زندگی را به دوش می‌گیرند

۱۳۹۴/۰۳/۰۳ - ۱۰:۳۵ - کد خبر: 149042
زندگی را به دوش می‌گیرند

سلامت نیوز:

به گزارش سلامت نیوز، روزنامه جام جم نوشت: «من آن کسم که هر روز/ زندگی‌ام را می‌فروشم/ برای خرید نان فردا / امروز نیز باز، از خانه بیرون آمده‌ام/ آی زندگی، آی زندگی/ تا زندگی‌ام را بفروشم/ چه کنم که صاحب نان، خریدارش نیست...»

این تنها یک ترانه فولکلوریک و قدیمی کردی نیست! داستان زندگی واقعی است که هر روز در نوار مرزی ایران تکرار می شود، دوباره و دوباره. سایه مرگ گام به گام در تعقیب مردمان این سرزمین است؛ همین مردمان اما به غفلتی یا لغزشی، یا جان از کف می دهند یا یک قطعه از تن خود را؛ معلول می شوند و سربار. آنان سالیان درازی است که گذشته اند از مرز جان. اینجا مردمان را نمی توان به جوان و پیر تشخیص داد. چهره ها خسته است و تکیده. زن و کودک، مرد جوان و کهنسال، کمرها خمیده است. امروز قصه ما همان داستان تکراری «کولبر»هاست.

کرایه کولت چند؟!

«کولبران (حمل کنندگان) به کارگران مرزی گفته می شوند که برای کسب درآمد زندگی خود مجبور به حمل اجناس می شوند.» این را ویکی پدیا نوشته است. آنان چای، پارچه، تلویزیون، کریستال، مواد خوراکی و... را بر شانه های نحیف و تکیده خود می گذارند تا بدون گمرک از کوه بالا بروند و وارد کشور کنند. سخن ما نه از بزرگ قاچاقچیان است و نه از باندهای کوچک و بزرگ و هزار حرف بی ربط و باربط دیگر. کالا متعلق به افرادی است که با چند دقیقه و چند کلام تلفنی جنس جابه جا می کنند و از نوای پیامک موجودی حسابشان، تبسم می زنند، اما آن مرد 40 ساله نحیف و موی جوگندمی کولبر که بیشتر به بالای 60 ساله ها می ماند؛ برای یک پشته سنگین خود تنها و تنها چیزی حدود 50 هزار تومان مزد می گیرد. از سر رضایت نیست هیچ، تنها برای روشن ماندن اجاق خانه اش است که مباد اجاق سرد شود و رخسار طفلکانش زرد.

همین اندک دستمزد «از هیچ بهتر است.» این را دکتر خالد توکلی، جامعه شناس و پژوهشگر گفت.

تعداد زنان و مردان، کودکان و جوانان که کولبری می کنند کم نیست، آمار رسمی از آن نیز وجود ندارد. آنها در تمام نوار مرزی آذربایجان غربی، کردستان و کرمانشاه پراکنده و بیشتر هم اهل روستاهای مرزی هستند. به گفته توکلی، کولبرها در شهر بانه به دلیل فعال بودن مرز نسبت به جاهای دیگر فعال تر هستند. در کرمانشاه هم وجود دارند، اما نه به صورت گسترده.

ارزشمند یا غیرقانونی

دیگر بار باید پژوهش های خاک خورده را ورق زد یا این که برای تکمیل گزارش سراغ کارشناسی رفت و گفت وگو کرد ، تنها به این امید شاید دل کسی از سر مسئولیت بلرزد و فاصله زبان تا دست خود را کوتاه کند؛ کاری کنند شبیه همان اشتغالزایی.

براساس پژوهشی که «پریوش چراغی» پژوهشگر انجام داده است، در نواحی مرزی استان کردستان بویژه روستاهای مرزی شهرستان مریوان به دلیل شرایط طبیعی و ماهیت توسعه نیافته اقتصادی، قادر به عرضه ظرفیت های کافی برای اشتغال نیستند و در زمره مناطق منزوی به شمار می روند. ویژگی های اقتصادی و سیاسی این گونه مناطق ایجاب می کند که مساله نیروی انسانی و اشتغال از ماهیت و ویژگی فوق العاده ای برخوردار باشد و در سطح سیاستگذاری های ملی طرح موضوع شود. با این حال مناطق مرزنشین دارای فرصت های زیادی برای انجام عملیات زیرزمینی قاچاق هستند. این شیوه عمل از رایج ترین و دیرینه ترین اشتغالات مرسوم مناطق مرزی بوده و از جمله امتیازات این گونه مناطق به شمار می رود. توکلی مهم ترین عامل پدیده کولبری در منطقه را عامل «اقتصادی» عنوان می کند که عامل «جغرافیایی» هم در آن تاثیر زیادی دارد.

وی در ادامه می گوید: «به دلیل افزایش جمعیت روستایی و نبود کارخانه و زیرساخت های لازم برای اشتغال، بیکاری در منطقه زیاد است، به همین دلیل قاچاق چشمگیر است.»

این پژوهشگر با اشاره به گسترش پدیده کولبری در منطقه می گوید: در گذشته جوانان برای یافتن کار به جاهایی همچون کوره های آجرپزی یا کلانشهرها می رفتند، اما اکنون به دلیل روند رو به گسترش پدیده بیکاری و همچنین تحریم ها، از یافتن کار درمانده اند و به همین دلیل آنها به زادگاه خود بازمی گردند و از سر ناچاری به کاری همچون کولبری رو می آورند.

نکته ظریف اما نوع نگاه به قاچاق است، غیرقانونی یا شریف! توکلی به جنبه فرهنگی این مساله هم اشاره می کند: « تعریف بسیاری از مردم کردستان که کولبران نیز بخشی از آنها هستند از قاچاق تا حد زیادی با تعریف قانونی آن متفاوت است و درک و ذهنیت مشترکی در این زمینه وجود ندارد. از نظر ایشان صرفا خرید و فروش موادمخدر و مشروبات الکلی و کالاهای زیان آور برای فرد و جامعه یا غیرشرعی از مصادیق قاچاق به شمار می آید. به عبارت دیگر در میان بسیاری از مردم کردستان مشاغل را بر اساس حلال یا حرام بودن کالای مورد معامله و نه بر اساس نتیجه مطلوب یا نامطلوب آن برای نظام اقتصادی ارزش گذاری می کنند. به همین دلیل، قاچاقچیان موادمخدر و تا حدی مشروبات الکلی، افرادی منفور به شمار می آیند، در مقابل کولبران به عنوان افرادی شریف و زحمتکش که در پی کسب روزی و معیشت حلال هستند مورد تجلیل مردم هستند... به باور این گروه تنها خرید و فروش موادمخدر یا مشروبات الکلی قاچاق یا به عبارتی حرام محسوب می شود بنابراین حمل کالاهای معمولی نه تنها جرم نخواهد بود، بلکه به عنوان یک کار ارزشمند است...»

با این همه نباید از یاد برد که اینجا نه سخن از تاثیر کار غیرقانونی آنها بر صنایع داخلی است، که خود بسیار اهمیت دارد و نه تائید کار غیرقانونی. سخن از مرگ و زندگی است. داستان زندگی است.

رسمی و غیررسمی

10 تا 80 ساله! هیچ مهم نیست؛ جنسیت هم رنگی ندارد میان این کوه های سخت و سرد؛ مهم بلدی راه است و توان. می شود دیپلمه و لیسانسیه هم میانشان یافت حتی دانشجو. باید توشه برداشت و دل به کوه زد. باز آمدن یا نیامدن در این ملک دست تقدیر است. مین تنها بلای جانشان نیست سقوط از صخره و هزار دامگه دیگر باید از سر بگذرانند. در این کار حیرت آور اما لطایف الحیل فراوانی وجود دارد؛ «گروه های قاچاق که به صورت کاروانی مبادرت به این کار می کنند، کمتر مورد آسیب واقع می شوند، شاید بتوان به آنها لقب قاچاقچیان رسمی داد؛ کولبرها برای امنیت بیشتر باید وارد چنین گروه هایی شوند چون آنها راه را از چاه باز می شناسند» این را هم توکلی گفت. تاکنون راه های بسیار برای جلوگیری از کولبری آزموده شده است، گزینه های پیشنهادی بسیار هم هنوز روی میز است. این پدیده چه عوامل و ریشه هایی دارد؟ چه خسارت هایی در پی دارد و چرا برخی کولبر می شوند؟

توکلی با طرح این پرسش ها گفت: «یک راه حل ساده، اساسی و بی خطر، تاسیس بازارچه های مرزی است که به صورت قانونی در آن واردات و صادرات انجام شود و نظارت بر آن حاکم باشد» به همین سادگی آیا قصه کولبری ختم به خیر می شود؟ «خیر».

این جامعه شناس می گوید: «حتی در صورت تاسیس یا توسعه چنین بازراچه هایی باز برخی کالاهای ممنوعه که ورود آنها به صورت قانونی و از مبادی گمرکی میسر نیست، موجب تداوم پدیده کولبری با تمام مخاطرات آن می شود. البته بازارچه های مرزی برای جذب نیرو محدود هستند. از طرف دیگر ورود برخی از کالاها همچون تلویزیون بدون گمرک، بیشتر سودآور است.»

رفتن و نیامدن ...

این که بسیاری از آنها از سر ناچاری شانه های خود را زیر بار سنگین کالا ستون می کنند، شکی نیست. هیچ نهاد دولتی یا غیردولتی هم وجود ندارد که از کولبرها بویژه در مواقعی که آسیب می بینند حمایت کند. این قضیه به قول توکلی برای افرادی که در آن سوی مرز صدمه می بینند حادتر است. برخوردهای تند و نداشتن هر گونه حامی و پشتوانه امید را در دل این مردمان کمرنگ کرده است. «هرساله تعدادی از کارگران کولبر جان خودرا درمرزهای کردستان از دست می دهند» این را هم ویکی پدیا نوشته است.

مردمان مهربان این دیار هنوز از پس این همه سال نگاهشان دوخته به دست مسئولان تا باری را از شانه های بی رمقشان بردارند؛ نه صرفا از راه برخورد قانونی، بلکه با تدبیر و سیاست و سرمایه گذاری.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
2.17706s, 19q