چرا در دولت قبل تیتر محیط زیستی نمیزدید؟

۱۳۹۴/۰۲/۱۹ - ۱۱:۱۲ - کد خبر: 147136
چرا در دولت قبل تیتر محیط زیستی نمیزدید؟

سلامت نیوز:الهه موسوی ، فعال و روزنامه نگار حوزه ی محیط زیست در زمین آنلاین نوشت : پردیسان این روزها بهترین فضا برای اعتراض است و معصومه ابتکار جزو مدیرانی است که بیشترین جریان سازی رسانه ای را به مناسبت های مختلف دریافت می کند.

گاه از تریبون های متعدد مورد نقد قرار می گیرد و اغلب به نام دلسوزی برای محیط زیست، آماج تیترهای تند و غیرحرفه ای و البته غیرمستند رسانه های سیاسی می شود. هرچند تضعیف دولت یازدهم مهم ترین پروژه ی جریان اصولگرای افراطی است؛ اما شاید بتوان گفت کمتر مدیری مانند ابتکار از همان روزهای نخست ورودش به پردیسان، مورد حمله های ممتد مخالفان سیاسی دولت یازدهم قرار گرفته است.

حمله هایی که به نام محیط زیست است و به کام سیاسیون عصبانی و دلواپس و رسانه هایی که تا دیروز نه تنها دغدغه ی محیط زیست را نداشتند بلکه در راس جریانی بودند که آنرا " موی دماغ توسعه" و "محیط ایست" عنوان می کرد.


سال های امنیتی شدن حوزه ی محیط زیست کشور اما یادمان نرفته است؛ روزهای بایکوت خبری و ممنوع الورودی خبرنگاران و عکاسان به مناطق حفاظت شده. روزهای جواب نشنیدن از مدیران سازمان محیط زیست و نهایتا جواب های سربالا گرفتن. روزهای نوشتن های از سر درد و توبیخ شدن ها و محاکمه های محیط زیستی.

یقینا همان تعداد اندک خبرنگارانی که آنروزها جرات نوشتن داشتند هنوز یادشان نرفته که چقدر پشت درهای بسته ی اتاق های مدیران و نیز خطوط تلفنی آنها بدون گرفتن هیچ پاسخی معطل می ماندند. هنوز یادمان نرفته هربار با انعکاس اخبار تخریب ها و آتش سوزی ها و مصوبه های ضدمحیط زیستی دولت قبل، چگونه آماج حمله ها و تهمت ها قرار می گرفتیم و چگونه مهر " نشر اکاذیب " ، " سیاه نمایی" و " تشویش اذهان عمومی" بر پیشانی مان می خورد و بعدش دادگاه و داستان های بعدی ...


آن روزها سکوت مرگبار مطبوعات دولتی که در دست جناح اصولگرای افراطی بود به روشنی نشان می داد که چگونه محیط زیست برای دولت پیشین، حتی در ابعاد یک کالای لوکس نیز اهمیت ندارد و آنقدر مسائل ریز و درشت برای تیتر کردن و انعکاس داشتند که جایی برای محیط زیست نبود. اساسا نگاه دولت آقای احمدی نژاد به مقوله ی محیط زیست و توسعه ی پایدار، نگاهی مغضوبانه بود.

نگاهی که بر اساس آن، مدیرانی برای محیط زیست انتخاب می شدند که بیشتر از آنکه به فکر حفظ مناطق و منابع ملی باشند به " ایجاد اشتغال" ، "احداث راه" ، " توسعه ی صنایع بدون ارزیابی زیست محیطی" بودند.


آن چند روزنامه و مجله ی مستقل و گاها اصلاح طلب هم که از سر دردِ خبرنگارانِ اندکِ باقی مانده ی حوزه ی محیط زیست، چیزی یا چیزکی از تخریب ها و تصرف ها می نوشتند با انواع جوابیه ها و پیگیری های مختلف و نیز تهدیدها و ارعاب ها و بایکوت های گسترده ی خبری و در نهایت، شکایت و دادگاه مواجه می شدند.


بر اساس آمارها، طی یازده سال اخیر، سال های 91، 90 ، 82 و 81 تهران، آلوده ترین روزها را داشت و میزان روزهای ناسالم در این کلانشهر به بالاترین میزان خود رسید روزهایی که نفس کشیدن برای تهرانی ها دیگر مساوی با سرطان بود و مسوولان محیط زیست کشور به جای یافتن راهکار درست و کارشناسی شده، می خواستند با بالگردهای آب پاش، هوای تهران را بنزن و آزبست زدایی کنند و با آلاینده ها مبارزه؛ اما باز هم صدایی از رسانه های معترض امروزی، بلند نشد و هیچ روزنامه ی اصولگرایی، تیتر محیط زیستی نزد!


خشک شدن دریاچه ی ارومیه یکی از بزرگ ترین فجایع زیستی هزاره ی سوم نام گرفت که در زمان دولت گذشته رخ داد، اما باز هم هیچیک از این روزنامه های امروزی نگران محیط زیست نقدی جدی به مسوولان یا سیاستگذاری ها نداشتند و تیتری نزدند.


ماجرای ببرهای سیبری را که یادتان هست؟ پارازیت ها ، زباله های ویژه، تخلفات شرکت های خودروسازی و تالاب انزلی را چطور؟ ریزگردهای جنوب و غرب کشور؟ تصویب احداث پتروشیمی در گیلان و گلستان، میانگذر رامسر و واگذاری 99 ساله ی آشوراده به یک تولیدکننده فرآورده های لبنی برای توسعه ی گردشگری؟ ساخت نیروگاه در پناهگاه حیات وحش میانکاله و واگذاری های عجیب و آسیب رسان در مناطق سازمان محیط زیست. واگذاری اراضی پارك ملي بمو ، منطقه حفاظت شده ی جاجرود ، سراج ، دنا ، كلاه قاضي هکتار و پارک ملی گلستان برای ساخت پالایشگاه و مسکن مهر و ....! و تخریب پارک ملی گلستان به بهانه ی تعمیر جاده، و باز هیچ روزنامه ی اصولگرایی، تیتر محیط زیستی نزد و از روسای وقت سازمان محیط زیست نپرسید که چرا؟!


گزارش دانشگاه ییل و افت 63 پله ای محیط زیست ایران در میان کشورهای جهان نیز با سکوت رسانه ای این معترضان امروزی مواجه شد؛ با این توجیه غیرعلمی که این گزارش ها اعتبار ندارد و از سوی بیگانگان سیاه نمایی می شود.

این اواخر که دیگر برخی خبرنگاران، از نعمت مدیریت جناب دکتر محمدی زاده رییس وقت سازمان حفاظت محیط زیست، به محوطه بیرونی سازمان هم دسترسی نداشتند. همان دم در نگهبانی، دعوتنامه می خواستند و چون نبود؛ که در لیست سیاه سازمان بودند و اصولا دعوت نمی شدند از همان جا برمی گشتند و اما دریغ از یک نقد و یا اعتراض به ایشان به عنوان رییس سازمان.

حالا اما به میمنت سیاست های متعادل دولت روحانی و فضای باز و برداشته شدن سایه ی امنیتی از سر حوزه ی محیط زیست و همچنین سعه ی صدر مسوولان جدید سازمان مخصوصا شخص معصومه ابتکار، فضا به قدری باز شده که شهروندان و سمن های محیط زیست به راحتی مطالبات و مخالفت های خود را مطرح می کنند. شاید پردیسان، تنها فضای مناسب و امن دولتی برای معترضان است و ابتکار تنها رییسی است که خود و معاونانش، اغلب در کنار منتقدان قرار می گیرد و مطالبات آنان را ارج می نهد و با این همه حالا برخی رسانه ها هر روز تیترهای به ظاهر محیط زیستی، اما سیاسی می زنند و دغدغه های خود را لا به لای زرورق محیط زیست پنهان می کنند.

بومرنگ، یک ابزار شکار چوبی پرتابی است که عمدتاً بومیان استرالیا از آن استفاده می‌کردند؛ این وسیله در صورتی که درست به کار برده شود می تواند به هدف بخورد. اما اگر فرد پرتاب کننده بومرنگ، ناشیانه از آن استفاده کند، بومرنگ پس از پرتاب به سوی وی بازمی گردد و پرتاب کننده را شکار می کند. استادان روزنامه نگاری معتقدند ژورنالیسم مانند بومرنگ عمل می کند و اگر مهارت استفاده ی درست از آن را به کار نبریم می تواند درست مانند بومرنگ، دامن رسانه را بگیرد و او را نزد مخاطب بی اعتبار کند. نکته ای که روزنامه های حمله کننده به ابتکار و دولت یازدهم به آن توجه نمی کنند.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.30896s, 19q