چرا خبر تصادف پورشه زرد، شبکه های اجتماعی را شخم زد؟

۱۳۹۴/۰۲/۰۶ - ۱۶:۴۸ - کد خبر: 145779

سلامت نیوز: در میزگرد دیشب گفتگوی ویژه خبری، برخورد مردم با اخباری که در شبکه های موبایلی و اجتماعی می پیچد، به عنوان یک آسیب نوپدید بررسی شد. یکی از مهمانان می گفت باید سواد مردم را بالا برد و دیگری معتقد بود باید شبکه های موبایلی محدود شوند.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از خبرآنلاین، گفتگوی ویژه خبری درباره آسیب های نوپدید در زمینه ارتباطات در فضای مجازی، بود. چرایی و چگونگی این آسیب ها، از جمله نحوه مواجهه جامعه با مسایلی مانند گل زدن لیونل مسی به ایران، ماجرای تصادف سرنشینان پورشه زرد و مرگ مرحوم پاشایی در این میزگرد بررسی شد.
در این گفتگوی ویژه، دکتر نصرالهی نویسنده و استاد دانشگاه و دکتر کوشکی پژوهشگر و محقق و استاد دانشگاه شرکت داشتند و کامران نجف زاده هم نقش مجری را ایفا می کرد.
در ابتدای این نشست، نصرالهی گفت: من هم خبر تصادف پورشه را در فضای مجازی دیدم و متعجب شدم. در برخی خبرها در نگاه اول اگر دقیق شویم، تعجب می کنیم چون حتی با منطق و عقل سازگار نیست. فضای مجازی، یک ویژگی هایی دارد که باعث می شود این خبرها که اغلب شایعات است، به سرعت سرایت و گسترش یابد و کاربرانی که این خبرها را دریافت می کنند، بدون تحلیل آن را به اشتراک می گذارند. اصطلاحی که به کار می برم، "انبوه خلق" است که گوستاو لوبون به کار برده و این انبوه خلق به صورت مجازی هم وجود دارد و بدون اراده، در فضایی قرار می گیریم که تبدیل می شویم به کسانی که شایعات و خبرها را به اشتراک می گذاریم. بدون اینکه اصالت و ریشه این خبر را تحقیق کنیم.
او درباره ویژگی های فضای مجازی گفت: این ویژگی فضای مجازی است که پستهای افراد، خیلی امکان تحقیق درباره صحت و سقم ندارد و مسئولیت گریزی یکی از ویژگیهای این فضاست.
نصرالهی با اشاره به مرگ مادر باردار سردشتی، درباره انتشار و فراگیری این خبر در فضای مجازی گفت: از این موارد زیاد داریم. در ماجرای اسیدپاشی نیز برخی اخبار تولید و در فضای خاصی منتشر می شد که توسط افراد بدون تحقیق ، منتشر می شد. مثلا تصاویر اسیدپاشی چند ساله پیش برخی شهرها را می گفتند جدیدترین اسیدپاشی در تهران و اصفهان است. عکس را هم می دیدیم که ربطی به خبر نداشت. فضای مجازی، فرصت و تهدیدهایی دارد. یکی از تهدیدها، مسئولیت گریزی افرادی است که این اخبار را به اشتراک می گذارند. مسئولیت ناپذیری و غیرقابل شناسایی بودن افرادی که اخبار را به اشتراک می گذارند یک تهدید است. اگر رسانه ها زود اطلاع رسانی نکنند و سواد رسانه ای مردم پایین باشد، ضررهای زیادی به جامعه می زنند که غیرقابل جبران است.

فضای مجازی، غیرتخصصی و غیرجدی است
دکتر کوشکی در ادامه این گفتگو به بیان نظرات خود پرداخت و گفت: نه وقت زیادی برای تلف کردن در فضای مجازی دارم نه انگیزه ای. چون فضای مجازی در کشور ما، از زمانی که در قالب سنتی وبلاگ و ایمیل آمده تا الان که شده فضای دست افزارهای یارانه ای، توسط غیرمتخصصان به کار گرفته می شود. یعنی اخبار سیاسی فضای سیاسی و شبکه های اجتماعی، عموما توسط کسانی که تخصص در حوزه سیاست دارند، جدی نمی گیرند.
او گفت: مثلا پزشک به اخباری که در حوزه مجازی پخش می شود، نیاز ندارد. منابع تخصصی خود را نگاه می کند. من مثلا چون پزشکم، فیلمی را در ارتباط با مسئله پزشکی در شبکه های موبایلی می بینم و حتی پوزخند بزنم و ارزش کامنت گذاری هم به آن نمی دهم. ولی کسانی درگیر، تحریک و فعال می شوند، کسانی هستند که نسبت به آن موضوع عوامند و نظر تخصصی ندارند.


کوشکی در مقام مناظره با نصرالهی گفت: ایشان گفتند باید درباره اخبار تحقیق شود، کسی که اهل تحقیق است در فضای مجازی چه می کند؟ ممکن است روان شناس اجتماعی یا جامعه شناس به عنوان موضوع تحقیق به این فضا بیاید، ولی کسی که اهل تحقیق باشد اینجا نمی آید. خصوصیت این فضا، امکان تحقیق را سلب می کند. ممکن است روزی 500 خبر به شما برسد که امکان تحقیق اصلا مهیا نیست.
در ادامه برنامه، کامران نجف زاده، درباره تصادف پورشه زرد گفت که فالوئرهای شخصی که عنوان شده در تصادف کشته شده، یک شبه به 40 هزار نفر رسید، ماجرای گل لیونل مسی هم پیش آمد و چرا باید این مسایل در جامعه این قدر پررنگ شود؟کوشکی در پاسخ گفت: جامعه ما احساس محور و دارای فرهنگ شفاهی و دارای انعکاس سریع است. اگر قرار است همه بنویسند، متن، منقح و پخته می شود، ولی وقتی چیزی می گویم تا زمانی که جمله تمام نشده، جواب را کف دست مخاطب می گذارید، این باعث حالت انفجاری در گفتگوها می شود.


نجف زاده در ادامه پرسید: برخی لحن ها در شبکه های اجتماعی بازتاب جهانی دارد مانند ماجرای مسی. چرا برخی تب دارند و کامنت می گذارند؟نصرالهی در پاسخ گفت: در برخی موارد که دکتر کوشکی گفت، نظر مغایری دارم. درباره سئوال شما، انبوه خلق مجازی را عرض
کردم که درست مانند انبوه خلق واقعی، افکاری دارند و کارهایی انجام می دهند که مسئولیت را به تنهایی نمی پذیرند، جوگیر می شوند و در جمع کارهایی را می کنند که در فردیت خود نمی کنند. برخی در فضای مجحازی اینطورند. برخی مطالب و تصاویر را در آن جو انتشار می دهیم .حتی بعدها باور نمی کنیم خودمان این کار را کرده ایم. این با انبوه خلق واقعی اشتراک دارد.


کوشکی در پاسخ گفت: اگر این را بپذیریم کسی که در انبوه خلق است، تطهیر می شود چون مسئولیت ندارد. اینطور نیست. اگر این را صحه بگذاریم کسی می گوید من به موضوعی حمله کردم چون بقیه حمله کرده اند. این تطهیر می شود.
نصرالهی گفت: این اتفاق دارد در کشور می افتد. افراد در شرایطی قرار می گیرند که همدیگر را نمی شناسند و اطلاعات درباره همدیگر ندارند. این اشکالات کار است و کاری انجام می دهند که در فردیت خود، انجام نمی دهند چون شناخته می شوند. نباید فضا را سیاه و سفید دید. امروزه مصرف رسانه های مخاطبان را فضای مجازی و اسمارت فون ها تغییر داده اند. تغییری که اخیرا داریم مردم 8 ساعت در روز مصرف کننده رسانه هستند. از این میزان 1.8 ساعت مربوط به اپلیکیشن های موبایل است. 1.6 ساعت متعلق به تلوزیون است که تلوزیون در مقابل موبایل عقب افتاده. این فضای مصرف رسانه ای دنیاست. 1.7 ساعت مربوط به پی سی (رایانه رومیزی) است. حدود 2.1 ساعت مربوط به "سایر" است. این اپلیکیشن ها مصرف رسانه ای و اثرپذیری مخاطبان را عوض کردند. مثلا من قبلا از تلوزیون اثر می گرفتم یا از مدرسه و خانواده، اما الان اینطور نیست. آرایش جدید رسانه ای، تعامل افراد را با جامعه و خانواده تغییر داده.

چرا عکس فردی با قورمه سبزی زیاد شد

هنجف زاده در ادامه پرسید: الان کسی قرمه سبزی هم درست کند عکس می گیرد و به اشتراک می گذارد. موافقید حریمها دیگر حریم سابق نیست؟کوشکی در پاسخ گفت: بیایید چند منفعت برای این فضا را بشماریم. فرض کنیم یک هفته فضای مجازی تعطیل شود، افسرده می شویم چون معتاد شده ایم ولی خلا واقعی اطلاعات سراغ ما نمی آید. در جامعه ای که عقلانیت داشته باشد و جامعه باشد یعنی افراد با همدیگر پیوند اجتماعی داشته باشند، این ابزارها جا نمی افتد. این وضعیت، تایید فردیت و ضعیف شدن جمع است. چرا عکس تکی و خودی گرفتن (سلفی) با این ابزارها زیاد می شود؟ برای اثبات فردیت است. بحث عاطفی و احساسی بودن را هم اضافه کنید. چون در فضای مجازی فرو می رویم، فردیت ما تقویت می شود، در کنار فردیتهای دیگر قرار می گیرد و در نتیجه اجتماع ایجاد نمی شود، انبوه فردیتهای تقویت شده می آید. برای همین خبری که می آید، موید نظر کسی باشد، او کامنت تاییدی می گذارد. یا مخالف نظر آدم باشد، بلافاصله می گوید دروغ است و مخالفت می کند.
نجف زاده پرسید: در ماجرای تصادف پورشه زرد، چرا بسیاری کامنتها منفی بود؟نصرالهی گفت: اگر این را به عنوان یک ابزار در نظر بگیریم هم خوبی دارد و هم بدی. دیدید چطور استفاده می شود؟ الان بد استفاده می شود. زنگ خطر این است. شاید یکی از علل این زنگ خطر که هر روز گوش را آزار می دهد این است که واقعیت اپلیکیشن های موبایل و آرایش جمعی رسانه ای را نخبه گان و مسئولان متوجه نشده اند. سواد رسانه ای را باید بالا برد و خطرات را گوشزد کرد. وقتی این صحنه را واگذار می کنیم نتیجه این می شود که آنها سوار موج می شوند. باید سواد رسانه ای مردم بالا برد و برخورد فعال با این ابزار کنند.

نجف زاده پرسید: ایا این با جامعه ایرانی مغایرت ندارد؟کوشکی گفت: بپرسید چطور سواد رسانه ای مردم را می شود بالا برد؟ آنقدر سرعت آمدن این پدیده ها بالاست که تا شما بخواهید کاری کنید، جا می مانید.
نصرالهی گفت: همین کار صدا و سیما درست است که درباره پورشه و اسیدپاشی و ماجرای سنندج، اصل اتفاق را می گوید. برخی باورشان شده و شفاف می گویند اخبار اساس و منطق ندارد و برخی گروه های سیاسی یا صنفی، این را ساخته اند.

کوشکی گفت: می فرمایند صدا و سیما این کار را می کند. قبلا شما گفته اید مخاطبان امروز صدا و سیما کمتر از ابزارهای نوین استفاده می کنند. کسانی که موبایل دارند تلوزیون نمی بینند. صورت مسئله کلا غلط است.
نصرالهی گفت: باید بپذیریم ما این ابزار را نمی آوریم. این ابزار به ما تحمیل شده.کوشکی گفت: می تواند تحمیل نشود. نظر کارشناسانه محدود کردن این ابزارها است. از کلمه محدود کردن نترسید. حتی دادستانی گفتند باید جلوی این ابزارها گرفته شود. برخی دوستان گفتند باید رها شود.
نصرالهی گفت: نمی گوییم محدود شود، باید مدیریت شود.
کوشکی گفت: مدیریت یعنی محدود کردن. یعنی جلوگیری از ولنگاری. یعنی اینجا آنجا نرو . از کلمه محدودیت نترسید. حاکمیت و قانون یعنی محدودیت. برخی به دلیل برخی مسایل که خیال می کنند منافع جناحی و باندی برایشان دارد، با صورت بندی و ساماندهی این ابزارها مخالفند. اختیار انسان را که نمی شود تغییر داد.

نجف زاده پرسید: شاید باید مدیریت فرهنگی کرد؟ شاید ایراد درباره فرهنگسازی است. مثل قصه راندن خودرو که عده ای می گویند برخی مردم هنوز با فرهنگ چارواداری پشت فرمان می نشینند؟
کوشکی گفت: دوستی که می گوید فرهنگسازی، باید گفت این قصه از اورکات شروع شد تا الان. همه پروفسورهای فرهنگساز عالم را بیاورید، خط تولید فرهنگسازی هم بزنیم، سرعت ابزارها خیلی سریعتر است و ما نمی رسیم. چه ضروری دارد هم واتس آپ باشد هم وایبر هم اینستاگرام و هر روز هم اضافه شود؟ باید ابزارها محدود شود.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.90468s, 20q