گزارشي از اورژانس بيمارستاني در مرکز پايتخت

از اخراج بيمار تصادفي تا نداشتن متخصص مقيم

۱۳۹۴/۰۳/۱۸ - ۱۱:۲۳ - کد خبر: 150681
از اخراج بيمار تصادفي تا نداشتن متخصص مقيم

سلامت نیوز: به نظر مي‌رسد که بسياري از بيمارستان‌هاي تخصصي با توجه به بيماران بدحال خود فراموش کرده‌اند که بايد متخصص مقيم و جراح داشته باشند تا در شرايط حاد و اورژانسي مجبور به بيرون کردن بيماراورژانسي نشوند. از سوي ديگر اين نکته را بايد مدنظر قرار داد که اصل تلاش براي حفظ جان بيمار يک اصل انسان‌دوستانه است که در برخي از اورژانس‌ها چندان جدي گرفته نمي‌شود.

به گزارش سلامت نیوز، روزنامه سپید، نوشت: نخستين ساعت روز نيمه شعبان با حضوري غير منتظره در اورژانس يک بيمارستان گره خورد. حضوري غير منتظره که خود سوژه يک گزارش شد و ضرب المثل خياط در کوزه افتاد را به تصوير کشيد. يک اتفاق ساده موجب شد که بيمارستان تخصصي* ارتوپدي پايتخت ميزبان ما شود. بيمارستاني که با توجه به آسيب وارد شده به انگشت پا انتخاب شد تا حداقل در فرصت باقي مانده، يک متخصص در شب نيمه شعبان و درست زماني که بسياري از متخصصان و پزشکان عازم سفر شده بودند، بتواند بيمار را ويزيت کند. در بدو ورود به اورژانس بيمارستان تعداد زيادي بيمار دست و پا شکسته جلب توجه مي‌کرد که هريک در انتظار ويزيت يک متخصص بودند.

گويي همه به اميد اينکه يک متخصص ارتوپد در نيمه‌شب آنها را ويزيت کند به اين بيمارستان آمده بودند. ديگر مسافت معناي خود را از دست داده بود. فرقي نمي‌کرد که بيمار کودک باشد يا سالمند. از کودک شش ماهي که دچار شکستگي استخوان ران شده بود تا مردي شصت ساله که به دليل افتادن موتور روي دست دچار شکستگي در سه ناحيه شده بود تا زني اهل پاکدشت که انگشت پايش آسيب ديده بود، همه به اورژانس آمده بودند.

جمعيت زياد بيماران حاضر در سالن قرار بود تنها توسط يک متخصص ويزيت شوند. تعداد بيماران آنقدر زياد بود که پزشک مجبور مي‌شد تا در مدت زماني کوتاه و کمتر از سه دقيقه بيمار را ويزيت کند. ويزيتي که کمتر به معاينه همراه مي‌شد و پزشک مبناي تصميم‌گيري خود را عکس قرار مي‌داد.

در تابلوي اعلانات ، نام يک دو جين متخصص آمده بود و در نهايت اسم يک متخصص ارتوپد به عنوان متخصص مقيم ذکر شده بود. اميد تمام بيماران اين بود که انتظار چند ساعته در نهايت بستر رضايتمندي آنها را فراهم کند. انتظار بيماران در يک اورژانس شلوغ همچون تمام بيمارستان‌ها در نهايت به سرآمد و بيماران ويزيت شدند نکته عجيب اين بود که پزشک ويزيت کننده برخلاف اطلاع‌رساني بيمارستان، يک متخصص طب اورژانس بود که بعد از ديدن عکس بيمار در حالي که نگاهي به ساعت خود مي‌انداخت در انديکاتور بيمار، وي را به متخصص ارتوپدي ارجاع مي‌داد که قرار بود فردا صبح ساعت نه در بيمارستان حضور پيدا کند.

همين موضوع موجب اعتراض بيماران شد. متخصص اورژانس در واکنش به انتقادات بسياري از بيماران به ذکر اين نکته بسنده مي‌کرد که متخصص ارتوپد تا ساعت دو نيمه شب در بيمارستان حضور داشته و اين ساعات باقي مانده تنها متخصص اورژانس قرار است بيمارستاني را اداره کند که از تمام بيمارستان‌ها موارد حاد اورژانسي و تصادفي به آنها ارجاع داده مي‌شود تا در ساعات طلايي مورد عمل جراحي قرار بگيرند.

متخصص طب اورژانس در پاسخ به اعتراض گسترده تاکيد مي‌کرد که بيمارستان در حال حاضر متخصص ارتوپد ندارد و تنها تا ساعت دو در بيمارستان حضور دارند. همان زمان مردي که پسرش با دست شکسته در حال ويزيت شدن بود، متخصص طب اورژانس را خطاب قرار داد و گفت:« شرمنده ظاهرا ايشان زودتر بيمارستان را ترک کردند، چون الان ساعت يک و نيم صبح بوده و هنوز دو نشده است. من اين همه راه آمده و ساعت‌ها معطل شده‌ام و انتظار دارم که در اين بيمارستان يک متخصص ارتوپد پسر من رامعاينه کند وگرنه مي‌توانستم دستور بستن باند و کمپرس با يخ را از کلينيک سر محلمان بگيرم.»

درست در اين گيرو دار بود که يک بيمار تصادفي وارد اورژانس بيمارستان شد.

اگر سوپرمارکت رفته بودم تا به حال يک نفر بالاي سر بيمار آمده بود و يک نگاه به او مي‌انداخت. شما اسم خودتان را دکتر گذاشتيد.



بيمار که از بيمارستان امام حسين(ع) به دليل شکستگي پا به بيمارستان ارجاع داده شده بود، انتظار داشت تا در اسرع وقت پذيرش شده و بلافاصله مورد عمل جراحي قرار بگيرد. در همان آمبولانس براي وي يک آتل ساده بسته بودند تا حداقل ثابت باقي بماند. وضعيت بيمار به دليل جراحت بسيار زياد و خونريزي به گونه‌اي بود که تمام شلوار و ملحفه‌ها غرق خون شده بود و بيمار از شدت درد به خود مي‌پيچيد. حال بيمار آنقدر بد بود که هر فردي به سرعت با او همدردي مي‌کرد. درست زماني که همراهان بيمار با اضطراب خواستند که بيمار را پيش پزشک ببرند با ممانعت کادر بيمارستان مواجه شدند.

پزشک اورژانس با عصبانيت از همراهان خواست تا وي را بار ديگر به بيمارستان امام حسين ببرند چون بيمار دچار ضربه به سر شده است و بايد خيالشان از ضربه سر راحت شود. اما همراهان گفتند که شکستگي بيمار خيلي حاد است لااقل او را جراحي کنيد. پزشک بيمارستان گفت که در حال حاضر متخصص ارتوپد در بيمارستان حضور ندارد. با وجود اين همراهان درخواست کردند که حداقل کاري کنيد که خونريزي متوقف شود پاسخ کادر بيمارستان اين بود که بيمارستان در حال حاضر جراح عمومي هم ندارد. بيان همين پاسخ موجب شد که کاسه صبر همراهان سرازير شود. همان زمان همراه بيمار فرياد کشيد بيمارستاني که جراح نداشته باشد اسمش بيمارستان نيست. همراه ديگر بيمار خشمگينانه بر سر پزشک فرياد کشيد که لااقل انصاف داشته باش ومريض را ببين.

دوست ديگر بيمار درحالي که گريه مي‌کرد گفت:« اگر سوپرمارکت رفته بودم تا به حال يک نفر بالاي سر بيمار آمده بود و يک نگاه به او مي‌انداخت. شما اسم خودتان را دکتر گذاشتيد.» اين دادو بيداد موجب شد تا نيروي حراست وارد عمل شود. حراست همراهان بيمار را به خارج از بيمارستان مشايعت کردو از آنها خواست تا به بيمارستان امام حسين(ع) بروند. با اين حال بار ديگر همراه بيمار وارد اورژانس شد و از متصدي پذيرش خواست تا يک برگ به او بدهد و بنويسد که بيمار را پذيرش نمي‌کند. متصدي پذيرش گفت که اين کار را انجام نمي‌دهد، چون همراهان قبل از ورود به اورژانس با پذيرش هماهنگي نکرده بودند.

همراه بيمار فرياد کشيد که مگر من بايد از تو اجازه بگيرم که بيمار تصادفي را به اين بيمارستان بياورم يا نياورم يادت باشه که تو اينجا يک کارمندي مگر اين بيمارستان رئيس ندارد؟با اين حال متصدي پذيرش قافيه را نباخت و گفت:« فعلا من همه کاره‌ام مريضت را ببر همانجايي که به ما ارجاع داده‌اند»

نتيجه اين جدال از قبل مشخص بود همراهان بيمار در پياده‌روي روبروي بيمارستان در به در به دنبال بيمارستان خصوصي مي‌گشتند. همان زماني که همراهان بيمار پشت تلفن مي‌گفتند که هر جور شده پول را جور خواهند کرد ردي از خون روي رمپ خروجي اورژانس خودنمايي مي‌کرد و بيمار تصادفي فرياد مي‌کشيدو مي‌گفت:« من ديگر خوني برايم باقي نمانده است زودتر فکري کنيد. فردي که با من تصادف کرده است، در حال حاضر در کلانتري بازداشت است در ضمن خودم هم پول دارم.»

ده دقيقه بعد که کار مهم ارجاع به متخصص توسط پزشک اورژانس انجام شد، حضور دوساعته در اورژانس بيمارستان تخصصي تامين اجتماعي پايان يافت. با اين حال هنوز رد خون روي رمپ مشاهده مي‌شد اما اثري از بيمار تصادفي نبود. ده ها سوال بارديگر ذهن من را به خود مشغول کرد. اگر اين بيمار نمي‌توانست پول جور کند چه سرنوشتي در انتظار او بود؟ چرا حقوق اوليه بيمار يعني تلاش براي حفظ جان بيمار ناديده گرفته مي‌شود؟ چرا کادر درماني وظيفه خود را در راستاي بندآوردن خون ايفا نکرد؟ اگر بيمارستاني فاقد جراح عمومي و متخصص ارتوپد در ساعات نيمه شب باشد مي تواند نياز هاي بيماران را برطرف کند،کما اينکه بسياري از بيماران وقتي متوجه مي‌شدند که متخصص طب اورژانس قرار است کار آنها را انجام بدهد، معترض مي‌شدند. به نظر مي‌رسد که بسياري از بيمارستان‌هاي تخصصي با توجه به بيماران بدحال خود فراموش کرده‌اند که بايد متخصص مقيم و جراح داشته باشند تا در شرايط حاد و اورژانسي مجبور به بيرون کردن بيماراورژانسي نشوند. از سوي ديگر اين نکته را بايد مدنظر قرار داد که اصل تلاش براي حفظ جان بيمار يک اصل انسان‌دوستانه است که در برخي از اورژانس‌ها چندان جدي گرفته نمي‌شود. در اين ميان نمي‌توان تنها به سامانه شکايت 1490 بسنده کرد، بلکه بايد در راستاي بازرسي‌هاي گاه و بيگاه وضعيت خدمات‌دهي به بيماران را مورد پايش قرار داد. تنها در اين صورت مي‌توان به نقاط ضعف اجراي طرح تحول سلامت آگاه شد و در راستاي برطرف کردن آن گام برداشت.

هدف از نگارش اين گزارش، برجسته‌سازي مشکلات و نقاط ضعف نيست، بلکه تلاش دارد تا بخشي از فاصله موجود بين آرمان‌ها و واقعيات اجتماعي را به تصوير بکشاند.

در اين ميان مي‌توان به بسياري از متوليان حوزه سلامت و ساکنان ساختمان ايوانک شهرک غرب يک توصيه دوستانه کرد با توجه به اينکه تعداد زيادي از هموطنان به دليل تصادف جان خود را از دست مي‌دهند بايد تدابيري درنظر گرفت تا همه بيمارستان‌ها خود را ملزم بدانند تا تمام تلاش خود را به کار بگيرند تا جان بيمار تصادفي را نجات بدهند در اين صورت مي‌توان اميدوار بود که جان افراد به کالاي ارزشمند تبديل شده و بيمارستان به صورتي غيرمسئولانه بيمار تصادفي را از اورژنس بيمارستان اخراج نمي‌کند. البته توصيه ديگر اين است که معيارهاي مورد توجه در حوزه تخصصي و فوق تخصصي مورد ارزيابي قرار بگيردو مراکز درماني تخصص هاي لازم اورژانس را در تمام ساعات در حال فعاليت داشته باشند.

* نام بيمارستان در دفتر روزنامه موجود است.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
1.37582s, 20q