گفت و گو با دکتر مه لقا ملاح، مادر محيط زيست ايران

بانويي که 60 سال است زباله توليد نکرده است

۱۳۹۴/۰۲/۰۲ - ۱۵:۳۴ - کد خبر: 145323

سلامت نیوز:خطوط دلنشيني که بر چهره مهربانش نشسته، حکايت از سال ها تلاش و فداکاري دارد، سال هايي که عاشقانه صرف مراقبت از مادرش کرده است، از «مام طبيعت». قلبش براي صنوبرها و تبريزي ها و چکاوک ها مي تپد. هر درختي که بر زمين مي افتد، هر آبي که گِل مي شود، تو گويي خاري است که بر دلش مي نشيند.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه خراسان ،حالا پس از نزديک به يک قرن فداکاري، مادر مادرش نام گرفته است، «مادر محيط زيست ايران».دکتر «مه لقا ملاح» در سال 1296 در خانواده اي فرهيخته و اهل علم متولد شد. وي مدرک کارشناسي ادبيات، کارشناسي ارشد کتابداري و همين طور ارشد جامعه شناسي را از دانشگاه تهران اخذ کرد و دکتراي جامعه شناسي را از دانشگاه سوربن فرانسه. خانم دکتر ملاح بنيانگذار «جمعيتي فعال براي مبارزه با آلودگي محيط زيست» و کهنسال ترين حافظ طبيعت اين آب و خاک است. به مناسبت روز «زمين پاک» تصميم گرفتيم تا با روزگار بانوي محيط زيست ايران بيشتر آشنا شويم.

طبيعت زاده اي که عاشق طبيعت است

وقتي از خانم دکتر ملاح مي پرسم انگيزه قوي شما براي فعاليت هاي خستگي ناپذيرتان در حفظ محيط زيست از کجا سرچشمه مي گيرد پاسخ جالبي مي دهد: «خود من در جنگل به دنيا آمده ام، جنگل ابر در حوالي شاهرود. مادرم در راه سفر به مشهد براي زيارت بودند که درد زايمان به سراغشان مي آيد. اين شد که من در جنگل ابر به دنيا آمدم. پدرم هم از خان هاي مازندران بود و خانواده ما در طبيعت زندگي مي کرد. در دوران کودکي در نقاط مختلفي زندگي کرديم و من در دل طبيعت بزرگ شدم به همين خاطر نمي توانم خودم را از اين طبيعت، از اين خاک جدا بدانم. علاوه براين سال 52، من به عنوان رئيس کتابخانه تحقيقات روانشناسي دانشگاه تهران قصد داشتم از فهرست موجود در کاتالوگ هاي خارجي براي کتابخانه، کتاب سفارش بدهم که دو عنوان کتاب در مورد محيط زيست توجهم را به خود جلب کرد. با وجود اين که آنجا همه کتاب ها درباره روانشناسي بود تصميم گرفتم اين دو کتاب را هم بخرم. کتاب ها که رسيد شروع کردم به مطالعه، در يکي از آن ها نوشته بود که «بشر دارد زمين را متلاشي مي کند»، اين جمله براي من که خودم بياباني بودم خيلي دردناک بود. علامت سوالي در ذهنم به وجود آمد که چه کاري از دستم برمي آيد. از آن جا بود که تصميم گرفتم براي حفظ محيط زيست تلاش کنم و از خودم و خانواده ام شروع کردم.»

60 سال است زباله از در خانه ام بيرون نگذاشته ام

«هميشه در خانه لباس فرزند بزرگ يا پالتوي شوهرم را مي شستم و کوچک مي کردم براي دخترم که مدرسه اي بود. اين طوري دورريز نداشت. خود همين يعني مفهوم recycle، يعني بازيافت. خانه ما از قديم در منطقه شميرانات تهران بود. آشغال غذايي و سبزيجات را مي ريختيم براي مرغ و جوجه هاي همسايه. يک چاله هم کنار حياط داشتيم که هنوز هم هست، پوست ميوه و آشغال سبزي را در آن مي ريزيم، کمپوست مي شود و بعد مي ريزيم پاي گل و درخت هاي باغچه هاي حياط. همسايه اي داشتم که هميشه به من مي گفت خانم ملاح در کوچه دلم نمي آيد از کنار خانه شما رد بشوم، به خاطر عطر گل هايتان دوست دارم ساعت ها همان جا بايستم. غير از اين، با کاغذها و روزنامه هاي باطله پاکت درست مي کنيم و به بقالي سر کوچه مي دهيم که او هم نايلون کمتري دست مشتري هايش بدهد. از آب جوشيده به جاي آب معدني استفاده مي کنيم تا يک بطري پلاستيکي کمتر به طبيعت وارد شود. اگر يک پيرزن مي تواند اين کارها را انجام دهد پس همه مي توانند.»

من از متفاوت شدن شرايط زندگي مي گويم و اين که شايد زندگي آپارتماني اجازه خيلي از اين کارها را به مردم ندهد، چون امروزه در اغلب خانه ها از حياط و باغچه خبري نيست. «خانمي از دوستانم در ايوان کوچک آپارتمانشان در گلدان هاي کوچک گل و سبزي کاشته اند، در گوشه اي از ايوان هم يک سطلِ خاک دردار گذاشته اند که انتهاي آن سوراخ است و يک سيني زيرش قرار دارد. دورريز غذا و پوست ميوه و تفاله چاي را در آن مي ريزند. از دکان نجاري هم کمي خاک اره گرفته اند و هر از گاهي به اندازه يک بيلچه روي سطل، خاک اره مي پاشند و با اين روش هيچ وقت بويي در خانه نمي پيچد. آدميزاد عقل دارد مادرجان. وقتي بخواهد، راهش را هم پيدا مي کند.»

آموزش در سکوت

در تمام طول گفت وگو مهم ترين سوالي که در ذهنم مي چرخد اين است که چه طور مي توان سبک زندگي طبيعت دوست دکتر ملاح را ترويج داد. حدس مي زنم که پاسخ آموزش باشد اما در آموزش ها چه طور بايد به مردم بگوييم که مسئله بحران هاي زيست محيطي و آلودگي طبيعت جدي تر از آن چيزي است که فکرش را مي کنند. «آموزش در سکوت بهترين شيوه آموزش دادن است. من يک بار به گروهي از دانشجويان دختر رشته محيط زيست گفتم گاهي آموزش محيط زيست در سکوت انجام مي شود. اگر در خيابان ديديد يک نفر ته سيگارش را در پياده رو انداخت، هيچي بهش نگوييد، نگاهش هم نکنيد. فقط برويد و ته سيگار را برداريد و در سطل زباله بيندازيد. چند وقت بعد يکي از همان دانشجويان دختر با من تماس گرفت و تعريف کرد که با دوستانش در پارک نشسته بودند که چند نفر آشغال هايشان را در پارک مي ريزند. اين ها مي روند و در سکوت زباله ها را جمع مي کنند. وقتي آن افراد اين صحنه را مي بينند باز مي گردند و در جمع آوري زباله ها به اين دانشجويان کمک مي کنند. در عرض دو ساعت پارک ملت تهران مثل گل تميز مي شود.»

بانوان حافظ محيط زيست

«از سال 1373 من و همسرم جمعيتي را تاسيس کرديم. از آن زمان جمعيت فعاليت هاي مختلفي براي حفظ محيط زيست انجام داده است. سال هاست که در مدرسه ها به بچه ها آموزش مي دهيم و بچه ها هم آموزش ها را به پدر و مادرهايشان منتقل مي کنند. در روستاها آموزش هاي فراواني به روستاييان داده ايم. جزوه هاي بسياري در زمينه نگهداري از محيط زيست مبتني بر آيه هاي قرآني که بر مهرباني با طبيعت تاکيد دارند و ... منتشر کرده ايم که در ميان مردم توزيع مي کنيم. هم اکنون هم اين جمعيت در 10 شهر مختلف کشور فعاليت دارد.»

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.11662s, 18q