کاظم فروتن از لزوم توجه ويژه به موضوع سلامت جنسي مي‌گويد

مسئولان با سلامت جنسي به دور از تعصب غلط برخورد کنند

۱۳۹۴/۰۳/۰۲ - ۱۵:۱۸ - کد خبر: 148941
مسئولان با سلامت جنسي به دور از تعصب غلط برخورد کنند

سلامت نیوز: باورش اين بود که جامعه پزشکي هنوز نمي‌داند که مشکلات جنسي با سين نوشته مي‌شود يا صاد مي‌گويد. آنقدر جامعه پزشکي با اصول اوليه رابطه جنسي بيگانه است که حتي توانايي ندارد يک شرح حال عادي از بيمار بگيرد. وقت صرف نکردن پزشکان براي بيماري که براي محرمانه‌ترين مشکل خود به پزشک مراجعه کرده موجب مي‌شود که همه افراد قبل از روان‌درماني وارد سيکل معيوب درمان شوند که شايد سالها به طول بيانجامد و در برابر مشکل فرد را حل نکند.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه سپید، تنها کاري که بسياري از پزشکان انجام مي‌دهند اين است که بيمار را با کيسه‌اي از دارو بدرقه مي‌کنند. اين سخنان بخشي از مصاحبه سيد کاظم فروتن رئيس کلينيک سلامت جنسي است. ضرورت توجه بيشتر به کلينيک سلامت جنسي موجب شد تا پرونده‌اي به اين موضوع اختصاص يابد. در اين پرونده ضمن مصاحبه با فروتن گزارش ميداني از کلينيک هم تهيه شده است که در ذيل مي‌خوانيد.


اين سوال براي من در بدو ورود به اين کلينيک مطرح شد که چرا کلينيک سلامت جنسي بايد راه‌اندازي شود؟

داستان راه‌اندازي اين کلينيک به زماني بازمي‌گردد که من به عنوان يک اورولوژيست تخصص گرفته و دردانشگاه شاهد مشغول به کار شدم. اين دغدغه براي من بسيار جدي شد که به صورت تخصصي مي‌توان روي کدام حوزه کارکرد؟ اولويت من براي کارتخصصي دريک حوزه، اين بود که کمتر کاري در کشور در اين حوزه انجام شده باشد. از سوي ديگر به تخصص من مرتبط باشد و از همه مهم‌تر اينکه از يک جنبه ارزشي نسبت به نظام و انقلاب برخوردار باشد و فقط از منظرپزشکي واجد اهميت نباشد. در نهايت به اين جمع‌بندي رسيدم که بحث سلامت جنسي موضوعي است با اين سه ويژگي. مسائل جنسي موضوعي بود که به‌طور جامع روي آن کار تخصصي صورت نگرفته بود و به علت تاثير بسيار مهم آن در استحکام خانواده موجب مي‌شد به‌عنوان يک موضوع ارزشي و ملي و اعتقادي محسوب شود. به همين دليل اين کلينيک در سال 80-79 در دانشگاه شاهد تاسيس شد تا به صورت تخصصي با کمک همکاراني از اعضاي هيئت علمي رشته‌هاي ارولوژي، روانپزشکي، روانشناسي و زنان مسائل سلامت زناشويي را بررسي و درمان کند.

بعد از راه‌اندازي اين کلينيک نوع نگرش شما به مسائل جنسي تغيير کرد؟

بله. بعد ازگذشت مدت زماني نگرش من نسبت به مسائل جنسي کاملا متحول شد که اين نگرش تا قبل ازآن وجود نداشت. زماني که پزشک عمومي شدم هيچ اطلاعاتي در مورد مسائل جنسي به ما آموزش داده نمي‌شد. وضعيت به گونه‌اي بود که اطلاعات ما دراين حوزه چيزي درحد صفر بود. در دوره تخصص هم اين وضعيت تا حدودي ادامه يافت. در بيمارستان آموزشي ما، موارد خاص اورولوژي از نقاط مختلف کشور ارجاع مي‌شدند. به همين دليل تمامي همکاران مسائل جنسي را ساده‌ترين مورد پزشکي ارزيابي مي‌کردند. به محض اينکه بيماري با اين مشخصات مراجعه مي‌کرد بسياري از دوستان احساس مي‌کردند که مورد سبکي به آنها رسيده است و با يک قرص و يا آمپول که براي وي تجويز مي‌کرديم سراغ بيمار بعدي مي‌رفتيم. تا زماني که به عنوان متخصص اورولوژي در دانشگاه شاهد مشغول به خدمت شدم. تجربه کاري به من ثابت کرد که پيش‌داوري‌ها غلط بوده و مسائل جنسي نه تنها ساده نيست بلکه در بسياري از موارد پيچيده است.

شما به کدام بخش توجه نکرده بوديد؟

در ويزيت‌هاي اوليه شرح حال خوبي از بيمار در حيطه مسائل جنسي گرفته نمي‌شد و صرفا به شنيدن شکايت بيمار و پرسش دو سه سئوال پيرامون آن اکتفا مي‌شد، درحالي‌که چنين مراجعه‌کنندگاني نيازمند گرفتن شرح حال کاملي هستند. با اين حال پس از مدتي عليرغم اخذ شرح حال نسبتا کامل، احساس مي‌کردم بازهم جواب کافي نمي‌گيريم.

اين موارد قبل از راه‌اندازي کلينيک بود؟

تقريبا همزمان بود. به هرحال هيچ فردي به ما روش درست بررسي و درمان در اين حوزه را ياد نداده بود. البته در کشور هم فردي که با ديدگاه اسلامي، روانشناختي و پزشکي بخواهد در اين زمينه فعال باشد، وجود نداشت. بعد از مدتي اين نتيجه بدست آمد که غيراز شرح حال گرفتن از بيمار بايد بيمار را کنار همسرش ويزيت کرد زيرا موضوع اختلالات جنسي در حوزه خانواده کلا دو طرفه بوده و با حضور يک نفر مشکل حل نمي‌شود. پس از مدتي متوجه شديم در ويزيت بيماران اثرات متقابل نيازهاي جنسي زن و مرد بايد توامان مورد توجه قرار بگيرد. امکان دارد مرد مشکل داشته باشد و خانم دچار سردي‌هايي باشد و تا زماني که خانم درمان نشود نمي‌توان همسرش را درمان کرد. به عبارت ديگر زن را بايد در پروسه درماني خود قرار داد و تنها به پروسه شرح حال گرفتن اکتفا نکرد. بعد از مدتي متوجه شديم که باز هم نتيجه خوبي از
درمان هايمان گرفته نمي‌شود. بررسي زيادي صورت گرفت تا اينکه مشخص شد که مسائل جنسي تنها رابطه جنسي نيست. به عبارت ديگر اختلالات جنسي تنها به دستگاه تناسلي خلاصه نمي‌شود. اين بحث با مسائل عاطفي به خصوص در زن درهم تنيده است. اگر گفتمان زوجين و تعامل آنها با يکديگر و درک تفاوت هاي زن و مرد مورد توجه قرار نگيرد، نمي‌توان مشکلات جنسي را در يک زوج حل کرد. اين دستاورد موجب شد تا افق جديدي پيش‌روي ما گشوده شود و شاهد تاثير عميق اقدامات درماني خود در برقراري استحکام خانواده شديم.

به نظر شما پزشکان ما چقدر اين نگرش را دارند؟

به نظر من پزشکان ما در حيطه مسائل جنسي عموما اطلاعاتي محدود و تک بعدي دارند. حساسيت موضوع را چنين توضيح مي‌دهم که اگر فردي از نتايج درمان‌هاي انجام شده براي بيماري‌هاي جسماني خود پس از مراجعه به يک پزشک نتيجه نگيرد به پزشک ديگري مراجعه مي‌کند تا بالاخره بيماري خود را درمان کند، او مشکل خود را به راحتي با پزشکان در ميان مي‌گذارد و حتي از آشنايان خود مشورت براي معرفي درمانگري ماهر مشورت مي‌خواهد، اما اين موضوع در اختلالات جنسي صادق نيست. به هرحال فرد بيمار به اين مشکلات مبتلا است، بعد از مدتها حاضر مي‌شود تا به پزشک مراجعه کند. از طرفي دغدغه‌هاي ما با توجه به اينکه حوزه بحث رفتار جنسي و زناشويي در کانون خانواده مورد نظر است نه افراد مجرد ،اهميت مضاعفي پيدا مي‌کند زيرا برعکس بيماري‌هاي جسماني پزشکي که يک نفر را بايد درمان کنيم در سلامت جنسي بايد به دو نفر که زن و شوهر هستند توجه کرد. اختلافات زناشويي ناشي از مسائل جنسي عمدتا زوج هاي کمتر از 50 سال را در بر مي‌گيرد هر چند مردان بالاتر از 50 سال نيز به علت ناتواني جنسي مراجعه مي‌کنند ولي اين موضوع کمتر موجب مشاجرات خانوادگي و اختلاف در زندگي زناشويي آنها مي‌شود. نکته ديگر اينکه افراد متاهل به سرعت به پزشک مراجعه نمي‌کنند و رفتن پيش پزشک را زماني انجام مي‌دهند که مدت زمان زيادي گذشته است و در اين تاخير درمان تنها وي آسيب نديده است بلکه همسرش هم از نظر عاطفي آسيب ديده است. موضوع سوم اينکه اگر درمانگر نتواند بيمار را درمان کند احتمال کمي وجود دارد که بيمار به پزشک ديگري مراجعه کند. در اين موارد احتمالا به‌علت افزايش مشکلات رفتاري در خانواده درمانگر بعدي ممکن است دادگاه خانواده باشد. به همين دليل، درمان اين بيماران بسيار حساس مي‌شود. اگر درمان مناسبي انجام نشود استحکام خانواده متزلزل شده که در نهايت آسيب‌هاي اجتماعي زيادي را مي تواند در برداشته باشد. بطور خلاصه بايد گفت مشکلات جنسي در بسياري از موارد جزو مسائل ساده و پيش پا افتاده‌اي نيستند که بخواهيم با تجويز يک قرص و آمپول به‌توان آنها را درمان کرد.

به نظر شما پزشکان اين حساسيت را دريافته‌اند؟

نه. اگر قرار است مشکلي درمان شود بايد ريشه‌هاي آن را جستجو کرد. يک پزشک در مواجه با شکستگي دست، با ديدن عکس راديولوژي کار درمان را آغاز مي‌کند، اما درصورتي‌که شما سردرد داشته باشيد، پزشک بايد عوامل مختلفي را بررسي کند. امکان دارد که فرد فشار خون داشته باشد که به صورت سردرد خود را نشان داده است. اگر بيمار فشار خون بالا داشته باشد پزشک تنها به دادن دارو اکتفا نمي‌کند. بلکه علت فشار خون بالا را بررسي مي‌کند و شايد متوجه شود که علت بالا رفتن فشار خون، ناراحتي کليه است. وقتي علت آسيب کليه بررسي مي‌شود ممکن است متوجه برگشت ادرار از مثانه به کليه شود. پزشکان در بررسي مشکلات پزشکي بيماران نگاه جامعي دارند. حتي اگر مردي بيماري مقاربتي عفوني داشته باشد، تنها بيمار را درمان نمي‌کنند، بلکه آموخته‌اند که بايد همسر وي هم درمان شود. پزشکان ما به‌خوبي مي‌دانند اگر همسر درمان نشود عليرغم بهبودي اوليه، مرد باز از همسرش که ناقل است بيماري را خواهد گرفت. در واقع هدف نهايي درمان که بهبودي مراجعه کننده است اتفاق نيفتاده است. حال اين سوال پيش مي‌آيد که چطور ما در بحث سر درد و فشار خون و بيماري مقاربتي اين حساسيت را درک کرده‌ايم که خود را فقط به شکايت ظاهري بيمار محدود نکنيم، اما چرا حاضر نيستيم در مشکل جنسي اين موضوع را به رسميت بشناسيم؟

حالا چرا در اين مورد ديد جامعي وجود ندارد و به طرف مقابل کمتر توجه مي‌شود؟

در دوران آموزش پزشکي عمومي، دانشجوي پزشکي نگرش جامع به بيماريها و علائم و روش‌هاي تشخيصي و درماني آنها را فرا مي‌گيرد. او ياد مي‌گيرد که تظاهرات يک بيماري ممکن است به اشکال مختلف خود را نشان دهد. او ياد مي‌گيرد که در برخورد با بيمار تب دار، صرفا با دادن يک داروي تب بر، تب بيمار را نبايد کاهش داد بلکه علت تب را نيز بايد بررسي و بيماري را به‌طور
ريشه‌اي درمان کرد و تب گاهي علامت خوبي براي ارزيابي تاثير درمان‌هاي اصلي است. حال در دوره تخصص، بيماري‌ها به صورت تخصصي‌تر و در دوره فوق‌تخصصي با نگاه عميق‌تر بررسي مي‌شوند. به عبارت ديگر در آموزش پزشکي ما تفکر داشتن نگرش جامع به بيماري‌ها و سلامت انسان را آموخته‌ايم و در نهايت به فوق تخصص يک موضوع رسيده‌ايم در حالي که در اختلالات جنسي از ابتدا سراغ فوق تخصص رفته‌ايم، به همين دليل امکان ندارد که ديد جامعي وجود داشته باشد. وقتي پزشکي دوره مسائل جنسي عمومي را نگذرانده است و روابط متقابل زن و شوهر را نمي‌داند و درک روانشناسي از رابطه زن و مرد ندارد چطور مي‌تواند مشکلات زن و مرد را حل کند؟ اين پزشک به صورت طبيعي نمي‌تواند روند درمان را به سمت جلو ببرد و بيشتر علامتي درمان مي‌کند. بنابراين لازم است که مسائل جنسي به پزشکان عمومي واجد شرايط طي دوره‌اي خاص آموزش داده شود.

ارزيابي شما اين است که آموزش پزشکي در اين زمينه بايد تجديد نظر شود؟

صد درصد. همانطور که قبلا گفته شد آموزش‌هاي ما در زمينه مسئله مهم اختلالات جنسي بسيار مقدماتي و اوليه و تک بعدي است. بنده چند نکته‌اي را که جامعه پزشکي بايد به آن توجه کافي داشته باشند اشاره مي‌کنم. نکته اول اين است که پزشکان بايد يک شرح حال خوب از بيمار بگيرند. اگر پزشکي فرصت ندارد که نزديک به نيم ساعت با بيمار و همسرش صحبت کند بهتر است دست به قلم نبرده و داروهاي جنسي براي بيمار تجويز نکند زيرا با اين کار، زمان از دست رفته و امکان دارد که زوجي به دليل تشخيص اشتباه و يا درمان ناقص کارشان به طلاق کشيده شود. هدف پزشک نبايد فقط ايجاد توانايي جنسي در مرد براي انجام رابطه باشد بلکه موضوع بايد ريشه‌اي مورد توجه قرار گيرد. به عنوان مثال اگر پزشک بخواهد زود انزالي مردي را درمان کند بايد به همسرش هم توجه کافي داشته باشد. وقتي زن و شوهري براي درمان ناتواني جنسي مرد و سرد شدن رابطه زناشويي به پزشک مراجعه مي‌کنند بايد ابتدا تلاش کرد تا قلب اين دو کنار هم آورده شود و زن و شوهر باهم صميمي شوند و سردي ها کاهش يابد و سپس و يا همزمان به درمان بيماري اقدام کرد. هر چند ممکن است توانسته باشيم با تجويز دو سه قلم دارو جسم آنها را موقتاً کنار هم آورده باشيم ولي قلب هاي آنان هنوز هزاران کيلومتر با هم فاصله دارد. گاهي ممکن است که شما کار درمان دارويي را آغاز کنيد اما زن از برقراري رابطه تنفر دارد در اين‌صورت اين دو، زودتر کارشان به جدايي کشيده مي‌شود. پزشکان بايد براي اين بيماران وقت بگذارند. اين وقت گذاشتن تنها وقت مطبي نيست بلکه بايد مطالعات خود را در اين حوزه گسترش دهند. به همين دليل توصيه ما به پزشکان اين است که نه تنها دست به قلم نشوند بلکه قلم خود را براي گرفتن شرح حال جامع و کامل زمين بگذارند. پزشکان در اين حوزه نبايد بلافاصله دست به قلم شده و آزمايش نوشته و يا دارو تجويز کنند و اگر ويزيت چنين مراجعه کنندگاني براي ديگر بيماران حاضر در مطب مشکلاتي ايجاد کند مي‌توانند وقتي خارج از وقت عادي مطب را به اين بيماران اختصاص دهند. نکته ديگر اين است که اختلالات جنسي صد درصد ارگانيک يا عضوي وجود ندارد. بطور کلي اختلالات جنسي يا صد درصد رواني است و يا اينکه عضوي بوده و درصدي از عوامل رواني نيز به آن اضافه شده است.


چطور اين نتيجه‌گيري را کرديد؟

اختلالات جنسي در افراد متاهل بيماري نيست که تنها با خود فرد ارتباط داشته باشد. مسائل جنسي در ارتباط با فرد ديگري به نام همسر شکل مي گيرد. در اين موارد اين نگراني هميشه وجود دارد که مبادا فرد در کنار همسر نتواند به وظايف همسري خود عمل کند. اين نگراني حتي به ميزان يک درصد مي‌تواند در عملکرد عضوي او تاثير بگذارد. به عبارت ديگر اختلالات جنسي افراد زير 50 سال حتما منشا رواني دارد تا خلاف آن ثابت شود. يعني ممکن است تظاهر بيماري جسماني باشد ولي عامل ايجاد کننده از يک موضوع رواني نظير اضطراب منشا گرفته باشد، اما در افراد بالاي 50 سال درصد بيماري عضوي به دليل ابتلا به بيماري هايي نظير ديابت، فشار خون و بيماريهاي عمومي بدن ناشي از سالمندي افزايش مي يابد. متاسفانه پزشکان در بسياري از موارد به دليل توجه بيش از حد به مسائل عضوي به اين نکته حساس توجه کافي نمي‌کنند. گاهي يک درصد ناديده گرفته شده روند درمان را به‌طور جدي تحت تاثير قرار مي‌دهد. پزشک نبايد بگويد که هدف من فقط ايجاد نعوظ کافي در مرد يا کاهش سرعت انزال در او است. بلکه هدف را بايد ايجاد يک رابطه لذت‌بخش و آرامش دهنده بداند. در روند درمان مرد را بايد در کنار زن بررسي، کرد زيرا زن به دليل مدت ها تحمل ناتواني جنسي يا سرعت انزال شوهرش دچار مشکلات ثانويه از جمله سردمزاجي شده است و عدم توجه به اين موضوع درمان پزشک را با مشکل مواجه مي‌سازد. به همين دليل درمانگران در اين حوزه بايد ديد جامعي داشته باشند و هميشه به ابعاد جسماني و رواني بيمار و همسرش در زمينه مسائل زناشويي توجه کافي داشته باشند. اگر پزشکي توانايي درمان دارد بايد خود وارد شود و درصورت فقدان توانايي بايد از افراد با تجربه ديگر کمک و مشورت بگيرد تا مشکل زناشويي زوج برطرف شود.

شما به تفاوت‌هاي موجود در بين زن و مرد اشاره کرديد. اين ارزيابي شما چه نکته‌اي را مدنظر قرار مي‌دهد؟

مردها جنبه جسماني بسيار قوي رفتارهاي جنسي را مورد توجه قرار مي‌دهند. اما اين مورد در زن صادق نيست. زنان بايد بتوانند قبل از برقراري رابطه جنسي، با همسرشان رابطه عاطفي قوي داشته باشند. فقط در صورت تامين نيازهاي عاطفي زن از سوي مرد است که بدن زن توانايي پذيرش رابطه با او را خواهد داشت. بيش از 90 درصد زنان ما که سرد مزاج هستند پس از بررسي ها مشخص مي‌شود که مشکل از همسرشان است. به عبارت ديگر در بسياري از موارد سرد مزاجي زنان ريشه در عدم درک متقابل از سوي همسرشان دارد. در اين موارد متاسفانه مشاهده مي شود که تنها زنان ارزيابي مي‌شوند و شوهران آنها در مسير رفتاردرماني قرار نمي گيرند. نتيجه درمان غلط سردمزاجي زنان به‌خصوص با استفاده از انواع پمادها و داروهاي موضعي موجب افسردگي و بهانه گير شدن بيشتر آنان مي شود. بايد اشاره کنم درصد مواردي که زنان به دليل مشکل جسماني سرد مزاج هستند، بسيار کم است که البته تشخيص اين موارد مختصر برعهده متخصصين حاذق است.

هرچند شما بر جنبه رواني تاکيد داريد، اما بسياري از پزشکان تنها به جنبه دادن دارو اکتفا مي‌کند در اين مورد چه نظري داريد؟

بسياري از پزشکان به محض اثر نکردن يک دارو؛ به داروهاي خوراکي يا تزريقي ديگر رو مي‌آورند و گاهي استفاده از برخي تجهيزات را براي حل مشکل جنسي زوج پيشنهاد مي‌دهند. متاسفانه بسياري از پزشکان در درمان اختلالات زناشويي مسير غلطي را طي مي‌کنند. درمان زوج مبتلا به اختلالات جنسي زواياي پيچيده و پنهان فراواني دارد که در يک شرح حال دو دقيقه‌اي بدست نمي‌آيد.

چه نقايصي در تکنيک‌هاي تشخيصي وجود دارد که پزشک در روند درمان دچار مشکل مي‌شود؟

در بسياري از موارد پزشکان محترم از روش‌هاي راديولوژي و آزمايشگاهي و تست‌هاي پاراکلينيکي براي تشخيص کمک مي‌گيرند. باور من اين است که تعداد مواردي که پس از يک شرح حال جامع و کامل نياز به اين تست‌ها دارد بسيار نادر است. در حال حاضراين تست‌ها به صورت گسترده استفاده مي‌شوند. در بسياري از موارد جواب‌ها غلط بوده و بر همان اساس درمان غلط نيز انجام مي‌شود. به‌عنوان مثال اگر پزشکان براي بررسي ناتواني جنسي سونوگرافي داپلر مي‌نويسند، بسياري از اين افراد هنگام انجام تست به دليل تزريقي که در آلت آنها انجام مي‌شود، به شدت دچار اضطراب مي شوند و در نتيجه پاسخ بدست آمده در فردي که در ظاهر مشکل دارد، ولي در واقع سالم است در اثر اضطراب 180 درجه تغيير مي‌کند و مشکل نارسايي عروقي براي مرد مطرح مي شود. پاسخي که گاهي سرنوشت زندگي زناشويي يک مرد را کاملا تغيير مي دهد. حال اگر پزشک از بيمار شرح حال خوبي بگيرد، متوجه مي‌شود که توانمندي جنسي او در چه وضعيتي است. بسياري از اين افراد مي گويند که من نعوظ صبحگاهي خوبي دارم، اما کنار همسرم اين نعوظ از بين مي‌رود. اين موضوع نشان مي‌دهد که اين فرد قطعا سالم است هرچند نتيجه آزمايش چيز ديگري را بگويد. در بسياري از موارد افراد با روان درماني و زوج درماني مشکلشان حل مي‌شود. ما در کلينيک سلامت خانواده دانشگاه، شاهد مراجعه افراد فراواني بوده‌ايم که پس از گرفتن شرح حال کامل، متوجه شديم که به هيچ يک از آزمايشات و يا اقدامات راديولوژيک و يا حتي درمان‌هاي دارويي نياز نداشته‌اند و با کمک تيم تخصصي خود اين افراد را درمان کرده‌ايم. توصيه ديگر اين است که پزشکان محترم اگر در روند درماني يک زوج موفقيت نداشتند، نبايد به آنها پيشنهاد جدايي بدهند بلکه از متخصصين ديگر در حوزه روانشناسي حتما مشورت بگيرند. بنده معتقدم که بسياري از اين مشکلات به راحتي قابل درمان است. خانم‌هايي وجود دارند که سال‌ها بعد از ازدواج باکره بوده و چون درمان‌هاي معمول براي رفع ناتواني جنسي مرد جواب نداده، پزشک به آنها پيشنهاد جدايي داده است. متاسفانه در اين موارد بسياري از دادگاه‌ها اين نظريه را ملاک قرار مي‌دهند و حکم طلاق صادر مي‌کنند. در حاليکه باور ما اين است که هر مردي که ناتوايي جنسي دارد و همسرش باکره است اين مشکلات نيز با اقدامات درماني به‌خوبي قابل حل است و چنين زوجي نبايد نگران آينده زندگي زناشويي خود باشند. پرونده‌هاي درماني ما در کلينيک سلامت خانواده شاهد اين ادعا مي‌باشد.

آيا شما براي افزايش سطح آگاهي جامعه تخصصي کشور همايش علمي هم داشته‌ايد؟

بله، ما تا کنون پنج کنگره ملي با عنوان خانواده و سلامت جنسي در کشور برگزار کرده‌ايم که به موضوع سلامت جنسي از ابعاد پزشکي، روانپزشکي، روانشناسي، تربيتي، اجتماعي، فقه و حقوق
پرداخته‌‌ ايم. کنگره ششم خانواده و سلامت جنسي به‌اميد خدا قرار است در دي ماه 1394 توسط انجمن علمي سلامت خانواده ايران برگزار شود.

به نظر شما بايد چه‌کار کرد تا اين مشکل حل شود؟

اولين قدم اين است که روزنامه سپيد به صورت جدي يک بار هم شده، وارد ميدان شود تا با پيگيري‌هاي خود بتواند زمينه حل مشکل را فراهم سازد. به نظر من مسئولان بايد با اين موضوع برخوردي عالمانه و شجاعانه و بدور از تعصب‌هاي غلط داشته باشند. لازم است که پزشکان متخصصي تربيت شوند، تا در اين حوزه مهارت کافي داشته باشند در حاليکه هيچ‌يک از متخصصان ما در حال حاضر از جمله روانپزشکان، ارولوژيست‌ها، متخصصين زنان و روانشناسان به گونه‌اي آموزش نديده‌اند که بتوانند اين مشکلات را به‌طور جامع و با توجه به فرهنگ اسلامي کشورمان بررسي و درمان کنند. من تعجب مي‌کنم که چرا در کنار رشته‌هاي فراواني که حتي برخي از آنها در اولويت نيازهاي کشور نيستند، به اين موضوع به‌عنوان يک رشته علمي کم توجهي مي‌شود. علي‌رغم اينکه مسئولان اول نظام، بر روي تربيت پزشک اين کار تاکيد دارند ولي هنوز وزارتخانه‌هايي همچون وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکي و نيز وزارت علوم تحقيقات و فناوري براي راه‌اندازي اين رشته زمينه‌هاي لازم را فراهم نکرده‌اند. ما در جلسه شوراي اسلامي دانشگاه‌ها و مراکز آموزشي شوراي عالي انقلاب فرهنگي اين موضوع را مطرح کرديم که با استقبال و تاييد اعضاي شورا مواجه شد و موضوع را با نظر مثبت براي وزارتخانه‌هاي بهداشت و علوم ارسال کردند. مشکلات جنسي به گونه‌اي است که يک پزشک عمومي که دوره تخصصي ويژه اختلالات جنسي را گذرانده باشد، مي‌تواند با جامع نگري علمي خود حدود 90-80 درصد آن‌را حل کند و10 تا 20 درصد باقيمانده ممکن است نياز به درمان‌هاي تخصصي‌تر در حوزه‌هاي اورولوژي، روانپزشکي، زنان و يا روانشناسي داشته باشد که بيمار به آنها ارجاع مي‌شود. به هر حال اگر قرار شود که مشکل تشخيص ودرمان اين‌گونه بيماران در کشور حل شود بايد پزشک متخصص اين کار تربيت شود تا بتواند محرمانه‌ترين موضوع بين زن و شوهرها را درمان کند.

به نظر سر فصل دروس پزشکي هم بايد تغيير کند؟

بحث اصلي ما اين است که بعد از فارغ التحصيلي يک پزشک عمومي، براي افراد واجد شرايط بايد دوره تخصصي ويژه اين موضوع طراحي شود. متاسفانه مکررا شاهد بوده‌ايم که برخي از پزشکان نااگاه توصيه‌هاي غلطي به بيماران بعنوان راهکارهاي درماني داشته‌اند. کما اينکه به مردان با کاهش ميل جنسي پيشنهاد مي‌دهند که فلان فيلم جنسي را تماشا کنيد تا ميل جنسي‌‌تان زياد شود. من شاهد زندگي هاي فراواني بوده‌ام که با انجام چنين توصيه‌هايي زندگي خانوادگي آنها به شدت متزلزل شده و حتي برخي کارشان به طلاق هم کشيده شده است. درمانگران اختلالات جنسي در هيچ رده تخصصي مجاز نيستند که افراد را تشويق کنيد تا اين فيلم‌ها را ببينند. مفسده فيلم جنسي بسيار بيشتر از نفعي است که فرد عايدش مي‌شـود (که از نظر اينجانب هيچ نفعي جز فراهم کردن زمينه فساد و از هم پاشيدگي خانواده ندارد) مثل اينکه به شما توصيه شود که يک غذاي بسيار مقوي ولي سمي بخوريد. معلوم است اگر چنين دستوري را اجرا کنيد هنوز اثر تقويتي غذا ظاهر نشده است شما فوت کرده‌ايد.

پيشنهاد راه‌اندازي اين رشته را داديد؟

بله. با کمک همکارانمان در کلينيک سلامت‌خانواده دانشگاه شاهد و پس از مشورت‌هاي لازم با افراد صاحب نظر به‌خصوص از حوزه علميه قم، سرفصل‌هاي اين رشته را تنظيم کرده و به طور کامل ارائه کرده ايم. متاسفانه اين پيشنهاد در وزارت‌خانه هاي ذي‌ربط با موانعي روبرو شده است. من اميدوارم که اين مشکل با پيگيري شما حل شود.

نظر شما در مورد کلينيک‌هاي سلامت خانواده چيست؟

نکته مهمي که در ادامه اين مباحث بايد به آن اشاره کرد، اين است که بيماران مبتلا به اختلالات جنسي بايد به کجا مراجعه کنند؟ واقعا مردم بايد کجا بروند که حداقل متخصصان آن مطالعاتي در اين حوزه داشته باشند. به نظر من بايد در هر استان و زير نظر دانشگاه علوم پزشکي آن استان کلينيکي تحت عنوان کلينيک سلامت خانواده راه‌اندازي شود. اين کلينيک‌ها بايد مرجعي امن و مطمئن براي حضور افراد نيازمند باشند و در اين کلينيک‌ها متخصصاني مومن و عالم به مسائل جنسي مشکلات زوجين را بررسي و درمان کنند. در ضمن مراکز قضايي استان نيز مي‌توانند از خدمات مشاوره‌اي اين کلينيک‌ها در تصميم‌گيري‌هاي حقوقي خود استفاده کنند.

بحث کلينيک خانواده در هر استان هم با مانع براي فعاليت مواجه شده است؟

از سال 82 تا کنون اين بحث مطرح شده است. نزديک به 12 سال از مطرح کردن اين موضوع در وزارت بهداشت گذشته است. با‌توجه به اينکه آيين نامه پيشنهادي اين موضوع هم تنظيم شده است، اما هنوز اين آيين‌نامه به تصويب نهايي نرسيده است. حال اين سوال مطرح مي‌شود که چرا کلينيک سالمندي و اطفال و طب سنتي و نظاير آن تصويب مي‌شود، اما هنوز نمي‌توان کلينيک‌هاي سلامت خانواده را بطور مستقل در دانشگاه‌هاي علوم پزشکي کشور راه‌اندازي کرد؟ و اين سوال براي بنده هميشه مطرح بوده است که در حوزه سلامت خانواده چه زماني مي‌خواهيم از سخنراني‌هاي زيبا و نوشته هاي روي کاغذ خارج شويم و تصميمات عملياتي بگيريم.

در شبکه‌هاي تلويزيوني ماهواره‌اي و اينترنت مشاهده مي‌شود که مرتب تبليغاتي در مورد مکمل‌هاي جنسي چند کاره صورت مي‌گيرد اين داروها از نظر علمي تاييد شده‌اند؟

بيشتر افرادي که اين تبليغات را انجام مي‌دهند افرادي سودجو هستند که به منافع مالي خود فکر مي‌کنند. اين افراد، متخصص تبليغات فريبکارانه با ظاهري دلسوزانه هستند. همه آنها مي‌گويند، ما مي‌خواهيم لذت جواني را به زندگي شما برگردانيم. در اين شرکت ها درگام اول با تبليغات خود، نيازي را در مردم ايجاد مي‌کنند. براي داروهايي که تبليغات وسيع در آن صورت مي‌گيرد اثراتي را ذکر مي‌کنند که بيشتر به معجزه شبيه است ولي اسامي اين داروها در کتب معتبر علمي دنيا يافت نمي‌شود، اين افراد کار رسانه‌اي قوي انجام مي‌د‌هند تا ثابت کنند اين دارو همه مشکلات جنسي را حل مي‌کند. در اين ميان نبايد حتي فريب ژورنال علمي را خورد. امکان دارد پولي به يک ژورنال علمي هم بدهند تا مقاله آنها را منتشر کند. متاسفانه در کشور هم هيچ دستگاهي مسئوليت برخورد با چنين شرکت هايي را بر عهده نمي‌گيرد. به عنوان مثال يکي از اين داروهاي جنسي که در سطح گسترده‌اي تبليغات خود را در اکثر داروخانه هاي کشور انجام مي داد، در بروشورهاي خود نوشته بود که اين دارو به تاييد فلان دانشگاه علوم پزشکي هم رسيده و مقاله آن هم منتشر شده است. در متن تحقيق آمده بود که اين دارو در 40 درصد مواقع موجب بهبود سرعت انزال در آقايان مي‌شود. حتي نوشته شده بود، اگر به جاي يک کپسول، دو کپسول خورده شود اثر آن بيشتر مي‌شود که اين موضوع جز فريب مردم هيچ پايه علمي ندارد. اين دارو متاسفانه مجوز وزارت بهداشت هم داشت. طبيعي است با اين اوصاف، مردم به اين تبليغات بسنده ‌کنند و دارو را با قيمت گزاف تهيه کنند. اما من نام دانشگاه و مقاله را پيدا کردم که متاسفانه در ژورنال انگليسي آن دانشگاه چاپ شده بود. در اين مقاله آمده بود که اين دارو موجب شد تا 40 درصد از افراد سرعت انزالشان بهتر شود ولي در ادامه نوشته بود، 40 درصد افرادي که از دارونما نيز استفاده کرده بودند هم بهبود يافتند. اين نتايج نشان مي‌دهد که دارو هيچ اثري در درمان نداشته است، بلکه اثرات درماني آن تلقيني کاملا بوده است. هر چند اين نکته در مقاله آمده بود اما شرکت سازنده، با زيرکي قسمت دوم مطلب را حذف کرده بود، و توانسته بود با اين کار سود زيادي نصيب خود کند. ما به مردم توصيه مي‌کنيم، سلامت خود را در اختيار افراد ماهواره اي و داروهاي تبليغاتي قرار ندهند و با مراجعه به متخصصان آگاه نظر آنها را در مورد چنين داروهايي جويا شوند.

اما اين دارو مجوز وزارت بهداشت داشته است؟

اتفاقا يکي از مشکلات ما مجوزهاي وزارت بهداشت است. وزارتخانه به راحتي در حوزه داروهاي مکمل غذايي مجوز مي‌دهد، اما بعد اين موضوع را بررسي نمي‌کند که اين شرکت‌ها چگونه رفتار مي‌کنند وچه تبليغاتي را زير پوشش مکمل غذايي انجام مي‌دهند. دوستان ما در وزارت بهداشت اين نکته را به فراموشي سپرده اند که عوارض دارو تنها تاثيرات خوني يا جسماني آنها نيست. گاهي تبليغات غلط يک دارو، خانواده‌اي را متلاشي مي‌کند که بالاتر از عوارض جسماني و فردي است. به هرحال بسياري از مکمل‌هاي دارويي ادعا مي‌کنند که داروي آنها به نوعي توانمندي جنسي افراد را افزايش داده يا روند انزال را بهبود مي‌بخشند. انتظار ما اين است که جلوي اين تبليغات گرفته شود. گاهي اين تبليغات به گونه‌اي انجام مي‌شود که گويي 99 درصد از افراد با استفاده از اين دارو و يا تجهيزات مشکلشان حل مي‌شود. بنده معتقدم براي کاهش طلاق در کشور بايد مشاوره قبل از ازدواج اجباري شود، زيرا کشور بايد تاوان آسيب‌هاي اجتماعي ناشي از طلاق و نيز فرزندان طلاق را بپردازد، ضروري است در اسرع وقت آيين نامه تاسيس کلينيک‌هاي سلامت خانواده در وزارت بهداشت تصويب و ابلاغ شود، معتقدم رشته تخصصي خانواده در زمينه اختلالات جنسي زوجين در وزارت بهداشت به تصويب برسد و در دانشگاه‌هايي که شرايط راه‌اندازي آن را دارند مجوز، جذب دانشجو داده شود.


مشکلات زوجين در رابطه جنسي

اعظم السادات موسوي/متخصص زنان و زايمان

رابطه جنسي امر جدايي ناپذير زندگي زناشويي است. با وجود اين تعدادي از زنان و مردان متاهل دچار مشکلاتي در اين حوزه مي‌شوند که ناچارند تا به پزشک مراجعه ‌کنند. بسياري از زنان براي برقراري رابطه جنسي مشکل ارگانيک و فيزيکي خاصي ندارند. عدم موفقيت در ايجاد رابطه جنسي بيشتر دلايل رواني دارد که موجب اسپاسم عضلات کف لگن مي‌شود. به همين دليل عمل مقاربت در بسياري از موارد دردناک مي‌شود. در چنين شرايطي افراد به کوچکترين تماسي واکنش نشان داده و حالت دفاعي مي‌گيرند. اين واکنش دفاعي موجب اسپاسم مي‌شود که رابطه جنسي را بسيار سخت و دردناک مي‌کند. حالت دفاعي گرفتن بيشتر ريشه رواني دارد که موجب مي‌شود تا فرد فرصتي را براي رابطه جنسي فراهم نکند. اين افراد امکان دارد که در اولين رابطه جنسي خاطره ناخوشايندي داشته باشند يا اينکه افسانه‌ها آنها را نگران کرده باشد. وجود اين ريشه‌هاي رواني موجب مي‌شود که عملکرد بدني اين افراد هنگام ايجاد رابطه جنسي دچار اخلال شود.

شايد عده‌اي تصور کنند که اين افراد چندان اجتماعي نيستند، اما واقعيت اين است که برخي از اين افراد بسيار اجتماعي هستند با وجود اين، در امر رابطه جنسي موفق نمي‌شوند. در شرايطي که فرد از نظرجسمي شرايط خوبي دارد و علت زنانگي مانع ايجاد رابطه نمي‌شود. بايد راهکارهاي ديگر را دنبال کرد. يکي از اين روش‌ها اين است که فرد تحت آموزش‌هاي جنسي قرار بگيرد. اگر اين روش بي‌نتيجه ماند، در غير اينصورت بايد با روانشناساني که در زمينه امور جنسي کار کردند، مشورت شود. روان درماني در بسياري از موارد مشکلات اين دوستان را حل مي‌کند. به هرحال ريشه‌هاي رواني موجب مي‌شود تا فرد از نظر جسمي شرايط مساعدي براي ايجاد رابطه نداشته باشد.

در صورت اجرايي کردن اين روش‌ها مي‌توان از داروهاي ضد اسپاسم کمک گرفت. اين داروها عضلات را براي مدت زماني کوتاه فلج مي‌کند و در نهايت موجب مي‌شود تا فرد نتواند رفلکس داشته باشد. اگر اين مراحل طي شود، مي‌توان به جرات گفت که ديگر مشکلي وجود ندارد و کار بيمار به جراحي نمي‌کشد. با تزريق اين دارو مي‌توان بدن را براي ايجاد رابطه جنسي آماده کرد. اگر به کارگيري اين شرايط جواب نداد، مي‌توان گزينه‌هاي ديگررا بررسي کرد. در برخي از خانم‌ها مشکل ناهنجاري مختصر در ديواره رحم وجود دارد يا اينکه پرده بکارت از ضخامت زيادي برخوردار است. در چنين شرايطي بايد هرچه زودتر اين مشکل را برطرف کرد تا زندگي فرد دچار مشکل نشود. به هرحال ناکامي در ايجاد رابطه جنسي تمام زندگي فرد را تحت تاثير قرار داده و امکان دارد که زندگي فرد را بحراني کند.

وجود اختلالات جسماني زياد شايع نيست، اما به هرحال چندان کم هم نيست.شما نبايد تصورکنيد که همه اين اختلالات رواني است. به همين دليل من توصيه مي‌کنم که همه افراد ابتدا وضعيت جسماني خود را رصد کنند و زماني که از طبيعي بودن ساختار بدنشان اطمينان پيدا کردند، در صورت بروز مشکل در ايجاد رابطه جنسي؛ مي‌توانند به روانشناس مراجعه کنند. به همين دليل ما به زوجين توصيه مي‌کنيم که در ابتداي تشکيل زندگي به يک متخصص مراجعه کنند تا خيالشان از نظر ساختار فيزيولوژيک راحت شود. در گام بعد بايد آموزش روابط جنسي ببينند، بسياري از افراد متاهل نسبت به اصول اين رابطه ناآگاه هستند و اين ناآگاهي موجب عدم موفقيت آنها مي‌شود. بدتر اينکه بسياري عنصر ايجاد عاطفه و توجه به وضعيت روحي را ناديده مي‌گيرند، در اين شرايط زنان از ايجاد رابطه چندان استقبال نمي‌کنند. به هرحال رابطه جنسي بايد در يک بستر عاطفي قوي شکل بگيرد که تحقق اين مهم نيازمند درک بهتر يکديگر است. درصورتي که شرايط به صورت همه جانبه فراهم شد،زوجين مي‌توانند رابطه جنسي برقرار کنند. در غير اينصورت با وجود برخورداري از بدن سالم نمي‌توانند با يکديگر رابطه برقرار کنند. به همين دليل بايد براي رفع مشکل به تمام عوامل تاثيرگذار توجه کرد.

گــزارش

يک روز با مراجعان کلينيک سلامت جنسي

در لابه لاي ‌درختان سر به فلک کشيده در خيابان ايتاليا تابلويي‌کوچک خودنمايي ‌مي‌کند. تابلويي‌که عنوان سلامت جنسي ‌در آن درج شده است. حک شدن همين عبارت کافي‌است تا مشخص شود که کارکرد اين کلينيک چيست؟ ساختمان قديمي ‌کلينيک ساختماني‌است که خيلي ‌زود حس اطمينان و اعتماد را به افرادي مي‌دهد که با ترس و نگراني‌و دلهره پا به آنجا گذاشته‌اند.اين استرس در بين مراجعان آنقدر قوي ‌است که بسياري‌ حاضر نيستند که تابوي ‌موجود را بشکنند و بدون نگراني‌ در آنجا حضور يابند. شايد همين انگاره‌ها موجب شده که دو برادر مراجعه کننده، موضوع رفت و آمد خود را از يکديگر پنهان کنند. موضوعي‌که سيد کاظم فروتن، رئيس کلينيک آن را به آرامي‌بيان مي‌کند تا نشان دهد که راه‌اندازي‌ اين کلينيک با چه دشواري‌هايي‌روبرو بوده است. وجود اين تابوها کار گزارش ميداني ‌را بسيار سخت کرد به گونه‌اي ‌که بسياري‌ از افراد مورد سوال نه تنها علت مراجعه را بيان نمي‌کردند، بلکه رفتار چندان خوشايندي‌هم نداشتند.

علي ‌36 ساله از جمله افرادي‌ بود که به سختي‌حاضر به مصاحبه شد. وي‌از جمله افرادي ‌بود که در حين مصاحبه خود با سپيد آرزو کرد اي‌ کاش 6 سال پيش به اين کلينيک مراجعه کرده بود. وي‌از دوراني‌سخن گفت که امکان ايجاد رابطه ‌با همسر خود را نداشته و به هر دري ‌زده بود تا بتواند زندگي‌اش را حفظ کند. علي‌ با بيان اينکه بسياري‌از پزشکان وي ‌را به موش آزمايشگاهي ‌تبديل کرده بودند، گفت: «شايد باور نکنيد من در اين مدت براي‌حفظ زندگي‌ هر کاري ‌کردم. زماني‌که از پزشکان نتيجه نگرفتم با وجود اينکه تحصيلکرده هستم به رمال و آينه‌بين هم متوسل شدم. تا پيش از آن هميشه افرادي‌ را که پيش اين افراد مي‌رفتند شماتت مي‌کردم اما باور نمي‌کردم که يک روز پيش فردي‌ بروم که بخواهد با رمالي‌ و آينه‌بيني ‌مشکل من را حل کند.» وي‌ در ادامه افزود: «در اين مدت همه کاري ‌کردم تا مبادا دختر مورد علاقه‌ام را از دست بدهم. همواره نگران بودم که شايد همسر باکره‌ام بخواهد از من جدا شود. هرشب با اين کابوس، از خواب مي‌پريدم و فرياد مي‌کشيدم.» علي ‌در حالي‌که آن دوران را دوره زندگي ‌جهنمي ‌ناميد، اظهار داشت: «يک روز به صورت اتفاقي ‌از خيابان ايتاليا رد مي‌شدم که تابلوي کلينيک سلامت جنسي جلب توجه کرد. ابتدا براي‌ورود به اين کلينيک ترس داشتم. حتي‌ده بار تصميم گرفتم وارد شوم، اما در نهايت پشيمان شد. با همسرم هم صحبت کردم. همسرم گفت که ما همه کاري ‌را انجام داديم خوب برو يک سر به اين کلينيک بزن؛ ضرري ‌ندارد.» وي‌ديماه 93 را نقطه تحول زندگي‌خود دانست وگفت: «در آن روز سرد وارد کلينيک شدم و در نهايت با يک روانشناس صحبت کردم. بعد از مدتي‌همسر من هم به جلسات دعوت شد. براي‌خودم هم قابل باور نبود که تمام مشکل ناتواني‌جنسي ‌من ريشه رواني‌ داشته است. زماني‌که به ياد مي‌آورم که قرار بود براي‌من پروتز کار گذاشته شود.در اين مدت من داروي‌ بسياري ‌استفاده کردم. وقتي‌اين خاطرات را مرور مي‌کنم، گريه‌ام مي‌گيرد.»

فاطمه 40 ساله از جمله افراد ‌ديگري‌است که با اکراه درخواست مصاحبه را پذيرفت. وي‌ که قرار است شش ماه ديگر مادر شود تمام سال‌هاي ‌از دست رفته را مانند فيلم سينمايي ‌بيان مي‌کند و مي‌گويد: «امروز اينجا آمده ام تا از مديران کلينيک تشکر کنم . البته يک دسته گل و شيريني ‌نمي‌تواند زحمات اين دوستان را جبران کند، اما اين حداقل کاري‌است که از دست من برمي‌آيد. من سال‌ها با اين مشکل زندگي ‌کردم. نزديک به 17 سال از زندگي‌ متاهلي ‌من گذشته بود، اما رابطه جنسي مناسب ‌را تجربه نکرده بودم تا اينکه يک متخصص زنان در شهر ياسوج اين کلينيک را در تهران به من معرفي‌ کرد.آن روزي‌که به همسرم موضوع کلينيک را گفتم با من برخورد بدي‌کرد و گفت که حاضر نيست ديگر به هيچ پزشکي ‌مراجعه کند چون ديگر از ما گذشته است و گفت مگر زنگوله پاي‌تابوت مي‌خواهم!» وي‌در ادامه افزود: «به هرحال نزديک به سه ماه با همسرم صحبت کردم که حاضر شد به تهران بيايد. زماني‌که به کلينيک مراجعه کردم با موضوع جالبي‌مواجه شدم، در تمام اين دوران من به دليل ترس و اضطراب فضايي‌را ايجاد کرده بودم که همسرم ناخودآگاه در آن فضا ناتوان مي‌شد، به همين دليل با وجود برداشتن پرده بکارت هم امکان ايجاد ارتباط فراهم نشده بود.»

فاطمه با بيان اينکه اگر زودتر باردار مي‌شد، الان فرزندش دبيرستاني‌بود، گفت: «من تصور نمي‌کردم که ترس دائمي‌ من از ايجاد رابطه جنسي ‌در نهايت موجب شد تا همسرم ناتوان شود. تا آن زمان تصور من اين بود که همسرم از نظر ساختار بدني ‌اشکال دارد و همه مشکل متوجه او است.به هرحال شش ماه درمان من در اين کلينيک طول کشيد تا اينکه باردار شدم.»

وي‌با بيان اينکه اگر مشکلش حل نمي‌شد، مجبور بود به اين زندگي‌سرد و بي‌روح ادامه دهد، تصريح کرد:«در تمام مدت درمان آرزو مي‌کردم که اي‌کاش اين کلينيک در مراکز استان راه‌اندازي‌ مي‌شد. به هرحال همه مانند من خوش شانس نيستند که پزشکي‌اين مرکز را به آنها معرفي‌کند. فارغ از اين بسياري ‌پول رفت و آمد ندارند و به همين دليل هرگز به اين مراکز مراجعه نمي‌کنند.»

داريوش از جمله افرادي‌است که تجربه سه بار خوابيدن تا صبح در کلينيک ناباروري ‌را دارد. وي‌ گفت:«خانواده من و همسرم هر دو در شهرستان هستند، زماني‌که قرار بود من در کلينيک بخوابم به صورت کاملا اتفاقي‌ خانواده همسرم به تهران آمدند. من و همسرم واقعا نمي‌دانستيم بايد چه کار کنيم. در نهايت با مشورت همسرم قرار شد. من تظاهر به کليه درد کنم تا همسرم مجبور شود من را به بيمارستان برساند. زماني‌که از درد به خود مي‌پيچيدم خانواده همسرم گفتند که بايد داريوش را به بيمارستان برسانيم، حتي‌پدر همسرم گفت که ما را مي‌رساند. همان زمان همسرم گفت که من خودم داريوش را به بيمارستان مي‌برم. وقتي‌از خانه خارج شديم همسرم من را کلينيک برد و خودش به خانه بازگشت و گفت که داريوش در بيمارستان لبافي‌نژاد بستري‌شده است.» اين مرد 38 ساله در ادامه افزود:«من باور نمي‌کردم که با يک نسخه بسيار ساده درمان شوم، اگر قرار بود با پول درمانم ماشين بخرم، حتما يک پژو 206 مي‌توانستم بخرم.»

شايد براي‌فردي‌که در جريان مشکلاتي‌مشابه قرار نگرفته باشد اين سوال مطرح شده باشد که چرا بايد چنين کلينيک‌هايي‌ راه‌اندازي‌ شود. مگر چه ضرورتي ‌وجود دارد که اين کلينيک‌ها گسترش يابند؟ اما مروري‌کوتاه به اخبار نشان مي‌دهد که نيمي‌از طلاق‌ها به دليل مشکلات جنسي ‌رخ مي‌دهد. در موارد بسيار نادري ‌افراد اين موضوع را به صراحت بيان مي‌کنند و در موارد شايع‌تري‌آن را در قالب عدم تفاهم و ... به نمايش مي‌گذارند. اگر اين کلينيک‌ها فعاليت خود را گسترش داده و از سوي‌ديگر در مقطع تخصص رشته سلامت جنسي‌تاسيس شود تا پزشکان کاردان در اين حوزه تربيت شوند. مي‌توان اميدوار بود که مشکلات جنسي به راحتي حل شود.حل اين مشکلات متضمن ورود شجاعانه وزارت بهداشت براي تاسيس رشته تخصصي سلامت جنسي از يک سو و راه‌اندازي اين کلينيک‌ها در سراسر کشور است. در اين صورت مي‌توان اميدوار بود که سلامت جنسي و تاثير آن بر روابط اجتماعي افراد بيش از پيش مورد توجه قرار بگيرد.


روان درماني را در حل مشکلات جنسي جدي بگيريد


ليلا حيدري نسب/عضو هيات علمي دانشگاه شاهد و عضو هيات مديره انجمن سلامت خانواده


بسياري از موارد مراجعه کننده به کلينيک افرادي هستند که دغدغه اصلي آنها مسائل و مشکلات جنسي نيست. امکان دارد که فرد به دليل نارضايتي از زندگي زناشويي به اين کلينيک مراجعه کرده باشد. اين افراد به مراکز ديگري هم مراجعه کردند، اما درمان نشدند. فرد به اين کلينيک مراجعه مي‌کند تا مشکل خود را حل کند، درحالي‌که مشکل اصلي را مسائلي به جز مشکلات جنسي مي‌داند. به عنوان مثال ممکن است فردي به خاطر مشکلات کلي زناشويي يا مشکلات جسماني به متخصص و پزشک مراجعه کرده باشد و تشخيص روانشناختي از جانب پزشک براي او تجويز نشده باشد. در چنين وضعيتي بيمار ممکن است با رنج خود زندگي کند يا موقتا حالش بهبود يابد، اما احساس نارضايتي و عدم آرامش ممکن است او را به سمت مراکز روانشناختي نظير کلينيک سلامت خانواده سوق دهد.

زماني که چنين افرادي تحت مشاوره با يک روانشناس قرار مي‌گيرند، مشخص مي‌شود که اين احساسات ناخوشايند که خود را به شکل مسائل جسماني يا بي‌قراري و افسردگي نشان داده است، از زماني شروع شده است که به رابطه جنسي او و همسرش آسيب وارد شده است. در بسياري از موارد نقش بيمار هم در تشخيص غلط موثر است . فرض کنيد که بيمار با همسرش مشکلات زيادي در حوزه روابط جنسي و روابط متقابل دارد، اما دليل مراجعه وي به کلينيک اين است که احساس بي‌حوصلگي يا بي انرژي بودن يا مشکلات جسماني نظير سردردهاي دائمي را تجربه کرده است. در اين موارد مهم‌ترين دليل براي تشخيص اشتباه اين است که بيمار احساس امنيت در برابر متخصص ندارد و البته با توجه به اين که مسائل جنسي از جمله مسائل خصوصي زندگي هر فرد است که ديگران تمايلي به مطرح کردن آن در نزد ديگران حتي پزشک يا روانشناس ندارند اين مسئله شايد طبيعي و پذيرفتني به نظر برسد. به همين دليل ارزيابي همه جانبه در درمان‌هاي روانشناختي مورد تاکيد است.

در درمان‌هاي روانشناختي نمي‌توان صرفا بر درمان‌هاي دارويي اتکا کرد .به عنوان مثال اگر در درمان اختلال واژينسموس صرفا با نگاهي جسماني مسئله را بررسي کنيم و نظير مواردي که داشته‌ايم به جراحي پرده بکارت بپردازيم ، گرچه انتظار داريم که بيمار ديگر اضطراب از نزديکي را نداشته باشد ، اما چون مسئله کاملا روانشناختي است و بيمار هراس و اضطراب از نزديکي و آسيب ديدن را دارد ، مشکل همچنان پابرجا مي‌ماند و درمان صورت نمي‌گيرد. مشکل اصلي به ذهن اين فرد بازمي‌گردد که توان ايجاد رابطه را از وي گرفته است. هرچند درمان‌هاي روانشناختي از ساير درمان‌ها وقت‌گيرتر است، اما در صورت تشخيص و درمان درست اين درمان‌ها پايدار مي‌مانند.

در گام نخست بايد بدانيم که مسئله جنسي در انسان صرفا يک موضوع زيستي نيست. اين رابطه، در انسان کاملا موضوعي روانشناسي است که اين بعد مي‌تواند ساير جنبه‌ها را تحت تاثير قرار بدهد. حتي در مواقعي که ما انتظار داريم که مثلا با معاينات دقيق پزشکي مسئله‌اي نظير مشکلات نعوظي را بررسي کنيم. ممکن است که نتيجه ما را شگفت زده کند و بيمار کاملا تحت تاثير شرايط رواني و ذهني خويش علي‌رغم سلامت جسماني، مشکل نعوظي را نشان دهد. نظير اين مورد فردي بود که به‌خاطر وجود اين مشکل با همسر خويش مراجعه کرده بود و در معاينات اورولوژي که از طريق تزريق به اجسام غاري انجام شده بود، تشخيص اختلال نعوظ را گرفته بود در‌حالي که پس از درمان‌هاي روانشناختي مشکل حل شد و روابط‌جنسي بهنجار دوباره برقرار شد. از اين رو دوباره تاکيد مي‌کنم که رابطه‌جنسي در انسان تنها بعد زيستي ندارد. امکان دارد که اين رابطه در سنين بالا و ابتلا به ديابت، ام اس برخي از مشکلات جسماني آسيب ببيند، اما گستره تاثيرات مشکلات جسمي بسيار اندک است. اگر مسير و آهنگ درماني درست باشد، امکان دارد که يک روانشناس باليني در جلسات محدودي مشکلي نظير واژينسموس را حل کند.

به‌هرحال «آگاهي بخشي» نقش بسيار مهمي را در حل اين مشکل ايفا مي‌کند. در مواردي شايد مردم خيلي از اين خدمات استقبال نکنند. فارغ از مسائل فرهنگي مشکلات زيادي همچون در دسترس نبودن متخصصان و تحت پوشش بيمه نبودن اين خدمات در اين عدم استقبال نقش‌دارد. اگر بيمار از مراجعات خود نتيجه بگيرد، علاوه بر اينکه درمان را جدي مي‌گيرد و آن را نيمه کاره رها نمي‌کند و ديگران را نيز در دريافت کمک از اين خدمات تشويق کرده و آنها را به اين مراکز معرفي مي‌کند. به نظر مي‌رسد و در اين زمينه بايد آگاهي کافي به افراد داد تا فرد بداند که جايي وجود دارد، مي‌تواند مشکل آنها را حل کند. بايد بدانيم که بي‌توجهي به مسائل رواني در ايجاد اختلالات از جمله اختلالات جنسي ، ناديده گرفتن علم و دانش نوين است و نمي‌توان بدون توجه به صدها مقالات علمي معتبر که به مسائل روانشناختي اختلالات جنسي توجه کرده است، صرفا به درمان‌هاي زيستي و دارويي پرداخت و اميدوار بود که بتوان اين اختلالات را درمان کرد و به خانواده ها در به دست آوردن آرامش و سلامت رواني زوجين کمک کرد.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
نظرات
سمیرا منظوری
خیلی ممنون از مطلبی که در سایت آورده بودید. ای کاش مسئولین مختصری از درد زوج هایی که مشکلات جنسی دارند لمس می کردند. زوجهایی که نمی دانند برای درمان صحیح مشکل خود باید چکار کنند درحالیکه درمانهای غلط زیادی برای آنها صورت گرفته است.
0.21903s, 20q