حمايت معلم فداكار از ۵۴ دانش‌آموز بيمار

۱۳۹۴/۰۲/۱۵ - ۱۴:۱۶ - کد خبر: 146678

سلامت نیوز: گاهي مي‌تواني يك معلم در روستايي دور افتاده باشي با دست خالي اما دلي بزرگ. جدا از رسالت انبيايي خود دانش‌آموزان بيمار را شناسايي و با حمايت‌هاي خود روند درمان آنان را پيگيري كني. هميشه نبايد ثروتمند باشي تا گام در راه خير بگذاري و محتاجان را ياري رساني. هميشه نبايد همه‌چيز براي ياري رساندن به ديگران مهيا باشد. هميشه لازم نيست وظيفه‌ات ياري‌رساني به ديگران باشد و براي اين كارت حقوق بگيري. گاهي مي‌شود دغدغه انسانيت داشت و از كنار هر بيماري كه توان مالي لازم را ندارد، به راحتي نگذشت.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه آرمان ،وقتي در روستايي مانند «بيجار گروس» در استان كردستان برخی شاگردانت بيمارند و از فقرِ خانواده‌هايشان امكان درمان ندارند؛ چه بايد كرد؟ درصورتي كه تنها مسئوليت شما درس دادن و معلمي كردن است.


راه سوم
جيبت خالي است و توان مالي براي درمان همه آنان را نداري؛ و همين بهانه خوبي براي گذشتن است. مهم‌تر اينكه تنها براي درس دادن به آن دانش‌آموزان حقوق مي‌گيري، نه براي درمانشان. اما هميشه راه ديگري هست؛ همان راهي كه «راه سوم» است.

ثريا مطهر‌نيا آن راه سوم را يافت. او براي برخی شاگردانش كه بيمار هستند و خانواده‌هايشان توان مالي براي درمانشان را ندارند؛ خير پيدا كرده تا آنان را درمان كنند. مطهرنيا خيران را به محتاجان مي‌رساند. او در معرفي خودش مي‌گويد: معلمي ساده هستم. ۳۷ سال سن دارم و هم‌اكنون در روستاي «بيجار گروس» در استان كردستان تدريس مي‌كنم. با ۲۴ دانش‌آموزِ چندپايه، در مدرسه‌اي به صورت مدير آموزگار مشغول كار هستم. ۵۴ دانش‌آموز در بيجار وجود دارد كه بيمار هستند و من آنان را تحت پوشش خود قرار داده‌ام. اين دانش‌آموزان از خانواده‌هايي هستند كه از نظر مالي اوضاع خوبي ندارند.

مطهرنيا درباره نخستين دانش‌آموزِ بيماري كه در «بيجار گروس» ديده، مي‌گويد: نخستين كسي كه من از او حمايت كردم سارا بود. سارا تاكنون ۲۲ جراحي فوق‌تخصصي انجام داده و يك هفته در ميان براي درمان به تهران مي‌آيد. سارا در ۷ ماهگي دچار سوختگي شده و ۷ انگشت خود را از دست داده است. لذا درمان سارا تا ۱۴ سالگي ادامه دارد. اكنون او ۱۰ سال دارد. در اين ۴ سال كه با او آشنا شدم تمام كارهاي درماني او را پيگيري كرده‌ام.


قديمي اما محروم
اين معلم درباره روستايي كه در آنجا درس مي‌دهد، مي‌گويد: اين روستا از باقدمت‌ترين روستاهاي كشور به شمار مي‌رود اما روستای محرومی به شمار می‌رود. مردم اين روستا درآمد چندانی ندارند و اگر فرزندي بيمار هم داشته باشند نمي‌توانند هزينه مداوايش را بپردازند. او ادامه مي‌دهد: دو هفته پيش با يك كودك بيمار آشنا شدم كه ابوالفضل نام داشت. متاسفانه ابوالفضل به‌دليل بيماري «آنوس بسته» فوت كرد. برخی مسئولان براي مداواي بيماران اين روستا قول داده بودند اما ظاهرا عمل نكرده‌اند.

مطهرنيا تاكيد مي‌كند: با افراد زيادي براي كمك به دانش‌آموزانم تماس گرفته‌ام؛ از رياست‌جمهوري بگير تا برخی ديگر از مسئولان. همه قول‌هايي داده‌اند كه امیدواریم عملی شود. حتي با وزير بهداشت هم صحبت كرده‌ام كه تاكنون نتيجه‌اي نداشته است. او وقتي به روستاي «بيجار» آمد، تنها معلمي ساده بوده و وظيفه‌اش درس دادن به بچه‌ها بود. اما وقتي با كودكان بيمار مواجه مي‌شود، چشمش را به روي واقعيت‌ها نمي‌بندد و به ياري‌شان مي‌شتابد.

مطهرنيا در اين باره مي‌گويد: ابتدا براي دانش‌آموزان كار مي‌كردم اما به دليل برخورد با چند كودك بيمار تلاشم بر اين شد تا آنان را هم تحت حمايت خود قرار دهم تا هنگامي كه به مدرسه مي‌آيند سالم باشند. من براي تمام بچه‌هايي كه مشكل دارند خيراني پيدا مي‌كنم تا آنان را مداوا كنم. مهر نوشت؛ اين معلم فداكار درباره نجات مشكل پاي پوريا كه استعدادش در رياضي فوق‌العاده است، مي‌گويد: يكي از دانش‌آموزاني كه در درس رياضي هوش بسياري داشت، پايش كج بود و نمي‌توانست بازي كند. پوريا از لحاظ ظاهري هيچ مشكلي نداشت. دوست داشتم مشكل پايش هم حل شود و بتواند به راحتي راه برود. برايش خير و يك پزشك مجرب پیدا كردم و پايش را عمل كردند. روزهايي كه پوريا نمي‌تواند به مدرسه بيايد به عيادتش مي‌روم و درس‌هاي عقب‌افتاده او را برايش بازگو مي‌كنم.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.15582s, 19q