مدرسه، اينجا كانكسي است

معلمان مناطق محروم نیازمند توجه بیشتر

۱۳۹۴/۰۲/۱۰ - ۱۲:۳۷ - کد خبر: 146248
معلمان مناطق محروم نیازمند توجه بیشتر

سلامت نیوز: بعضي ازمعلم‌ها با كار كردن در شرايط سخت در مناطق محروم ناممكن را ممكن كرده‌اند. سختي‌هاي اين معلم‌ها را در قالب واژه‌ها نمي‌توان به تصوير كشيد. بايد يك روز گرم، در يك منطقه گرم و خشك، در يك كانكس فلزي، براي چند ساعت ماند تا فهميد اين آدم‌ها چه مي‌كشند. تا فهميد كه درخواست‌هاي آنها در مقابل شرايطي كه با آن روبه‌رو هستند چندان زیاد نیست.

به گزارش سلامت نیوز، روزنامه آرمان نوشت: وقتي به صورت زخمي و اندوهگينش نگاه مي‌كني حس مي‌كني در پستوي صفحات تاريخي كه در دل خود دارد روزگار بر وی سخت گذشته است؛ سختی‌ای که سایه‌ آن بر زمین نیز به دید می‌آید؛ زمين هم خسته است. آدرس اين سرزمين جايي در استان ايلام است حوالي شهرستان آبدانان، بخش كلات مور موري؛ روايتگر سختی‌های كلات مور موري معلمي است كه دلي اندوهگین دارد. بايد حكايت كلات مور موري را شنيد تا براي چند لحظه هم شده دريافت كه معلمي چه شغل سختي است. روايت معلمي در اينجا با زندگي سخت و محروم مردمان شهر تنيده مي‌شود.

وقتي اسم كلات مور موري را مي‌آورد سرش را پايين مي‌اندازد و چشمانش پر از اشك مي‌شوند. بدون آنكه چيزي بگويد اندوه را در سخنش می‌توان شنید. كلات مور موري شهر كوچكي است كه مردم آن از حداقل‌هاي زندگي هم محرومند. سرزميني گرم و خشك كه مردمانش با دامداري و كشاورزي روزگار را به سر مي‌برند. از مرداد به بعد هم زمين با اين شهر سر لج افتاده است. بيش از هزاران زلزله با ريشترهاي مختلف در اين منطقه رخ داد. خانه‌ها ترك‌هاي عميقي برداشته‌اند. سست و غير قابل اعتماد هستند. مردم زير سقف‌هايي زندگي مي‌كنند كه هر لحظه بيم فرو ريختنشان وجود دارد. به هر خانواده يك چادر پلاستيكي داغ كوچك دادند تا تابستان را زير آن زندگي كنند. در بهترين حالت هم يك وام 30 ميليوني كم‌بهره مي‌دادند.


مدرسه، اينجا كانكسي است
اين حكايت يكي از روستاهاي اطراف كلات مور موري است كه وضعيت مساعدی ندارد: بعد از زلزله مدرسه روستا تخريب شد و جاي آن را دو كانكس گرفت. كانكس‌هاي فلزي كه از شدت گرما، تحملش چندان آسان نیست. مدرسه را تخريب كردند تا جايش را به يك مدرسه نوساز جديد بدهند. مراحل ساخت مدرسه جديد كند پيش مي‌رود و اينطور كه به نظر مي‌رسد مدرسه امسال بچه‌هاي روستا، كانكسي است. وزير آموزش و پرورش بارها در اظهارات خود بر اين نكته تاكيد كرده است كه يك سوم مدارس نياز به مقاوم‌سازي، تخريب و بازسازي دارند. اين مدارس مقاومت‌هاي لازم را در برابر بلاياي طبيعي ندارند. بسياري از اين مدارس نامقاوم در مناطقي مانند كلات مور موري هستند كه دائم با بلاياي طبيعي مانند زلزله تهديد مي‌شوند. اين در حالي است كه معاون وزير آموزش و پرورش از تخصيص 440 ميليارد تومان اعتبار براي مقاوم‌سازي مدارس خبر مي‌دهد.


تدريس دركلاس چند پايه كار سختي است
روايت سختي‌هاي شغل معلمي در مناطق محروم را بايد در لابه‌لاي سخنان مهدي جست. او به آرمان مي‌گويد: من در يكي از روستاهاي اطراف شهر كلات و مور موري معلم هستم. روستا نيم ساعت از شهر دورتر است. با ماشين خودم هر صبح آنجا مي‌روم و ظهرها برمي‌گردم. من مدير و آموزگار مدرسه هستم. كلاس‌ها مختلطند. آموزش پايه‌هاي چهارم تا ششم با من است. كلاس اول تا سوم را هم دوستم درس مي‌دهد. من 11 دانش‌آموز و دوستم 13دانش‌آموز دارد. من زنگ تفريح ندارم. سه پايه را تدريس مي‌كنم. هر پايه هم حدود هفت تا هشت كتاب دارد. يعني تا پايان سال حدود 24 كتاب دبستان را تدريس مي‌كنم. تدريس در كلاس چند پايه خيلي سخت است. ظهرها ديگر رمقي برايمان باقي نمي‌ماند. مهدي در ادامه با اشاره به نبود حداقل امكانات در مدرسه ادامه مي‌دهد: اين مدرسه از حداقل امكانات محروم است. دستگاه كپي خراب است، خبري از وسايل كمك آموزشي نيست، نداشتن وايت‌بورد و سرانه 90 هزار توماني را هم اگر به مسائل قبلي اضافه كنيم وضعیت را سخت می‌کند.


معلم‌ها از بي‌مهري‌ها خسته‌اند
اين معلم‌ها در محرومترين مناطق كشور آموزگاري مي‌كنند. معلماني كه هر چقدر سختي‌هاي شغلي‌شان بيشتر مي‌شود ظاهراً مزاياي شغلي‌شان كاستي مي‌گيرد. حقوق اين معلم‌ها حتي از حقوق يك معلم راهنمايي كه چند كتاب خاص را درس مي‌دهد پايين‌تر است. معلمي با روح و روان انسان‌ها سر و كار دارد اما ظاهراً خود اين افراد از بي‌مهري‌ها خسته‌اند. حقوق آنها پایین است. وزير آموزش و پرورش از افزايش حقوق معلمان در سال جديد خبر مي‌دهد. بر اساس احكام جديد، حقوق دريافتي معلمان از ۱۶۰ تا۶۰۰ هزار تومان افزايش خواهد يافت و 14 درصد افزايش حقوق كاركنان در سال ۹۴ نيز به آن اضافه مي‌شود. چقدر از اين افزايش حقوق شامل حال معلمان مناطق محروم مي‌شود؟ به پزشكاني كه در مناطق محروم خدمت مي‌كنند مزاياي بسياري تعلق مي‌گيرد اما وضعيت معلمان اين مناطق هيچ تفاوتي با معلمان مناطق ديگر ندارد.


سر زخم دل چركين مرا باز نكن
مهدي از آينده اين بچه‌ها به آرمان مي‌گويد: آينده اين بچه‌ها مبهم است. شايد بعضي از آنها در مقاطع بالاتر به دليل اوضاع زندگي و شرايط سخت زندگي روستا بي‌خيال درس شوند. من تمام تلاشم را مي‌كنم كه بچه‌ها درس را خوب ياد بگيرند و به جاي حفظ كردن درس‌ها آنها را بفهمند. انسان‌هايي شاد و منتقد باشند. وقتي صحبت از مسائل بچه‌ها مي‌شود، مي‌گويد: سر زخم دل چركين مرا باز نكن. اين بچه‌ها با درد آشنا هستند.


همه سر كلاس اين معلم‌ها نشسته‌ايم
از بالاترين مسئولان كشوري گرفته تا پايين‌ترين آنها، از روزنامه‌نگار، وكيل و مهندس گرفته تا بقال و نانوا همه ما سر كلاس درس همين معلم‌ها نشسته‌ايم. بيشتر آنچه هستيم و آنچه خواهيم بود را مديون اين معلم‌ها هستيم. معلمي با روح و روان آدم‌ها سر و كار دارد. با توجه به حساسيت و اهميتي كه اين شغل دارد نبايد از كنار مشكلات آنها به سادگي گذشت. بعضي ازمعلم‌ها با كار كردن در شرايط سخت در مناطق محروم ناممكن را ممكن كرده‌اند. سختي‌هاي اين معلم‌ها را در قالب واژه‌ها نمي‌توان به تصوير كشيد. بايد يك روز گرم، در يك منطقه گرم و خشك، در يك كانكس فلزي، براي چند ساعت ماند تا فهميد اين آدم‌ها چه مي‌كشند. تا فهميد كه درخواست‌هاي آنها در مقابل شرايطي كه با آن روبه‌رو هستند چندان زیاد نیست.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
1.16466s, 18q