درس نانوشته زندگی

ناگفته‌های معلم جوانی که برای نجات یک دانش آموز به دل رودخانه خروشان زد

۱۳۹۴/۰۲/۲۷ - ۱۵:۰۶ - کد خبر: 148139

سلامت نیوز:نجات جان دانش آموز 8 ساله از میان آب خروشان رودخانه گاماسیاب منطقه سراب نهاوند بزرگترین درس ایثار و فداکاری خانم معلمی بود که با به خطر انداختن جان خود آن را به همه آموخت.فاطمه مولوی، معلم دبستان شهید ثانی روستای تکه وقتی در اردوی دانش آموزی متوجه سقوط دختر 8 ساله‌ای به داخل آب شد سراسیمه به آب زد و او را از مرگ نجات داد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه ایران،با نجات این دانش آموز، رودخانه خروشان خانم معلم را با خود برد و پس از برخورد سر او با تخته سنگی در حالی که بیهوش شده بود پیکرش توسط مرد رهگذری از آب بیرون کشیده شد.


او که از 18 سال قبل با شوق وارد حرفه معلمی شد ابتدا در نهضت سواد آموزی مشغول تدریس شد و پس از آن تدریس در روستاهای محروم نهاوند را برای ادامه کار انتخاب کرد. فداکاری فاطمه مولوی که این روزها روند درمان خود را سپری می‌کند درس بزرگی برای دانش آموزان است و همه آنها برای سلامتی خانم معلم دعا می‌کنند.


فاطمه مولوی در گفت‌و‌گو با ما از لحظه‌ای که برای نجات آتنا زرینی دانش آموز کلاس دوم داخل رودخانه پرید این‌گونه می‌گوید: از کودکی علاقه زیادی به معلمی داشتم و به همین دلیل معلمان مدرسه‌ام را خیلی دوست داشتم. همین علاقه باعث شد تا بعد از پایان تحصیلات متوسطه معلمی را انتخاب کنم و بعد از فارغ التحصیلی برای تدریس روستای سردرود را انتخاب کردم.


وی ادامه داد دیدن کودکان روستایی که از بسیاری امکانات محروم هستند ولی با شوق فراوان در کلاس درس حاضر می‌شوند انگیزه ام را برای ادامه راه بیشتر کرد و تصمیم گرفتم تا تدریس در روستاهای محروم را انتخاب کنم.
به این ترتیب در روستاهای زیادی تدریس کردم تا اینکه یک سال قبل برای تدریس به مدرسه شهید ثانی روستای تکه منتقل شدم. همیشه گفته‌های برادر شهیدم محمد مولوی را که در عملیات مرصاد شهید شد الگوی زندگی ام قرار می‌دهم. او می‌گفت باید برای اعتلای نام ایران و کمک به مردم مناطق محروم تلاش کنیم.


روستای تکه یکی از روستاهای بسیار محروم است به طوری که مدرسه این روستا حصار ندارد. هر روز مسیر نهاوند تا روستا را به شوق دیدن دانش آموزان طی می‌کنم.
وی ادامه داد: پایه اول و چهارم را تدریس می‌کنم و 20 دانش آموز دارم که 8 نفر از آنها دختر و 12 نفر آنها نیز پسر هستند. البته 10 دانش آموز من در پایه اول و 10 دانش آموز دیگر در پایه چهارم درس می‌خوانند.


وی در مورد چگونگی نجات جان یکی از دانش آموزان اظهار کرد: مدت‌ها بود که مسئولان مدرسه تصمیم داشتند تا دانش آموزان مدرسه را به اردو ببرند. روز یکشنبه 80 دانش آموز مدرسه که در پایه‌های ابتدایی تحصیل می‌کنند به منطقه توریستی سراب گاماسیاب رفتند. از آنجا که در این منطقه رودخانه گاماسیاب قرار دارد دانش آموزان پایه اول کلاسم را به این اردو نبردم و فقط 10 دانش آموز پایه چهارم را بردم. دختر بزرگم پریسا را که دانش آموز کلاس دوم است با خود به اردو برده بودم. حامد و هومن دوقلوهای سه ساله ام نیز در خانه بودند. ساعت 10 صبح بود که تعدادی از بچه‌ها برای شستن دست و صورت به دستشویی مجاور رودخانه رفتند و من هم برای مراقبت از آنها همراهشان رفتم. از آنها خواستم که نزدیک رودخانه نروند. بعد از چند لحظه ناگهان صدای جیغ یکی از دختران دانش آموز را شنیدم. هراسان خود را کنار رودخانه رساندم.


آتنا که دانش آموز پایه دوم است داخل رودخانه افتاده بود و با التماس از من می‌خواست تا او را نجات بدهم. دستپاچه شده بودم، سعی کردم با گرفتن روسری اش او را از آب بیرون بکشم اما روسری از سر آتنا باز شد و او زیر آب رفت. در آن لحظه حس مادرانه اجازه نداد بی‌تفاوت باشم. احساس کردم دخترم پریسا نیاز به کمک دارد. از خدا خواستم که کمکم کند و گفتم خدایا سه فرزندم را به تو می‌سپارم. به من توان بده تا این دختر را نجات دهم.


با وجود آنکه شنا بلد نیستم خود را به آب زدم و در یک لحظه او را بغل گرفتم و با دستم او را از زیر آب خارج کردم. در آن لحظه نگهبان اداره منابع طبیعی گاماسیاب به کمک ما آمد و آتنا را از دست من گرفت. به دلیل بارش شدید باران نیمه شب ، رودخانه خروشان شده بود به همین علت نتوانستم خود را نجات دهم. تنها چیزی که به خاطر دارم این است که آب با سرعت مرا به تخته سنگی کوبید و بیهوش شدم.


این معلم فداکار ادامه داد: بعد از اینکه بیهوش شدم یکی از اهالی الشتر به نام یاسر علیمرادی که شنا بلد بود خود را به رودخانه‌انداخت و مرا نجات داد. همکارانم می‌گویند وقتی از آب بیرون کشیده شدم همه دانش آموزان و دخترم گریه می‌کردند. با ماساژ قلبی و تنفس دهان به دهان خوشبختانه از مرگ نجات پیدا کردم و توسط امدادگران اورژانس به بیمارستان نهاوند منتقل شدم. وقتی به هوش آمدم ابتدا سراغ آتنا را گرفتم و وقتی متوجه شدم او زنده است خدا را شکر کردم. بعد از ترخیص از بیمارستان آتنا به همراه خانواده اش به ملاقاتم آمدند و دیدن او بهترین لحظه زندگی ام بود.
فاطمه مولوی با بیان اینکه اگر صد بار دیگر در این موقعیت قرار گیرد برای نجات دانش آموزش از جان خود خواهد گذشت گفت: همه دانش آموزان مانند فرزندان ما هستند و در آن لحظه به چیزی به جز نجات آتنا فکر نمی‌کردم.


همه معلمان دلسوز هستند و مطمئن هستم اگر آنها نیز در این موقعیت قرار گیرند برای نجات دانش آموزخود درنگ نخواهند کرد.
وی درباره بهترین کادوهایی که در روز معلم گرفته است گفت:‌بهترین هدیه برای من دیدن دانش آموزان قدیمی است. وقتی می‌بینم که در دانشگاه تحصیل می‌کنند و یا در کار و زندگی موفق هستند از ته قلب خوشحال می‌شوم. با توجه به محروم بودن این مناطق دانش آموزان روستایی روز معلم با گل و یا کشیدن نقاشی روز معلم را تبریک می‌گویند و این بهترین هدایایی است که از آنها می‌گیرم.


نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.2736s, 18q