در نشست علمی انجمن جامعه ‌شناسان ایران مطرح شد؛

زنان ایرانی رتبه یک خودسوزی در خاورمیانه

۱۳۹۴/۰۳/۰۶ - ۱۰:۲۰ - کد خبر: 149409
زنان ایرانی رتبه یک خودسوزی در خاورمیانه

سلامت نیوز: خودکشی‌هایی که در میان دانشجویان به خصوص دانشجویان دختر در شهرهای مختلف در چند دهه اخیر رخ داد و همچنین خودسوزی اخیر دانشجویی در دانشگاه آزاد شیراز سبب شد نشست علمی با موضوع «خودسوزی زنان متاثر از نظام پدرسالار یا فرودستی جنسیتی» توسط انجمن جامعه‌شناسی ایران با حضور استادان و دانشجویان در دانشکده علوم اجتماعی تهران برگزار شود.


به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه جهان صنعت ،در آغاز این نشست با مطرح شدن این سوال که «چه شرایطی در جامعه ایران مهیا شده که استعداد خودکشی را- به خصوص در دانشجویان به عنوان نسل آگاه- افزایش داده است؟» به وجود آنومی و ازهم‌گسیختگی فرهنگی در جامعه پرداخته و این سوالات مطرح شد که: «در جامعه‌ای که به آنومی دچار می‌شود، افراد به نابودی حیات خود دست می‌زنند اما چرا در کشور ما خودسوزی به عنوان یکی از راه‌های خودکشی در بین زنان ما اتفاق می‌افتد؟ آیا آنها روش دیگری بلد نیستند یا اینکه از این راه دردناک تلاش می‌کنند اعتراض خود را به گوش جامعه برسانند؟»


دکتر زهرا حضرتی، استاد جامعه‌شناسی با ارایه تعاریفی از خودکشی، انواع خودکشی را از نگاه دورکیم بیان کرد و گفت: «یکی از عوامل وقوع خودکشی، تحت تاثیر قرار دادن جامعه است. فردی که دست به خودسوزی می‌زند، اگر موفق شود، از دنیا می‌رود و اگر نه، چندین بار در زندگی خود مرگ را تجربه خواهد کرد. او از جامعه و خانواده طرد خواهد شد، برچسب خواهد خورد و بدون وجود مراقبت‌های ویژه رها خواهد شد.»


به گفته وی، نگاه پدرسالاری و پدرسری تنها در خانه وجود ندارد بلکه درگاه‌های مختلفی برای پیاده کردن نظام مردسالاری وجود دارد و این نگاه، نظام گسترده‌ای است که بر تمام دوره‌های تاریخی سایه افکنده و ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دارد.

حضرتی فرودستی جنسیتی را نکته دیگر بروز خودسوزی دانست و گفت: «فرودستی جنسیتی به لحاظ سابقه تاریخی از نظام طبقاتی قدمت بیشتری دارد و ریشه‌دار‌تر است. در جامعه شکارگر مردان از موقعیت برتری برخوردارند.


حضرتی فرودستی جنسیتی را نکته دیگر بروز خودسوزی دانست و گفت: «فرودستی جنسیتی به لحاظ سابقه تاریخی از نظام طبقاتی قدمت بیشتری دارد و ریشه‌دار‌تر است. در جامعه شکارگر مردان از موقعیت برتری برخوردارند. البته باید برای دو مفهوم تفکیک قائل شد؛ یکی جنس و دیگری جنسیت. جنس، تفاوت‌های بیولوژیکی مردان را از زنان متمایز می‌کند در حالی که در جنسیت انتظارات اجتماعی از زنان و مردان مطرح است؛ انتظاراتی که براساس آنها مرد و زن را در فرآیند جامعه‌پذیری تربیت می‌کند.»


وی خانواده، مدرسه، گروه‌های هم‌سن، رسانه‌های جمعی و محیط کار را به عنوان عوامل مهم و موثر در جامعه‌پذیری معرفی کرد و گفت: «دختر و پسر با قرار گرفتن در این فرآیند، نگاه خاص جنسیتی پیدا می‌کنند که می‌شود از این نگاه‌ها با عنوان کلیشه‌های جنسیتی یاد کرد. در واقع باورهای القاشده به افراد باعث می‌شود که اگر دختر باشند، بیاموزند که مهربان باشند، صدایشان را بلند نکنند و خشمگین نباشند و این تربیت درباره پسر‌ها به شکل دیگری اعمال می‌شود. این کلیشه‌ها بر ظاهر افراد، نقش‌ها و روابط اجتماعی افراد تاثیر می‌گذارد و آنها را به سمت مشاغل خاص سوق می‌دهد.»


به گفته وی، این کلیشه‌ها مدام در جامعه بازتولید می‌شود و فرد با نقش‌ها، جایگاه‌ها و نگاه‌های فرودستی جنسیتی مواجه می‌شود، مشاغل زنانه و مردانه می‌شود و در نهایت مردان احساس فرادستی و زنان احساس فرودستی جنسیتی می‌کنند.

حضرتی سپس عوامل منجر به خودسوزی در زنان را برشمرد و گفت: «عدم آگاهی یا پایین بودن سطح آگاهی زنان، ازدواج اجباری یا پیش از موعد، فقر، تجاوزات جنسی و مشکلات روانی منجر به خودسوزی می‌شود و در یک دسته‌بندی می‌توان این عوامل را سطح عوامل فردی، اجتماعی، اقتصادی و حتی مذهبی برشمرد.»


حضرتی سپس عوامل منجر به خودسوزی در زنان را برشمرد و گفت: «عدم آگاهی یا پایین بودن سطح آگاهی زنان، ازدواج اجباری یا پیش از موعد، فقر، تجاوزات جنسی و مشکلات روانی منجر به خودسوزی می‌شود و در یک دسته‌بندی می‌توان این عوامل را سطح عوامل فردی، اجتماعی، اقتصادی و حتی مذهبی برشمرد.»


وی افزود: «خودسوزی از یکسری الگوهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی تبعیت می‌کند. در واقع پدیده اجتماعی پیچیده‌ای است که نمی‌توان عامل مشخصی را برای آن نام برد. ممکن است در گروه‌های اجتماعی مختلف، نگاه‌های مختلفی به این پدیده وجود داشته باشد. برای نمونه زنان بیوه در یکی از فرقه‌های دینی هندوستان، همراه با جسد همسر خود سوزانده می‌شوند یا اینکه ممکن است نگاهی سیاسی وجود داشته باشد به طوری که جمعی از فعالان سیاسی برای اعتراض دست به خودسوزی بزنند یا حتی اعتراضی جنسیتی باشد و تعدادی از زنان با توجه به نگاه فرودستی جنسیتی این عمل را انجام دهند.»


حضرتی سپس یادآور شد: «بیشتر خودسوزی‌ها در آسیا و خاورمیانه اتفاق می‌افتد در حالی که در جوامع غربی به این شکل نیست و تنها در مواردی نادر رخ می‌دهد. یکی دیگر از دلایل وقوع این پدیده تغییرات اجتماعی بسیار سریع است که در آن، جامعه با پس‌افتادگی مواجه می‌شود. ما در بعد مادی فرهنگ رشد داشته‌ایم اما در بعد غیرمادی آن نه. در ظواهر زندگی رشد خوبی داشته‌ایم اما آیا تفکرات ما هم دچار تغییر شده یا اینکه هنوز تفکرات چند قرن پیش را با خود یدک می‌کشیم؟»


وی با بیان اینکه میزان خودکشی در خاورمیانه و شرق آسیا از مناطق دیگر بسیار بیشتر از بیان آماری است، گفت: «40 درصد از علل این خودکشی‌ها به خودسوزی تعلق دارد و این رقم نگران‌کننده است. اگرچه در کشورهای توسعه‌یافته میزان خودکشی بالاست و ایران در این میان رتبه 39 را به خود اختصاص داده اما خودکشی زنان ایران در خاورمیانه رتبه اول را دارد و همچنین ایران، سومین کشوری است که آمار خودکشی در آن به سرعت در حال افزایش است.»
این استاد جامعه‌شناسی خودسوزی‌هایی که در استان‌های ایلام، کردستان، خوزستان و چهار‌محال‌وبختیاری رخ می‌دهد، یادآور شد و گفت: «خودکشی تا مدت‌ها در جوامع ایلیاتی رخ می‌داد یعنی جایی که ساختار آن مردسالاری بود اما امروز چه شده است که این پدیده در جوامع شهری و میان قشر تحصیلکرده رخ می‌دهد؟ افرادی که به خودسوزی دست می‌زنند، به طور معمول سطح تحصیلات پایینی دارند اما چرا حالا دانشجو این روش را برای حذف خود انتخاب می‌کند؟»


آمار دقیقی از خودسوزی زنان موجود نیست
حضرتی با بیان اینکه از نگاه دین خودکشی حرام عنوان شده و آیه 29 سوره نسا نیز به این مساله اشاره کرده است و فردی که دست به خودکشی می‌زند به گناه کبیره دست زده است، ادامه داد: «همه افراد در طول زندگی خود دچار ناکامی می‌شود و احساس تنهایی خواهند کرد. این ناکامی‌ها به عاملی نیاز دارد که فرد بتواند مهارت‌های لازم را برای مبارزه با این ناکامی‌ها کسب کند.»

به گفته وی، آمارهای سال 92 نسبت به سال 91 نشان می‌دهد که میزان خودکشی 11 درصد افزایش داشته است که البته درباره خودسوزی آمار خیلی دقیقی وجود ندارد چرا که خانواده‌ها میلی به اطلاع‌رسانی در این رابطه ندارند، مگر اینکه به مرگ منتهی شود.


به گفته وی، آمارهای سال 92 نسبت به سال 91 نشان می‌دهد که میزان خودکشی 11 درصد افزایش داشته است که البته درباره خودسوزی آمار خیلی دقیقی وجود ندارد چرا که خانواده‌ها میلی به اطلاع‌رسانی در این رابطه ندارند، مگر اینکه به مرگ منتهی شود.


وی به بیان بحث نظری خودکشی و نگاه نظریه‌پردازان مختلف به این پدیده پرداخت و یادآور شد: «نمونه تجربی این پدیده مطالعه تفسیری پدیده خودسوزی در بین زنان اقدام‌کننده به خودسوزی در شهر شیروان ایلام، یکی از دانشجویان است. در این تحقیق که از پاییز 89 تا خرداد 91 به طول انجامیده، روی 52 نفر مطالعه صورت گرفته است. در نمونه‌های این تحقیق از یک دختر 11 ساله تا یک پیرزن وجود داشته که دست به خودسوزی زده است. براساس این تحقیق 53 درصد افراد متاهل دست به خودکشی زده‌اند که از این میان 33 درصد مجرد و 14 درصد مطلقه هستند. همچنین 60 درصد از این افراد زیر دیپلم بوده‌اند. در نتیجه این تحقیق عنوان شده است که وابستگی زنان به مردان، ساختار مردسالاری حاکم در جامعه و غیرفعال بودن زنان در عرصه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی از عوامل بروز خودکشی در افراد بوده است.»


حضرتی ادامه داد: «ایلام بیشترین میزان خودکشی را دارد اما چراخودکشی به شهرها کشیده می‌شود و افراد تحصیلکرده به این کار اقدام می‌کنند؟ آیا تاسیس خانه‌های سلامت، راه‌اندازی خط بحران، مراکز مشاوره خانوادگی و اورژانس اجتماعی توانست جلوی خودسوزی را بگیرد؟ مساله این است که خیلی از این برنامه‌ها در حد طرح یا کاری نمادین بوده در نتیجه کاری از پیش نبرده است.»


نیاز به پژوهش دقیق درباره خودسوزی
در ادامه دکتر عالیه شکربیگی، استاد دانشگاه و عضو انجمن جامعه‌شناسان ایران با بیان اینکه بررسی دقیق روی خودکشی دانشجوی شیرازی باعث شد آمارهای خودکشی در سال‌های پیشین نمایان شود، گفت: «ممکن است یک دلیل خودکشی، نداشتن توانمندی در مقابله با مشکلات باشد اما جامعه‌پذیری دختران و پسران ما چگونه باید باشد که بتواند کمک کند که این افراد با بحران‌های زندگی خود مقابله کنند؟»

شکربیگی ادامه داد: «بنا به دلایل زیاد در نظام مردسالاری زندگی می‌کنیم که آمار خودکشی هم در آن منتشر نمی‌شود و حتی رسانه‌های ملی به درستی به آن نمی‌پردازند و راهکاری ارایه نمی‌کنند. در این شرایط وظیفه جامعه‌شناسان این است که این مسایل را موشکافی کنند.»


شکربیگی ادامه داد: «بنا به دلایل زیاد در نظام مردسالاری زندگی می‌کنیم که آمار خودکشی هم در آن منتشر نمی‌شود و حتی رسانه‌های ملی به درستی به آن نمی‌پردازند و راهکاری ارایه نمی‌کنند. در این شرایط وظیفه جامعه‌شناسان این است که این مسایل را موشکافی کنند.»


دکتر محمد‌باقر تاج‌الدین، عضو هیات علمی و استاد دانشگاه تهران مرکزی و عضو انجمن جامعه‌شناسان ایران در ادامه با بیان اینکه درباره موضوعی که پژوهش‌های عمیق و جدی درباره آن صورت گرفته، نمی‌توان اظهار نظر محکمی داشت، گفت: «یکی از گرفتاری‌های اصلی ما این است که با مدرنیته عجول و سریع مواجهیم که بی‌تدبیر وارد زندگی‌مان شده است. ریشه‌های مدرنیته که عقلانیت، خردورزی و دانش است، به زندگی ما وارد نشده و تنها از میوه‌های آن یعنی برق و تکنولوژی بهره برده‌ایم و این درست نیست.»


تاج‌الدین ادامه داد: «ما آمادگی ورود به این اجتماع را نداشتیم. بر اثر همین مدرنیته نارس با شهرنشینی ناقص‌الخلقه و ناهمگون مواجه شدیم. اما اتفاق دیگری نیز افتاد و ما با خلاء‌های اجتماعی مواجه شدیم. عنصر سومی که باید شکل می‌دادیم که نام آن قانون، جامعه مدنی و سازمان‌های حمایتی است در این میان کم است.»


وی معتقد است: «در اثر خلاء اجتماعی است که فرد دچار تنهایی اجتماعی شده و بی‌یاور و بی‌پناه می‌ماند در حالی که سیستم درست این حفره‌ها و خلا‌ءها را پر و تلاش می‌کند دو نسل و دو گروه صدای یکدیگر را بشنوند. در واقع گروه سوم مددکار اجتماعی، وزارت رفاه یا چیزی است که کمک می‌کند این خلاء پر شود. در این شرایط باید بتوانیم بخش سوم که جامعه مدنی و سازمان‌های حمایتی است را فعال کنیم.»
وی به ارایه راهکار پرداخت و گفت: «در واقع راهکار چیزی نیست جز تقویت بخش سوم، در جایی که خانواده‌ها چه سنتی و چه مدرن و دولت هم به دلایل مختلف- از جمله نبودن ساختار لازم- توانمندی و پاسخگویی لازم را ندارد. باید دولت بخش مدنی را یاری کند یعنی به انجمن‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد و غیردولتی بودجه بدهد تا آنها این ساختار را درست کنند و با پر کردن این خلاءها از مشکلات بکاهند.»

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
نظرات
ارفع کازر
امان از آه مظلوم، وای به حال کسی که مظلوم را به این جا بکشاند، عاقبتش بدتر است.
0.69333s, 20q