‌گذاري محيط زيست، اقتصاد سياسي محيط زيست، و نسبت بين كيفيت مدیریت و محيط زيست است كه بحران‌هاي محيط زيست و دغدغه نسبت به آن را تبيين مي‌كند. هنوز ادراك اقتصادي از توسعه، به علاوه شبكه منافعي كه حامي نوع خاصي از برنامه‌ريزي و اقدامات توسعه‌اي است، عامل ايجاد بحران محيط زيست است.

در ضمن، در نظر داشته باشيد كه جمعيت كشور در سه دهه گذشته بيش از دو برابر شده اما منابع محيط زيست كشور كاهش يافته‌اند. پاسخ‌گويي به نيازهاي اين جمعيت بايد با ارتقاي بهره‌وري و خلق نظام اقتصادي‌اي كه كمتر به معيشت مبتني بر سرزمين وابسته باشد صورت مي‌گرفت. اما نظام برنامه‌ريزي به دلايل تكنولوژيك، نواقص نظام اداري، بيش از هر چيز سبب توسعه‌اي شده است كه براي تامين خود بر بهره‌كشي شديد از منابع سرزميني متكي است. به مساله آلودگي هوا نگاه كنيد. سهم تبيين خرد مبتني بر ارزش‌ها و نگرش‌هاي مردم در توضيح دادن پديده آلودگي هوا چيست؟ مردم كشورهايي كه خودروهاي‌شان استاندارد آلايندگي بسيار خوبي دارد و بنزين استاندارد مصرف مي‌كنند و بنابراين سهمي در آلوده كردن هوا ندارند يا سهم‌شان كم است، بيشتر از مردم ما دغدغه محيط زيست ندارند بلكه، ابزارهاي مطابق با ارزش‌هاي محيط زيستي زندگي كردن را در اختيار دارند. بنابراين من تصور نمي‌كنم مشكل نگرشي و ارزشي مردم علت اصلي بحران‌هاي محيط زيست باشد. البته انكار نمي‌كنم كه ارزش‌ها و انگاره‌هاي محيط زيستي مردم مي‌تواند مشوق برخي فعاليت‌ها و رفتارهاي سازگار با پايداري محيط زيست باشد.


بحران‌هاي زيست محيطي تا چه حد نتيجه تسلط تكنولوژي بر زندگي آدم‌هاست؟

در كشور خودمان شاهديم سيطره نوعي از سبك زندگي كه با عنوان غربي شناخته مي‌شود سبب شده ويلاسازي در مناطق بكر طبيعي زياد شود و روستاهايي كه تا پيش از اين مملو از جمعيت بود به دليل هجوم شهرنشينان به اين مناطق براي تفريح خالي از سكنه شده است به‌طوري كه بايد گفت در گذشته انسان بايد از چنگ طبيعت نجات داده مي‌شد اما امروزه اين طبيعت است كه بايد از دست انسان‌ها نجات داده شود.


چند تصور نادرست در اين سوال شما نهفته است. تصور مي‌كنيد كه سيطره تكنولوژي عامل مهم‌تري براي تخريب محيط زيست است اما به اين هم بينديشيم كه وقتي جمعيت زياد مي‌شود، تكنولوژي بهتر است كه مي‌تواند مانع تخريب شديدتر شود.

كشاورزي ما در فقدان تكنولوژي مناسب به عامل نابودي خاك و منابع آبي بدل شده است. آلودگي هوا، سوزاندن گاز فلرها، رهاسازي فاضلاب‌هاي شهري و صنعتي و بسياري عوامل مخرب ديگر در نتيجه فقدان تكنولوژي مناسب خلق شده‌اند.

كشاورزي ما در فقدان تكنولوژي مناسب به عامل نابودي خاك و منابع آبي بدل شده است. آلودگي هوا، سوزاندن گاز فلرها، رهاسازي فاضلاب‌هاي شهري و صنعتي و بسياري عوامل مخرب ديگر در نتيجه فقدان تكنولوژي مناسب خلق شده‌اند. البته در مواردي هم گير تكنولوژي افتاده‌ايم. البته بيشتر گير شبكه‌اي كه مدافع و ذي‌نفع يك تكنولوژي است افتاده‌ايم. حتماً مديريت سازه‌اي آب از جمله تكنولوژي‌هايي است كه به همين شكل گير آن افتاده‌ايم. تصور نادرست دوم شما، مربوط به غربي پنداشتن الگوي مصرف و سبك زندگي‌اي است كه سبب تخريب محيط زيست شده است. اين الگو اتفاقاً به جهاتي ويژه ماست. مصرف انرژي در غرب معيارها و هزينه‌اي دارد كه مانع شكل‌گيري الگوي نادرست و مخرب ماست. خانه دوم داشتن در اغلب كشورهاي غربي چنان هزينه و ماليات سنگيني دارد كه مانعي جدي براي مالكيت خانه دوم است. شاخص‌هاي عملكرد محيط زيستي ما در رتبه‌بندي بين‌المللي نشان مي‌دهد اتفاقاً الگوي غربي رفتار با محيط زيست آن چيزي نيست كه ما عمل مي‌كنيم. البته آنها هم به طريق ديگري محيط زيست را تخريب كرده‌اند. بخش مهمي از دي‌اكسيد كربن آزادشده در جو محصول تمدن صنعتي غربي است اما، بالاخره با ميزان كربني كه وارد جو كرده‌اند در زمره توسعه‌يافته‌ها قرار گرفته‌اند، ولي ما بايد به خودمان و تاريخ پاسخ بدهيم كه بين هفتمين و دهمين توليدكننده بزرگ گازهاي گلخانه‌اي جهان هستيم و وضع صنعتي‌شدن و سرانه توليد ملي‌مان همان چيزي است كه همه مي‌دانند.


دليل نام‌گذاري اين روز از سوي سازمان ملل با عنوان روز زمين پاك لزوم مشاركت مردم و توجه انسان‌‌ها به مسائل زيست محيطي قيد شده است. در كشور ما اين تصور در بين عموم مردم وجود دارد كه حل بحران‌هاي زيست محيطي به دست دولت‌هاست و مردم سهم چنداني ندارند.

به نظر شما مشاركت افراد در امر احيا و نگه‌داري از محيط زيست تا چه اندازه است؟
دولت‌ها خودشان نمي‌توانند مجري حفظ محيط زيست باشند اما مي‌توانند سياست‌گذاري محيط زيستي مناسب داشته باشند و با شكل دادن به رویکردی با كيفيت مبتني بر شفافيت، پاسخ‌گويي، سلامت و مبارزه با فساد، شرايط لازم براي تضمين پايداري محيط زيست را فراهم كنند. مشاركت مردم مهم است ولي در زمين نامساعد و سنگلاخ نمي‌توان كشت كرد، به همين ترتيب نمي‌توان در زمين تنظيم‌گري‌هاي محيط زيستي نامناسب، تكنولوژي عقب‌مانده، بهره‌وري كاهنده و شبكه‌هاي فساد مبتني بر بهره‌كشي از منابع طبيعي، انتظار مشاركت محيط زيستي موثر مردم را داشت.


وضعيت اكولوژيكي ايران با توجه به آلودگي آب و هوا و خشكسالي تا چه بحراني است؟
بحران محيط‌زيست در ايران آتش زير خاكستري است كه قريب به يقين مي‌توان آن‌ را در زمره‌ مهم‌ترين بحران‌هاي ملي در دهه‌هاي آينده به حساب آورد. خشك شدن تالاب‌ها، تخريب جنگل‌ها، رتبه اول جهان در فرسايش خاك با سالانه دو ميليارد فرسايش و اختصاص دادن 7/7 درصد از كل فرسايش خاك جهان به خود كه چهار برابر ميزان فرسايش در جهان است، بحران كم‌آبي، خشكسالي‌هاي متعدد و تحميل هزينه آن بر دولت و نظام اقتصادي، بحران آلودگي هواي شهرهاي بزرگ و پي‌آمدهاي اجتماعي و اقتصادي آن، بحران از ميان رفتن گونه‌هاي گياهي و جانوري و تهديد ذخيره ژنتيك كشور و ورود سالانه 122 هزار و 350 تن آلودگي نفتي به درياي خزر و تهديد حيات اين اكوسيستم و بحراني شدن وضعيت ماهيان خاويار درياي خزر، كه روي هم تنها جزئي از مصائب زيست‌محيطي اين سرزمين است، جايي براي ترديد در بحراني خواندن وضعيت زيست‌محيطي كشور باقي نمي‌گذارد.

علوم انساني و اجتماعي مي‌توانند هم از چرايي بروز اين بحران بپرسند و هم درباره بي‌توجهي به آن كنكاش كنند. من براي آغاز اين كنكاش، مفهوم «تعهد زيست‌محيطي» (Environmental commitment) را برگزيده‌ام. تعهد زيست‌محيطي شاخصي از ميزان ملاحظه کردن ملاحظات زيست‌محيطي توسط دولت و بخش خصوصي در فرآيندهاي توسعه‌اي و بهره‌گيري از محيط زيست است و به گمانم راهي پيش پاي ما مي‌نهد تا ايده‌هايي درباره‌ چرايي اين وضعيت طرح كنيم. هنوز منابع زيست‌محيطي بزرگ‌ترين سهم را در توليد ناخالص داخلي بر عهده دارند.

نياز به داده و عدد نيست تا نقش نفت به عنوان بزرگ‌ترين بخش از توليد اقتصادي كشور و سهم بهره‌برداري از منابع طبيعي ـ نظير معادن، جنگل و اراضي منابع طبيعي ـ در توليد ثروت ملي را نشان دهيم.

نياز به داده و عدد نيست تا نقش نفت به عنوان بزرگ‌ترين بخش از توليد اقتصادي كشور و سهم بهره‌برداري از منابع طبيعي ـ نظير معادن، جنگل و اراضي منابع طبيعي ـ در توليد ثروت ملي را نشان دهيم. هنوز زمين بزرگ‌ترين منبع براي ثروتمند شدن به‌شمار مي‌آيد و حتي كسب ثروت از منبع رانت‌خواري نيز به رانت، واگذاري اراضي، تغيير در كاربري اراضي منابع طبيعي، تغيير در نقشه‌هاي جامع شهري و تغيير كاربري اراضي، و صور ديگري از بهره‌برداري از منابع طبيعي وابسته است. اين وضعيت تا اندازه زيادي ناشي از ناكارآمدي بقيه‌ صورت‌هاي خلق ثروت است. توليد منفعت از مسير ارتقاي تكنولوژي و دانش كشاورزي صورت نمي‌گيرد بلكه زير كشت بردن اراضي بيشتر راه عمده افزايش توليد كشاورزي است. به همين ترتيب سهم تكنولوژي و توليد صنعتي در كل خلق توليد ثروت اندك است. دولت‌ها خود بيشترين نقش را در بهره‌كشي از محيط زيست براي ايجاد اشتغال، درآمدزايي، گسترش زيرساخت‌هاي صنعتي غالباً ناكارآمد و تاسيساتي نظير سدها كه بحران تالاب‌ها را پديد آورده‌ داشته‌اند. خلق ثروت در ايران نه از مسير بهره‌وري، دانش و اقتصاد مبتني بر تكنولوژي، بلكه از مسير بهره‌كشي افراطي از محيط زيست صورت مي‌گيرد. به نظر نمي‌رسد – بالاخص با توجه به ساير متغيرهايي كه در ادامه به آنها مي‌پردازيم – تا زمان تغيير كردن وضعيت توليد اقتصادي و بنيان خلق ثروت، اتفاق نامنتظره‌اي در بهبود وضعيت تعهد زيست‌محيطي صورت گيرد.


شما درباره تاثير دموكراسي بر محيط زيست پيش‌تر صحبت كرده بوديد. به نظر شما مسائل محيط زيستي تا چه حدسياسي است؟بر اين اساس آرايش نهادي سازمان‌هاي زيست محيطي بايد به چه شكلي باشد؟
ميزان توجه و دغدغه كشورها به مسائل زيست محيطي چه در ميان دولت و چه عموم مردم نشان‌دهنده سطح دموكراسي و رشد سياسي و اجتماعي آن كشورهاست. شهروندان دموكراتيك، بيشتر و با كيفيت بهتري از مسائل زيست‌محيطي آگاه مي‌شوند، بهتر مي‌توانند دغدغه‌هاي زيست‌محيطي خود را ابراز كنند، مي‌توانند براي بيان و پيگيري دغدغه‌هاي زيست‌محيطي خود سازماندهي مدني داشته باشند و به همين ترتيب فشار بيشتري بر خط‌مشي‌گذاران فعال در نظام رقابتي سياسي وارد كرده و از ايشان پاسخ‌گويي را مطالبه كنند. از سوي ديگر، نوع رابطه‌ سازمان‌هاي زيست‌محيطي و دولت به عنوان بزرگ‌ترين مجري اقدامات توسعه‌اي مخرب محيط زيست است. سازمان محيط زيست بخشي از بدنه‌ دولت است و از آنجا كه تحت نظارت مجلس نيست و يكي از سازمان‌هاي زيرمجموعه رياست‌جمهوري محسوب مي‌شود، اعمال نظارت دموكراتيك مستقيم از سوي نمايندگان مردم بر آن وجود ندارد. اين سازمان بايد ناظر بر چگونگي تعامل سازمان‌هاي اقتصادي و عاملان فعاليت‌هاي توسعه‌اي با محيط زيست باشد حال آنكه، خود در بدنه‌ دولتي قرار دارد. اگر چنين نهادي نتواند مانع تخريب زيست‌محيطي ناشي پروژه‌هاي عمراني و سياست‌هاي دولتي شود، جاي هيچ تعجب نيست. كما اينكه در گذشته نيز شاهد مداخلات موثر اين سازمان در ممانعت از اجراي پروژه‌هاي عمراني مخرب يا مواردي نظير شماره‌گذاري اتومبيل‌هاي آلوده‌كننده نبوده‌ايم و كليه منازعات بر سر چنين مسائلي خيلي زود به نفع آنها كه به محيط زيست آسيب مي‌رسانند خاتمه يافته است.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
5.06196s, 18q